چه کسی مطلب مرا برداشته است؟

هرگاه مطلبی از وبلاگ یا وبسایت شما کپی شده و در جای دیگر چسبانده می‏شود، Tracer این عمل را ثبت و ضبط کرده و بصورت اتوماتیک لینک اصلی مطلب که در واقع همان لینک شما بوده است را به مطلب کپی شده اضافه می‏کند. در اینصورت قبل از هرچیز شما به راحتی در می‏یابید که چه کسی بدون اجازۀ شما مطلبتان را ربوده است و همچنین به دلیل اضافه شدن لینک شما به مطلب کپی شده، خود بخود مراجعه کنندگان بیشتری را به سوی خود جذب می‏کنید.

Tracer در واقع یک راه جدید برای افزایش آمار بازدید وبسایتها و وبلاگهاست. همچنین با این سیستم اضافه کردن شما، خود بخود پیج رنک شما نیز بالا می‏رود چرا که لینک وبلاگ یا وبسایت شما در همه جا پخش می‏گردد.

همچنین Tracer به شما کمک می‏کند تا پربازدید ترین مطالب خود را شناسایی کنید که در اینصورت شما می‏توانید مطالبی مرتبط با آنچه که کاربران، بیشترین کپی را از مطلب شما داشته اند را منتشر نموده وهمچنین کلیدواژه هایی نزدیک به انچه بیشتر کپی شده را نیز اضافه نمایید.

کافیست در این سرویس اینترنتی عضو شده و اسکریپتی که به شما ارائه خواهد شد را در صفحات سایت یا وبلاگ خود کپی نمایید و سپس هر از گاهی به پنل کاربری خود مراجعه نمایید تا آنچه را که توضیح داده شد، دریابید.

دسته بندی شده در: اینترنت

مردی که زن بود

در سال ۱۸۱۲، جیمز بری (James Barry) (متولد ۱۷۹۵)، مردی جوان و ریز اندام، مدرک پزشکی خود را از دانشگاه ادینبورگ (Edinburgh) در بریتانیای کبیر گرفت. پس از اخذ مدرک پزشکی در سال ۱۸۱۲ به لندن بازگشت تا در بیمارستان گای اند سنت توماس (Guy and St Thomas) تحصیلات خود را ارتقا داده و در زمینه جراحی تجربیاتی را کسب کند. پس از گذران دوره‏ای کوتاه، این پزشک جوان و نامی به استخدام ارتش در آمده و در سرزمینهایی دوردست (از جمله آفریقا و کانادا و هند) به ارتقاء سطح کیفی بیمارستانها و سلامت مردم و بخصوص افراد ارتش پرداخت.

  • مورد عجیب چه بود؟

جیمز بری، این جراح سرشناس در سال ۱۸۶۵ از دنیا رفت. وقتی مامور به اصطلاح ما مرده‏شور خواست او را برای قراردادن در تابوت آماده نماید، با چیز عجیبی روبرو شد؛ جیمز بری یک زن بود.
هیچ‏کس به اندازۀ همکلاسی‏ها و دوستان جیمز حیرت زده نشده بود. پسری که سالها با وی دوست بوده و با او رفت و آمد داشتند، ناگهان زن از آب در آمده است. بعضی افراد جیمز بری را به دلیل داشتن جثه‏ای کوچک و صورتی ریزنقش، حتی مناسب برای دانشگاه نمی‏دانستند تا جاییکه مسئول گزینش دانشگاه باور نمی‏کرد که سن و سال جیمز به حد دریافت مدرک پزشکی کفاف می‏دهد.

