بایگانی

بایگانی ژانویه

باران خطرناکتر است یا ضربه مغزی؟

۲۸ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۴ دیدگاه

روزهایی که هوا ابری است، حتی باران هم نیامده اما هوا تیره و پر ابر است، علاوه بر افراد عادی که بی برو برگرد یک عدد چتر با چترخود همراه کرده و از خانه خارج می شوند، کسانی هم که اتومبیل دارند باز هم برای احتیاط این کار را کرده و حداقل چتر را در قسمت عقب اتومبیل خود می گذارند که : مبادا باران مرا خیس کند.

در واقع چتر نقش محافظت از خیس شدن را بازی می کند. اما چرا نباید خیس شویم؟ حتما برای شما روشن است. اگر خیس شویم مریض شده و مجبوریم از چند ساعت تا چند روز در منزل بمانیم. پس ما برای محافظت از جان خود چتر برمیداریم. البته بعضی افراد به جای چتر از پلاستیک، کتاب، مقوا و وسایلی از این قبیل استفاده می کنند.

حال با خود تصور کنید آیا خیس شدن و مریض شدن خطرناکتر از ضربه مغزی شدن است؟

چرا با اینکه روزانه صدها تصادف موتور با سایر وسایل نقلیه رخ داده و خودمان شاید بارها شاهدش بوده ایم و دهها بار شنیده ایم که فلانی ضربه مغزی شد، فلانی مرد، فلانی سرش شکست باز هم شاهد افراد که چه عرض کنم خیل عظیم موتورسوارهای بدون کلاه کاسکت هستیم؟ چرا؟

مشخص است زیرا طعم ضربه مغزی شدن را نچشیده اند. زیرا اگر مانند طعم خیس شدن زیر باران و سرما خوردن، طعم شکسته شدن کلاه ایمنیسرشان را می چشیدند بدون زور و ضرب و جریمه و نفرین پدر و مادر و … به راحتی از کلاه ایمنی استفاده می کردند. واقعا چرا باید بعضی چیزها را بعضی افراد خوشان شخصا تجربه نمایند. بابا همیشه حادثه ها مربوط به اطرافیان و دیگران نیست. گاهی همان حوادث برای ما و شما (شما موتورسوارها) پیش می آید. جالب اینجاست که می گوید : من که آروم میرم. آخه چه ربطی دارد این حرف به جلوگیری از حادثه. عزیز من شما آرام می روی، آن رانندۀ با عجله که آرام نمی رود. شما احتیاط می کنی، دیگران که ضامن سلامت شما نیستند.

چرا باید دیگران به زور جریمه و اعمال قانون ضامن سلامت ما (شما موتورسواران) باشند؟

مزایای کلاه ایمنی (کلاه کاسکت)

  • جلوگیری از مردن
  • جلوگیری از عمری را فلج شدن و گوشۀ خانه افتادن
  • جلوگیری از جریمه شدن
  • جلوگیری از بدبخت کردن یک خانواده (خانوادۀ مقصر)
  • سالم ماندن
  • با خیال آسوده راندن
  • زیباتر شدن
  • گرم شدن
  • خیس نشدن
  • با هندزفری راحت صحبت کردن
  • و …

خواهشا استفاده کنید و اگر هم موتورسوار نیستید به اطرافیانتان که موتورسوارند گوشزد کنید.

فرهنگ موتورسواری

پانوشت : قضیۀ فوق در مورد کمربند ایمنی هم صادق است.

دسته بندی شده در: روزمره, زندگی شهری برچسب‏های این نوشته: , , , ,

مصرف گوشت کمتر، نجات کرۀ زمین

۲۵ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۲ دیدگاه

چکیده : مردم باید گوشت کمتری بخورند تا تغییرات مضر آب و هوایی را کاهش داده و زندگی صدها نفر را در سال حفظ کنند.

اندی بورنام، وزیر بهداشت انگلیس، هشدار داده است که گرم شدن زمین خطری واقعی و موجود برای سلامت میلیونها نفر است. این گزارش حاکی از این بود که در یک سال زندگی دهها نفر از هزاران نفر در بریتانیا می تواند فقط بوسیله ی جلوگیری از پخش کربن در جو، حفظ شود.

مصرف گوشت

با مصرف گوشت کمتر، به زمین لطف کنیم

همچنین کارشناسان توصیه کرده اند تعداد حیواناتی که صرفا برای استفاده از گوشت آنان بعنوان غذا  پرورش داده می شوند باید به یک سوم کاهش یابد. آنها تخمین زده اند که این حرکت به طور عمده، دفع مایعات را کاهش داده و حدود ۱۸ هزار نفر را در سال، فقط از بیماریهای قلبی حفظ کرده است.

