روز زمین ۲۰۱۰

۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ م.پورعلی بدون دیدگاه

۲۲ آپریل، روز زمین است.


روز زمین

من برای کمک به زمین، سعی می کنم این ۱۰ اصل مهم را رعایت کنم:

  1. عدم استفاده از مشتقات پلاستیکی
  2. بازیافت محصولات قابل بازیافت
  3. کاشت درخت و گیاه
  4. مصرف آب کمتر
  5. مصرف برق کمتر
  6. استفاده بیشتر از وسایل نقلیه عمومی
  7. آشغال نریختن در محیط
  8. عدم استفاده از محصولات کاغذی
  9. عدم استفاده از محصولات حاوی CFC
  10. راهنمایی دیگران
دسته بندی شده در: سلامت و بهداشت

آسانسور دربستی

۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ م.پورعلی ۴ دیدگاه

بسیار پیش آمده است که جلوی آسانسور منتظر ایستاده اید و یک نفر در کنار شما نیز ایستاده است. آسانسور که می آید و شما سوار آن می شوید، نفر بعدی سوار نمی شود. با اینکه او می خواهد همان طبقه ای که شما رفته اید برود، اما باز هم سوار نمی شود. در اینجاست که می توان گفت که او فکر می کند آسانسور نیز دربستی است. اما او نمی داند که آسانسور ظرفیتش مشخص است: ۴ نفره، ۵ نفره و یا بیشتر. آیا فکر می کند که اگر سوار شود به حریم شخصی شما وارد شده و یا شما به حریم شخصی او وارد می شوید؟ شاید هم دوست دارد تنهایی آسانسور سواری کند.

در اینجا مساله ای باید مورد توجه قرار گیرد و آن هم مصرف بالای برق آسانسور و همچنین استهلاک آن است. آسانسور به ازای هر بار بالا و پایین رفتن، حدود یک هزارم از عمر مواد مصرفی آن کم می شود. کمی به فکر صاحب هتل باشیم! (هتل یا آپارتمان یا…). مورد دیگری که در این نوشته قابل به عرض است این است که واقعا برخی افراد خیال می کنند آسانسور را اجاره کرده اند. به راحتی داخل آن سیگار می کشند، … می اندازند و یا کارهای زشت دیگری که در منزل خود هرگز انجام نمی دهند را در این فضای بسیار کوچک انجام می دهند.آسانسور  در خدمت شماست

همچنین وقتی یک نفر می خواهد منتظر دوست یا خانواده اش بماند، نیازی نیست که آسانسور را متوقف کند. بلکه بهتر است اجازه دهد که دیگران از آن استفاده نموده و او از آسانسورهای دیگر استفاده کند و یا اگر آسانسور دیگری نیست دوباره آنرا احضار کند.

در مورد دکمه های داخل و بیرون آسانسور بهتر است بگویم که این دکمه ها با یک بار دستور دادن عمل می کنند. وقتی دکمه ای را می فشارید باید منتظر نتیجه بمانید؛ اگر چه شاید یک دقیقه هم معطل شوید. پس نباید دکمه های آسانسور را ۱۰ بار فشرد زیرا هیچ توفیری نمی کند و فقط عمر زغال زیر دکمه کم می شود.

ضمنا وقتی می بینید که بر روی آسانسور نوشته شده «ظرفیت ۵ نفر» به این معناست که این آسانسور فقط ۵ نفر ظرفیت دارد و تعداد بیشتر از آن علاوه بر اینکه خطر آفرین است، باعث استهلاک آسانسور می شود.

با توجه به اینکه اکثر آسانسورها دارای جدار استیل هستند، موبایل در آنها آنتن نداده و یا آنتن دهی آن ضعیف است. پس با صدای بلند نگویید “الو… الو… آنتن نمیده” زیرا باعث آزار دیگران شده و آلودگی صوتی ایجاد کرده اید.