  • او که بود؟

آقای جیمز بری که نام اصلی وی (خانم) «مارگارت آن بالکلی» است در ایرلند به دنیا آمد. لباسهایی که در سنین کودکی تن او می‏شد اکثرا پسرانه بود و همین روال ادامه یافت تا اینکه تشخیص پسر یا دختر بودن او سخت شده بود. برادر جیمز بری، استاد نقاشی در رویال آکادمی لندن بود اما هیچ کس او را با برادرش اشتباه نگرفت. او علاقۀ شدیدی به تحصیل در رشتۀ پزشکی داشت اما شرایط آن زمان آنطور بود که خانمها نمی‏توانستند در این رشته تحصیل کنند. در نتیجه مارگارت بری تصمیم گرفت خود را به جای پسرها جا زده و مسیر زندگی خود را آنطور که دلش می‏خواست تغییر دهد. او اسم برادرش را بر روی خود گذاشت و به دانشگاه رفت و تبدیل به اولین پزشک زن در تاریخ شد. او با توجه به علاقۀ شدیدی که به کار و تحصیلات خود داشت، هر کجا که می‏رفت در ارتقاء سیستم بهداشت آنجا تلاش می‏نمود و موفقیتهایی را در این زمینه کسب نمود. همچنین با توجه به اینکه در زمان جیمز از بیهوشی و بی‏حسی برای اعمال جراحی بهره‏ای چندان نمی‏بردند، وی به سریع و فرز بودن در انجام اعمال جراحی مشهور بوده است.

مارگارت، برای اطرافیانش دوست خوش مشربی نبود. وی کمی تندخو و حاضرجواب بود. همچنین هر وقت شخصی به صدای ظریف او و یا ظاهرش ایراد می‏گرفت، بعید بود که دعوایی تن به تن رخ ندهد. وی چندین بار به دلیل سرپیچی از فرماندهان خود مواخذه شد اما معمولا با مدارا با وی رفتار می‏شد.

خوب است بدانید در همین زمینه فیلمی به نام بهشت و زمین – (۲۰۰۸) Heaven and Earth به کارگردانی مارلین گوریس ساخته شده که برداشتی است از زندگی جیمز بری؛ همچنین مجموعه‏ای مستند با نام A Skirt Through History که بوسیلۀ بی‏بی‏سی منتشر شده، خلاصه‏ای از زندگی جیمز بری را به تصویر کشیده و نیز رمانی با نام جیمز میراندا بری (James Miranda Barry) نوشتۀ پاتریشیا دانکر نیز به زندگی جیمز پرداخته است.

منبعمنبعمنبع و دانستنیهای استاد حمید رستمی

  • نتیجه گیری نویسنده :

به نظر من از این داستان واقعی می‏توان بدین صورت استنتاج نمود که اگر انسان هدف خود را اکیدا دنبال کند، اگرچه به قیمت تغییر مسیر زندگی و یا مانند جیمز بری به قیمت جازدن مرد به جای زن تمام شود، دست یافتنی است و با تلاش و پشتکار، یک زن می‏تواند پزشک ارشد ارتش شود، وقتی که تحصیل در رشتۀ پزشکی برای خانمها ممنوع باشد.

دسته بندی شده در: دانستنیها

۲۵ راه تضمینی برای افزایش تعداد اعضاء فید (خوراک)

یکی از عوامل پیشرفت یک سایت یا یک وبلاگ، افزایش روزافزون تعداد بازدیدکنندگان آن است. همچنین در صورتیکه این بازدیدکنندگان تبدیل به بازدیدکنندگان دائمی گردند، عاملی برای رشد بیشتر آن سایت یا وبلاگ خواهد بود. یکی از راههای جذب بازدیدکنندگان دائمی، عضویت آنها در فید وبلاگ یا سایت می‏باشد. در اینجا ۲۵ راه کاربردی و تضمینی برای افزایش تعداد اعضای فید یا خوراک هر وبسایت خدمتتان معرفی می‏گردد.

۱ – مطالب پرمحتوایی را منتشر نمایید : این مسئله تنها دلیلی برای افزایش تعداد اعضای فید نیست بلکه مهمترین دلیل برای افزایش بازدید سایت و بازگرداندن خواننده به سایت یا وبلاگ است.

۲ – به صورت روزانه مطلب منتشر کنید : این انتظار هر خواننده‏ای است که مطالب را روزانه دریافت کند و این در حالیست که بسیاری از وبلاگها و سایتها روزانه بیش از ۵ مطلب یا بیشتر منتشر می‏نمایند.

۳ – محتوایی که در عنوان سایت ذکر شده را رعایت کنیم : مثلا اگر عنوان سایت در مورد دانلود است، ترجیحا از پرداختن به موارد دیگر خودداری شود تا انتظار خواننده از این وبلاگ برآورده شود.

۴ – آیکون RSS بزرگی در وبلاگ گنجانده شود : معمولا هر خواننده‏ای وقتی از مطالب یک وبلاگ استفاده کرده و مورد پسندش واقع می‏شود، در آخر به دنبال یک آیکون نارنجی می‏گردد؛ چه بسا که در بسیاری از اوقات این آیکون پیدا نمی‏شود و یا اینکه فقط به صورت نوشته است.

