چگونگی عملکرد یک مدیر مدبر

این روزها عشق مدیریت و ریاست بسیار فراگیر شده و همه دوست دارند که بعنوان مدیر در سمت های مختلفی نقش آفرینی کنند اما باید به نکاتی هرچند معمولی و تکراری توجه شود.

وقتی دبیر، رییس یا مدیر گروهی مثل  گروههای دانشجویی، ورزشی، فکری، کاری و … هستید و با عده ای از همکاران، فعالیت خاصی را مدیریت می کنید، باید بتوانید بار مسئولیت را بر دوش خود حمل کنید زیرا گاهی انتظارات افراد فراتر از توان شماست.

مدیر یا رییس بودن چیزی نیست که بتوان آن را با آموزش فرا گرفت و یا بخواهید با پیروی از الگوهای خاصی از عهده آن برآیید. بلکه باید انتظارات گروه یا سازمانتان را برآورده کرده و راهی برای رسیدن به اهداف موردنظر بیابید. باید بعنوان یک مدیر یا راهبر بتوانید راهنمای افراد باشید و قواعد بازی را به آنها بیاموزید.

مدیریت

چه چیزهایی باعث می شود که مدیر خوبی باشیم؟ مدیر بودن مستلزم چه ویژگی هایی است؟

اول از همه مدیر یا رییس باید در زمینه ی مدیریت استعداد داشته باشد تا بتواند معقولانه دیدگاهها و نظرات اشخاص را نظم بخشد، در لحظه عمل گروه را هدایت کند، اجازه ندهد افراد از مسیر اصلی که رسیدن به اهداف است منحرف شوند، موانع و مشکلات را شناسایی کند و آنها را از سر راه بردارد. باید  با استدلال و دلایل و تحلیل های منطقی قادر باشد در مواقع حساس با در نظر گرفتن همه عوامل، تصمیمات درستی را اتخاذ کند. مهمترین مساله اینست که بهبود و پیشرفت را حتی در موقعیت های بحرانی ایجاد کند و اعتماد به نفس خود را از دست ندهد.

با این حال همه توقع دارند که مدیران و رؤسا از هر لحاظ کامل باشند، ولی نباید انتظار داشت که آنها همیشه در تصمیم گیری درست عمل کنند زیرا بخاطر موقعیت کاری، تحت فشار زیادی هستند و و در هر لحظه مجبورند با اتفاقات و مسائل متفاوتی سر و کله بزنند، پس بی عیب بودن در چنین شرایطی غیر ممکن است.

بطور کلی رییس یک گروه و مدیر خوب کسی است که با توانایی های خود ، مسئولیت ها را در راستای رسیدن به اهداف، بطور صحیح نظم بخشد و وظایف دیگران را بطور کامل مدیریت کند و در تمام لحظات، جهت مسیر را بازنگری کرده تا گروه را به سمت مقصد هدایت کند.

همه بر این باورند که رییس یک گروه یا مدیر یک سازمان، در تصمیم گیری توانایی قابلی دارد. همچنین از وی انتظار دارند که مانند یک مربی، صبورانه شنوای نظرات همه اعضای گروه باشد و برای تفکرات آنها ارزش قائل شود. و در نهایت با روشنفکری، نظر نهایی را اعلام کند و آنچه را که برای سازمان یا گروه بهترین است، برگزیند. اندیشیدن بطور مستقل و هدایت افکار دیگران، باعث می شود که هر شخصی مدیر و مدبر خوبی باشد.

مدیریت یک گروه همیشه مستلزم فرمان دادن و تصمیم گیری درباره همه چیز نیست بلکه گاهی نظرات دیگران نیز مقدم بر نظر اوست. چنین شخصی باید با در نظر گرفتن همه ی نظرات و عقاید اعضای گروه، تصمیم نهایی را که درست ترین و معقول ترین است، انتخاب کند.

