خاطره: نمایشگاه دائمی ذهن

نمایشگاههای دائمی مکان هایی هستند که افراد می توانند هر زمان که دلشان خواست به آنجا مراجعه کرده و از تماشای آثار هنرمندان و صنعتگران لذت ببرند. یک نمایشگاه بسیار بسیار بزرگ هم در ذهن یکایک ماست. آیا تابحال به آنجا رفته اید؟

هر کسی حداقل هفته ای دو یا سه بار به این نمایشگاه می رود (البته به نظر من) و لذت می برد. اما آیا می دانید چه چیزهایی را می توان در این نمایشگاه یافت؟ آثار هنرمندان؟ صنایع دستی؟ موسیقی؟ …؟ بله. تمام این چیزها بعلاوه گنجینه ای از خاطرات را می توان در این نمایشگاه کاملا خصوصی و بزرگ یافت. صحنه های خوشی، تصاویر عزیزانمان، لحظات موفقیت و پیروزی، صحنه های تلخی و ناکامی، نقطه های عطفی که زندگی ما در آنجاها دگرگون شد و …

خاطره ها: نمایشگاهی در ذهن

چقدر از حادثه ای که آن روز برایتان افتاد ناراحت شدید؟ به خاطر دارید؟ آن روز سخت را که شکست خوردید؟ همه تنهایتان گذاشتند؟ شما ماندید و کوله باری از اندوه. اما اکنون که به این غرفه از نمایشگاه نگاه می اندازید، با خود چه می گویید؟ می خندید یا اشک می ریزید؟ چقدر خوب شد که گذشت. اگر این حادثه برایتان اتفاق نمی افتاد الان اینجا که هستید نبودید. من نمی دانم در چه وضعیتی هستید؛ بهتر یا بدتر از گذشته اما چیزی که می خواهم بگویم این است که “چه آموختید؟”  اکنون که روزها و ماهها و شاید سالها از آن موضوع می گذرد، چه پیامی از آن گرفته اید؟ آیا باز هم آن اشتباه را تکرار می کنید؟

آن ماجرای شیرین چطور؟ خیلی خوش گذشت. اما حیف که خوشی چندی نپایید و به سرعت تبدیل به ناراحتی شد. هیچ فکرش را می کردید که آن روزهای خوش به آن سرعت از بین بروند و برایتان ایام ناکامی به جا گذارند؟ چه آموختید؟ سعی می کنید دیگر گول نخورید؟

بروید به غرفۀ دوران تحصیل. آن دوستتان که دو سال تحصیل در کنارش می نشستید را خاطرتان هست؟ چقدر خوب بود. خاطرات اذیت کردن معلمان و درس نخواندن ها و امتحان کنسل کردن ها. کمی فشار بیاورید به ذهنتان. کم کم همه چیز رنگی می شود. مسیر مدرسه، هجوم بچه ها به سوپر مارکت مدرسه…

اما کمی عقب تر، دوران کودکی و دوران فهم واقعی. آیا به خاطر دارید که چقدر همه چیز را می فهمیدید؟ چقدر راحت قبول می کردید و چقدر آسان از یاد می بردید. دورانی که اگر تا بزرگسالی ادامه پیدا می کرد، دنیا گلستان می شد.

تمام این خاطرات می تواند در پنج دقیقه مرور شود. لحظاتی که کسل هستید و خسته و یا لحظاتی که خیلی خیلی شاد هستید، کمی به گذشته بازگردید تا تعادل به شما بازگردد. گذشته ای که چراغ راه آینده است. این نوشته فقط یک دعوتنامه تکراری است که شاید خودتان همه روزه به این نمایشگاه جذاب بروید اما گاهی فراموش می کنیم که چنین گنجینۀ گرانبهایی از آثار ذهنی را در خود داریم.

و معتقدم که
هر انسان در نوع خود یک هنرمند است که دیوارهای ذهنش را پر از تصاویری می کند که فقط خودش می داند آنها چیستند. بیایید با خوشی، هنرهای خود را ماندگار کنیم.