آلن دنگور، یکی از نویسندگان این گزارش و مدرس ارشد علم بهداشت و پزشکی مناطق گرمسیری در لندن، گفته است که این تغییر حتی می تواند بدون صرفنظر کردن از گوشت نیز ایجاد شود. وی می گوید: ما نمی گوییم گیاه خوار شوید، فقط می گوییم مقدار گوشت مصرفی و محصولات گوشتی را کاهش دهید. حتی اگر تا یک سوم کاهش دهید، به این معنی است که به طور میانگین در طول روز فقط یک وعده غذای گوشتی بخورید.این تغییر منجر به کاهش ۵۰ درصدی دی اکسید کربن در بخش کشاورزی تا سال ۲۰۳۰ می شود. اینطور تخمین زده شده است که در گرم شدن جهانی زمین، محصولات گوشتی در ایجاد گازهایی که توسط انسان بوجود می آیند، ۱۸ درصد سهیم هستند.

دانشمندان خاطر نشان کرده اند که کاهش تولیدات گوشت مرغ و گاو و خوک می تواند جان بسیاری از مردم را حفظ کند. (در صورتیکه این مرگ و میرها ناشی از بیماری هایی مثل سرطان و دیابت باشند.)

لرد استرن یکی از کارشناسان برجسته ی جهان، در مورد تغییرات آب و هوایی گفته است، مردم باید از خوردن گوشت صرفنظر کنند تا زمین را نجات دهند. این نظریه کمتر از دو هفته قبلتر از گردهمایی مسئولین کشورها در شهر کپنهاگ برای بحث در مورد تغییرات آب و هوایی، منتشر شد.

تغییرات آب و هوایی کرۀ زمین

تغییرات آب و هوایی کرۀ زمین

همچنین، بر اساس این گزارش، تخمین زده می شود که همه ساله ۵ هزار مرگ و میری که به علت مشکلات ریوی و دیگر بیماریها بوجود می آیند، می توانند با دور بودن و زندگی کردن در خارج از شهر جلوگیری شوند. و نیز با پیاده روی کردن به جای رانندگی، می توان از مرگ هایی که به علت بیماری های قلبی است تا ۴۲۰۰ مورد در سال جلوگیری کرد.

این حرکت همچنین می تواند حدود ۲۰۰ مرگ را که از جنون و سرطان سینه ناشی می شوند جلوگیری کند.

این گزارش که بوسیله ی مجله ی پزشکی لنست منتشر شده، به کاهش گازهای گلخانه ای مثل دی اکسید کربن نیز اشاره دارد که باعث تخریب لایه ی ازن و سپس ایجاد مشکلات ریوی می شود. کاهش کربن آزاد شده منجر به تقلیل آلودگی هوا در سراسر جهان و کاهش مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی و ریه ای و دیگر بیماری های حاد می شود، بخصوص در کشورهای در حال توسعه که هنوز از حد بالای آلودگی رنج می برند.

بورنام گفت: ممکن است تغییرات آب و هوایی، تهدیدی دور از انتظار به نظر آیند ولی در حقیقت نتیجۀ این تغییرات به سلامتی ما مرتبط است.

منبع

چه کنیم تا نگرانی و استرس روزمره رخت بربندد؟

۲۳ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۷ دیدگاه

برنامه ریزی یکی از هنرهایی است که چنانچه کسی آنرا در زندگی خود پیاده نماید، شاید تبدیل به موفق‏ترین فرد در زمینه کاری، تحصیلی، زندگی خانوادگی و … شود. حال این هنر بسیار آسیب پذیر بوده و نیاز به مراقبت، ممارست و نگهداری دارد. به این صورت که برنامه‏ریزی باید تبدیل به یک عادت روزانه شده که حتی برای کوچکترین امور هم به کار آید. مثلا خرید روزانه، نظافت منزل، دریافت وام و … .

حال در اثنای این امور نکته‏ای بسیار قابل توجه در مورد کارهای روزمره وجود دارد که شاید در برنامه‏ریزی‏ها مورد کم توجهی قرارگرفته و یا اینکه اصلا به نظر نیاید.