همیشه این رییس یا مدیر یک سازمان است که خوب و بد را برای گروه تشخیص می دهد و تصمیم می گیرد که سازمان در چه جهتی پیش رود. اما فراموش نکنیم که ما در هر موقعیت و سمتی، مدیری هستیم برای افراد زیر نظرمان. بکوشیم تا مدیری مدبر باشیم تا به سمت جامعه ای ایده آل حرکت کنیم.



دسته بندی شده در: مهارتهای زندگی

ما شانس داریم؟

“میگن بنده خدا خیلی خوش شانسه. اینقدر کارش گرفته که نگو…”، “ما که اصلا شانس نداریم! خر ما از کره گی دم نداشت…” ، “راستی تو چقدر خوش شانسی که منو پیدا کردی! “

جملات کوتاه بالا معمولا در مکالمات روزمره شنیده و گفته می شود. اما آیا واقعا چیزی به نام شانس وجود دارد؟ آیا اینکه ما بعضی اوقات می گوییم ما شانس داریم یا مثلا بدشانسیم، درست گفته ایم؟

این سوالات همیشه در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد. اما عده قلیلی از افراد به این نتیجه رسیده اند که هرگز شانس وجود ندارد و در واقع همه چیز حاصل چیزی دیگر است و هر چیزی دارای سرمنشایی است که در واقع دلیلی دارد. در کل طبق قانون علت و معلول هر چیزی دلیلی دارد و هیچ چیز بدون دلیل و از هوا نمی آید.

سالهاست که بسیاری از افرادی که معمولا در زمینه، ضعیف تر از سایرین هستند، با این تفکر زندگی می کنند که این نتیجه ای که از زندگی چندین سالۀ آنها حاصل آمده، به دلیل شانس بد آنهاست و کاری در این بین از دست آنها بر نمی آمده است. در واقع هیچ چیز را در این میان مسئول نمی دانند و همه چیز را به گردن شانس می اندازند. اما در مقابل عده ای که در یک زمینه قوی هستند، دلیل قوت خود را معمولا زحمات خود و به ندرت، شانس می دانند. در اینجا تفاوتی وجود دارد. آن عده ضعیف، دلیل ضعف خود را شانس و این عده قوی، دلیل را زحمت می دانند. اما به نظر شما کدام گروه راست می گویند؟

شانس آوردید یا نه؟

اینکه کدامیک راست می گویند و کدام در اشتباهند، شاید نظری شخصی باشد اما چیزی که در این میان تقریبا روشن است، مقصر کردن زمین و زمان است به جای خود. آن گروه ضعیف معتقدند که هر چه به سرشان آمده، ناشی از بدشانسی آنها بوده و آنها همۀ تلاش خود را کرده اند و به نتیجه نرسیده اند. اما چرا کسی از آنها نمی پرسد که “آیا در فلان جا اشتباه نکردید؟ آیا آن کار را که می توانستید انجام دهید، انجام دادید؟ آیا از تمام توان خود استفاده کردید؟ آیا به آنچه در نظر داشتید، جامه عمل پوشانیدید؟ آیا خود را کمتر از دیگران نپنداشتید؟ و …” اینها سوالاتی است که معمولا از طرف افراد شدیدا معتقد به شانس، بی پاسخ می ماند.

به نظر من افرادی که معتقدند همه چیز به شانس وابسته است، خود را گرفتار نوعی جبر می کنند. یعنی از خودشان اراده نداشته و نمی توانند برای خود تصمیم بگیرند. شاید این مورد از اعتماد به نفس بسیار پایین آنها یا عدم اعتقاد به “من می توانم” است. در واقع توانایی در رسیدن به موفقیت و آنچه که انسان می خواهد – کمال در هر چیز – در همه انسانها وجود دارد و این خود انسان است که باید از آن استفاده کند. لذا این استفاده کاملا منوط به فعالسازی این نیرو است. فقط کافی است به این نیرو معتقد باشیم. فقط کافیست بدانیم که ما می توانیم فلان کار را انجام دهیم. باور داشته باشیم که می توانیم و شروع کنیم. این طور نیست که بگوییم باور داریم و سپس منتظر موقعیت باشیم. موقعیت کاملا ساختنی و ایجاد کردنی است. حتی فرصت هایی که فکر می کنیم شانس هستند، به طور غیر مستقیم بوسیله خودمان ایجاد شده اند.

