قوانین پیچیدۀ ترافیکی

همیشه با خودم می اندیشیده ام که چرا این قوانین ترافیکی اینقدر و با این شدت پیچیده و عجیب است که شاید قریب به یک سوم مردم هنوز از آن سر در نیاورده اند و بخشی از مابقی مردم هنوز در اجرای آنها مشکل دارند. طی بررسی که داشتم تعدادی از این قوانین را کشف کردم که با شما به اشتراک می گذارم. امیدوارم آن عده ای که هنوز نمی توانند این قوانین را اجرا کنند، با خواندن این مطلب نتیجه ای برایشان حاصل شود.

تا کی بی قانونی؟

چراغ قرمز یعنی توقف نه عبور. پس نباید برای اتومبیل جلویی بوق زد یا او را وادار به حرکت کرد. رنگ چراغ : قرمز

چراغ سبز یعنی عبور از خیابان و نه ایستادن و صحبت کردن با دوست قدیمی که در داخل اتومبیل نشسته است. راهکار: اتومبیل خود را به گوشه ای برده و صحبت خود را ادامه دهید. رنگ چراغ : سبز

چراغ زرد یعنی عبور با احتیاط از خیابان نه پر کردن گاز تا انتها و عبور، با نهایت سرعت. رنگ چراغ : زرد

خط عابر یعنی روی آن نباید بایستیم. زیرا محل عبور افراد پیاده است. وقتی هم که عده ای عابر از روی آن در حال حرکتند، نباید با بوق زدن آنها را به زور کنار زد.

و …

مگر ما اینها را نمی دانیم؟ پس چرا باید اینقدر شهر را شلوغ و پلوغ ببینیم؟ چرا باید یکسره صدای بوق بشنویم؟ تا کی باید این وضع ادامه داشته باشد؟ چرا وقتی که می دانیم نباید سمت راست چهارراه توقف کرد، باز هم اتومبیل خود را پارک می کنیم و یا توقف می کنیم؟ اگر وقت ما ارزش ندارد، چرا وقت با ارزش دیگران را تلف کنیم؟ آیا استفاده از وقت دیگران حق ماست؟ (بلا نسبت شما خوانندۀ محترم)

گاهی اوقات با خود می اندیشم که چرا وقتی م توانیم سیستم ترافیکی خوبی داشته باشیم، با رعایت نکردن چند عامل کوچک خودمان آنرا از دست می دهیم. وقتی می دانیم که در حال تخلف هستیم، چرا باز هم با پررویی حق را جانب خود گرفته و به راه خود ادامه می دهیم.

حل این مساله بسیار ساده است. من می توانم خودم + دوستم که گاهی سوار اتومبیل او می شوم + رانندۀ تاکسی که سوارش شده ام را گوشزد کنم. مابقی خودش درست می شود.

چرا بعضی آدمها اتومبیل هستند؟

آیا تا بحال دقت کرده اید وقتی که در خیابان یا کوچه در حال رانندگی هستید، متوجه فردی  می شوید که مشغول پیاده روی در وسط خیابان و یا کوچه است؟ خیلی جالب است که با اینکه صدای موتور ماشین را متوجه می شود، باز هم کنار نمی رود تا اینکه بالاخره مجبور می شوید بوق بزنید و پس از اینکه صدای بوق را می شوند، نگاهی سرشار از نفرت به شما کرده و سپس کمی (فقط کمی) آنطرفتر می رود تا شما بتوانید به سختی گذر کنید.نوع دیگر آدمهای اتومبیلی هم افرادی هستند که همیشه وسط خیابان راه می روند.

پیاده رو

اینگونه افراد به دلایلی مختلف به این کار رو می آورند (منظور راه رفتن وسط خیابان یا کوچه) که از نظر من به صورت زیر دسته بندی می شود:

۱ – دوست دارند اتومبیل باشند. اتومبیلهایی که به هیچ کس راه نمی دهند. (برتری طلبی)

۲ – هرگزبه آنچه که دارند راضی نیستند. مثلا پیاده رو را برای اینها ساخته اند، هر چند باریک، هرچند کثیف. پس وقتی که پیاده رو هست چرا وسط خیابان باید راه رفت. (عدم رضایت در مقابل داشته ها)

۳ – دوست دارند یک نفر از آنها خواهش و یا درخواست کند. (خشنودی در مقابل نیاز دیگران)

۴ – دوست ندارند با بقیه مردم یکرنگ و همسو باشند و خود را غیر از دیگران می دانند. (خود بزرگ بینی)

۵ – پیاده روها پر از آدم است و شاید آنها مریض باشند. (وسواس و ترس از مریضی – ترس)

۶ – دوست دارند جلوشان باز باشد و به راحتی تردد کنند. (راحت طلبی)

۷ – دلشان می خواهد که یک اتومبیل به آنها بزند تا شاید پولی به جیب بزنند. (نیاز مالی)

موارد فوق به شخصیت فرد بر می گردد و موارد زیر به شهرداری منطقه و سازمانهای مشابه:

  • بسته شدن مسیر رفت آمد عابرین پیاده به دلیل عملیات بنایی (آجر و شن و ماسه)
  • پر شدن پیاده رو از آب و سرازیر شدن ناودون خانه ها به پیاده رو
  • عملیات لوله کشی، مخابراتی، برق کشی و …

و همچنین یک مورد دیگر هم وجود دارد که به سایر افراد اجتماع مربوط است و آن هم پارک کردن اتومبیل در پیاده روست.

