بایگانی

بایگانی اکتبر

مدیریت کاهش وزن

اگر روی کاهش وزن خود مدیریت نداشته باشید نه تنها به سلامت شما لطمه خواهد خورد، بلکه اجازه نمیدهد حس خوبی در رابطه با از دست دادن وزن، روابط اجتماعی، رژیم غذایی، ورزش، تغذیه، ودیگر مسائل مربوط به آن به شما دست بدهد.کاهش وزن با برنامه ریزی

اولویت اصلی دررژیم غذایی جلوگیری از افزایش وزن است. واین درمرحله بعدی است که اهداف واقع بینانه ای در کاهش آن درپیش بگیریم. رسیدن به وزن ایده آل برای خیلی از افراد امری بسیار مشکل است. بنابراین اگر ۲۰-۳۰ درصداضافه وزن داریم عاقلانه این است که هدف خودرا براین پایه قرار دهیم که بین ۱۵-۱۰ درصد وزن خود را کم نماییم. این خیلی مهم است که بگونه ای وزن خود را کم نماییم که خاصیت درمانی نیز داشته باشد.

یکی ازراههای مهم برای کم کردن وزن استفاده کمتر ازکالری است. یک پوند ازمواد غذایی چیزی حدود ۳۵۰۰ کیلو کالری درخود دارد. اما برای سوزاندن همین یک پوند مواد غذایی باید انرژی بیشتری از یک پوند غذا را مصرف کنیم. اغلب افراد بزرگسال چیزی بین ۱۲۰۰ تا ۲۸۰۰  کیلوکالری در روز نیاز دارند. البته این امر بستگی به سایز و میزان فعالیت بدن برای بدست آوردن انرژی لازم خود دارد. سرگردانی بین خیل عظیمی از محصولات کاهش وزن در بازار نیزخود معضل بزرگی است. خرید مکمل های کاهش وزن بدون اینکه درمورد آنها تحقیق کافی نماییم مثل این است پولی که با زحمت بدست آورده ایم را ازپنجره به بیرون پرتاب نماییم. امروزه صدها مورد محصولات کاهش وزن بصورت فروش آن لاین وجود دارند. با این همه، این غیر ممکن است که یکی از این محصولات را راه حلی اساسی برای مشکل خود بدانیم. به همین دلیل است که پزشکان بطور مداوم تحقیق وبررسی می نمایند که کدامیک از قرص های کاهش وزن کارایی لازم را دارند. اما دراینجا لیستی از هشت مکمل رژیم غذایی عالی فراهم آورده ام که توسط افرادی که نیاز به کاهش وزن داشته استفاده شده اند؛ همان کسانی که  درعین سلامتی سعی درکاهش وزن خود دارند.

قرصهای کاهش وزن

مجموعه ای از مکمل های

Hoodia – Dietrine Patch- Dietrine Carb Blocker- Avatrim- Relagen- Thyromine

می توانند تاثیری مثبت برکاهش وزن بصورت استاندارد داشته باشد.

منبع: ManageWeightLoss.com

فقر شادی

همین که اسم فقر می آید، احساس بدی به آدم دست میدهد. فقر، شئون وشقوق متعددی دارد. فقرمالی، فقراحساسی، فقر فرهنگی، فقر غذایی ودیگر شقوق آن که همه این شقوق مشکلات متعددی را برای افراد درگیر بوجود می آورد.

شاید اگر بخواهیم تعریف مشخصی از فقر ارائه کنیم بتوان گفت: کمبود یا نبود چیز مشخصی  رافقر گویند. فقر ویتامین را به کمبود یا نبود آن در بدن گویند. همۀ شاخه های فقر، ازمنظر روانی ، تاثیری منفی به همراه دارند.

اما فقر، شاخه ای دیگر نیزدارد که به عقیده نگارنده ازهمه وحشتناکتر و تاثیرگذارتراست و آن فقر شادی است. فقرشادی را نیزبه کمبود یا نبود شادی تعبیر می کنند. دلایل متعددی را نیز برای این نوع فقر میتوان نام برد. استرس های روانی، مشکلات مالی دامنه دار، شکستهای مالی یا عشقی، بحرانهای روحی ودیگر عواملی که سیکل طبیعی بدن را با چالش مواجه می کنند، همه وهم میتوانند دلایلی برایجاد فقری موسوم به فقر شادی شوند. مشکلات عدیده ودامنه دار مالی واقتصادی که مدتی طولانی دوام داشته باشند نوعی جنگ روانی وروحی را باعث می شوند.