قابل توجه پدر ومادرها : لطفا به کودکان خود نگویید “کوچولو برو آسانسور بازی کن”.
قابل توجه بزرگترها: وقتی سوار آسانسور هستید، وسط آن نایستید بلکه به گوشه ای رفته تا دیگران هم بتوانند به راحتی سوار شوند.
قابل توجه بزرگترها و کوچکترها: لطفا وقتی از آسانسور پیاده می شوید، تمام کلیدهای آنرا نزنید!
قابل توجه کاربلدها: لطفا به طور دلخواه آسانسور را صفر نکنید – کنسل نکنید (شاید یک نفر عجله داشته و منتظر آسانسور باشد و شما با صفر کردن آن، حق او را ضایع می کنید).
قابل توجه افراد شجاع: لطفا آسانسور را زیاد تکان ندهید، چرا که شاید دیگران بترسند.
قابل توجه مسافرین: وقتی تعداد زیادی چمدان دارید و عده ای منتظر آسانسور هستند، ابتدا نوبت با انسانهاست، سپس اشیا.
قابل توجه مسئولین و مدیران: آسانسور برای حمل جعبه نوشابه در وسط روز نیست.
قابل توجه سازندگان آسانسور: لطفا دیگر از آهنگهای گیتار ترکی در آسانسورتان استفاده نکنید چرا که خیلی تکراری شده است.
قابل توجه آسانسور: لطفا دربهایت را کمی سریعتر باز کن.

دسته بندی شده در: زندگی شهری

راههایی برای مهار استرس، اضطراب و تپش قلب

۲۷ فروردین ۱۳۸۹ م.پورعلی ۱۰ دیدگاه

در این پست تصمیم دارم به یکی از مسائل مهمی که روزانه بسیاری از افراد با آن درگیر بوده و دست و پنجه نرم می‏کنند بر اساس تجربیات ‏ گذشته‏ خودم و نظرات شخصی‏ام  بپردازم. گاهی بعضی افراد اسیر استرس و اضطراب می‏شوند و بعضی هم با آن کنار می‏آیند اما به ندرت آن را سرکوب کرده و مهار آن را به دست می‏گیرند. من مدت زیادی با این موارد یعنی استرس و اضطراب زندگی کردم و داروهای زیادی را جهت درمان آن مصرف کردم اما در نتیجه هیچ کدام از آنها به طور دائمی موثر واقع نشد و فقط درمان موقت نتیجۀ مصرف دارو و قرصهای مختلف بود.

استرس اکتسابی استچرا استرس؟ دلایل بوجود آورنده استرس و اضطراب چیست؟

گذشته از دلایل فیزیکی و جسمی به نظر من مواردی بسیار مهم در بروز حالات استرس و اضطراب دست دارند که من با توجه به بررسی‏ها و تجربیات خودم به آنها می‏پردازم.

۱ – عدم اطلاع از موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار خواهیم گرفت
۲ – ترس از عدم بر آورده شدن خواسته
۳ – نگرانی از وقوع مشکل یا حادثه‏ای حاد
۴ – نگرانی از طرد شدگی و عدم کارآمدی
۵ – وسواس
۶ – از دست دادن موقعیت شغلی، خانوادگی، اجتماعی و …
۷ – ترس از بیماری
۸ – ترس از مرگ
و …

اگر کمی دقت کنیم درمی‏یابیم که در تمام موارد بالا “ترس” وجود دارد. منظور اینکه ترس عامل اصلی تمام استرس ها و اضطراب‏هاست. اگر ما بتوانیم ترس را در خود از بین ببریم به راحتی استرس را از بین برده‏ایم. ما در واقع از چیزی می‏ترسیم که یا اصلا وجود نداشته و یا اینکه احتمال به وجود آمدن آن کمتر از ۵۰% است. پس چرا بترسیم. در اینجاست که به جملۀ معروف “تفکر مثبت اساس هر موفقیت است” می‏رسیم. ما با تفکر مثبت خودمان نسبت به هر چیز و هر موقعیتی به راحتی می‏توانیم ترس خود را نسبت به آن موقعیت از بین ببریم.