در کل شانس چیزی است که کاملا ساختنی است. من برای خودم شانس نوشتن را فراهم کرده ام. این نوشتن نبود که این شانس را به من داد. شما برای خودتان و با زحمت خودتان شانس خواندن این مطالب را ایجاد کرده اید. در واقع این مطالب نبودند که سراغ شما آمدند. اینگونه است که متاسفانه خیلی از افراد ضعیف و یا متوسط (از هر نظر، مالی، علمی، اجتماعی، شخصیتی و …) بوده و تعداد کمتری از افراد همیشه موفق هستند.

مثلا در مسائل مالی که معمولا مبحث بزرگی در مقولۀ شانس است، مردم گاهی می گویند “فلانی را می شناسی؟ وارد هر شغلی که می شود، خوشبختی خودش به سراغش می آید.” اما در واقع این از باور همان فرد سرچشمه می گیرد که انتخاب خود را دقیق، درست و با بررسی کامل انجام داده است. پس نباید انتظار شکست را از این فرد داشت. اما در مورد افرادی که خود را بدشانس می پندارند و همیشه می گویند ” ما که شانس نداریم…” نباید انتظار موفقیت و پیروزی را داشت؛ وقتی باوری نباشد، نتیجه ای هم نیست.

برخی افراد هم خیلی وابسته به شانس هستند و زندگی خود را وقف آن کرده اند. در منزل، اتومبیل، مغازه و … عروسکها و مهره هایی آویزان دارند و می گویند اینها شانس می آورد. در دست خود حلقۀ شانس دارند و امثال اینها. آما آیا واقعا شانس می آورد؟ من تجربه نکرده ام!

بحث “شانس” موارد بسیار زیادی برای گفتن و نوشتن دارد که شاید به ذهن مثبت من نرسیده باشد. مابقی موارد را به عهده شما می گذارم. دیدگاه خود را مطرح کنید تا دیگران هم از نظر شما برخوردار گردند.

دسته بندی شده در: موفقیت و کامیابی

راه دوست داشتنی شدن

اکثریت مردم دوست دارند که برای همه شناخته شده باشند. همه دوستشان داشته باشند و بتوانند روی همه تاثیر بگذارند. دوست دارند وقتی حرفی می زنند مورد توجه دیگران قرار گیرند. در کل توجه را همه دوست دارند اما برخی خیلی زیاد دوست دارند. از این رو گاهی دست به کارهایی می زنند که شاید به نظر خودشان ایجاد جلب توجه کند و بتوانند از این طریق دوست داشتنی شوند اما همین سری کارها گاهی نه تنها باعث دوست داشتنی تر شدن نمی شود، بلکه ممکن است باعث ایجاد تنفر در دیگران گردد.

از جملۀ کارهایی که افراد فوق الذکر انجام می دهند می توان به مدلهای عجیب و غریب لباس و مو در محلهای نامتناسب، گفتار ناپسند در مقابل جمع، نشان دادن توانایی های بالقوه، گاهی دعوا و بحث و جدل و گاهی مسخره کردن دیگران اشاره کرد.

حتما شما هم این گونه افراد را زیاد دیده اید.

سادگی و بی آلایشی

و اما راههایی برای دوست داشتنی شدن:

  • کار خاصی نکنیم و همانگونه که هستیم باشیم و به واسطۀ اعمال عجیب و غریب، باعث جلب توجه دیگران نشویم.
  • ادب و احترام همیشه باعث جلب توجه و علاقۀ دیگران است.
  • بیهوده حرف نزنیم و فقط وقتی که جای حرف زدن ماست، جمله ای بگوییم.
  • پاکی و زیبایی، یکی از رموز تاثیرگذاری است.
  • دیگران را به سخره نگیریم چرا که باعث تنفر جمع نسبت به خودمان می شویم زیرا افراد خود را به جای فرد مورد تمسخر قرار گرفته می گذارند.