همه کارهای روزانه و امور زندگی به ۴ نوع تقسیم می‏گردندکه از لحاط این نوع تقسیم بندی، از این ۴ حالت خارج نیستند :

۱ – کارهای ضروری و مهم
۲ – کارهای غیر ضروری و مهم
۳ – کارهای ضروری و غیر مهم
۴ – کارهای غیر ضروری و غیر مهم

کارهای ضروری و مهم : کارهایی هستند که به صورت اورژانسی پیش آمده و بدون پیش بینی قبلی خود را نمایان می‏کنند. از جمله : آتش گرفتن منزل، برنده شدن در جایزه بانک، امتحان گرفتن استاد بدون اطلاع قبلی و … .

این دسته از امور آن چنان سریع بوجود می‏آیند که فقط یک انتخاب را برای ما مقدور می‎‏سازند و در واقع ما ناگزیر به انجام همان یک راه هستیم وگرنه تسلیم امور و دغدغه‏های روزانه زندگی شده‏ایم و در صورت تعلل، چیزهای باارزشی را از دست خواهیم داد.

کارهای غیر ضروری و مهم : این دسته از کارها همان اموری هستند که نقش کلیدی در زندگی هر شخص ایفا می‏نمایند. اموری که در نگاه اول فعلا مهم نبوده و نیاز به انجام آنها نیست ولی در عین حال بسیار مهم هستند و در صورت انجام ندادن آنها، تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار تصمیم گیری را از ما سلب می‏نمایند.

از جمله : دریافت المثنی برای شناسنامۀ گم شده، درس خواندن در اوقاتی که اجباری نیست، پس انداز پول در ایام ثروتمندی، پنچرگیری لاستیک زاپاس ماشین در حالیکه فعلا هیچ نیازی به آن نیست، خرید کپسول آتش خاموش کن برای احتیاط و …

این امور در نگاه اول اصلا ضروری نبوده و شاید به همین دلیل به وقتی دیگر موکول شده و کم کم فراموش شوند. در حالیکه همین نوع کارها هستند که تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار را از دست ما خارج می‏نمایند. مثلا با خود تصور کنید که شما شناسنامه خود را گم کرده‏اید. خب شاید الآن نیازی به آن نداشته و با کارت ملی امور خود را انجام دهید و حتی شاید با خود بگویید “در فرصتی مناسب المثنی آن را میگیرم”. روزها می‏گذرند و شما به دنبال شناسنامۀ المثنی خود نمی‏روید آنگاه یک روز بانک سما اعلام می‏کند که شما برنده یک دستگاه اتومبیل شده‏اید و فقط با در دست داشتن شناسنامه آنرا به شما تحویل می دهیم. آنگاه شما دستپاچه شده (استرس) و صبح زود شال و کلاه کرده و راه می‏افتید. ابتدا به ادارۀ ثبت احوال می‏روید و می‏بینید که مسئول مشغول خوردن صبحانه است. شما شاکی می‏شوید و می گویید “آقا بیا کارمردم را راه بینداز ما عجله داریم” (استرس) سپس شما به عکاسی رفته و عکسی می‏گیرید ناگهان دوربین عکاس خراب می‏شود (استرس) سپس در راه به ترافیکی سنگین بر‏می‏خورید (استرس) و به همین ترتیب شما شانس دریافت جایزه را از دست می‏دهید.

همچنین در مورد تعویض لاستیک زاپاس : دقیقا همان روزی که چک دارید، ماشین شما پنچر شده و در راه می‏مانید(استرس) آنگاه ناگهان به فکر می‏افتید که لاستیک زاپاس هم پنچر است (استرس) سپس لاستیک به دست در خیابان ها راه افتاده و به تاکسی‏هایی که حتی به شما محل نمی‏گذارند ناسزا می‏گویید (استرس) و…

این دو داستان در صورتی با شیرینی به اتمام می‏رسید که شما قبلا با برنامه‏ریزی امور غیر ضوری و مهم خود را انجام داده و آنها را پشت گوش نینداخته بودید.

کارهای ضروری و غیر مهم : از جمله اجبار به شرکت در جلسۀ اداره که شاید در ان جلسه موضوعات مهمی مورد بحث واقع نشود ولی در عین حال ضروری است و هیچ راه فراری ندارد. ( و این امور در زندگی افرادیکه توانایی تصمیم‏گیری دارند کم پیش می‏آید.)