فقر شادی

چرا؟

درگیریهای روحی وتعصبات بی مورد نسبت به محیط باعث ورود نوعی فشار بر دیگران شده و طی مرور زمان و در طی سالها باعث ازبین رفتن احساس سرزندگی و شادی می شود. حتی احساس دوست داشتن دیگران را نیز ممکن است شامل شود. چهره های عبوس وگرفته که بندرت درحال خندیدن دیده می شوند، سطح تحمل پایین دربرابراتفاقات روزانه، درگیریهای شهری ودیگر معضلات فردی که دراجتماع نیز منعکس می شوند هرکدام بنوعی مبین همین فقر شادی هستند. شمافکرش رابکنید که اگر روزی اصطلاحا سرحال باشید، حتی اگر باکسی جروبحثی نیزداشته باشید اجازه نمیدهید که کار به جاهای باریک بکشد وآن جروبحث را اصطلاحا ختم به خیر می کنید. اما امان از روزی که دلتان گرفته باشد یا اصطلاحا ازجای دیگری دلتان پر باشد. به محض بروز کوچکترین اتفاقی، همه دل پری خود را همان جا خالی می کنید، حتی ممکن است کار به درگیری فیزیکی بینجامد. کم نیستند دعواهایی که بخاطر نگاه کردن یا ذل زدن فردی به فرد دیگر رخ داده است که گاها به قتل نیز ختم می شوند. یا درگیریهای شدیدی که بعدازحوادث رانندگی رخ میدهند. یا دعوا سر پارک کردن ماشین برای جای پارک یا… . ضرب المثلی معروفی است که می گوید: “خنده برهردرد بی درمان دواست” این جمله ساده ای است اما عمق فراوانی دارد و اولین معنای منطقی آن نیز این است که نخندیدن باعث دردهای فراوانی می شود که خنده می تواند دردهای متعددی رادرمان کند.

اما چرانخندیدن وشادی نکردن می تواند دردهای زیادی رابرای فرد بوجودآورد؟

گفته ای در مکتب زرتشتی گری است که ما مسلمانا می توانیم باگزینش گری صحیح از آن به نفع خود سود ببریم وآن اینکه می گویند “در روز حسابرسی بین فرد و بهشت موعود فاصله ای است که این فاصله را آب کمی فرا گرفته است و هر قدر که فرد گریه بیشتری کرده باشد مقدار آب فاصله میان فرد و بهشت بیشتر می شود واگر در دنیا خیلی زیاد گریه کرده باشد این آب آنقدر زیاد می شود که مانعی بزرگ برای رسیدن فرد به بهشت خواهد شد. کاری به صحت وسقم این عقیده نداریم. فقط مشخص می شود که شادی آنقدر مهم است که بسیاری ادیان نیز نتوانسته اند نسبت به آن موضع نگیرند.

خنده دوای دردهاست

انسانها اگر باشاخه های متعدد فقر مواجه شده، اما شاد باشند آن بحرانها وفقرها نمی توانند تاثیر روانی چندانی بر فرد گذارند اما اگر فقر شادی بیاید، حتی اگر مشکلات و بحرانهای مالی و فرهنگی اش نیز رفع شوند بازهم فرد نمیتواند گریبان خود را از چنگال غم رهایی بخشد. شاید برخی بگویند که اگر فردی مشکلات مالی نداشته باشد به فقر شادی نیز مبتلا نخواهد شد. اما این نظریۀ افرادی است که ریشۀ همۀ مشکلات جهان را مسائل مالی میدانند. این گفته حظ چندانی از سلامت ندارد چون چه بسیار متمولانی که نمیتوانند گریبان خود را از فقر شادی خلاص نمایند و هر روزه به مطبهای روانشناسی یا روانپزشکی سر میزنند تا بلکه بتوانند مفری برای این فقر شادی خودبیابند.

