چشم انداز زندگی، آینۀ اهداف

چشم انداز یا همان Vision برای زندگی، افقی از خواسته های ماست که تمامی تلاشها و اعمال و رفتار ما باید به سمت چشم انداز ما سوق داشته باشد تا به آن دست یابیم و در واقع همان اهداف بلند مدت ماست که می تواند سمت و سوی زندگی هر فردی را مشخص کند.

مثلا من ۲۵ سال سن دارم و از الان تصمیم دارم که تا ۱۰ سال آینده به این موارد دست یابم: (اینها فقط مثال است)

  • داشتن یک خانه، ۲۰۰ متر سه خواب با مشخصات دیگر.
  • خرید یک اتومبیل BMW مدل ۷۳۰D رنگ سورمه ای.
  • تحصیلات تا مقطع Phd در زمینه بازرگانی و مدیریت.
  • دستیابی به آرامش روحی و روانی کامل.
  • ادامه آموزش ویولون تا سطح حرفه ای.
  • سفر به ۵ کشور منتخب : مصر، فرانسه، ژاپن، استرالیا، سوئد.
  • فرزندم موسیقی را تا سطح حرفه ای دنبال نماید.
  • ارائه پروژه فرهنگی ولی عصر.
  • و …

حالا من نقاطی از زندگی ام را در نظر گرفتم که باید تمامی تلاش خود را معطوف کرده تا به اینها برسم و حداکثر تا ۱۵ سال دیگر. حالا من از تمامی آنچه که در نظر دارم یک تصویر تهیه کرده و تمامی تصتویر با توضیحاتش را در یک تخته به نام تخته اهداف یا Vision Board یا Willing Board جمع اوری میکنم. در اینجا چند نمونه از تخته آروزهای دیگران رو میبینید :

این هم نمونه ای دیگر :

من هر روز به تخته آرزوهای خود نگاه کرده و آنها را مد نظر میگیرم. رفته رفته با دوستانی که این اهداف را دارند آشنا میشوم، در مورد تحصیلات با دوستانی که Phd مدیریت دارند آشنا میشوم و از تجربیات آنها استفاده میکنم. با دوستانی که نمایشگاه اتومبیل دارند آشنا میشوم و کم کم چند تا اتومبیل مد نظر میگیرم و … و کلا جهت زندگی من به سمت اهدافم پیش می رود. به سمت اهدافم پول در می آورم، به سمت اهدافم دوست پیدا می کنم، به سمت اهدافم مجله می خوانم و … و در آخر تا ۱۰ سال دیگر مطمئن هستم که به بیشتر هدفهایم نائل شده ام و اگر هم چند تایی از انها ماند، به ۱۰ سال بعدی منتقل خواهم کرد.

حالا از نگاه دیگر به قضیه بنگریم :

در نظر بگیرید که اهداف زندگی ما روشن نیست و هر کس از ما می پرسد هدفت از زندگی چیست در پاسخ می گوییم : خوشبختی، سعادتمندی، پولدار بشم و … . در اینصورت تمامی تلاشهای ما بصورت روزمره نتیجه می دهد و حداکثر یک ساله و بیشتر از آن به ندرت ممکن است که به اهداف بلند مدتمان نائل شویم. چرا که هر روز یک هدف را در نظر گرفته و مثلا اگر امروز یک خانه ۲۰۰ متری در نظر داریم ولی یک نفر به ما خانه ۱۵۰ متری با این قیمت پیشنهاد کند شاید قبول کنیم. چرا که شاید با خود گفته خب پس از خانه موارد مهمی است که باید به ان برسیم و سپس به دنبال هدف بعدی که سریعا زاییده خواهد شد خواهیم رفت.

پس همین امروز در صدد ساخت تخته اهداف خود بر آییم.

دسته بندی شده در: موفقیت و کامیابی, هدف

مراقب بومرنگ خود باشید!

