بایگانی

بایگانی می

پادکست اول : تفکر مثبت، مثبت اندیشی

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ م.پورعلی ۹ دیدگاه

سلام،

این اولین پادکست پورعلی.نت است. در این پادکست در مورد تفکر مثبت، مثبت اندیشی و هرچه که وابسته به آن هست صحبت به میان آورده‏ام. بخشهای مختلف این پادکست عبارتند از :

۱ – در مورد تیتر این وبلاگ (بومرنگ)
۲ – تفکر مثبت چیست
۳ – چرا تفکر مثبت
۴ – راههای مثبت اندیشی

دانلود پادکست شماره یک، تفکر مثبت، مثبت اندیشی کیفیت بالاتر (۳ مگابایت)
دانلود پادکست شماره یک، تفکر مثبت، مثبت اندیشی کیفیت پایین‏تر (۲ مگابایت)

از شما دعوت می‏نمایم این پادکست را دانلود نمایید تا بتوانید آنرا بشنوید. همچنین بابت کیفیت نسبتا پایین کار معذورم.

——
پانوشت : این پادکست پس از انتشار پادکست اول یکی از دوستانم (حضرت والا مامبو جامبو)منتشر شده است که من نیز خودبخود تشویق شدم تا این پادکست را منتشر نمایم، البته ناگفته نماند که پادکست ایشان حرفه‏ای کار شده بود.

منفی‏بافی یا تفکر منفی، دشمنی که شاید در فکر خود بپرورانیم

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ م.پورعلی ۳ دیدگاه

(این پست به طرح سوالات می‏پردازد و در پست بعد راهکار ارائه می‏گردد)

در این مقاله تصمیم دارم شما را با مساله‏ای آشنا کنم که باعث شکست ملتها، جوامع، خانواده‏ها و مردم بزرگ و کوچک شده است. عارضه‏ای که می‏توان آنرا بزرگترین بیماری طول عمر جهان نام برد. این عارضه بسیار خطرناک و کشنده بوده و بسیار از نقشه‏ها و برنامه‏های مبتلایان به منفی‏گرایی را بهم ریخته است. حال به توضیحاتی در مورد آن میپردازم اگر چه خودتان شاید بهتر بدانید.

تفکر منفی چیست؟

همانطور که عرض نمودم، منفی گرایی در فکر انسانها می‏روید و من آنرا چنین تعریف می‏کنم :
۱ – هر تفکری که باعث ناکارامد جلوه دادن امور می‏شود و آنها را عوامل شکست جلوه می‏دهد.
۲ – هر اندیشه ای که مانع موفقیت درانجام اموری است که به طور قطع از سرانجام آنها خبر نداریم.
در فرهنگ لغت دهخدا آمده است : منفی باف آدمیست که همیشه آیه یاس می خواند و جنبه منفی کار را می بیند و می گیرد و حتی المقدور از انجام دادن کار یا اظهار امیدواری درباره آن خودداری می کند و بیشتر به شرح معایب و موانع و مشکلات آن می پردازد.
جمع بندی : تفکر منفی در واقع برداشتی منفی از رویدادهای خوب و (به ظاهر) بد زندگی است.

تفکر منفی چگونه است؟

مثلا کسی که امروز پدرش فوت کرده است، این رویداد را نوعی بدبختی می‏داند و اینطور با خود تلقین می‏کند : با فوت پدرم من بدبخت می‏شوم، تنها می‏شوم، دیگر پشتیبانی ندارم و … و به این ترتیب باعث جذب این مواردی می‏شود که ناخودآگاه تلقین نموده است. و یا مستاجری که فردا زمان تخلیۀ منزل اوست و امروز دربدر به دنبال خانه می‏گردد ولی جایی را پیدا نمی‏کند، این حادثه را نوعی بیچارگی تلقی کرده و با خود اینطور می‏گوید : من بیچاره می‏شوم، فردا صاحبخانه وسایلم را از خانه بیرون می‏کند، دیگر خانه پیدا نمی‏کنم، مگر می‏شود فردا در عرض نصف روز خانه پیدا کنم؟ نه نمی‏توانم … یا نمونۀ جالب و خنده دار آن همان قوانین مورفی هستند که بسیار معروف شده‏اند و همه منفی گراها این قوانین را تحسین و تجلیل می‏کنند.
و در شکل کوچک : سرم از درد دارد می‏ترکد، تا خرخره توی قرض فرو رفتم، من فردی بدرد بخور نیستم و …
اینها نمونه‏هایی از تفکر + تلقین منفی بودند که معمولا در زندگی روزمره با آنها مواجه می‏شویم.

