مشکل باطری htc و راه حل آن

۱۱ بهمن ۱۳۸۸ م.پورعلی ۸ دیدگاه

م.پورعلی : اخیرا یک عدد گوشی htc diamond 2 خریداری کرده ام که هم اکنون از این گوشی و کارایی و قابلیتهایش بسیار راضی هستم و کلیۀ اخبار منفی که در اینترنت از این گوشی منتشر شده را تکذیب می کنم.

اما همین گوشی در ابتدای کار مشکلی داشت که خیلی مرا اذیت کرد و آن هم این بود که باطری این گوشی حداکثر ۱ روز پاسخگوی استفادۀ روزمره بود. از این رو جستجویی اساسی در اینترنت انجام دادم و برای رفع مشکل باطری این گوشی به نتایج زیر رسیدم که واقعا کارساز بود و مرا بسیار خوشحال کرد که این نتایج را با شما در میان می گذارم :

  • start>settings>connections>Beam  از اینجا باید beam را خاموش کنید.
  • start>settings>connections>advanced network از این قسمت شبکه HSDPA را خاموش کنید.
  • start>settings>Phone در اینجا به زیر مجموعۀ band رفته و gsm را انتخاب نمایید.
  • مطمئن باشید که Wifi خاموش است. (از قسمت connection)
  • کلیۀ برنامه هایی که نیازی به آنها ندارید اما در حال اجرا هستند را از قسمت task manager (بالا سمت راست) ببندید. هر اندازه برنامۀ بیشتری در حال اجرا باشند، مقدار مصرف cpu بیشتر شده و در نتیجه مصرف باطری بیشتر می شود.
  • هر وقت گوشی خود را برای مدت بیش از ۱۵ دقیقه نیاز ندارید آنرا در حالت استندبای (Standby) قرار دهید. (با فشردن لحظه ای دکمۀ خاموش و روشن)
  • انتخاب شبکه را از حالت اتوماتیک به حالت دستی تنظیم کنید.
  • ساعت دارای افکت TouchFLO را با لمس کردن به سمت بالا، با ساعت سادۀ آن عوض نمایید.
  • بی دلیل از GPS استفاده نکنید.
  • آهنگ تماس خود را ساده انتخاب کنید.

این موارد را من شخصا تجربه کردم و باتری گوشی تا سه روز مداوم و راحت کار کرد. ضمنا به شما پیشنهاد می کنم اگر به ویندوز موبایل علاقمندید، از این گوشی لذت ببرید.

    دسته بندی شده در: کامپیوتر

    باورها – یک

    ۵ بهمن ۱۳۸۸ م.پورعلی ۲ دیدگاه

    هر کسی برای خود ارزشها و باورهایی دارد که برایش محترم، ارزشمند و مهم هستند. این باورهای هر شخص است که شخصیت او را شکل می دهد. شخصیت اجتماعی افراد برگرفته از چند عامل است که مهمترین آنها یعنی باورها می توانند شخصیت افراد را همانطور که هستند ایجاد نمایند.

    در واقع باور همان اندیشه و تفکری است که ما نسبت به مردم، جامعه و اشیا داریم و این اندیشه آنچنان قوی است که تغییر آن سخت است. مهم اینجاست که باورها به صورت ناخودآگاه بر رفتار و کنش ما تاثیرگذارند. اگر کسی باورش این است که زندگی یعنی سختی و مشقت، با همین باور صبح بیدار شده و به محل کار خود می رود و همیشه کار خود را نوعی مشقت می داند. در مقابل اگر کسی زندگی را خوشی و شادی بداند و کار را سرزندگی، برعکس همه چیز برایش روشن و راه برایش باز خواهد بود. در کل باور فقط به همین موارد خلاصه نمی گردد. بلکه در مورد همه چیز ما باورهایی در ذهن خود داریم که وقتی آنها را در زندگی خود پیاده می نماییم شکل رفتار، برخورد با مسائل و افراد و هنجار به خود می گیرند. (و گاهی ناهنجاری)

    باورها ذره ذره از لحظه ای که توانایی تشخیص در فرد بروز می نماید، شکل میگیرند و همچنانکه سن بالاتر میروند باورها ریشه در زندگی افراد می دوانند به طوریکه یا نمی توان انها را عوض کرد و یا اینکه عوض کردن آنها بسیار سخت است. مثال هم کاملا روشن است؛ مثلا تغییر باورهای یک پیرزن ۷۰ ساله راحت تر است یا یک زن ۴۰ ساله؟ و پس از آن تغییر باورهای یک خانم ۴۰ ساله راحتتر است یا یک دختر ۲۳ ساله؟ مشخص است که از سنین پایین بسیار راحتتر و آسانتر می توان باورها را عوض کرد و یا آنها را در یک قالب دیگر جای داد.