مشکلات خانوادگی نیز شاید بتوانند باعث فقر شادی شوند اما معمولا زودگذر و آنی هستند. توجه داشته باشیم که ایجاد فقر شادی بخاطر وجود مشکلات عدیده اجتماعی و روانی امری طبیعی است اما نباید این فقر شادی ماندگار شود. نباید وجود و روان فرد را از آن خود کند. اشکال فقر شادی در ماندگاری و کهنه شدن آن در روان فرد می باشد. شاید بتوان به جرات ادعا کرد که هر مجرم و بزهکاری درسابقه و پرونده روانی خود، سابقه زیادی درفقر شادی که منبعث از دیگر شقوق فقر می باشد، دارد. فقر شادی موجب بزهکاری وجرائم اجتماعی نیز می شود. افرادی که شادیهای بیشتری درزندگی دارند معمولا خیلی بیشتر در مقابل وسوسه های بزهکاری وتبهکاری توان مقاومت را دارند. همۀ این اتفاقات کوچک که منجر به حوادث بزرگ می شوند ریشه در اضطرابات واسترسهایی دارند که در وجود فرد کهنه شده وتبدیل به ناهنجاریهای روانی می گردند. این اضطرابها واسترسها نیز درهمان سایر شقوق فقر ریشه دارند. شقوقی مثل فقر اقتصادی ، فقر فرهنگی، فقر غذایی و… .

مهدی نصیرمنش

چه کنیم تا مغزمان از کار نیفتد

این روزها اسم آلزایمر زیاد تکرار می شود. به وفور شنیده ایم که هر چه سن ما بالاتر می رود، از تیزهوشی ما کاسته می شود. به مرور زمان مطالب را سریعتر از یاد می بریم، مثلا نام افراد از خاطرمان پاک می شود یا حتی فراموش می کنیم که همین الان می چه کاری خواستیم انجام دهیم. بله، این همه هست و همه این نیست. افزایش سن به معنی کند ذهن شدن نیست! در ادامه چند روش برای پیشگیری از این اتفاق معرفی می‏کنم:

جدول حل کنید، گره های کور را باز کنیدراهکار اول- ورزش دادن نیم کره چپ

ثابت شده است که کنترل منطق، زبان و مهارتهای ریاضی بر عهده نیمکره چپ مغز قرار دارد. برای فعال نگهداشتن حداکثری این بخش، آموختن یک زبان جدید یا حل کردن جدول (مخصوصا سودوکو) موثر است.

این سایت هم بازی های فکری جالبی دارد.

چیزهای جدید بیاموزیم

راهکار دوم – ورزش دادن نیم کره راست

بخش راست مغز انسان مسائل مربوط به خلاقیت را کنترل می کند. برای فعال نگهداشتن این بخش به آموختن یک رشته هنری یا کار ذوقی مشغول شوید، مثلا در گروه کر عضو شوید یا نواختن پیانو را بیاموزید. همچنین می توانید در منزل فعالیتی آموزشی را شروع نمایید. مثلا آموزش زبان انگلیسی. همچنین کار با وسایل و ابزار آلات خود نوعی خلاقیت است.

مدیتیشن و ...راهکار سوم – ورزش دادن کل مغز

تمرین کنید که تمرکز داشته باشید. مدیتیشن اثرات نامطلوب استرس و نگرانی را به میزان محسوسی کاهش می دهد و کنترل مرکزی مغز انسان را به سوی شادی و رضایت سوق می دهد.سعی کنید مهارت از بر کردن مطالب را در خود تقویت کنید. یادتان می آید در زمان کودکی چگونه جدول ضرب حفظ می کردید یا نام شهرها را از بر می نمودید؟

پس شاید الان بهتر باشد فرصت را مغتنم شمرده و شروع به حفظ کردن اشعاری مثل غزلیات حافظ یا حکایات گلستان و … کنید.

راهکار چهارم- فعالیتهای اجتماعی خودتان را گسترش دهید:

میزان رابطه اجتماعی شما و تعداد دوستانتان با ضعیف شدن مغز رابطه عکس دارد.

نکته آخر:
از روشهای روتین و تکراری برای انجام کارهای معمول خود بپرهیزید. مثلا قصد خرید دارید؟ یک مسیر جدید برای رفتن به مرکز خرید انتخاب کنید. باقی کارها هم همین طور.

منبع

قانون جذب یا Law of Attraction (نیل به اهداف)

۱۴ مهر ۱۳۸۸ م.پورعلی ۱۴ دیدگاه

تا بحال در چندین پست در مورد مباحث جانبی قانون جذب مطالبی عنوان شد اما تا به امروز در مورد خود قانون جذب و اینکه قانون جذب چیست صحبت خاصی به میان نیامده که آن هم به این دلیل بود که بیشتر افراد و بخصوص خوانندگان این وبلاگ در مورد این قانون کم و بیش می‏دانند. اما امروز با توجه به ایمیلی که از یکی از خوانندگان دریافت نمودم؛ لازم دانستم که در مورد قانون جذب یا همان «Law of Attraction» چند خطی را بنویسم.