کارهای غیر ضروری و غیر مهم : این دسته از کارها را می‏توان اولین مانع موفقیت در زندگی دانست. مثلا تماشای تلویزیون، خواب بیش از اندازه، خواندن و فرستادن پیامک‏های بی موضوع، خیابان‏گردی و …

در صورتیکه این دسته از امور به طور کامل از زندگی حذف گردند می‏توان گفت که زندگی خود را تبدیل به یک مدینۀ فاضله کرده‏اید. زیرا با حذف این امور و جایگزینی آنها با امور غیر ضروری و مهم کامی بلند در جهت ایجاد آرامش در زندگی برداشته‏اید. اموری که نتیجۀ قابل توجهی نداشته و همچنین خستگی ناشی از آنها می‏تواند توانایی انجام امور دستۀ ۲ را از ما سلب نماید. مثلا آن نتیجه‏ای که از یک فیلم ۳۴ قسمتی می توان گرفت را در یک کتاب ۴۰ صفحه‏ای می‏توان یافت و یا اینکه خیابان‏گردی ۳ ساعته را می‏توان در یک ساعت با مراجعه به بهترین پارک انجام داد.

پس بیایید تا جاییکه میتوانیم با برنامه ریزی قبلی، به کارهای دستۀ ۲ یعنی امور غیر ضروری و مهم بپردازیم.

تولد من و یک اتفاق جالب

۱۹ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۱۴ دیدگاه

امروز، نوزدهم دیماه، سالروز تولد م.پورعلی، وبلاگنویس وبلاگ پورعلی.نت است. همیشه روز ۱۹ دیماه برای او روزی به یاد ماندنی بوده که دقیقا هر سال در همین روز خاطره ای شیرین برایش به جای می مانده است.

تولدم مبارک

در این رابطه جالب دانستم که موضوعی جالب را خدمتتان عرض نمایم: من در یکی از بیمارستانهای مشهد به نام “پاستور” به دنیا آمدم. یک شب که از یک میهمانی برمی گشتم، از یکی از میهمانان که از دوستان قدیمی من هم بود دعوت کردم که با من تا سر مسیر همراه شود. سپس در اتومبیل صحبت از همه چیز شد و نمیدانم موضوع به کجا رسید که صحبت سال تولد به میان آمد. سپس متوجه شدیم که ما هم سن هستیم، کمی ریزتر شدیم و متوجه شدیم که دقیقا در یک روز به دنیا آمده ایم و پس از کمی بررسی متوجه یک موضوع فوق العاده عجیب شدیم. من و محسن.ش دقیقا در یک روز، یک ساعت و یک دقیقه در یک بیمارستان  بدنیا آمده ایم،  و ایشان در اتاق بغل دستی من بدنیا آمده است. جالب اینجاست که شخصیت ما تا اندازه ای شبیه یکدیگر است.

نتیجه گیری غیرمنطقی :

۱ – افرادی که در یک ساعت از روز و در یک موقعیت جغرافیایی بدنیا می آیند، ممکن است روحیاتی شبیه یکدیگر داشته باشند.
۲ – پس از میهمانی ها یک نفر را تا مقصد برسانید، شاید در یک بیمارستان بدنیا آمده باشید!

در مورد تولدی، کادو به صورت کامنت، ایمیل، عضویت در فید، اشتراک ایمیلی، ترانۀ زیبا، پیشنهاد، انتقاد، ایده و … پذیرفته می شود!

درخواست از کسانی که مطالب این وبلاگ را دنبال می نمایند :
در صورتیکه ایدۀ خاصی در مورد مطالب داشته و یا موضوع خاصی را در نظر دارید لطفا عنوان فرمایند.

دسته بندی شده در: متفرقه برچسب‏های این نوشته: ,

سرعت کم در رانندگی با دلایل قانع کننده

۱۹ دی ۱۳۸۸ م.پورعلی ۹ دیدگاه

این روزها رانندگی تبدیل به یکی از اجزای لاینفک زندگی هر شخص شده است؛ بطوریکه اگر این قسمت را از زندگی هر شخصی جدا سازند، به طور یقین با سختی هایی روبرو می شود. رانندگی کردنف بخصوص در خیابانهای شلوغ و پرترافیک و بویژه با وجود آلودگی زیاد هوا کاری بس دشوار است که نیاز به ترفند ها و ریزه کاریهایی جهت لذت بردن از آن دارد.

بسیاری از رانندگان با اینکه هیچ عجله ای در رسیدن به مقصد ندارند، بازهم با سرعت می رانند. این امر باعث استرس زا شدن رانندگی برای ایشان شده و لذت رانندگی را با این کار از دست می دهند. (البته ناگفته نماند رانندگی با سرعت بالا لذتی غیر قابل توصیف دارد اما در جایی که بتوان سرعت گرفت و نه در میان انسانها و اتومبیلها! ) همچنین علاوه بر اینکه شاید متحمل ضرر و زیان مالی شوند با جان مردم هم بازی می کنند.