در مورد بومرنگ در این پست صحبت کردم. ولی لازم دانستم تا یاداوری کنم که مراقب بومرنگ خود باشید . بومرنگتان را به کجا نشانه گرفته اید ؟ به سمت خوبی ها، لبخندها، دل به دست آوردن ها، کمک کردن هاو … یا به سمت بدی ها، دشمنی ها، کینه ها، انتقام ها، آزار و اذیت ها، بد دهنی ها، بی احترامی ها و… ؟

دسته بندی شده در: روزمره

فقر مالی… چرا؟ ریشه اصلی کجاست؟

همه روزه شاهد صحنه‏هایی هستیم که گاه آنچنان تاثیر ژرفی بر روی ما می‏گذارد که تا مدتی در فکر فرو می‏رویم. مادری با فرزندش بر روی زمین آلوده با کاسه‏ای در مقابل. کودکی ۴ ساله که یک تکه نان خشک می‏خورد و …

poverty

اما باید دید که جدا از مسائل اقتصادی، چرا بعضی از افراد همیشه فقیرند؟ مگر یک کودک که از شکم مادر خود متولد می‏شود فقیر به دنیا می‏آید؟ مگر خدا کسی را فقیر آفریده؟ یا اینکه آیا نداشتن یک دست یا یک پا باید عاملی برای نشستن و منتظر کمک دیگران بودن شود؟ آیا درست است که با یک بار سیل به خانه زدن و زندگی را ویران کردن و یا ورشکست شدن همه جیز را ببازیم؟

humanbody1ابتدا بیایید یک مسئله را مورد توجه قرار دهیم و آن هم اینکه همۀ ما (منهای تعداد انگشت شمار) دارای موارد زیر هستیم :

۱ – سلامت جسم
۲ – صورت و قیافۀ قابل تحمل
۳ – توانایی فکر کردن و سنجیدن امور

پس فردی که فقر مالی دارد از لحاظ فیزیکی با دیگران تفاوتی ندارد.

حال ببینیم که منشاء فقر چیست؟

به نظر من چیزی به نام فقر وجود ندارد و اینکه کسی خود را فقیر (از لحاظ مالی)  می‏نامد ناشی از طرز فکر وی در جایگاهی است که در آن قرار دارد. هیچ کس فقیر نیست و این خود افراد هستند که عوامل فقر خود را فراهم می‏سازند. وقتی شخصی خود را ناتوان در نظر بگیرد و مثلا با در نظر گرفتن وضع صورت خود بگوید چون من زشتم، دیگر کسی به من کار نخواهد داد و یا اینکه چون من تحصیلات ندارم کار پیدا نخواهم کرد و … . اما در واقع این طرز فکر خود اوست که او را متوقف می‏سازد. اگر او با هر اندازه ناتوانی با خود بگوید :

“من در نوع خود از بسیاری از افراد بالاترم و توانایی هایی دارم که دیگران ندارند یا کمتر دارند” (مثلا توانایی جارو کردن، توانایی آجر بالا انداختن، توانایی مودبانه صحبت کردن و …)

آنگاه دیگر هیچ مانعی برای دست به زانو گرفتن و شروع به کار کردن (کاری هرچند سخت و معمولی) باقی نخواهد ماند.

گدایی چیست؟

negative-thoughts1در واقع گدایی از فقر سرچشمه نمی‏گیرد و از منش شخص متکدی سرچشمه می‏گیرد. یک فرد فقیر که از لحاظ مالی در فقر است و به نظر عوام واقعا فقیر است، می‏تواند با هزار تلاش و مشقت هر روز به نوعی خود را مشغول کاری کرده و چندرغازی درآمد کسب می‏نماید که حداقل بتواند تا آخر شب خود را به سر کند (که البته در این میان خیلی‏ها هم حتی نان شب خود را ندارند) اما در مقابل می‏توان افرادی را یافت که به نشستن کنار خانه اکتفا کرده و به هر نوعی که شده دست نیاز به سوی این و آن بلند می‏نمایند. هر دوی اینها از لحاظ مالی تا حدی گیرشان می‏آید اما با تفاوتی بسیار.