راهکارهایی برای اینکه اتومبیل نباشیم:

– رفتارهای فوق الذکر را از خود دور کنیم.
– در صورتیکه موارد مربوط به شهرداری یا سازمانهای مشابه را می بینیم، بی تفاوت نباشیم و سریعا تماس بگیریم.

سرعت کم در رانندگی با دلایل قانع کننده

این روزها رانندگی تبدیل به یکی از اجزای لاینفک زندگی هر شخص شده است؛ بطوریکه اگر این قسمت را از زندگی هر شخصی جدا سازند، به طور یقین با سختی هایی روبرو می شود. رانندگی کردنف بخصوص در خیابانهای شلوغ و پرترافیک و بویژه با وجود آلودگی زیاد هوا کاری بس دشوار است که نیاز به ترفند ها و ریزه کاریهایی جهت لذت بردن از آن دارد.

بسیاری از رانندگان با اینکه هیچ عجله ای در رسیدن به مقصد ندارند، بازهم با سرعت می رانند. این امر باعث استرس زا شدن رانندگی برای ایشان شده و لذت رانندگی را با این کار از دست می دهند. (البته ناگفته نماند رانندگی با سرعت بالا لذتی غیر قابل توصیف دارد اما در جایی که بتوان سرعت گرفت و نه در میان انسانها و اتومبیلها! ) همچنین علاوه بر اینکه شاید متحمل ضرر و زیان مالی شوند با جان مردم هم بازی می کنند.

باید دقت کنیم که اگر زمان رسیدن به مقصد با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت، ۳۰ دقیقه است، هیچ وقت با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۱۵ دقیقه نیست بلکه بین بین ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است که دلایل مختلفی دارد که جای بحث آن نیست.

در اینجا به ۵ دلیل برای اینکه آرام و با سرعت پایین برانیم اشاره می کنم :

۱ – مصرف سوخت کمتر

هربار ترمز گرفتن و از سرعت کاستن و دوباره سرعت گرفتن باعث مصرف سوخت بیشتری نسبت به زمانی که با سرعت ثابت می‏رانیم می‏شود.

۲ – حفظ جان مردم

رانندگی با سرعت بالا می‏تواند تهدیدی برای جان مردم و همچنین خود راننده باشد. جالب اینجاست که بر اساس تحقیقات، رانندگی با سرعت تقریبی ۵۵ کیلومتر در ساعت دوبرابر شانس مرگ یک شخص را در برابر ۴۵ کیلومتر در ساعت دارد (اختلاف فقط ۱۰ کیلومتر است). با سرعت بالا رانندگی کردن شاید چند دقیقه‏ای ما را سریعتر به مقصد برساند اما می‏تواند به اندازه یک پلک بهم زدن بین مرگ و زندگی فاصله ایجاد کند.

۳ -صرفه جویی در وقت ؟!

اکثر اوقات هنگامیکه خیال می کنیم رانندگی با سرعت بالا می‏تواند باعث صرفه‏جویی در وقت شود، می‏فهمیم که اینطور هم نیست. عدم توانایی در تصمیم‏گیری بموقع به دلیل سرعت بالا و وجود استرس می‏تواند عاملی شود تا دقیقا ورودی یک بزرگراه را رد کرده و پس از طی چند متر که دیگر راه برگشتی نیست بفهمیم! و یا اینکه یک تصادف بسیار کوچک شاید باعث اتلاف وقتی قابل توجه گردد.

۴ – کاهش استرس

همیشه برخورد آنی و غیرمنتظره با رویدادها و مسائل، چه خوب و چه بد باعث ایجاد استرس می‏گردد. این استرس می‏تواند عواقبی وخیم به دنبال داشته باشد که بعدها خود را نشان می‏دهد. چرا بعضی از افراد پس از رانندگی و یا در حین رانندگی بسیار اخمو و ترشرو هستند و یا اینکه حالت تدافعی دارند؟ این به خاطر وجود استرس است.

۵ – لذت بردن از رانندگی

با سرعت پایین رانندگی کردن می‏تواند فرصت دیدن مناظر زیبا را به ما هدیه دهد. همچنین با توجه به اینکه هیچ گونه استرسی ایجاد نمی‏شود، می‏تواند فرصتی برای تفکر و تصمیم‏گیری باشد.

حال فرض کنیم که می خواهیم یک رانندگی لذت‏بخش را شروع کنیم. در اینجا به چند مورد که می‏تواند لذت رانندگی را بیش از پیش افزایش دهد اشاره می نمایم :

  • گوش دادن به موسیقی آرام‏بخش
  • بی‏توجهی به رانندگان دیگر : نه به این معنا که خیابان را از آن خود بدانیم. منظور این است که مثلا اگر کسی ما را اذیت کرده و روی ما گرفت، اصلا اهمیت ندهیم. با خود بگوییم “آیا با من برخورد کرد؟” (نه) پس به راه خود ادامه دهیم. (همچنین در مورد کسانی که خیلی زود تحت تاثیر سایر رانندگان قرار میگیرند).
  • زودتر راه بیفتیم : شاید یکی از دلایلی که بعضی افراد با سرعت بالا رانندگی می‏کنند این که دیر شده می‏باشد. پس اگر فقط چند دقیقه زودتر راه افتیم، دیگر نیازی به سریع راندن نیست.
  • از سمت راست حرکت کنیم : اگر سرعت ما نسبت به دیگر رانندگان پرسرعت پایینتر است، دقت کنیم که از سمت راست حرکت نماییم.
  • فکر کنیم : در حین رانندگی همانطور که اشاره شد، می توان به مسائل روزانه فکر کرده و یا ایده پردازی کنیم.

در پایان قلباً درخواست می نمایم که آرام برانید.