چرا تفکر منفی؟

به نظر می‏رسد که تفکر منفی بر پایۀ بی‏اطلاعی از موهبت‏ها و قوانین طبیعت و الطاف خداوند سرچشمه گرفته‏اند که به این شکل در زندگی بروز می‏کنند در صورتیکه اگر شخصی از قوانین طبیعت و بخصوص قانون جذب خبر داشته باشد، هرگز منفی‏بافی نکرده و افکار منفی را در مغز خود جای نمی‏دهد زیرا مطابق با قانون جذب ما به هرآنچه بیندیشیم و آن فکر را در ذهن خود بپروریم و تصور کنیم، نتیجتا آنرا تجسم یافته می‏بینیم.

چرا افکار و تصورات منفی، اثر منفی در زندگی ما دارند؟

ابتدا بدانیم که هر رویداد به نظر ناخوشایند، حتما در پشت آن اتفاقی خوب نهفته است.  حال با این فکر اگر حوادث را به صورت منفی برداشت کنیم، در واقع به طبیعت و نهایتا به خالق آن یعنی خدا سوءظن نمو‏ده‏ایم. همچنین ما با تفکر منفی و منفی بافی، باعث جذب آن حادثه منفی شده‏ایم. این کاملا روشن است : ما فکر می‏کنیم، آنرا می‏پرورانیم، به آن پر و بال می‏دهیم، آنرا به زبان جاری می‏سازیم و سپس تلقین می‏کنیم و در نتیجه آنرا جذب می‏کنیم و آنرا در زندگی خود مشاهده می‏کنیم.
حال شاید بهتر بتوان درک کرد که چرا افرادی که یکسره از زندگی نالان بوده و از روزگار شکایت می‏کنند، دقیقا همان کسانی هستند که همیشه در زندگی خود مشکل دارند یا بهتر بگویم همان کسانیکه همیشه افکار منفی را در ذهن خود می‏پرورانند، همانهایی هستند که حوادث زندگی برایشان به بدترین صورت جلوه می‏کند.

نتایج تفکرات منفی چیست؟

تفکرات منفی علاوه بر اینکه باعث ضعیف شدن قدرت تخیل انسان می‏شوند، نتایجی به دنبال دارند که در زیر عرض می‏نمایم :

۱ – دورکردن هر آنچه مثبت است از خود
۲ – زیر بار تفکرات منفی رفتن و خرد شدن
۳ – از دست دادن اعتماد بنفس (زیرا دیگر نمی‏توانیم وقایع را آنطور که می‏خواهیم تغییر دهیم)
۴ – قبول جبر و تفکر جبرگرایی
۵ – شکست خوردن در اموری که تصورشان را می‏کرده‏ایم
۶ – از دست دادن قدرت تصمیم‏گیری در شرایط حاد
۷ – پر شدن دایرۀ ذهنی از تفکرات منفی و در نتیجه از دست دادن توان تصمیم‏گیری در مسائل روزمره
۸ – ایجاد استرس
۹ – آسیب‏پذیری بدن نسبت به بیماریها (منبع)
۱۰ – …

در پست بعدی راهکارهایی مفید و کاربردی در مورد بستن ذهن خود به روی هر انچه منفی است ارائه خواهد شد.