شاید مطرح کردن چند راهکار فوق برای خوانندگان فهیم و کاملی همچون شما کمی احمقانه به نظر برسد اما اینطور نیست. حقیقت همین است. نیازی به فرمولهای پیچیده و استفاده از ادکلن های عجیب نیست. سادگی عین زیبایی است. لئوناردو داوینچی می گوید: Simplicity is the ultimate sophistication یعنی سادگی و بی آلایشی نهایت کمال است.  یک ظاهر ساده دلالت بر ذهنی ساده دارد و ذهنی ساده یعنی عاری از آلودگی. لذا از آنجا که زیبایی جذب زیبایی میشود و هرگز جذب آلودگی نمی شود، اذهان زیبا را به سوی خود جذب کرده و باعث دوست داشتنی شدن (!) می شویم.

دسته بندی شده در: اجتماعی و شخصیت

۱۰ حالت و رفتار عجیب انسان که هنوز علم از شرح علت آن ها ناتوان است

با وجود اینکه دانشمندان موفق به کسب افتخاراتی از جمله شکافتن اتم، فرستادن انسان به کره ماه و کشف DNA بدن ما شده اند، ولی هنوز بسیاری از رفتارها و حالتهای عجیب انسان وجود دارد که از توضیح علت آن ها عاجزند.

انسانی که دارای خصوصیاتی همچون هنر، رویا و بشر دوستی است، دارای خصوصیاتی از جمله موهای زائد، خجالت کشیدن وانگشت تو دماغ کردن نیز می باشد! در اینجا به ۱۰ مورد از آن موارد عجیب و بی پاسخ اشاره شده است.

سرخ شدن در اثر خجالتسرخ شدن در اثر خجالت

داروین که یکی از معروفترین دانشمندان جهان است، تلاش بسیاری کرد تا از طریق سیر تکاملی توضیح دهد به چه علت در هنگام دروغ گفتن یا خجالت کشیدن قرمز می شویم و دیگران را از شرمندگی خود آگاه می سازیم. با این حال بعضی از مردم معتقدند که این حالت نشانه ضعف شخص و روبرو شدن با چنین مشکلی است.

خندیدن

اندورفین که موجب بهبود حالت درونی ما می شود، در اثر خنده ایجاد شده و دلیل کاملا موجهی دارد، ولی تحقیقات ۱۰ ساله ی دانشمندان، این دلیل موجه را نقش بر آب کرد و متوجه شدند که لطیفه ها و جک های پیش پا افتاده باعث ایجاد خنده بیشتری می شوند.

بوسیدن

در تعاریف علمی بوسیدن، ذکر شده که این عمل ممکن است ژنتیکی و وراثتی نباشد زیرا بسیاری از انسان ها از انجام آن امتناع می ورزند. اما بسیاری از نظریه ها، بوسیدن را با خاطرات تغذیه ای دوران نوزادی مرتبط دانسته و حاکی از اینست که انسان های اولیه فرزندانشان را از شیر می گرفتند و تنها از طریق دهانشان به آنها غذا می دانند که همین عمل موجب انتقال بزاق دهان و لذت بردن می شود.

رویا

براساس نظریات برخی از دانشمندان، رویا و خواب دیدن، بیان آرزوهای ضمیر نیمه هشیار ماست. اما این نظریات رد شده اند زیرا هنوز دلیل اینکه چرا چنین خیالات و تصورات عجیبی را می بینیم ، به طور دقیق کشف نشده است.

خرافاتخرافات

عادت های غیرعادی ولی اطمینان بخش که از گذشته تا اکنون وجود داشته اند. برای مثال انسان های باستان از ناله شیر در چمن ها به عنوان حرکت باد سود می جسته اند. به نظر می آید که در بعضی جوامع، مذهب انگیزه خوبی برای خرافات بوده است.

