خون مرغ هم جادو می کند

نمی دانم در شهر شما روال چیست در شهر ما اگر می خواهی بفهمی که رانندگان اتومبیل ها، ماشین خود را تازه خریده اند یا نه، کافیست به پلاک آن توجه کنید. اگر کمی خون مالیده شده و قرمز باشد، به این معناست که طرف اتومبیل خود را تازه خریده است. خیلی جالب است که وقتی از خود راننده می پرسید “چرا خون مرغ می مالید” ابتدا می گوید “رسمه دیگه…” و اگر کمی پیله کنید، می گوید “راستش باید گوسفند بکشی، حالا که نداری، مرغ می کشی” بعد اگر از او بپرسید “در کل چرا خون می مالی” می گوید “برای رفع خطر، برای اینکه بیمه شود!”

اینجاست که با خود می گویید “مگر خون جادو می کند؟؟” و آیا واقعا خون جادو می کند؟

ما شنیده ایم که صدقه دادن فواید بسیار زیادی دارد، (البته نه این صدقه ای که ما تصور می کنیم فقط کمک به فقراست، بلکه صدقه به معنای وسیع آن، حتی صدقه علم، صدقه لبخند) اما اینکه خون مالیدن به پلاک اتومبیل باعث دفع بلا می شود، حقیقتا برای من سوال است.

سنت مخلوط شده با خرافات همیشه هم خوب نیست بخصوص اگر کورکورانه پذیرفته شود. این یک مثال کوچک بود از دریای خرافات کورکورانه پذیرفته شده که با سنت مخلوط شده و تصویری غلط از دنیای مادی به ما داده است. مثلا آن راننده حقیقتا با خود تصور می کند که اگر خون نکند، ۱۰۰% بلایی سرش می آید، اما من تا بحال برای اتومبیلهایی که عوض کرده ام، خون که نکرده ام هیچ، صدقه که نداده ام هیچ، بلایی هم سرم نیامده!

خرافات به نم دیوار هم رحم نمی کند

خرافات گاهی آنچنان در نسوج باورهای ما نفوذ کرده که کاملا با آن زندگی می کنیم و بدون اینکه بدانیم، به آن عمل می کنیم. ریشه خرافات در واقع عدم آگاهی و گاهی ترس است. ترس از آنچه که نمی دانیم. اما این دلیلی نیست که بتوان همه چیز را بدون تحقیق و بررسی قبول کرد. عدد ۱۳ یکی از بزرگترین خرافاتی است که همیشه در اکثر فرهنگ ها باعث آزار مردم بوده است. (من خودم با این عدد خیلی موافقم!) متاسفانه این خرافات به راحتی با دین و مذهب مخلوط می شود زیرا دین یکی از حساسترین پدیده هایی است که همیشه در معرض آسیب بوده است. نه فقط دین اسلام بلکه منظور دین به معنای عام است.

در اینجاست که وقتی دین با خرافات مخلوط می شود، التفات به اینکه آیا این عمل سنت است، خرافات است یا حکم دینی، کاری دشوار می شود و لذا در صورتیکه خرافات باشد و با عقل سلیم جور در نیاید، باعث می شود که تصور عامۀ زودباور و گاهی مترقی نسبت به دین چیزی برخلاف واقعیت شود و این قضیه به سرعت باعث دین زدگی می گردد. لذا تحقیق و تفحص در مسائلی که به راحتی همه قبول می کنند امری مهم است که باید مورد نظر قرار گیرد. نباید مسائل خرافی را با زندگی روزمره مخلوط نمود.

این قضیۀ خون مالیدن به لاستیک ها و پلاک اتومبیل ها برای من خیلی جالب است. بخصوص این روزها که اتومبیل صفر زیاد شده، این مساله به وفور به چشم می خورد. آیا اگر همین مبلغ مرغ را به یک نفر نیازمند بدهند، دیگر بیمه نمی شوند؟ آیا اگر همین مبلغ را یک کتاب مثبت خریداری کرده و به نیازمند علم بدهند، بیمه نمی شوند؟ باور کنید که می شوند.

۱۰ حالت و رفتار عجیب انسان که هنوز علم از شرح علت آن ها ناتوان است

با وجود اینکه دانشمندان موفق به کسب افتخاراتی از جمله شکافتن اتم، فرستادن انسان به کره ماه و کشف DNA بدن ما شده اند، ولی هنوز بسیاری از رفتارها و حالتهای عجیب انسان وجود دارد که از توضیح علت آن ها عاجزند.

انسانی که دارای خصوصیاتی همچون هنر، رویا و بشر دوستی است، دارای خصوصیاتی از جمله موهای زائد، خجالت کشیدن وانگشت تو دماغ کردن نیز می باشد! در اینجا به ۱۰ مورد از آن موارد عجیب و بی پاسخ اشاره شده است.