    در اینجا مسئله ای پیش می آید و آن این است که ما گاهی تصمیم میگیریم که باورهای دیگران عوض کرده و به نوعی مانند خودمان کنیم بخصوص در زندگی زناشویی. این مسئله گاهی آنچنان حاد می شود که بدون عوض کردن باور فرد مقابل زندگی ممکن نیست. اما باید دقت داشت که عوض کردن باور دیگران کار ما نیست و اینطور نیست که در عرض یک روز و چند هفته بتوان این کار را انجام داد مگر در شرایطی.

    باور

    باور

    اما مهمتر این است که ابتدا باورهای خودمان را تصحیح کنیم. باورهای غلط را دور بریزیم و همیشه پی این نباشیم که آنچه خودمان می دانیم، همان را باید باور کنیم. بلکه گاهی اوقات تجربه و کلام حقیقت دیگران می تواند تبدیل به باور برای ما شود (اگر بخواهیم). چرا خودمان راهی را که دیگران رفته اند و باورشان شده که این راه غلط است یا ان راه درست است را دوباره طی کنیم؟ چرا از باورهای دیگران استفاده نکنیم. در دنیای امروز وقت تجربه کردن شخصی تک تک مسائل زندگی وجود ندارد. قبول کنیم که گاهی اشتباه می کنیم و در نتیجه باورهای غلط خود را عوض کنیم. همیشه به هر فرد با یک دریچۀ نو و جدید نگاه کنیم نه اینکه باور داشته باشیم که هر کسی که شکمی چاق داشت و یا فربه بود یعنی خیلی مال دیگران را خورده است و یا بالعکس. و یا اینکه این باور غلط را که فلانی وضعیت مالی خوبی ندارد به این دلیل است که در زندگی خود تلاش نکرده را دور بریزیم.

    باور به صداقت، درستی، آزادی، سلامتی و … را در خود پرورش دهیم و مهمتر از همه باور به خودمان را در خود پرورش دهیم وهمچنین باورهای صحیح را در فرزندانمان پرورش دهیم.

    در پست های بعدی بیشتر به بررسی باورها می پردازم.

    دسته بندی شده در: اجتماعی و شخصیت

    باران خطرناکتر است یا ضربه مغزی؟

    ۲۸ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۳ دیدگاه

    روزهایی که هوا ابری است، حتی باران هم نیامده اما هوا تیره و پر ابر است، علاوه بر افراد عادی که بی برو برگرد یک عدد چتر با چترخود همراه کرده و از خانه خارج می شوند، کسانی هم که اتومبیل دارند باز هم برای احتیاط این کار را کرده و حداقل چتر را در قسمت عقب اتومبیل خود می گذارند که : مبادا باران مرا خیس کند.

    در واقع چتر نقش محافظت از خیس شدن را بازی می کند. اما چرا نباید خیس شویم؟ حتما برای شما روشن است. اگر خیس شویم مریض شده و مجبوریم از چند ساعت تا چند روز در منزل بمانیم. پس ما برای محافظت از جان خود چتر برمیداریم. البته بعضی افراد به جای چتر از پلاستیک، کتاب، مقوا و وسایلی از این قبیل استفاده می کنند.

    حال با خود تصور کنید آیا خیس شدن و مریض شدن خطرناکتر از ضربه مغزی شدن است؟

    چرا با اینکه روزانه صدها تصادف موتور با سایر وسایل نقلیه رخ داده و خودمان شاید بارها شاهدش بوده ایم و دهها بار شنیده ایم که فلانی ضربه مغزی شد، فلانی مرد، فلانی سرش شکست باز هم شاهد افراد که چه عرض کنم خیل عظیم موتورسوارهای بدون کلاه کاسکت هستیم؟ چرا؟