نیازهای اساسی انسان

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ م.پورعلی ۱ دیدگاه

نظریۀ سلسله مراتب نیازهای مقدماتی انسان که آقای مازلو (Maslow) در سال ۱۹۴۳ در مقاله‏ای آنرا ارائه نمود، یکی از مباحثی است که در روانشناسی مطرح است و نظریه‏های متفاوتی در مورد آن ارائه شده است. این رده‏بندی نیازها که به صورت یک هرم نمایش داده می‏شود به این صورت است که نیازهای پایه‏ای‏تر و مهم‏تر در پایین هرم قراردارند و هر چه بالاتر می‏رود از شدت الزام آنها کاسته می‏شود. البته این بدان معنا نیست که مثلا ردۀ بالا اصلا اهمیت ندارد بلکه اهمیت آن به گونه‏ایست که در کیفیت و چگونگی زندگی خود را بروز می‏دهد.

این تصویری از هرم نیازهای اولیۀ انسان بر اساس نظریۀ مازلو است :

در اینکه نیازهای اصلی انسان خوراک، پوشاک و مسکن می‏باشند هیچ شکی نیست اما اگر از زاویه‏ای دیگر به انسان نگاه کنیم، نیازهای دیگری را می‏یابیم که بدون آنها زندگی انسان امروز غیرممکن نمود می‏کند. اهمیت این نیازها آنچنان بالاست که می‏بایست پس از کشف آنها، به فکر راههایی برای ارتقاء و چگونگی پاسخ بهینه به آنها بود. نکتۀ قابل توجه این است که این نیازها شاید در نگاه اول مهم جلوه نکنند اما وقتی بیشتر دقت می‏کنیم درمی‏یابیم که عدم وجود هریک، امید به زندگی و پیشرفت را از بین می‏برد و در بعضی مواقع زندگی را به طور کلی مختل کرده و یا امکان زندگی کردن را از انسانها می‏گیرد. طبق نظریۀ مزلو، ۵ دسته وجود دارد که عبارتند از :

الف) نیازهای فیزیکی و مادی : خواب، خوراک، پوشاک، مسکن و … که الزام زندگی است و بدون آنها زندگی غیرممکن است، در درجۀ اول اهمیت قرار دارند و کلیۀ فعالیت‏های انسان به گونه ختم به تامین اینها می‏شوند. این گونه نیازها رابطۀ مستقیم با طول عمر دارند.

ب) نیازهای امنیتی : امنیت مالی و جانی، سلامتی، خانوادۀ سالم و خوب، امنیت اجتماعی و … این دسته از نیازها، همانطور که در شکل می‏بینید در درجۀ دوم قرار دارند و به گونه‏ایست که تامین این نیازها، زندگی مستقل و آرامی را نتیجه می‏بخشد. البته تامین این نیازها از لحاظ اهمیت تا اندازه‏ای با نیازهای درجۀ اول برابری می‏کنند و در کشورهای توسعه یافته هدف اصلی مردم و حکومت تامین نیازهای امنیتی است.

ج) نیازهای اجتماعی : پس از تامین دو نیاز بسیار مهم که ذکر شد و پس از کامل کردن آنها (ابتدا آنها باید تامین شوند) نوبت می‏رسد به تامین نیازهای اجتماعی – احساسی شامل دوستی و روابط خانوادگی، عشق و ازدواج و … . با توجه به اینکه انسانها نیاز به متعلق بودن و قبول شدن توسط دیگران را در وجود خود دارند، این نیاز پس از پاسخ به نیازهای اولیه خود را بیش از پیش بروز می‏دهد. رفت و آمدهای خانوادگی، میل به ازدواج و دوست داشته شدن! عضویت در گروههای مختلف، پذیرش در جمع‏های دوستان، جلسه‏های مذهبی، انجمن‏های تخصصی همان نیازهایی است که بیشتر ما همه روزه به دنبال آن هستیم.