انگشت در بینی کردن

عادت زشت و ناپسند که بسیار رایج شده است و با اینکه بیرون راندن آن موشها (!) از بینی منفعت خاصی برای بدن ندارد، پس چرا بسیاری از مردم این کار را بطور میانگین چهار بار در روز انجام می دهند؟ البته برخی گمان می کنند که این عمل باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

انگشت در بینی

دوران بلوغ

در بین مخلوقات، به جز انسان، هیچ نوع حیوانی سالهای سخت و غیرقابل پیش بینی نوجوانی و بلوغ را تجربه نمی کند. برخی افراد معتقدند این دوران کمک می کند تا قبل از بالغ شدن، مغز انسان دوباره سازماندهی شود و شخص برای سالهای بعدی، مسئولیت پذیر شود.

بشر دوستی

کمک کردن به همنوع بدون هیچ چشم داشت و توقعی، از رفتارهای عجیب در سیر تکامل انسان است؛ که گاه به صورت گروهی انجام می شود و گاه فقط به خاطر لذت شخصی.

هنر

نقاشی، رقص، مجسمه سازی و موسیقی همگی از خصوصیات زیبای بشریت هستند که نشان دهنده والا بودن بعد انسان اند و می توان از آنها به عنوان ابزاری برای انتقال دانش یا تجربه استفاده کرد.

موی بدن

موهای نرم و نازک روی بدن و موهای ضخیم اندام های تناسلی بدن انسان ها، کاملا برعکس پستانداران است و دانشمندان بر این باورند که موهای زائد باعث ملایمت، ایجاد رایحه ای مطبوع و حفاظت در برابر خراشیدگی می شود.

منبع: تلگراف

دسته بندی شده در: دانستنیها

حداکثر استفاده از پزشک در یک بار ویزیت

پزشکان معمولا حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه را با هر بیمار سپری می کنند، اما متاسفانه طبق آمار، زمانی که بیماران مطب دکتر را ترک می کنند بطور کامل متوجه دستورات و توصیه های پزشک نشده و یا هنوز سوالاتی در ذهنشان باقی است. از آنجایی که هزینۀ ویزیت پزشکان از یک طرف بالا رفته و از طرف دیگر مشغلۀ روزانه باعث شده تا کمتر سراغ پزشکان را بگیرید، لذا باید بدانید که چطور در یک ویزیت پزشک، نهایت استفاده را ببرید. در اینجا ۲۵ مورد مفید و کاربردی را برای شما آورده ام تا بتوانید در یک بار ویزیت پزشک، حداکثر استفاده را ببرید.

معاینه پزشک

۱ – پزشک مناسب بیماری و یا ناراحتی اکنون خود را بیابید
از دوستان یا اشخاصی که پزشکان را بهتر می شناسند، پرس و جو کنید. اگر وقت کافی دارید ، به بیمارستان بروید و از پرستاران اطلاعات کسب کنید زیرا آنان می دانند که کدام پزشک در تخصص خود بهترین است. حتی می توانید به سایت های مختلف سری بزنید و سوابق و اطلاعاتی درباره پزشکان بدست آورید. سعی کنید نسبت به یک پزشک خاص تعصب نشان ندهید (البته این در مورد بیماریهای مشخص است.)

۲ – بررسی کنید که آیا پزشک بیمۀ شما را قبول می کند یا نه
البته بیشتر پزشکان بیمه های تامین اجتماعی و خدمات درمانی را قبول می کنند اما در عین حال اگر پزشک مورد علاقه تان، نوع بیمه شما را نپذیرفت نگران نباشید. به دنبال پزشک دیگری بگردید و مطمئن شوید که او بیمۀ شما را قبول می کند.

۳ – هدف خود را از ملاقات با پزشکتان مشخص کنید
می خواهید آزمایش دهید؟ به توصیه های پزشکی احتیاج دارید؟ نوع درمانتان را می خواهید تغییر دهید؟ بطور دقیق بدانید که با چه هدفی می خواهید پیش دکتر بروید. زیرا هدف شما بر نحوه ارتباطتان با پزشک تاثیر بسزایی می گذارد و دکتر پس از آگاهی از مشکلاتتان اقدام می کند. در کل سوالات و مشکلات خود را قبلا در نظر بگیرید.