    مشخص است زیرا طعم ضربه مغزی شدن را نچشیده اند. زیرا اگر مانند طعم خیس شدن زیر باران و سرما خوردن، طعم شکسته شدن کلاه ایمنیسرشان را می چشیدند بدون زور و ضرب و جریمه و نفرین پدر و مادر و … به راحتی از کلاه ایمنی استفاده می کردند. واقعا چرا باید بعضی چیزها را بعضی افراد خوشان شخصا تجربه نمایند. بابا همیشه حادثه ها مربوط به اطرافیان و دیگران نیست. گاهی همان حوادث برای ما و شما (شما موتورسوارها) پیش می آید. جالب اینجاست که می گوید : من که آروم میرم. آخه چه ربطی دارد این حرف به جلوگیری از حادثه. عزیز من شما آرام می روی، آن رانندۀ با عجله که آرام نمی رود. شما احتیاط می کنی، دیگران که ضامن سلامت شما نیستند.

    چرا باید دیگران به زور جریمه و اعمال قانون ضامن سلامت ما (شما موتورسواران) باشند؟

    مزایای کلاه ایمنی (کلاه کاسکت)

    • جلوگیری از مردن
    • جلوگیری از عمری را فلج شدن و گوشۀ خانه افتادن
    • جلوگیری از جریمه شدن
    • جلوگیری از بدبخت کردن یک خانواده (خانوادۀ مقصر)
    • سالم ماندن
    • با خیال آسوده راندن
    • زیباتر شدن
    • گرم شدن
    • خیس نشدن
    • با هندزفری راحت صحبت کردن
    • و …

    خواهشا استفاده کنید و اگر هم موتورسوار نیستید به اطرافیانتان که موتورسوارند گوشزد کنید.

    فرهنگ موتورسواری

    پانوشت : قضیۀ فوق در مورد کمربند ایمنی هم صادق است.

    دسته بندی شده در: روزمره, زندگی شهری

    مصرف گوشت کمتر، نجات کرۀ زمین

    ۲۵ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۲ دیدگاه

    چکیده : مردم باید گوشت کمتری بخورند تا تغییرات مضر آب و هوایی را کاهش داده و زندگی صدها نفر را در سال حفظ کنند.

    اندی بورنام، وزیر بهداشت انگلیس، هشدار داده است که گرم شدن زمین خطری واقعی و موجود برای سلامت میلیونها نفر است. این گزارش حاکی از این بود که در یک سال زندگی دهها نفر از هزاران نفر در بریتانیا می تواند فقط بوسیله ی جلوگیری از پخش کربن در جو، حفظ شود.

    مصرف گوشت

    با مصرف گوشت کمتر، به زمین لطف کنیم

    همچنین کارشناسان توصیه کرده اند تعداد حیواناتی که صرفا برای استفاده از گوشت آنان بعنوان غذا  پرورش داده می شوند باید به یک سوم کاهش یابد. آنها تخمین زده اند که این حرکت به طور عمده، دفع مایعات را کاهش داده و حدود ۱۸ هزار نفر را در سال، فقط از بیماریهای قلبی حفظ کرده است.

    آلن دنگور، یکی از نویسندگان این گزارش و مدرس ارشد علم بهداشت و پزشکی مناطق گرمسیری در لندن، گفته است که این تغییر حتی می تواند بدون صرفنظر کردن از گوشت نیز ایجاد شود. وی می گوید: ما نمی گوییم گیاه خوار شوید، فقط می گوییم مقدار گوشت مصرفی و محصولات گوشتی را کاهش دهید. حتی اگر تا یک سوم کاهش دهید، به این معنی است که به طور میانگین در طول روز فقط یک وعده غذای گوشتی بخورید.این تغییر منجر به کاهش ۵۰ درصدی دی اکسید کربن در بخش کشاورزی تا سال ۲۰۳۰ می شود. اینطور تخمین زده شده است که در گرم شدن جهانی زمین، محصولات گوشتی در ایجاد گازهایی که توسط انسان بوجود می آیند، ۱۸ درصد سهیم هستند.

    دانشمندان خاطر نشان کرده اند که کاهش تولیدات گوشت مرغ و گاو و خوک می تواند جان بسیاری از مردم را حفظ کند. (در صورتیکه این مرگ و میرها ناشی از بیماری هایی مثل سرطان و دیابت باشند.)