مثال :اگر ما از وقوع حادثه‏ای می‏ترسیم یا استرس داریم، کافی است که نوع نگاه خود را از آن موقعیتی که شاید حادثه‏زا باشد عوض کنیم. مثلا نگران اتومبیل فرزندمان هستیم که تصادف نکند. حال اگر با کمی تفکر با خود بیندیشیم که هم اتومبیل ترمز دارد و هم کمربند ایمنی و هم اینکه خیابانها شلوغ است و رانندگی هم خوب و در آخر اینکه مرگ و زندگی دست خداست و نیز برگ از شاخه نمی‏افتد مگر به اردۀ او، هرگز استرس و اضطراب ما را دچار نخواهد کرد.

مثال ۲ : اگر ما از بیماری می‏ترسیم کافی است با خود تصور کنیم که هزاران نفر مانند ما یا در معرض بیماری هستند و یا این بیماری حاضر ما را دارند. پس چرا نگرانی؟ تا جایی که دلمان بخواهد قرص و دارو موجود است و در آخر مثلا ۵۰% از افرادیکه به این بیماری دچار بوده‏اند جان سالم بدر برده‏اند؛ چرا ما جزء آن ۵۰% سالم نباشیم؟ و درنهایت مگر نمی‏دانیم که زاد و مرگ دست خداست پس نگران نباشیم و تلاش برای بهبودی خود را کنار نگذاریم.

مثال ۳ : اگر ما از برآورده نشدن خواسته نگرانیم به این دلیل است که خودمان هم هنوز شک داریم که انتخاب این خواسته درست است یا خیر. اگر هم ایمان داریم نباید نگران برآورده نشدن آن باشیم چون خواستۀ ما بسیار خوب و معقول بوده و در راستای پیشرفت و تعالی ماست. اما اگر نشد چه می‏شود؟ (این جمله منفی است) پاسخ این است که اگر نشد، نشد. اصلا مهم نیست. دوباره تلاش می‏کنم.

در کل استرس و اضطراب از ترس ناشی می‏شود که ترس هم از عدم وجود باور قوی به قدرت و توانایی فکر است.

نوع دیگر استرس، ترس مرضی و حملات پنیک

اما نوعی دیگر از استرس وجود دارد که ناگهان فرد دچار استرس و اضراب می‏شود که این می‏تواند دلایل ژنتیکی داشته و یا عوامل جسمی روحی در آن دخیل باشند. تنش‏ها و ناملایمات روزمره تقریبا یکی دیگر از عوامل بوجود آورندۀ این نوع استرس است.

علایم استرس و اضطراب :

۱ – تپش قلب
۲ – احساس درد در قفسۀ سینه (گاهی خیلی شدید)
۳ – احساس خفگی
۴ – احساس خواب آلودگی
۵ – خستگی چشم
۶ – نیاز به دفع مزاج
۷ – اسهال، تهوع و استفراغ
۸ – حوصلۀ هیچ کس را نداشتن
۹ – سردرد و داغی بدن
۱۰ – فشار خون بالا
۱۱ – مشکل در تنفس
۱۲ – خشک شدن دهان
۱۳ – تعریق زیاد
۱۴ – سرگیجه
۱۵ – سوزش معده

راههای سادۀ مهار استرس و اضطراب

اکنون که علائم حالت استرس و اضطراب را کاملا دریافتیم، باید به دنبال راههای مهار آن باشیم. ابتدا بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است. فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد. در اینجا به راههای مهار استرس بر اساس تجربیات شخصی و پیشنهادات پزشکان متخصص می‏پردازم :

۱ – نفس عمیق به مدت چند دقیقه
۲ – پیاده روی و قدم زدن
۳ – سرگرم شدن به کاری خاص مثلا نظافت منزل یا رانندگی (پرت کردن حواس خودمان به جایی دیگر)
۴ – تماس با چند دوست (حضوری یا تلفنی)
۵ – گوش دادن به یک موسیقی بی‏کلام
۶ – ورزش و تحرک (ترجیحا در جمع)
۷ – تفکر و تجسم مثبت از موقعیتی دیگر و مکانی دیگر
۸ – در آغوش کشیدن کسی که دوستش داریم
۹ – عدم توجه به علائم استرس
۱۰ – مدیتیشن و ریلکسیشن
۱۱ – تماشای طبیعت، دریا
۱۲ – توکل به خدا و سپردن همه چیز به دست او

حتی یک تصویرسازی ذهنی...