سرخ شدن در اثر خجالتسرخ شدن در اثر خجالت

داروین که یکی از معروفترین دانشمندان جهان است، تلاش بسیاری کرد تا از طریق سیر تکاملی توضیح دهد به چه علت در هنگام دروغ گفتن یا خجالت کشیدن قرمز می شویم و دیگران را از شرمندگی خود آگاه می سازیم. با این حال بعضی از مردم معتقدند که این حالت نشانه ضعف شخص و روبرو شدن با چنین مشکلی است.

خندیدن

اندورفین که موجب بهبود حالت درونی ما می شود، در اثر خنده ایجاد شده و دلیل کاملا موجهی دارد، ولی تحقیقات ۱۰ ساله ی دانشمندان، این دلیل موجه را نقش بر آب کرد و متوجه شدند که لطیفه ها و جک های پیش پا افتاده باعث ایجاد خنده بیشتری می شوند.

بوسیدن

در تعاریف علمی بوسیدن، ذکر شده که این عمل ممکن است ژنتیکی و وراثتی نباشد زیرا بسیاری از انسان ها از انجام آن امتناع می ورزند. اما بسیاری از نظریه ها، بوسیدن را با خاطرات تغذیه ای دوران نوزادی مرتبط دانسته و حاکی از اینست که انسان های اولیه فرزندانشان را از شیر می گرفتند و تنها از طریق دهانشان به آنها غذا می دانند که همین عمل موجب انتقال بزاق دهان و لذت بردن می شود.

رویا

براساس نظریات برخی از دانشمندان، رویا و خواب دیدن، بیان آرزوهای ضمیر نیمه هشیار ماست. اما این نظریات رد شده اند زیرا هنوز دلیل اینکه چرا چنین خیالات و تصورات عجیبی را می بینیم ، به طور دقیق کشف نشده است.

خرافاتخرافات

عادت های غیرعادی ولی اطمینان بخش که از گذشته تا اکنون وجود داشته اند. برای مثال انسان های باستان از ناله شیر در چمن ها به عنوان حرکت باد سود می جسته اند. به نظر می آید که در بعضی جوامع، مذهب انگیزه خوبی برای خرافات بوده است.

انگشت در بینی کردن

عادت زشت و ناپسند که بسیار رایج شده است و با اینکه بیرون راندن آن موشها (!) از بینی منفعت خاصی برای بدن ندارد، پس چرا بسیاری از مردم این کار را بطور میانگین چهار بار در روز انجام می دهند؟ البته برخی گمان می کنند که این عمل باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

انگشت در بینی

دوران بلوغ

در بین مخلوقات، به جز انسان، هیچ نوع حیوانی سالهای سخت و غیرقابل پیش بینی نوجوانی و بلوغ را تجربه نمی کند. برخی افراد معتقدند این دوران کمک می کند تا قبل از بالغ شدن، مغز انسان دوباره سازماندهی شود و شخص برای سالهای بعدی، مسئولیت پذیر شود.

بشر دوستی

کمک کردن به همنوع بدون هیچ چشم داشت و توقعی، از رفتارهای عجیب در سیر تکامل انسان است؛ که گاه به صورت گروهی انجام می شود و گاه فقط به خاطر لذت شخصی.

هنر

نقاشی، رقص، مجسمه سازی و موسیقی همگی از خصوصیات زیبای بشریت هستند که نشان دهنده والا بودن بعد انسان اند و می توان از آنها به عنوان ابزاری برای انتقال دانش یا تجربه استفاده کرد.

موی بدن

موهای نرم و نازک روی بدن و موهای ضخیم اندام های تناسلی بدن انسان ها، کاملا برعکس پستانداران است و دانشمندان بر این باورند که موهای زائد باعث ملایمت، ایجاد رایحه ای مطبوع و حفاظت در برابر خراشیدگی می شود.

منبع: تلگراف

باورها – دو

در دو پست قبل در مورد باورها و تاثیرات آنها در رفتار و کنشها مطلبی را منتشر نمودم. در این پست قصد دارم کمی در مورد چگونگی تاثیر باورها در موفقیت در زندگی بنویسم.

گاهی اوقات باورهای ما نسبت به مسائل شکلی منفی به خود می گیرد و شاید هم واقعیت باشد اما باعث ایجاد نگرش منفی ما نسبت به مسائل روزمرۀ زندگی می شود. برای مثال اگر ما باورمان این است که فقط پول است که آرامش می آورد، این باور تبدیل به تفکر منفی و نگرشی کاملا اشتباه نسبت به زندگی می شود. تفکر منفی هم خود باعث بروز مسائلی دیگر می شود.