۵ – آیکون RSS در قسمت بالای وبلاگ گنجانده شود : قرار دادن آیکون فید در قسمت بالای سایت یا وبلاگ، این امکان را فراهم می‏آورد که خواننده در اولین نگاه متوجه فید این وبلاگ شده و عضویت در فید مد نظرش باشد.

۶ – فید خود را تمام متن ارائه دهید : بسیاری از وبلاگها فید اصلی خود را بصورت خلاصۀ متن و یا تیتر ارائه می‏دهند که همین مطلب کمی باعث آزار خوانندۀ وبلاگ می‏گردد.

۷ – اشتراک از طریق ایمیل را فعال سازید : همانطور که می‏دانید یکی از سرویسهای خوب اشتراک از طریق ایمیل همین فیدبرنر است که به راحتی و با کپی کردن یک کد کوچک در گوشه ای از وبلاگ اشتراک از طریق ایمیل را به خوانندگان سرویس خواهیم داد.

۸ – راههای رسیدن به عضویت را به حداقل برسانید : به این معنی که از عضویت مستقیم استفاده شود نه به این صورت که ایتدا وارد صفحه‏ای جداگانه شده و یا پنجره‏هایی مختلف باز شوند بلکه تاجاییکه امکان دارد از لینک مستقیم عضویت در فیدریدرها مانند گوگل و یاهو و … استفاده شود.

۹ – حداقل یک پست در مورد فید داشته باشید : پستی با این مضمون “فید چیست و چگونه عضو شویم” و هر موضوعی که وابسته به این مطلب باشد و حداقل یک لینک به پست مربوط به فید را در نزدیکی آیکون فید قرار دهید تا کسانیکه از فید اطلاعاتی ندارند شما اولین نفری باشید که این اطلاعات را به وی می‏دهید.

۱۰ – در انتهای هر پست پیشنهاد عضویت را مطرح کنید : به این صورت که حداقل با یک خط نوشته و یا یک تصویر بسیار کوچک عضویت در فید را به خواننده پیشنهاد دهید. همچنین می‏توانید این نوشته یا تصویر را در ابتدا و یا داخل پست خود قرار دهید. افزونه‏های مختلفی از جمله Smart Ads برای وردپرس هستند که این کار را آسان می‏نمایند.

۱۱ – استفاده از افزونۀ MyBlogLog یا  Bumpzee یا BlogCatalog : این افزونه‏ها (وردپرس)شما را قادر می‏سازد تا آخرین بازدید کنندگانتان را در صورتیکه عضو شبکه بازدید کنندگان وبلاگ شما می‏شوند، دنبال کند. چیزی شبیه گوگل فرند کانکت. اما این افزونه شما را قادر می‏سازد با پیغامی کوتاه آنها را دعوت به عضویت در فید وبلاگتان نمایید.

۱۲ – از حالت Auto Discover وبلاگ خود مطمئن شوید : در بسیاری از وبلاگها، هنگامی که وارد وبلاگ می‏شوید یک آیکون کوچک نارنجی رنگ مربوط به فید همان وبلاگ را در گوشۀ آدرس بار، مشاهده می‏نمایید (در اینترنت اکسپلورر حالت فعال شدۀ آیکون فید را خواهید یافت). این حالت کاربر را قادر می‏سازد بدون استفاده از آیکونی که برای فید خود در نظر گرفته‏اید، عضو فید شما شود.

۱۳ – استفاده از افزونۀ What Would Seth Godin Do : این افزونه امکانی برای وبلاگ شما فراهم می‏کند که فقط به اعضای جدید پیشنهاد عضویت در فید را داده و در صورت تمایل به سایر بازدیدکنندگان نیز پیشنهاد دهد.

۱۴ – به افرادی که دیدگاه خود را مطرح می‏نمایند ایمیل بفرستید : این یک مسئلۀ مهم است که شما هنوز کامنت گذارانی دارید که عضو فید شما نشده‏اند، لذا با ارسال یک ایمیل خصوصی به آنها پیشنهاد عضویت در فید را مطرح نمایید.