۴ – از منشی درخواست زمان کافی بکنید
در صورت لزوم ، با بیان علت، از منشی بخواهید که زمان بیشتری را برای شما در نظر بگیرد.

۵ – در زمان مناسب به مطب مراجعه کنید
اگر صبح زود یا دقیقا بعد از ناهار به مطب بروید ، کمتر انتظار می کشید.

۶ – لیست فراهم کنید
لیستی با مضمون داروهای مصرفی تان و مقادیر تجویز شده و یا مکمل های غذایی تان تهیه کنید تا پزشکتان از سوابق مصرف داروی شما بداند و اگر نیاز بود چیز دیگری را تجویز کند.

۷ – تهیه سوابق پزشکی
اگر دکتر متخصصی را برای اولین بار ملاقات می کنید، یک کپی از همه سوابق پزشکی تان و متخصصینی که قبلا به آنها مراجعه می کردید را در اختیار وی قرار دهید.

۸ – سوابق پزشکی اقوام درجه یک را نیز بدانید
از سوابق پزشکی اقوام خونی مثل والدین، برادر و خواهرخود آگاه باشید. زیرا این اطلاعات به پزشک کمک می کند تا موقعیت سلامتی تان را بهتر در نظر بگیرد و با شناسایی هر مشکلی، قبل از بوجود آمدن علائم بیماری، خطر ابتلا به آن را از بین می برد.

۹ – تلفن همراهتان را خاموش کنید
به جای اینکه وقتتان را با تلفن هدر دهید، به درمان بیماری و توصیه های پزشک فکر کنید.

۱۰ – زمان تعیین شده برای ملاقات را رعایت کنید
سر وقت به مطب بروید تا زمان کافی برای ویزیت داشه باشید. به یاد داشته باشید که پزشکان زمان کافی برای گپ زدن، نالیدن و داستان های طولانی شما را ندارند. در ضمن، اگر اتفاقی باعث شد که پزشک معالجتان به موقع نیاید، شما نباید بیهوده انتظار بکشید، از منشی بخواهید تا وقت دیگری را برای شما در نظر بگیرد.

۱۱ – با همه اعضای خانواده تان به مطب نروید
دکتر قصد ندارد با همسر و فرزندان شما آشنا شود. حتی اگر آنها هم بیمار باشند، نباید همگی باهم وارد مطب شوید!

۱۲ – از پزشک بخواهید دستانش را بشوید
از پزشک بخواهید قبل از اینکه نقاط داخلی بدن از جمله دهان، بینی، گوش و … شما را بررسی کنند دستانش را بشوید. علی رغم توصیه ها، بسیاری از پزشکان و پرستاران، پس از ملاقات با بیماران مختلف دستانشان را نمی شویند ، در نتیجه میکروب ها را از بیماری به بیمار دیگر منتقل می کنند.

۱۳ – حقایق را دریابید
وقتی دکتر به شما می گوید ۵ تا ۱۰ کیلو وزن کم کنید، در حقیقت منظورش اینست که شما ۲۰ کیلو اضافه وزن دارید و باید به فکر خود باشید.

۱۴ – دقیق باشید
به پزشک نگویید مریضم. آنچه را که دقیقا احساس می کنید بگویید. همه چیز را به طور کامل شرح دهید تا دکتر بتواند به بهترین نحو به مشکل شما پی ببرد و توصیه ها و آزمایشات لازم را تجویز کند.

۱۵ – خجالت نکشید و بیش از حد با ادب نباشید
اگر بیماری شما مربوط به بعضی نقاط بدن است، شرم زده نشوید و همه چیز را بطور کامل برای دکتر بیان کنید.