law of attraction

قانون جذب یکی از سلسله قوانینی است که بر زندگی ما جاری بوده ولی بسیاری از افراد از آن بی‏خبرند. همانند قانون جاذبه زمین که تا قبل از آنکه نیوتن آنرا کشف کند هیچ کس از آن خبری نداشت اما آن قانون به قوت خود بر طبیعت جاری بود. قانون جذب بر زندگی ما جاری و ساری است چه بدانیم و چه ندانیم، ما از آن استفاده می‏کنیم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ولی چه بهتر که آنرا بشناسیم و اهداف خود را طبق این قانون برنامه‏ریزی کنیم.

پیشینیان ما از این قانون در زندگی خود استفاده می‏کرده‏اند بدون آنکه از آن خبری داشته باشند و به صورت ناخودآگاه خواسته‏های خود را برآورده شده می‏دیدند پس ما هم می‏توانیم به راحتی از این قانون در زندگی خود کمک بگیریم.

قانون جذب می‏گوید : هر فکر و نیتی که ما در ذهن و دلمان می‏گذرانیم دارای انرژی است پس ما با فکر کردن و نیت کردن در ذهن و دل، یک پرتو انرژی به کائنات ساتع می‏نماییم که آن انرژی به صورت تجسم یافته به ما بازخواهد گشت و ما در واقع شکل تجسم یافته و مادی آن انرژی (فکر و نیت) را جذب می‏کنیم.

به عبارت ساده تر:

هرآنچه که ما تصور کنیم، آنرا تجسم یاقته (به شکل مادی) خواهیم داشت. (=عینیت یافتن ذهنیات)

و یا هر آنچه که در مورد آن فکر کنیم، آنرا به زندگی خود وارد کرده‏ایم؛ تمرکز بیشتر، ورود آن به زندگی قطعی‏تر.

اما کیفیت شکل تجسم یافتۀ آنچه که ما تصورش را کرده بودیم بستگی به شدت تمرکز و توجه ما به نیت و خواسته‏مان دارد. به عنوان مثال اگر ما خواهان یک عدد دوچرخه هستیم، بسته به میزان توجه ما به خواسته‏مان، یعنی در طول روز دنبال آن بودن و پی آنرا از دوست و آشنا گرفتن، خریدن آن، شکل آنرا ترسیم کردن و خیابانها را با آن دور زدن و تمیز کردن آن و … آنرا به شکل بهتر و کاملتر – یا حتی سریعتر – جذب می‏کنیم.

چگونه جذب کنیم؟

اینکه چگونه می‏توان خواسته‏ها و نیات را با کمک این قانون برآورد و در واقع آنها را جذب کرد خود ساعتها جای بحث و گفتگو توسط افراد متخصص و صابنظر دارد که در این پست به ۴ مورد کلی اشاره می‏شود اما به زودی در پستی با مضمون “چگونه جذب کنیم و هدف گزینی و دستیابی به اهداف” به طور کامل مطرح خواهد شد.

۱ – دقیقا بدانیم چه می‏خواهیم (با جزئیات و مختصات).

۲ – از کائنات خواستۀ خود را بخواهیم.

۳ – چنان رفتار کنیم که گویا هم اکنون و مدتی است که این خواسته برآورده شده است.

۴ – آمادۀ دریافت خواستۀ خود باشیم و خواسته را بحال خود رها کنیم (وابسته نشویم).

چه چیزهایی در روند قانون جذب تاثیرگذارند؟

چندین عامل وجود دارد که بر رویۀ جذب خواسته‏ها و نیات ما تاثیرگذارند و در اینجا به چند مورد آن اشاره می‏نمایم.

۱ – اعتقاد کامل به قانون جذب و قدرت فکر : به این معنا که هر چقدر اعتقاد ما به این قانون عمقی‏تر و شدیدتر باشد، روند نیل به اهداف و خواسته‏ها سریعتر و با کیفیت‏تر بوده و باعث برانگیختن کمک کائنات می‏شویم.