بسیاری از افراد بوده‏اند که در خانواده‏هایی فوق العاده فقیر و ضعیف بدنیا آمده و تا سنین نوجوانی را نیز در همان خانواده به سر کرده‏اند اما آنچنان خود را از گرداب فقر بیرون کشیده‏اند که گویا پدران آنها میراثی گرانبها را برای آنان به یادگار گذاشته‏اند. اما چگونه؟

داستان زندگی آنتونی رابینز، جرارد روزنامه نویس (چیزی شبیه به داستان فیلم ندای درون) و همچنین داستان زندگی مهدی مجرد زاده کرمانی (مترجم مجموعه کتابهای بسوی کامیابی نوشتۀ انتونی رابینز) را اگر نخوانده و نمی‏دانید چیزی شبیه به آنرا به اختصار نقل می‏کنم.

فلانی در خانواده‏ای بسیار ضعیف و فقیر به دنیا آمده بود و هیچ روزنۀ امیدی برای زندگی مرفه وجود نداشت. وضع زندگی بدی داشت.او به لحاظ فن ترجمه‏ای که به هزار سختی آموخته بود می‏توانست انگلیسی را به فارسی ترجمه کند. شخصی به تصادف کتابی از مجموعه کتابهای آنتونی رابینز را برایش هدیه آورد و او آنرا ترجمه نمود و پس از اتمام ترجمه به اولین ناشر که رفت وی را با طرز ناامیدانه ای رد کردند. سپس دومی و سومی و … و دلیل هم این بود که نه کسی آنتونی رابینز را می‏شناخت و نه او را. ولی او نا امید نشد. می‏توانست تا ۱۰ جا که رفت دیگر پی آنرا نگیرد و ناامید شود اما اینطور نبود. او به بیش از ۲۰۰ ناشر مراجعه نمود که در آخر یک ناشر پیدا شد که با هزینه‏ای بسیار ناچیز کتاب او را چاپ کند و امروز او این چنین شد.

از این داستانهای زندگی واقعی افراد زیاد سراغ دارم. داستان زندگی جالب پدرم بهترین است که قابل بعرض نیست.

پس نمی‏توان گفت که نشد، دست طبیعت بود، قهر زندگی ما را دچار کرد، ما نتوانستیم، شانس نداشتیم، بخت ما گره خورده و…

ما هر کاری می‏توانیم انجام دهیم. هیچ وقت برای شروع هیچ کاری دیر نیست. چیزی به نام خوشبختی و بدبختی وجود ندارد. همۀ انسانها به یک اندازه از مواهب الهی برخوردارند اما برنده آنهایی هستند که راه استفاده از آنها را یاد داشته باشند و راه آن چیزی نیست جز این جمله که : من هر آنچه را که بخواهم بدست خواهم آورد.

success-key

اگر ما به دنبال کار می‏گردیم و به سه جا سر می‏زنیم آیا باید نا امید شویم؟ آیا باید با خود بگوییم که دیگر برای من کاری وجود ندارد؟ آیا ما به ۱۰۰ جا سر زده‏ایم؟ آیا در یک روز به ۲۰ جا رفته‏ایم؟ به تمام بقالی ها و سوپر مارکت ها برای کار سپرده‏ایم؟ آیا دم نانوایی ها اعلامیه زده‏ایم ؟ (!)

یک مثال : یک مامور جمع آوری زباله اگر واقعا ایمان داشته باشد که روزی مسئول امور شهر خواهد شد، با تلاش و پشتکار کار می‏کند؛ هر شب علاوه بر کوچۀ سهم خود جلوی در منازل را نیز جارو خواهد کرد. مطمئنا این امر پوشیده نخواهد ماند و شهردار وی را تشویق مالی خواهد کرد. از تشویق شهردار او به کلاسهای علمی متفاوت رفته و سطح علمی خود را ارتقا می‏بخشد. پس از چند سال که این امور را پشت سر گذاشت به دلیل مدرک تحصیلی بالاتر مسئول سایر همکاران خود می‏شود و بهمین ترتیب تا اینکه موقعیتش با پشتکار و تلاش از این رو به آن رو می‏گردد. (!)