مکانیزم به خاطرسپاری : چرا مطالب در ذهنمان می‏مانند

این مطلب توسط نویسنده افتخاری جناب آقای دکتر مهدی پورعلی منتشرشده است.
ذخیره اطلاعات در مغز روندی است که حافظه نامیده می شود و این امر نیز به نوبۀ خود جزء اعمال سیناپس‏هاست (سیناپس : فضایی که پیام عصبی از یک سلول عصبی به سلول دیگر منتقل می‏شود). هر بار که نوع خاصی از اطلاعات حسی (بینایی- شنوایی – لمس – بویایی – چشایی ) از یک سیناپس عبور می کند این سیناپس دفعه بعد برای انتقال همان نوع پیام توانمندتر شده که این روند تسهیل نام دارد بعد از آنکه اطلاعات چندین بار از یک مسیر عصبی عبور کردند آن مسیر به حدی تسهیل می‏شود که حتی بدون وجود محرک خارجی (حواس پنجگانه) در خود مغز تولید شده و این مرحله ای است که اصطلاحا می گوییم “مطلب ملکه ذهن شده است” .

انواع حافظه :

۱- حافظه کوتاه مدت (Short-term memory)
شامل خاطراتی می شود که برای چند ثانیه یا حداکثر چند دقیقه دوام می آورند مگر آنکه به انواع بلند مدت آن تبدیل شوند.

۲- حافظه میان مدت (Intermediate-term memory)
که چند روز یا هفته باقی می ماند و در صورت عدم تکرار در ذهن از بین می رود.

۳- حافظه بلند مدت (Long-term memory)
که به دلیل تکرار، اگر یک بار ذخیره شود میتوان تا چندین سال یا حتی تا آخر عمر آن را به خاطر آورد.

تبدیل انواع حافظه به یکدیگر :

برای تبدیل حافظه کوتاه مدت به بلند مدت باید آن را تثبیت کنیم بدین معنی که اگر حافظه کوتاه مدت به طور مکرر فعال شود تغییرات فیزیکی و شیمیایی در سیناپس ها اتفاق می افتد که مسئول نوع دراز مدت حافظه است . این روند به ۵ تا ۱۰ دقیقه برای حداقل تثبت و ۱ ساعت یا بیشتر برای تثبیت قوی نیاز دارد . تکرار نیزجایگزین این زمان می باشد . (همچنین تکرار روزانه و ماهانه و در کل زمانبندی شده که توصیه متخصصین بر حداقل ۸ بار تکرار با هر منوالی در ۸ روز متوالی است) – شاید این دلیلی است که همیشه دو کلمۀ تمرین و تکرار را کنار هم می‏بینیم.

نوع دیگری از تقسیم بندی حافظه :

۱- حافظه مشغول به کار : نوعی از حافظه است که در جریان یک استدلال فکری استفاده می شود ولی در هر مرحله ای که مسئله حل شود، خاتمه می یابد .

۲- حافظه قابل بیان یا اخباری : اساسا به معنای خاطره مربوط به جزئیات مختلف یک فکر جامع است مثلا :

الف) خاطره محیط اطراف
ب) خاطره ارتباط های زمانی
ج) خاطره علل یک تجربه
د) خاطره معنای یک تجربه
ه) خاطره قضاوت یک فرد

۳- حافظه مهارتی

که با فعالیت های بدن مرتبط است مثل تمام مهارت های بازی با توپ.

مغز ما این قابلیت را دارد که اطلاعات بی حاصل را نادیده بگیرد وگرنه ظرفیت ذهن ما طی چند دقیقه اشباع می شد . این مسئله ناشی از مهار سیناپس مربوط به این نوع از اطلاعات است. اثر حاصل را عادت کردن habituation یا می گویند که درواقع نوعی از حافظه منفی است . از سوی دیگر در مورد اطلاعاتی که نتایج مهمی از قبیل درد یا یک حس خوشایند ایجاد می کنند مغز توانایی خودکاری در تقویت و ذخیره سازی مسیر های حافظه دارد . این همان حافظه مثبت است که ناشی از تسهیل (در بالا توضیح داده شد) مسیر های سیناپسی می باشد که این فرایند حساس شدن حافظه نامیده می‏شود.

نتیجه گیری : برای ماندگارشدن هرچیز در ذهن، به تکرار نیاز است.

در اینجا اندک اطلاعاتی در مورد فیزیولوژی حافظه تقدیمتان گردید که امیدوارم موثر واقع شود.