۲ – اعتقاد به اینکه در این هستی هرشخصی و هرچیزی در روند نیل به اهداف و خواسته‏ها به کمک ما می‏آیند : این مسئله خیلی مهم است. وقتی ما بدانیم که از لحظه‏ای که سرمان را از بالشت جدا می‏کنیم تمام هستی منتظر ارادۀ ماست تا به کمکمان بیاید، خیلی بهتر جذب می‏کنیم. اصلا باید مطمئن باشیم که تمام کائنات دوست دارند که ما به خواستۀ مثبتمان برسیم. هیچ چیزی و هیچ شخصی و هیچ جریانی نیست که در جهت مخالف ما حرکت کند. مخالفت‏های سطحی هم در جریان موافق ما هستند. برای مثال حتی کلاغ روی درخت هم به ما کمک می‏کند تا کاغذ آگهی فروش اقساطی دوچرخه را برایمان پایین بیندازد. حتی همسایه‏ای که عمری با او مشاجره داشته‏ایم نیز یک روز دوچرخه‏اش را به خاطر گم کردن کلیدش در خانۀ ما ‏می‏گذارد…

۳ – نیت و هدف ما باید مثبت و در جهتی بوده که به ضرر کائنات نباشد : این قسمت نیاز به توضیح خاصی ندارد ولی برای مثال ما به ندرت خواستۀ دزدی بانک سر کوچه را با کمک قانون جذب طلب می‏کنیم!

۴ – خالق کائنات را فراموش نکنیم : بعضی اوقات ما به شدت مطمئنیم که فقط و فقط باید به خواسته‏ای که مد نظرمان بوده برسیم اما می‏بینیم که خواستۀ خود را به نوعی دیگر دریافت نموده‏ایم. مثلا به جای دوچرخه سه چرخه گیرمان آمد و یا یک موتورسیکلت که این قضیه به صلاح ما شکل خواهد گرفت ( تشخیص خالق کائنات و او که بهتر از هرکسی خیر و شر ما را می‏داند). در مورد این موضوع در پست‏های آینده با عنوان “تغییر شکل خواسته‏ها در قانون جذب” مطلبی خواهم نوشت.

بازگشت به مدرسه با Google Docs

یکی از تازه ترین اقدامات گوگل در جهت افزایش کاربرانش اعلام طرح “بازگشت به مدرسه” است. پاییز امسال بیش از ۵ میلیون دانش آموز و دانشجو در هزاران مدرسه و موسسه آموزشی در بیش از ۱۴۵ کشور در سراسر جهان از Google-Apps به عنوان ابزارهای آموزشی استفاده می کنند، که این رقم نسبت به سال گذشته ۴۰۰ درصد افزایش داشته است.

Google Apps مجموعه ای از سرویسهای تحت وب گوگل است که برای رقابت با سری نرم افزارهای آفیس مایکروسافت راه اندازی شده است. این مجموعه شامل جیمیل، تقویم گوگل، گوگل تاک، سرویس اشتراک اسناد گوگل و سایت می باشد.

گوگل - بازگشت به مدرسه

علاوه بر این گوگل یک سایت متمرکز جدید به منظور تشویق و جذب مراکز آموزشی راه اندازی کرده است. این وب سایت شامل چگونگی استفاده از ابزارهای گوگل، ده دلیل مهم برای انتخاب این ابزارها، انجمن های گفتگو و … می باشد.

جای تعجب ندارد که گوگل توانسته است هم دانش آموزان و هم موسسات آموزشی را جذب کند. در حال حاضر گوگل امکانات کاربرپسندی را به بخش اشتراک اسناد خود اضافه کرده است. امکاناتی هم چون فرمول نویسی به دانش آموزان اجازه پاسخگویی به مسائل ریاضی را می دهد. همین طور اندیس و توان نیز برای نوشتن فرمول های شیمی و عبارات جبری مفید واقع شده است. همچنین به دانشجویانی که در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنند امکان استفاده از Bullet های متنوع و پانوشت را می دهد.

Google-apps

می بینید که انتخاب طرح بازگشت به مدرسه توسط گوگل بسیار هوشمندانه بوده است، چرا که اینجا نقطه ای است که افراد آموزش می بینند و به استفاده از این گونه ابزارها خو می گیرند. گوگل از استراتژی اپل سرمشق گرفته و می داند صرفا تکیه بر نام تجاری ثمربخش نخواهد بود و بدین جهت تلاش می کند محصولاتی تولید کند که برای دانش آموزان جذابتر باشد.

البته خالی از لطف نیست به این نکته اشاره کنیم که مایکروسافت، بزرگترین رقیب گوگل، نیز نسخه آنلاین نرم افزار آفیس خود را با هدف جذب دانش آموزان راه اندازی کرده است.

منبع www.techcrunch.com

دسته بندی شده در: اینترنت برچسب‏های این نوشته: , , , ,