د) عزت و اعتبار : همۀ انسانها به این نیاز دارند که مورد قبول و مورد احترام واقع شوند. نمایان شده و در جمع برتر باشند و خود را به نوعی بهتر از دیگران جلوه دهند. در درجۀ اول، اعتماد بنفس، نتیجۀ عزت و اعتبار است و افرادی که معمولا منزوی واقع شده و گاهی اوقات از زندگی اجتماعی زده شده و از حضور در اجتماعات هراس دارند، همان افرادی هستند که این نیاز خود را پاسخ نداده و نسبت به آن بی‏توجه هستند. باید دقت داشت که عزت و اعتبار موروثی نیست و از ابتدا در نهاد انسان واقع نشده بلکه اکتسابی بوده و با کمی تلاش قابل دستیابی است.

ه) خود شکوفایی : آنچه که ماسلو از این بخش معرفی می‏نماید این است :”آنچه که انسان می‏تواند باشد، باید باشد.” افراد خودشکوفا افرادی هستند که عدم نیاز شخصیتی به دیگران در آنها تجلی دارد. زندگی را انطور که هست قبول می‏نمایند. از هر آنچه که دارند راضی هستند و همیشه رضایت در دلشان موج می‏زند. شادی و خوشحالی قسمتی از زندگی انهاست. حل مسائل و مشکلات دیگران برایشان مهم است نوآوری و ابتکار، خلاقیت، شایستگی شخصیتی جهت دریافت موهبت‏های زندگی عادت آنهاست و از تجربیات قبلی خود جهت پیشرفت برنامه های بعدی خود بهره می‏گیرند.

در نتیجه این هرم اینطور نشان می‏دهد که پاسخ به سطوح بالایی مستلزم پاسخ به سطوح پایینی است و پس از تامین نیازهای پایینتر می‏توان نیازهای بالایی را تامین کرد.

چکیده‏ای از : Wikipedia- psychology.about.com

اما طبق رده‏بندی دیگری که توسط دکتر ریموند شامو ارائه شده است، نیازهای انسان به ۲ دسته کلی تقسیم شده‏اند :۴ نیاز شخصیتی و ۲ نیاز روحی.

الف) نیازهای شخصیتی :

۱ – یقین و اطمینان

همۀ ما به مقداری معین از اطمینان نیاز داریم و باید بدانیم که در بعضی موارد هیچ دستی نیست که ما را یاری دهد. ما باید بدانیم و اطمینان داشته باشیم که مقدماتی‏ترین ضرورتهای زندگی برای ما تهیه شده است و همه چیز در اختیار ماست. پس باید احساس امنیت کرده و خود را تنها دریابیم.

۲ – بلاتکلیفی و تردید نسبت به امور پیش رو

اگر ما نسبت به آینده و آنچه قرار است برایمان اتفاق افتد آگاه بودیم و به راحتی می‏توانستیم دریابیم که فردا چه اتفاقی در انتظار ماست، بی‏شک با زندگی خسته کننده‏ای روبرو می‏شویم و تلاشهایمان برای امرار معاش بی معنی بود. پس اینکه نمی‏دانیم آیندۀ ما به چه صورت رقم می‏خورد باعث ایجاد نوعی انرژی جهت امرار معاش می‏شود.

۳ – اعتبار و عزت

هر کس به اندازه‏ای هر چند مختصر و کم نیاز به مهم بودن و ارزشمند بودن دارد؛ اینکه برای عده‏ای و یا حداقل یک نفر مهم باشد و اینکه وجودش اهمیت داشته باشد.

۴ – ارتباط و عشق

(No man is an island – جان دون) به راستی که هیچ کس به تنهایی نمی‏تواند زندگی کند. هر کسی نیاز دارد که با دیگران ارتباط داشته باشد و در این میان دوست داشته شود و گاهی مورد ستایش قرار گیرد به عبارتی هرکسی نیاز دارد که به قلب شخصی دیگر تعلق داشته باشد.

ب) نیازهای روحی :

۱ – رشد و ترقی

ما نیاز به این داریم که احساس کنیم در حال رشد و ترقی هستیم و زندگیمان هر روز بهتر از دیروز است و همچنین قبول اینکه سیرتکاملی داریم امری است که عدم وجود آن باعث رکود در زندگی و نیل به اهداف می‏شود.