البته در ابتدا استفاده از یک عدد قرص پروپرانولول ۱۰ می‏تواند مفید باشد. اما باز هم بدانیم که مغز ما مهمترین منبع بوجود آورندۀ استرس و در مقابل بهترین از بین برندۀ آن است. نگران نباشیم. همه چیز در جای خود و به بهترین نحو اجرا می‏شود. این خودمان هستیم که شرایط را سخت می‏پنداریم و در نتیجه آنها را جذب می‏نماییم. تجربیات خود را در این رابطه با سایر خوانندگان این مطلب در میان بگذارید.

رفتارهایی ناپسند در شام میهمانی

۲۰ فروردین ۱۳۸۹ م.پورعلی ۳ دیدگاه

انسانها خیلی از رفتارها را می توانند تقلید کنند اما تقلید در بعضی کارها محال است. مثلا اگر در اروپا باشید و ندانید چطور چنگال را در دست بگیرید، توجه همه بر روی شما متمرکز می شود. این یکی از آن رفتارهایی است که تقلیدش غیرممکن است. یا اینکه اگر در یک میهمانی باشید و یکی از ۱۰ مورد زیر را انجام دهید، ممکن است تبدیل به دلقک آن میهمانی شوید:

۱ – طرز نگه داشتن قاشق، چنگال یا کارد:
باید بدانید در چه نوع میهمانی قرار دارید، مثلا اگر در یک میهمانی در آمریکا هستید، باید چنگال را در دست راست بگیرید ولی اگر خواستید همزمان از کارد نیز استفاده کنید، باید چنگال را به دست چپ داده، غذا را برداشته و میل کنید. در شیوه ی اروپایی کارد و چنگال را به همین ترتیب نگه می دارید، ولی فرقش اینست که آنها را جابجا نمی کنید.

طرز صحیح گرفتن چنگال در آمریکا

۲ – صحبت با تلفن در هنگام صرف غذا
در هنگام صرف غذا به هیچ نبایست تلفن همراهتان را پاسخ دهید و بهتر است آن را با خود بر سر میز نیاورید. اما اگر خیلی ضروری بود و مجبور شدید پاسخ دهید، باید قبل از پاسخ گویی، عذرخواهی کرده، اتاق را ترک کنید و سپس پاسخ دهید.

۳ – جویدن غذا با دهان باز
هنگام غذا خوردن حتما دهانتان را بسته نگه دارید و هرگز از درون دهانتان صدا ایجاد نکنید. اگر غذای خیلی کمی در دهان دارید، صحبت کردن ایرادی ندارد، اما اگر دهانتان پر است بهتر است آن را بسته نگه دارید وگرنه به میهمانی بعدی دعوت نخواهید شد!

۴ – بریدن غذا به تکه های خیلی ریز
طبق آداب و رسوم صحیح، فقط باید مقدار خیلی کمی از غذایتان را ببرید یا بهتر است فقط مقداری را که می خواهید میل کنید، ببرید. زیرا اگر همه ی غذایتان را خرد کنید بدین معنی است که می خواهید به یک کودک غذا بدهید.

۵ – عجول و گستاخ بودن در برابر گارسن:
مودب بودن در برابر گارسن، نشان دهنده ی شخصیت شماست. مثلا هنگام سفارش دادن غذا و یا وقتی گارسن برایتان غذای اشتباهی می آورد، باید صبور باشید و در مقابل دیگران خونسردی خود را حفظ کنید.