۱۵ – اگر خواننده‏ای به شما ایمیل می‏زند، وی را بی‏پاسخ نگذارید : بعضی وبلاگ‏نویسان حرفه‏ای که سرشان شلوغ است، گاه فرصت پاسخ دادن به ایمیل‏های دریافتی از جانب مخاطبان خود را ندارند که همین امر بعضی اوقات باعث بی میلی نسبت به عضویت در وبلاگ می‏گردد.

۱۶ – در قسمت ارائۀ دیدگاهها، لینک کوچکی به فید خود قرار دهید : در حد یک نوشتۀ کوچک می‏توانید این کار را انجام دهید اما دقت داشته باشید که دعوت بیش از حد، منجر به تاثیر منفی می‏شود و خواننده را منزجر می‏کند.

۱۷ – از پرداختن به حاشیه‏ها در موضوع اصلی پست، خودداری کنید : یعنی پست خود را با مطالب و جمله‏های اضافی پر نکنید. خواننده‏ها دوست دارند مطلبی مفید با یک دور مطالعۀ سریع دستگیرشان شود.

۱۸ – تبادل لینک داشته باشید : این مساله که خوشبختانه در وبلاگستان فارسی به نحوی نسبتا مطلوب انجام می‎‏شود، باعث به اشتراک گذاری خوانندگان یک وبلاگ با وبلاگی دیگر می‏شود. ترجیحا وبلاگ خود را با توضیحی اضافه در وبلاگی دیگر عنوان نمایید.

۱۹ – از پادکست و ودکست استفاده کنید : یک مجموعۀ چند قسمتی از یک ویدئوی خودساز و یا تهیه شده در مورد مطالب خودتان را در اختیار خوانندگان قرار دهید و هر از گاهی به صورت مرتب، یک قسمت از آنرا پخش کنید.

۲۰ – به عنوان نویسندۀ میهمان در دیگر وبلاگها مطلب بنویسید : این کار باعث می‏شود تا خوانندگان وبلاگی که در آن مطلب نوشته‏اید را به سمت خود جلب کرده و جایگاه خود را ارتقا بخشید.

۲۱ – در انتهای ایمیل خود، لینک به فید خود را قرار دهید : معمولا بیشتر سرویسهای ایمیلی، این امکان را برای کابران خود فراهم ساخته‏اند تا امضای خود را در انتهای نامۀ خود قرار دهند. در کنار نام و مشخصات خود می‏توانید لینک به فید خود را قرار دهید.

۲۲ – یک لینکدونی کوچک در وبلاگ خود درست کنید : وقتی خوانندگان وبلاگ شما دریابند که وبگردی‏های شما نیز مانند مطالبتان جذاب و خواندنی است و با محتوای وبلاگ شما همخوانی دارد، آنها را به عضویت در فید وبلاگ شما و یا لینکدونیتان ترغیب می‏کند.

۲۳ – نظر و ایدۀ خود را در مورد مطالب عنوان نمایید : معمولا خوانندگان بدشان نمی‏آیند تا از نظر نویسندۀ مطلبی آگاه شوند؛ لذا مطرح نمودن نظر نویسنده در حد یک یا دو خط در انتهای هر پست می‏تواند خود عاملی برای جذب بازدیدکنندگان باشد.

۲۴ – تعداد خوانندگان خود را به نمایش گذارید : وقتی وبلاگی تعداد خوانندۀ زیادی دارد، این نشان از مفید بودن مطالب آن وبلاگ است؛ پس، با به نمایش گذاردن تعداد اعضای فید وبلاگتان، خواننده را به عضویت در فید ترغیب نمایید.

۲۵ – لینک مطالب خود را در شبکه‏های اجتماعی قرار دهید : با اینکار دیگران و افرادیکه شما را نمی‏شناسند و شاید تابحال مطالب شما را نخوانده و یا وبلاگ شما را ندیده‏اند خودبخود به وبلاگ شما دعوت شده و شاید تعدادی از آنان به عضویت فید شما در آیند.

امیدوارم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. این مطلب شامل برداشتهایی از منبع می‏باشد.

در انتها به شما پیشنهاد میکنم مطالب پورعلی.نت را از طریق خوراک (فید) دنبال کنید.

دسته بندی شده در: اینترنت

گلایۀ یک خواننده از یک وبلاگنویس

قبل از هر چیز تقاضا دارم در صورتیکه اطلاعاتی راجع به این پست دارید عنوان فرمایید.