اما در مورد دیگران نقش ما چیست؟

راهنمایی بهترین کاری است که از دست ما بر می‏آید. اینکه راه را به فقیر بیکار نشان دهیم و او را به کار واداریم. کار هر چند سخت خواهد بود اما از دست نیاز به سمت دیگران بلند کردن بهتر است.

کار مهم و در واقع وظیفۀ دیگری که بر گردن ماست این است که فرزندان خود را آنطور تربیت کنیم که این باور برایشان ملکه شود که : من هر آنچه را که بخواهم بدست خواهم آورد و در واقع “من جذب می‏کنم هر انچه را که اراده کنم” (اما با صبر و تلاش).

kids-and-money

این خیلی مهم است که این مساله در ذهن کودک جا باز نماید. کودکان و نوجوانانی که به دلیل توجه و کمک بیش از حد پدر و مادر  از لحاظ عملکرد شدیدا وابستۀ آنها می‏شوند، همانهایی هستند که در آینده به ندرت می‏توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. این مساله ایست که کاملا ثابت شده است.

امیدوارم توانسته باشم منظور خود را به خوبی بیان کنم. شما هم می‏توانید این مبحث را کامل نمایید.

دسته بندی شده در: اجتماعی و شخصیت, روزمره

کم کردن کالری در رژیم غذایی، راز عمر طولانی

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود دریافتند که اصولا کم کردن کالری از رژیم غذایی باعث کند شدن روند سالخوردگی و پیری شده و در مقابل باعث افزایش امید به زندگی (Life Expectancy) می‏شود.

به گقتۀ محققان کم کردن میزان کالری در رژیم‏های غذایی تا حد ۳۰%، فقط تا حدی که دچار سوء تغذیه نشویم،  می‏تواند باعث کاهش خطر بیماریهای قلبی و سرطان شده و نیز می‏تواند تا حدود یک سوم به عمر فرد بیفزاید. مثلا رژیم غذایی که آگاها از غذاهای کم کالری در آن استفاده شود در انگلیس باعث شده تا حدود ۲۵ سال به سن اکثر افرادی که تا ۱۰۰ سال عمر می‏کنند بفزاید.

رژیم سبزیجات

از آنجاییکه دانشمندان طی یک سری تحقیقات ۲۰ ساله بر روی میمونها، که نزدیکترین گونه به انسانها هستند دریافته‏اند که رژیم غذایی که با محدودیت کالری تنظیم می‎‏شود باعث افزایش طول عمر آنها شده، انتظار دارند که این قضیه در مورد انسانها نیز صادق باشد.

تیم محقق این یافته که از دانشگاه ویسکونسین می‏باشند و یافته های خود را در مجله ساینس منتشر نموده‏اند، این تحقیقات خود را که قبلا بر روی موشها نیز انجام داده بودند، از سال ۱۹۸۹ آغاز نمودند. در این تحقیقات آنها از ۷۶ بوزینه استفاده نمودند. در ابتدا حدود شش ماه بر مقدار غذای مصرفی آنها تحقیقات انجام شد و سپس نیمی از آنها را مشمول رژیم غذایی بسیار کم کالری (۳۰% کالری کمتر) نموده و مابقی را با همان غذای عادی رها کردند. در طول ۲۰ سال آزمایش، نیمی از بوزینه ها که با رژیم غذایی معمولی عمر خود را سپری کرده بودند پس از پیر شدن مردند. در حالیکه ۸۰% از بوزینه‏هایی که مشمول همان رژیم غذایی اما با ۳۰% کاهش در میزان کالری بودند، زنده مانده و بیشتر عمر نمودند. این که عمر آنها افزایش یافت تنها دستاورد رژیم غذایی کم کالری نبود بلکه به گفتۀ پروفسور Weindruch کیفیت زندگی آنها نیز ارتقا یافت. به گفتۀ وی ایجاد تومورهای سرطانی و بیماریهای قلبی عروقی در آنهایی که از رژیم کم کالری استفاده کرده بودند نیز بسیار کمتر از دیگر بوزینه‏ها بود. همچنین سلامت مغز آنها نیز به مراتب بیشتر از نصفۀ دیگر بود. ضمنا در حالیکه دیابت و تعدیل گلوکز در آنها که هر آنچه می‏خواستند می‏خوردند، بیشتر شایع بود.