    لرد استرن یکی از کارشناسان برجسته ی جهان، در مورد تغییرات آب و هوایی گفته است، مردم باید از خوردن گوشت صرفنظر کنند تا زمین را نجات دهند. این نظریه کمتر از دو هفته قبلتر از گردهمایی مسئولین کشورها در شهر کپنهاگ برای بحث در مورد تغییرات آب و هوایی، منتشر شد.

    تغییرات آب و هوایی کرۀ زمین

    تغییرات آب و هوایی کرۀ زمین

    همچنین، بر اساس این گزارش، تخمین زده می شود که همه ساله ۵ هزار مرگ و میری که به علت مشکلات ریوی و دیگر بیماریها بوجود می آیند، می توانند با دور بودن و زندگی کردن در خارج از شهر جلوگیری شوند. و نیز با پیاده روی کردن به جای رانندگی، می توان از مرگ هایی که به علت بیماری های قلبی است تا ۴۲۰۰ مورد در سال جلوگیری کرد.

    این حرکت همچنین می تواند حدود ۲۰۰ مرگ را که از جنون و سرطان سینه ناشی می شوند جلوگیری کند.

    این گزارش که بوسیله ی مجله ی پزشکی لنست منتشر شده، به کاهش گازهای گلخانه ای مثل دی اکسید کربن نیز اشاره دارد که باعث تخریب لایه ی ازن و سپس ایجاد مشکلات ریوی می شود. کاهش کربن آزاد شده منجر به تقلیل آلودگی هوا در سراسر جهان و کاهش مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی و ریه ای و دیگر بیماری های حاد می شود، بخصوص در کشورهای در حال توسعه که هنوز از حد بالای آلودگی رنج می برند.

    بورنام گفت: ممکن است تغییرات آب و هوایی، تهدیدی دور از انتظار به نظر آیند ولی در حقیقت نتیجۀ این تغییرات به سلامتی ما مرتبط است.

    منبع

    دسته بندی شده در: سلامت و بهداشت

    چه کنیم تا نگرانی و استرس روزمره رخت بربندد؟

    ۲۳ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۷ دیدگاه

    برنامه ریزی یکی از هنرهایی است که چنانچه کسی آنرا در زندگی خود پیاده نماید، شاید تبدیل به موفق‏ترین فرد در زمینه کاری، تحصیلی، زندگی خانوادگی و … شود. حال این هنر بسیار آسیب پذیر بوده و نیاز به مراقبت، ممارست و نگهداری دارد. به این صورت که برنامه‏ریزی باید تبدیل به یک عادت روزانه شده که حتی برای کوچکترین امور هم به کار آید. مثلا خرید روزانه، نظافت منزل، دریافت وام و … .

    حال در اثنای این امور نکته‏ای بسیار قابل توجه در مورد کارهای روزمره وجود دارد که شاید در برنامه‏ریزی‏ها مورد کم توجهی قرارگرفته و یا اینکه اصلا به نظر نیاید.

    همه کارهای روزانه و امور زندگی به ۴ نوع تقسیم می‏گردندکه از لحاط این نوع تقسیم بندی، از این ۴ حالت خارج نیستند :

    ۱ – کارهای ضروری و مهم
    ۲ – کارهای غیر ضروری و مهم
    ۳ – کارهای ضروری و غیر مهم
    ۴ – کارهای غیر ضروری و غیر مهم

    کارهای ضروری و مهم : کارهایی هستند که به صورت اورژانسی پیش آمده و بدون پیش بینی قبلی خود را نمایان می‏کنند. از جمله : آتش گرفتن منزل، برنده شدن در جایزه بانک، امتحان گرفتن استاد بدون اطلاع قبلی و … .

    این دسته از امور آن چنان سریع بوجود می‏آیند که فقط یک انتخاب را برای ما مقدور می‎‏سازند و در واقع ما ناگزیر به انجام همان یک راه هستیم وگرنه تسلیم امور و دغدغه‏های روزانه زندگی شده‏ایم و در صورت تعلل، چیزهای باارزشی را از دست خواهیم داد.

    کارهای غیر ضروری و مهم : این دسته از کارها همان اموری هستند که نقش کلیدی در زندگی هر شخص ایفا می‏نمایند. اموری که در نگاه اول فعلا مهم نبوده و نیاز به انجام آنها نیست ولی در عین حال بسیار مهم هستند و در صورت انجام ندادن آنها، تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار تصمیم گیری را از ما سلب می‏نمایند.