چند روز پیش ترک آخر از آلبوم جدید هادی پاکزاد، به نام “سپهر”را با دقت گوش می‏دادم و آنطور که در شعرش می‏گفت، گویا یک وبلاگنویس شایعاتی را راجع به وی منتشر کرده و هادی نیز از مطالب آن وبلاگ ناراحت شده و با تمام وجود در این ترک از آن وبلاگ انتقاد نموده است.

این ترک را می‏توانید از وبسایت رسمی وی دریافت نمایید. همچنین بیوگرافی مختصری از هادی پاکزاد را می‏توانید در اینجا بخوانید.

جالب اینجاست که گویا این وبلاگ، وبلاگ پرخواننده‏ای بوده و اینکه مشترکین زیادی داشته است. آقای پاکزاد از دیگر مشخصات این وبلاگنویس هیچ مطلبی را عنوان نمی‏کند. اما به نکاتی اشاره می‏کند که درخور توجه است.

دسته بندی شده در: موسیقی

پیامهایی آموزنده که در سریال یوسف می‏توان یافت

بی‏تردید اکثر هموطنان سریال یوسف نبی را از ابتدا دنبال کرده و یا اینکه حداقل چند قسمتی از آن را دیده‏اند. با توجه به این مطلب و همچنین با توجه به اینکه روزهای شنبه به هرکجا که می‏رفتم صحبت از آن بود، تصمیم گرفتم پستی را با این محتوا تقدیم خوانندگان محترم نمایم. از خوانندگان محترم تقاضا دارم در صورتیکه برداشتهایی مخالف و یا موافق دارند در آخر مطرح نمایند.

داستان سریال یوسف نبی با توجه به اینکه با دقت تمام بررسی و نوشته شده و مورد تایید بسیاری از افراد متخصص در زمینه داستان‏های قرآنی قرارگرفته، بهتر است فقط به دید یک سریال معمولی آنرا نبینیم. البته ناگفته نماند که این سریال نقاط ضعفی را نیز با خود به همراه دارد.

در مورد دلیل مصائبی که بر سر یوسف و یعقوب آمده در پستی با نام “ماجرای یوسف و یعقوب از منظر قانون عمل و عکس العمل” توضیح داده ‏ام؛ اما در این پست نکات آموزنده‏ای که می توان از این سریال استخراج نمود را تقدیمتان می‏نمایم.

۱ – هر انسانی ممکن‏الخطاست : یعقوب نبی با ترک اولی (در این پست توضیح داده شده)  فرزندش را سی و اندی سال از خود دور کرده و همچنین یوسف نبی نیز به قعر چاه افتاد.

۲ – خلوت نمودن مرد و زن، با هر درجه از اطمینان و خودنگهداری، اشتباه است : همانطور که دیدید یک زن، نه زنی مانند زنهای دیگر – آبرودار و از خانواده‏ای متمکن – بازهم اسیر میل نفس شد و زندگی و آبروی خود را تباه نمود.

۳ – حسادت، انسان عامی و فرزند نبی نمی‏شناسد : حسادت زندگی هر انسانی را به آتش کشیده و آبرو و اعتبار فرد را از بین می‏برد، همانطور که برادران یوسف با اینکه فرزندان پیامبر خدا بودند، از روی حسادت آبرو و اعتبار خود را از دست دادند.

۴ – امیدواری به رحمت خدا، حتی در قعر چاه و بدون هیچ ابزاری، منجر به موفقیت و خلاصی از مهلکه‏های مسیر زندگی است.

۵ – افراد تاثیرگذار همیشه و همه‏جا باعث رونق می‏شوند : همانطور که یوسف مخوفترین زندان آن زمان مصر را تبدیل به استراحتگاهی سرسبز کرده بود، همیشه افراد تاثیرگذار در صورتی که تاثیرگذاریشان مثبت باشد، مفید واقع می‏شوند. چرا ما تاثیرگذار نباشیم؟

۶ – ادب، پاکیزگی، تلاش و پشتکار، جوانی چوپان را تبدیل به فرد اول مملکت می‏کند : همانطور که یوسف با رعایت این سه مورد به این درجات عالی رسید و عزیز مردم شد. بعضی از افراد می‏گویند ما کجا و آن کجا؟ که این برداشت غلط است.