پروفسور Weindruch افزود ما توانسته‏ایم نشان دهیم که رژیم غذایی کم کالری (محدودیت کالری) پدیدۀ پیری و سالخوردگی را در پستانداران کاهش می‏دهد…

همچنین باید یک تعادل را در استفاده از رژیم غذای کم کالری اما مغذی برقرار نمود. در زیر مقدار انرژی که یک وعده غذای مثال زده شده تولید می‏کند و مقدار توان آنرا به عنوان نمونه نشان داده‏ام :

انرژی موجود در غذاها

در زیر سه وبسایت را خدمتتان معرفی کرده‏ام که می‏توان دستور غذاهایی با کالری بسیار پایین را یافت.

allrecipes.comeatingwell.comfoodnetwork.com

منبع : تلگراف

دسته بندی شده در: سلامت و بهداشت

چرا معمولا ژاپنی چاق نمی‏توان یافت؟

یکی از مسائلی که توجه مسافرانی که به ژاپن سفر می‏کنند را جلب می‏کند این است که اکثریت قریب به اتفاق ژاپنی‏ها لاغر هستند. قبل از هر چیز این مساله را باید دانست که ژاپنی‏ها تقریبا سالم‏ترین افراد روی زمین هستند که با کمترین میزان اضافه وزن و نیز با بیشترین اندازه طول عمر شناسایی می‏شوند. در رابطه با طول عمر آنها تئوریهایی وجود دارد که در اینجا به چند مورد اشاره می‏شود :

۱ – مصرف ماهی و سبزیجات آنها بسیار بالاست؛ البته آنها نیز مانند ما گوشت قرمز هم مصرف می‏کنند و حتی گاهی اوقات بصورت سرخ کرده اما این نوع گوشت و یا گوشت مرغ هرگز به عنوان غذای اصلی رژیم غذایی آنها محسوب نمی‏گردد. ولی در مقابل غذاهای دریایی و بخصوص سبزیجات پایه‏های اصلی رژیم غذایی آنها را تشکیل می‏دهد. به نظر می‏رسد که مصرف گوشت قرمز در آنجا به عنوان یک چاشنی غذایی مطرح است تا یک وعدۀ اصلی.

Japanese green summer

۲ – آنها غذا را کم‏کم و به صورت وعده‏های کوچک می‏خورند؛ این مساله بسیار مهم و قابل تامل بوده و در مقابل وعده‏های غذایی ما بسیار اختلاف دارد. در رستورانهای ژاپن مقدار غذایی که سرو می‏گردد بسیار کمتر از رستورانهای مثلا آمریکا و گوام است (و یا ایران).

Japanese Morsel

۳ – پیاده‏روی و دوچرخه سواری آنها بسیار زیاد است؛ مردم ژاپن اکثرا تا رسیدن به ایستگاههای مترو پیاده‏روی کرده و یا با دوچرخه مسیر را طی می‏کنند. بچه مدرسه‏ای‏های آنها به جای رسانده شدن توسط والدین مسیر مدرسه خود را پیاده‏روی می‏نمایند. و اکثرا جهت مسافتهای کوتاه از دوچرخه استفاده می‏کنند.

bicycle riding in Japan

۴ – میان وعده‏های آنها کمی سالمتر است. به این صورت که اکثر میان وعده‏ها خشکبار طبیعی بوده و کمتر شامل کلسترول و روغنهای صنعتی است.

fish-and-nuts-snack چکیده‏ای از منبع

دسته بندی شده در: تغذیه, سلامت و بهداشت