    از جمله : دریافت المثنی برای شناسنامۀ گم شده، درس خواندن در اوقاتی که اجباری نیست، پس انداز پول در ایام ثروتمندی، پنچرگیری لاستیک زاپاس ماشین در حالیکه فعلا هیچ نیازی به آن نیست، خرید کپسول آتش خاموش کن برای احتیاط و …

    این امور در نگاه اول اصلا ضروری نبوده و شاید به همین دلیل به وقتی دیگر موکول شده و کم کم فراموش شوند. در حالیکه همین نوع کارها هستند که تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار را از دست ما خارج می‏نمایند. مثلا با خود تصور کنید که شما شناسنامه خود را گم کرده‏اید. خب شاید الآن نیازی به آن نداشته و با کارت ملی امور خود را انجام دهید و حتی شاید با خود بگویید “در فرصتی مناسب المثنی آن را میگیرم”. روزها می‏گذرند و شما به دنبال شناسنامۀ المثنی خود نمی‏روید آنگاه یک روز بانک سما اعلام می‏کند که شما برنده یک دستگاه اتومبیل شده‏اید و فقط با در دست داشتن شناسنامه آنرا به شما تحویل می دهیم. آنگاه شما دستپاچه شده (استرس) و صبح زود شال و کلاه کرده و راه می‏افتید. ابتدا به ادارۀ ثبت احوال می‏روید و می‏بینید که مسئول مشغول خوردن صبحانه است. شما شاکی می‏شوید و می گویید “آقا بیا کارمردم را راه بینداز ما عجله داریم” (استرس) سپس شما به عکاسی رفته و عکسی می‏گیرید ناگهان دوربین عکاس خراب می‏شود (استرس) سپس در راه به ترافیکی سنگین بر‏می‏خورید (استرس) و به همین ترتیب شما شانس دریافت جایزه را از دست می‏دهید.

    همچنین در مورد تعویض لاستیک زاپاس : دقیقا همان روزی که چک دارید، ماشین شما پنچر شده و در راه می‏مانید(استرس) آنگاه ناگهان به فکر می‏افتید که لاستیک زاپاس هم پنچر است (استرس) سپس لاستیک به دست در خیابان ها راه افتاده و به تاکسی‏هایی که حتی به شما محل نمی‏گذارند ناسزا می‏گویید (استرس) و…

    این دو داستان در صورتی با شیرینی به اتمام می‏رسید که شما قبلا با برنامه‏ریزی امور غیر ضوری و مهم خود را انجام داده و آنها را پشت گوش نینداخته بودید.

    کارهای ضروری و غیر مهم : از جمله اجبار به شرکت در جلسۀ اداره که شاید در ان جلسه موضوعات مهمی مورد بحث واقع نشود ولی در عین حال ضروری است و هیچ راه فراری ندارد. ( و این امور در زندگی افرادیکه توانایی تصمیم‏گیری دارند کم پیش می‏آید.)

    کارهای غیر ضروری و غیر مهم : این دسته از کارها را می‏توان اولین مانع موفقیت در زندگی دانست. مثلا تماشای تلویزیون، خواب بیش از اندازه، خواندن و فرستادن پیامک‏های بی موضوع، خیابان‏گردی و …

    در صورتیکه این دسته از امور به طور کامل از زندگی حذف گردند می‏توان گفت که زندگی خود را تبدیل به یک مدینۀ فاضله کرده‏اید. زیرا با حذف این امور و جایگزینی آنها با امور غیر ضروری و مهم کامی بلند در جهت ایجاد آرامش در زندگی برداشته‏اید. اموری که نتیجۀ قابل توجهی نداشته و همچنین خستگی ناشی از آنها می‏تواند توانایی انجام امور دستۀ ۲ را از ما سلب نماید. مثلا آن نتیجه‏ای که از یک فیلم ۳۴ قسمتی می توان گرفت را در یک کتاب ۴۰ صفحه‏ای می‏توان یافت و یا اینکه خیابان‏گردی ۳ ساعته را می‏توان در یک ساعت با مراجعه به بهترین پارک انجام داد.

    پس بیایید تا جاییکه میتوانیم با برنامه ریزی قبلی، به کارهای دستۀ ۲ یعنی امور غیر ضروری و مهم بپردازیم.

    دسته بندی شده در: روزمره, موفقیت و کامیابی