۷ – فروتنی و تواضع انسان را در میان مردم عزیز می‏کند، همانگونه که تکبر و خودبزرگ‏بینی انسان را خرد و حقیر می‏نماید: نمونۀ آن را نیز به شهود دیدیم و مانند آهنربا، یوسف مردم را به دور خود جمع می‏نمود.

۸ – نظام زورگویی هرگز پایدار نیست : دست اندرکاران معبد را که می‏شناسید؛ با این همه تدابیر و برنامه‏های ویژه باز هم از بین رفتند.

۹ – عشق حقیقی به این صورت بود : در مورد زلیخا و عشق او حتما مواردی دستگیرتان گردید و در بسیاری از موارد در صورتی که عشقی به صورت خالص و ناب مطرح گردد سرانجام به مراتب عالی می‏انجامد.

۱۰ – راهکار را به دشمن نیاموزیم : یعقوب با توجه به این قضیه که کاملا آگاه بود که بیابان های اطراف مملو از گرگ است، باز هم به برادران یوسف گفت می‏ترسم گرفتار گرگ شوید و یوسف را گرگ بدرد، لذا برادران هم از همین موقعیت سوء استفاده نموده و از همین راه نقشۀ خود را عملی ساختند.

۱۱ – احترام به بزرگتر: با اینکه برادران یوسف همیشه به وی بی‏احترامی نموده و او را مورد آزار و اذیت قرار می‏دادند، باز هم او با برادران در اوج احترام رفتار می‏نمود.

۱۲ – وقتی خدا بخواهد یک نفر را عزیز کند، اگر همه کائنات نخواهند، او باز هم عزت خواهد یافت : همانگونه که دیدیم یوسف همین ماجرا را تجربه نمود.

۱۳ – آنکه به ما ظلم نموده را علنا رسوا نکنیم : همانطور که یوسف پس از بیرون آمدن از زندان در جواب سوالاتی که از او درباره علت به زندان افتادنش پرسیدند گفت از زنان مصر بپرسید آنها بهتر می‏دانند، نباید آبروی مردم را برد هر چند با آبروی ما بازی کرده باشد.

۱۴ – اجازه گرفتن از والدین : در جریان بردن بنیامین به مصر، برادران یوسف با آنکه هر کدام دارای خانواده‏ای بوده و ریشی سفید کرده بودند باز هم از پدر جهت بردن بنیامین به مصر اجازه گرفتند.

۱۵ – همنشینی با انسانهای مثبت منجر به موفقیت و عاقبت بخیری می‏شود: اگر دقت کرده باشید همه کسانی که در زندان با یوسف دمخور بودند، عاقبت بخیر شدند حتی آن دو نفری که یکی اعدام شد و دیگری به کارش بازگشت.

۱۶ – انسان هرقدر هم که منفور باشد، با صبر و پشیمانی از اعمال گذشته محبوب می‏شود : در مورد زلیخا این امر مشهود بود.

۱۷ – عامل موفقیت هر جامعه، تعادل طبقاتی است: همانطور که یوسف چندین بار در سخنرانیهایش اعلام کرد که من روزی را می‏بینم که فقرا غنی شده و اغنیا تعدیل شده‏اند.

۱۸ – دلبستگی به غیر معبود، عامل استرس و نگرانی: اگر دقت کرده باشید، این قضیه بسیار مشهود بود. یوسف و یعقوب چندین بار توکل به خدا را فراموش کردند، مثلا یعقوب مجددا دلبستۀ بنیامین شد و توکل به خدا را فراموش نمود که یوسف برای اینکه این رفتار پدر را از بین ببرد بنیامین را نزد خود نگاه داشت.

۱۹ – انسان با امید زنده است: یعقوب اگر امید به یافتن یوسف نداشت، در همان سالهای ابتدای فراغ از بین می‏رفت اما اینطور نبود و همیشه منتظر بود.

۲۰ – انسان توانایی تغییردادن دنیا را دارد، چه رسد به خود و اطرافیان خود : همانطور که یوسف تاثیرگذارترین فرد در مصر بود که بر فرد اول مملکت بزرگ مصر تاثیرگذاشته و کاری کرده بود که همه مطیع وی باشند. تاثیرگذاری کاری آسان است اما راه دارد.