باید دقت کنیم که اگر زمان رسیدن به مقصد با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت، ۳۰ دقیقه است، هیچ وقت با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۱۵ دقیقه نیست بلکه بین بین ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است که دلایل مختلفی دارد که جای بحث آن نیست.

در اینجا به ۵ دلیل برای اینکه آرام و با سرعت پایین برانیم اشاره می کنم :

۱ – مصرف سوخت کمتر

هربار ترمز گرفتن و از سرعت کاستن و دوباره سرعت گرفتن باعث مصرف سوخت بیشتری نسبت به زمانی که با سرعت ثابت می‏رانیم می‏شود.

۲ – حفظ جان مردم

رانندگی با سرعت بالا می‏تواند تهدیدی برای جان مردم و همچنین خود راننده باشد. جالب اینجاست که بر اساس تحقیقات، رانندگی با سرعت تقریبی ۵۵ کیلومتر در ساعت دوبرابر شانس مرگ یک شخص را در برابر ۴۵ کیلومتر در ساعت دارد (اختلاف فقط ۱۰ کیلومتر است). با سرعت بالا رانندگی کردن شاید چند دقیقه‏ای ما را سریعتر به مقصد برساند اما می‏تواند به اندازه یک پلک بهم زدن بین مرگ و زندگی فاصله ایجاد کند.

۳ -صرفه جویی در وقت ؟!

اکثر اوقات هنگامیکه خیال می کنیم رانندگی با سرعت بالا می‏تواند باعث صرفه‏جویی در وقت شود، می‏فهمیم که اینطور هم نیست. عدم توانایی در تصمیم‏گیری بموقع به دلیل سرعت بالا و وجود استرس می‏تواند عاملی شود تا دقیقا ورودی یک بزرگراه را رد کرده و پس از طی چند متر که دیگر راه برگشتی نیست بفهمیم! و یا اینکه یک تصادف بسیار کوچک شاید باعث اتلاف وقتی قابل توجه گردد.

۴ – کاهش استرس

همیشه برخورد آنی و غیرمنتظره با رویدادها و مسائل، چه خوب و چه بد باعث ایجاد استرس می‏گردد. این استرس می‏تواند عواقبی وخیم به دنبال داشته باشد که بعدها خود را نشان می‏دهد. چرا بعضی از افراد پس از رانندگی و یا در حین رانندگی بسیار اخمو و ترشرو هستند و یا اینکه حالت تدافعی دارند؟ این به خاطر وجود استرس است.

۵ – لذت بردن از رانندگی

با سرعت پایین رانندگی کردن می‏تواند فرصت دیدن مناظر زیبا را به ما هدیه دهد. همچنین با توجه به اینکه هیچ گونه استرسی ایجاد نمی‏شود، می‏تواند فرصتی برای تفکر و تصمیم‏گیری باشد.

حال فرض کنیم که می خواهیم یک رانندگی لذت‏بخش را شروع کنیم. در اینجا به چند مورد که می‏تواند لذت رانندگی را بیش از پیش افزایش دهد اشاره می نمایم :

  • گوش دادن به موسیقی آرام‏بخش
  • بی‏توجهی به رانندگان دیگر : نه به این معنا که خیابان را از آن خود بدانیم. منظور این است که مثلا اگر کسی ما را اذیت کرده و روی ما گرفت، اصلا اهمیت ندهیم. با خود بگوییم “آیا با من برخورد کرد؟” (نه) پس به راه خود ادامه دهیم. (همچنین در مورد کسانی که خیلی زود تحت تاثیر سایر رانندگان قرار میگیرند).
  • زودتر راه بیفتیم : شاید یکی از دلایلی که بعضی افراد با سرعت بالا رانندگی می‏کنند این که دیر شده می‏باشد. پس اگر فقط چند دقیقه زودتر راه افتیم، دیگر نیازی به سریع راندن نیست.
  • از سمت راست حرکت کنیم : اگر سرعت ما نسبت به دیگر رانندگان پرسرعت پایینتر است، دقت کنیم که از سمت راست حرکت نماییم.
  • فکر کنیم : در حین رانندگی همانطور که اشاره شد، می توان به مسائل روزانه فکر کرده و یا ایده پردازی کنیم.

در پایان قلباً درخواست می نمایم که آرام برانید.