سرویس غذاخوری

۶ – بیان کردن عقاید مذهبی، سیاسی و یا حتی رژیم های غذایی
اگر در میهمانی حضور داشتید که غذای اصلی آن گوشت بود و شما هیچ تمایلی به خوردن آن نداشتید، مسلما همه ی بحث ها روی گوشت نخوردن شما متمرکز خواهد شد. اما سعی کنید سریعا موضوع بحث را عوض کرده و عقاید شخصی تان را ابراز نکنید، زیرا ممکن است برای دیگران خوشایند نباشد.

۷ – ایراد گرفتن از غذا
اگر غذای میهمانی به خوبی پخته نشده بود، مثلا اگر گوشتها سفت یا سبزی ها به خوبی پخته نشده و یا نان ها بیات بودند، به هیچ وجه به میزبان چیزی نگویید و اعتراضی نکنید. و اگر در رستوران به چنین مشکلی برخوردید، مودبانه از گارسن خواهش کنید ظرفتان را عوض کند.

۸ – تمیز کردن دندانها با نخ دندان یا انگشتان جلوی دیگران
اگر غذا لای دندانهایتان گیر کرد، عذرخواهی کرده، فورا به دستشویی رفته و دهانتان را تمیز کنید سپس دستانتان را بشویید. و یا در شرایط فورس ماژور حداقل دستتان را جلوی دهانتان گرفته و با زبانتان یا ابزاری شبیه آن (!) به رها شدن غذا کمک کنید.

۹ – مالیدن کره روی تمام نان
نان را تکه تکه کنید و قسمتی از کره را با چاقو برداشته و فقط روی آن تکه هایی که می خواهید آنها را بخورید، کره بمالید. هیچگاه کره روی تمام نان نمالید زیرا ممکن است همه ی آن را نخورید.

۱۰ – لیسیدن انگشتان و یا برداشتن غذا با انگشتان
همیشه از یک دستمال برای تمیز کردن انگشتان استفاده کنید و برای برداشتن غذا نیز از کارد و چنگال استفاده کنید. زیرا هیچ کس دوست ندارد غذایی را که شما با انگشتانتان برداشته اید دوباره بردارد.

منبع : + و +

دسته بندی شده در: اجتماعی و شخصیت

ببخشیم؛ آرامش درون با بخشیدن دیگران

۱۵ فروردین ۱۳۸۹ م.پورعلی ۹ دیدگاه

همۀ ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیده‏ ایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است. این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات ماندنی شده و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با آنها دست و پنجه نرم می‏کنیم.

این مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه می‏تواند روابط ما را بیش از پیش خدشه‏ دار کند و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاهی در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار می‏شویم و زیبایی‏های زندگی را از یاد می‏بریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم. بعضی اوقات بخشیدن یک فرد چنان می ‏تواند فضای ذهنی ما را باز کند که هیچ عمل دیگری به آن نمی‏رسد. مثلا ما ۴ سال پیش از یکی از دوستان خود صدمه‏ای روحی خورده‏ایم که تا امروز آنرا در ذهن خود می‏پرورانیم. اما باید بدانیم که با بخشیدن آن فرد علاوه بر اینکه فضای ذهنی خود را باز کرده بلکه فردی دیگر را خوشحال نموده‏ایم.

hugging-forgiveness

چرا باید دیگران را بخشید ؟

بخشش می‏تواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر می‏گردد :

۱ – نبخشیدن افراد مانند حمل کردن توده‏ای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان می‏شود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.

۲ – گذشته‏ ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی می‏شود و باعث می‏شود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک می‏شوند.

۳ – بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول می‏کنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کرده‏ایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)

۴ – شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.

چگونه ببخشیم ؟

بخشیدن آسان نیست اما ما می‏توانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم.  ابتدا باید با خود عهد ببندیم که می‏خواهیم تغییر کنیم و می‏خواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان می‏شود.

یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم “کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟” و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد.

راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمی‏گردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمی‏شود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غده‏ای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدن‏ها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان می‏کنیم. (این قضیه جدی است)

همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بی‏فکری دست به اقداماتی می‏زند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد و یا لحظۀ عصبانیت وی در نظر بگیریم.