مطلب مهم اینجاست که باورها رابطه ای مستقیم با قانون جذب و پروسۀ جذب دارند. به یاد دارید که قانون جذب چه می گوید؟ قانون جذب می گوید : هر فکر و نیتی که ما در ذهن و دلمان می‏گذرانیم دارای انرژی است پس ما با فکر کردن و نیت کردن در ذهن و دل، یک پرتو انرژی به کائنات ساتع می‏نماییم که آن انرژی به صورت تجسم یافته به ما بازخواهد گشت و ما در واقع شکل تجسم یافته و مادی آن انرژی (فکر و نیت) را جذب می‏کنیم.

اما در مورد باورها مصداق تعریف قانون جذب بسیار پررنگ تر است. زیرا دیگر ما فکری را از ذهن خود نمی گذرانیم. بلکه شبانه روز با همان فکر (باور) زندگی می کنیم و هر روز به آن بیشتر بال و پرداده و چاقترش می کنیم. باورها در واقع فکرهایی بسیار قوی و محکم و ریشه دار در اعماق مغز ما هستند که به سختی تغییر می کنند. پس ما با همین افکار شبانه روز مسائل و اتفاقاتی را جذب می کنیم که شکل عینیت یافتۀ باورهای ما هستند.

به طور یقین در مورد باورها فکر نمی کنیم. زیرا آنها در ژرفای وجود ما شکل گرفته و محکم شده اند و ناخودآکاه آنها را مبنای تصمیم گیری های خود قرار می دهیم. حال زمانی را تصور کنید که با اینکه باورهایی منفی داریم، آگاهانه فکری مثبت از ذهن ما ساطع شده و بر اساس قانون جذب، پس از مدتی کوتاه یا بلند نتیجه ای مثبت میگیریم؛ دلیل این نتیجۀ مثبت در واقع چیره شدن فکر ان لحظۀ ما بر باورمان بوده است.

اما آیا باخود فکر نمی کنید که همین فکر مثبت اگر تبدیل به باور شود چه می شود؟ تبدیل به جذب روزانۀ مسائل مثبت و خوب می شود. در اینجاست که بحث تفکر مثبت به میان می آید. تفکر مثبت باید تبدیل به باور مثبت شود.

چگونه باورهایی مثبت داشته باشیم؟

ابتدا باید باورهای خود را پیدا کنیم و در واقع آنها را کشف کنیم. سپس ببینیم کدام ها غلط و منفی و کدام ها مثبت و صحیح هستند. سپس باید باورهای اشتباه و منفی خود را تبدیل به باورهای مثبت کنیم. برای مثال اگر باور ما این است که راستگویی باعث ضرر کردن فرد می شود، این را با تمرین و ممارست تبدیل به یک باور صحیح و درست کنیم و یا اینکه اگر در مورد کمک به همنوع باورمان این است که “اگر دیدی کسی داره مییفته تو چاه، کمکش نباید بکنی که هیچ، یه لگد هم برنی تا بیفته تو چاه”، باید این باور کاملا منفی و اشتباه را با نوع صحیح آن جایگزین کنیم. و اما در مورد مسائلی مهمتر، مثلا اگر باور ما این است که “خر ما از کرگی دم نداشت… من اصلا شانس ندارم” باید ابتدا به موقعیت های بسیار خوبی که در زندگی داشتیم یه نیم نگاهی بکنیم و با تمرین این باور غلط را از ذهنمان دور کنیم. ما باید باور کنیم که همیشه بهترین موقعیت ها نصیب من می شود. و یا اگر باور ما این است که “به ما پولدار شدن نیومده” آنرا با تفکر و باوری کاملا مثبت و برعکس جایگزین کنیم.

خرافات، باورهایی غلط و منفی

خرافات در واقع باور به این است که چیزهایی که اصلا به هم هیچ ربطی ندارند بر همدیگر تاثیر میگذارند. در واقع این باور و اعتقاد ماست که این دو را به یکدیگر ربط می دهد و از لحاظ علمی و منطقی هیچ ربطی به هم ندارند. خرافات باوری بسیار عمیق است که متاسفانه خیلی جالب و راحت از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود. کار مهمی که باید در این رابطه انجام دهیم این است که تا قبل از اینکه دلیل منطقی و درستی در مورد خرافات پیدا نکرده ایم اصلا به انها توجه نکنیم و فقط بشنویم.

نتیجه گیری

زندگی با باورهای منفی غیر از پسرفت و عقب ماندگی هیچ نتیجه دیگری نخواهد داشت. باورهای غلط در مورد همه چیز، از خرافات گرفته تا مسائل زندگی باعث دید منفی و اشتباه نسبت به زندگی شده و در نتیجه زندگی ما را در یک مکعب کوچک محدود خواهد نمود. باید باورهای خود را شناخته، مثبت و صحیح آنها را پرورش داده و باورهای غلط و منفی را پاک کنیم.