۲ – همکاری، تعاون

این امری طبیعی است که یک انسان سالم، احساس کمک به همنوع را در وجود خود دارد. این عمل باعث نوعی احساس خوب بودن و مفید بودن را در ما بروز می‏دهد. همکاری و تعاون در واقع قدم آخر از سیر تکاملی انسان است که متاسفانه رو به کمرنگی است.

منبع

پاسخ به این نیازها و رفع و چگونگی دستیابی به آنها، در نتیجه ما را متوجه شخصیت واقعی خود می‏کند و ما را بر آن می‏دارد تا نسبت به آنچه که در آن ضعف داریم دقیق‏تر شده و آن نیاز را بیش از پیش پاسخ گوییم. کمبود هر یک از این نیازها ممکن است انسان را از مسیر تکامل شخصیتی منحرف نماید و گاهی به بیراهه‏ها کشاند.

مثلا کسی که بیش از حد نیاز به اهمیت داشتن و مهم بودن دارد اما در زندگی عشقی و رابطۀ‏های خود کمبود دارد، در واقع در رفتار خود با مشکل مواجه است و با کمی جستجو در‏می‏یابد که با تعدیل این دو می‏تواند زندگی بهتری را برای خود فراهم آورد.

با کمی تفکر و تامل در‏می‏یابیم که بسیاری از ما بعضی از نیازهای شخصیتی و روحی خود را نادیده گرفته‏ایم و گاهی اصلا توجهی به آنها نمی‏کنیم در حالیکه کلید موفقیت در زندگی شخصی اهمیت دادن به نیازهای اساسی روح و روان و شخصیت است.

پی نوشت

می‏توانید مطلب “مفید عمل کنیم، پربار انجام دهیم” که مرتبط با این موضوع است را مطالعه فرمایید.


مفید عمل کنیم، پربار انجام دهیم

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ م.پورعلی ۲ دیدگاه

چرا وقتی کاری را تمام می‏کنیم، به راهی که طی کرده‏ایم با دقت نگاه نکنیم؟

کم ثمر بودن فعالیتها همگی ابتدا از ناآگاهی نسبت به اهمیت زمان سرچشمه می‏گیرند و سپس عواملی مانند تنبلی و بی اطلاعی به آن می‏پیوندند. مفید واقع شدن یکی از نشانه‏های یک فرد کامل است – کسی که همیشه تلاش در بسط دادن توانایی‏های خود دارد. یکی از مباحث روز روانشناسان جهان سودمند بودن و مفید واقع شدن امور است. نه به این معنا که فقط در حیطۀ اجتماعی بلکه در مورد مسائل شخصی نیز این امر مصداق دارد. وقتی کاری را انجام می‏دهیم، چرا آنرا به نحو احسن انجام ندهیم تا دوباره مجبور به بازگشت و تکمیل آن نشویم؟

وقتی کاری را تمام می‏کنیم بهتر است لیستی از فعالیتهایی را که در طی آن کار انجام داده‏ایم را تهیه کرده تا نقاط ضعف و تلاشهای بی ثمر را بازشناسی نموده و برای انجام امور بعدی آنها را حذف کنیم؛ همچنین وقتهایی که در این میان از بین رفته و نیز وقتهایی که می‏توانستیم از آنها بهترین استفاده را ببریم.

سپس نتیجه کار را بررسی نماییم. ببینیم آیا مثمر ثمر بوده یا نه. مثلا تصمیم گرفته ایم یک کمد چوبی داشته باشیم. آنگاه با خیال اینکه خودمان میتوانیم خوبش را بسازیم، مشغول به کار می‏شویم. پس از ۳ یا چهار روز کار و زحمت یک کمد چوبی ساخته ایم. اما آیا به کیفیت آنچه که در بازار موجود است می‏رسد؟ یقینا نه. نتیجه‏ای که می‏گیریم به این صورت است : ۱۲ ساعت خالص کار بر روی ساخت این کمد، پرداخت هزینه‏ای بالغ بر …. تومان و صرف انرژی جسمی زیاد جهت انجام این کار و …