توجه: با عضویت در فید (خوراک) وبلاگ پورعلی.نت حداکثر استفاده را از وقت خود نیز ببرید. همچنین می توانید با اشتراک ایمیلی، مطالب جدید را در ایمیل خود دریافت کنید.

۱۶ – توضیحات بیشتری درخواست کنید
اگر سخنان علمی پزشکتان را نمی فهمید، به او بگویید و از وی بخواهید تا واضح تر صحبت کند و حتی اگر لازم است صحبت هایش را بنویسد. در کل سعی کنید اطلاعات کافی و مورد نیاز خود را کسب کنید.

۱۷ – در باره متخصصین تحقیق کنید
ممکن است پزشکتان به شما توصیه کند که به یک متخصص مراجعه کنید، پس خودتان پرس و جو را شروع کنید و درباره متخصصین مختلف تحقیق کنید. البته هرگز به ۱۱۸ بسنده نکنید. برخی افراد شمارۀ یک متخصص را از ۱۱۸ می گیرند و یک راست سراغ او می روند و برایشان اهمیتی ندارد که او کیست و کجاست.

۱۸ – انواع آزمایشات را یاد بگیرید
اگر دکتر برای تشخیص بیماریتان آزمایشی تجویز می کند، سعی کنید مراحل آزمایش را بیاموزید تا بدانید که چه اتفاقی قرار است بیفتد. همچنین علت آزمایش را از دکتر بپرسید و درباره هزینه ها و انواع آزمایشات نیز اطلاعات کسب کنید.

۱۹ – به پزشکتان بیشتر از اینترنت و مادربزرگ و شکسته بند محل اعتماد کنید
بطور کلی، یک پزشک بیشتر از یک وب سایت می داند. هیچ گاه به دکتر خود نگویید که فلانی اینطور می گوید (!) و اینکه به نظر شما او بهتر می گوید، زیرا اگرچه دیگران می توانند اطلاعات خوبی را در اختیارتان بگذارند ولی هرگز نمی توانند بیماری شما را تشخیص دهند.

۲۰ – تخفیف بگیرید
اگر واقعا بیمارید و مجبورید هزینه های گزافی را متقبل شوید، از دکتر خود بخواهید که به شما تخفیف دهد. برخی پزشکان و بخصوص دندانپزشکان جا برای تخفیف می گذارند. البته قضیۀ تخفیف را در مورد پزشکان عمومی فراموش کنید.

۲۱ – پیگیر نتایج آزمایشتان باشید
بپرسید که نتایج آزمایش چه موقع حاضر می شود و همان روز تماس بگیرید ، اگر حاضر نبود ، روزهای بعد نیز تماس بگیرید تا از نتایج آزمایش آگاه شوید. زیرا ممکن است در بین آن همه شلوغی بیمارستان، نتایج آزمایش گم شده و یا اشتباهی به شخص دیگری داده شود. (از این موارد زیاد بوده است).

۲۲ – به خاطر داشته باشید که پزشکان نیز اشتباه می کنند
پزشکان نیز انسانند، خسته می شوند و احتیاج به استراحت دارند. آنها بی عیب و نقص نیستند و ممکن است اشتباه کنند.

۲۳ – به پزشک خود انرژی بدهید
یک خوش و بش پانزده ثانیه ای می تواند در برخورد پزشک و صرف وقت او با شما تاثیرگذار باشد. امان از افرادی که مثل سیب زمینی وارد مطب شده و مانند سیب زمینی از مطب خارج می شوند.

۲۴ – استرس نداشته باشید
استرس، اعصاب پزشک را خورد می کند. بدانید که پیش پزشکید و او در هر صورت می تواند به شما کمک کند. پس بسیار ریلکس و راحت باشید.

۲۵ – به وسایل آقا یا خانم دکتر دست نزنید
پزشک دوست ندارد شما به وسایل و ابزار کارش دست بزنید. شاید نوعی بی احترامی باشد. مثلا به بادکنک دستگاه فشار خون یا دست نزنید!

دسته بندی شده در: روزمره