پس نتیجه گیری به ما نشان می‏دهد که با مبلغی بیشتر می‏توانسته‏ایم نوع بهتری از این کمد را داشته باشیم. این یک تجربه برای اموری مانند این است. یکی از راههای مفید بودن را یاد گرفتیم. مفید بودن در همه لحظه‏ها قابل پیاده‏سازی است. مثلا در کلاس درس می‏توانیم فقط درس گوش دهیم و نکات ریز و درشت درس را یادداشت کنیم اما سر خود را مشغول فرستادن پیامکی می‏کنیم که اصلا مهم نیست. و یا در اداره وقتی ‏می‏توانیم در ساعت فراغت به مرتب کردن پرونده‏ها بپردازیم، به صحبت هایی مشغول می‏شویم که اصلا مفید نیستند.

مفید بودن و همیشه سودمند بودن امور برای خود و دیگران یکی از نکات بسیار مهم جهت موفقیت در زندگی است. افرادی که توانایی استنتاج و نتیجه‏گیری از امور انجام شده و تمام شدۀ خود دارند همان افرادی هستند که از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‎‏شوند و یا بهتر بگویم افرادی هستند که کارهای خود را (حتی تفریح) چنان انجام می‏دهند که مفید باشند. اولویت بندی امور یکی از شاخه‏های مفید بودن و مثمر ثمر واقع شدن است که در این پست درباره‏اش توضیح داده‏ام.

همچنین مدیریت زمان (که به زودی مطلبی در مورد آن منتشر خواهد شد) یکی از مبانی مفید بودن و سودمند واقع شدن است.

از همین امروز نتیجۀ امور خود را بررسی کنید؛ ببینید کجا ضعف داشته‏اید. ببینید آیا آن کاری که در راستای تحقق هدف امروزتان بوده، مفید واقع شده یا نه؟ آنرا در مرحله بعد حذف کنید تا یک قدم زودتر و پرانرژی تر به مقصد برسید.

مخرب‏ترین ویروسهای کامپیوتری تا به امروز

۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ م.پورعلی ۳۳ دیدگاه

همزمان با افزایش بدافزارها، کرم‏های اینترنتی و تروجان‏ها، هکرها و سارقان اطلاعات همواره به دنبال راههایی به منظور سرقت اطلاعات و دسترسی به حسابهای بانکی و گاهی بوجود آوردن اختلالات الکترونیکی بوده‏اند.

در این بخش نگاهی کوتاه به ۱۰ ویروس خطرناک کامپیوتری از آغاز فعالیت کامپیوتر‏ها تا به حال به نقل از تلگراف خواهیم داشت:

۱ – The Morris worm

در سال ۱۹۹۸ دانشجویی به نام رابرت موریس ، کرمی را وارد شبکه ی اینترنت کرد که بیش ار ۱۰ درصد از سیستم های متصل به شبکه ی اینترنت را آلوده ساخت و باعث از کار افتادن کانل آنها گردید. (در آن زمان حدود ۶۰ هزار کامپیوتر به شبکه ی اینترنت متصل بودند). موریس در حال حاضر استاد دانشگاه MIT است.

۲ – The Concept virus

این بد افزار اولین (۱۹۹۵) ویروس کامپیوتری بود که توانست فایل های (word) مایکروسافت را آلوده کند. این ویروس اولین بار تصادفا از طریق یک سی دی رام به مایکروسافت انتقال یافت و تنها در طول چند روز توانست خود را به عنوان گسترده ترین ویروس اینترنتی که تا آن زمان شناخته شده بود معرفی کند و توانست پرونده‏های شخصی فراوانی را از طریق ایمیل به اشتراک گذارد.

۳ – CIH

CIH یا ویروس چرنوبیل (۱۹۹۸) هر ساله در ۲۶ آوریل ( ۶ اردیبهشت ) همزمان با سالگرد فاجعه هسته‏ای چرنوبیل اوکراین راه‏اندازی می‏شود. این ویروس با وارد کردن اطلاعاتی در یکی از تراشه‏های اصلی کامپیوترها می تواند باعث از کارافتادن کامل آنها شود. طراح این بد افزار، چن ایگ هو، توسط پلیس تایوان دستگیر شده است.

۴ – The Anna Kournikova worm

این کرم اینترنتی که ابتدا خود را بصورت تصویری از یک تنیس باز به نمایش گذاشت در واقع بدافزاری بود که توسط (جان دی ویت) طراحی شده بود. او در آخر با حکم دادگاه به کار خود پایان داد.

۵ – I LOVE YOU

این ویروس با ارسال عبارت  ILOVEYOU  به تمام افراد حاضر در (address book) قربانیان، حجم وسیعی از کاربران اینترنت را در ماه می ۲۰۰۰ (اردیبهشت ۱۳۷۹) آلوده ساخت. این بدافزار به منظور ربودن کلمه عبور افراد در اینترنت برای سازنده ی فیلیپینی اش طراحی شده بود.

۶ – The Melissa virus

ویروس Melissa اولین ویروس تحت ایمیل (۱۹۹۹) بود که توانست با موفقیت جمله‏ای از (simpson) را در فایل های (word) مایکروسافت قرار دهد. دیوید اسمیت طراح این ویروس بعد ها به جرم وارد ساختن خسارتی معادل ۸۰ میلیون دلار به زندان محکوم شد.

۷ – The Blaster Worm

این کرم وحشی و خطرناک با حمله ای وسیع به وبسایت مایکروسافت در سال ۲۰۰۳ و با استفاده از حفره امنیتی موجود در نرم افزار مایکروسافت میلیون ها کامپیوتر را در سراسر دنیا آلوده ساخت. طراح این کرم هرگز پیدا نشد.

۸ – Netsky and Sasser

ون جاخن، نوجوان آلمانی به خاطر طراحی کرم های مخرب Netsky  و Sasser (در سال ۲۰۰۴) مجرم شناخته شد. او مسئول گسترش بیش از ۷۰ درصد بدافزار های شناخته شده در اینترنت تا آن زمان شناخته شد. اما پس از مدتی از زندان فرار کرد و در پایان توسط یک شرکت امنیتی به عنوان هکر قانونی (CEH)  استخدام شد.

۹ – OSX/RSPlug Trojan

در نوامبر ۲۰۰۷ (آبان ۱۳۸۶) اولین تروجان طراحی شده کسب درآمد مالی به سیستم عامل Apple حمله کرد. گسترش این حملات، ترسها مسئولین را مبنی بر حملات بیشتر در آینده به Apple توسط هکرها افزایش داد.

۱۰ – Storm worm

این کرم در واقع با نشان دادن خبر فوری : “هوای بد و طوفانی اروپا را درنوردیده است.” در سال ۲۰۰۷ بسیاری از کامپیوترها را در سراسر دنیا آلوده ساخت. میلیون‏ها کامپیوتر آلوده به این کرم ، قربانی حملات هکرها، اسپم‏ها و سرقت اطلاعات شدند.

لیست ۶ ویروس خطرناک به نقل از TODAY.COM :

1 – ویروس I LOVE YOU (از طریق ایمیل)
۲ – ویروس MyDoom (از طریق ایمیل)
۳ – ویروس Virut (نشستن بر روی فایلهای exe و scr)
4 – تروجان Blaster (آلوده کردن سیستم عامل مایکروسافت با اتصال اینترنت)
۵ – کرم Sobig (آلوده کردن ویندوز با اتصال اینترنت)
۶ – ویروس Conficker (از کارانداختن کلیۀ سرویسهای ویندوز)

و همچنین لیست ۱۰ ویروس خطرناک به نقل از WIKIGIZ.COM :

1 – ویروس I LOVE YOU (از طریق ایمیل)
۲ – ویروس MyDoom (از طریق ایمیل)
۳ – تروجان Blaster (آلوده کردن سیستم عامل مایکروسافت با اتصال اینترنت)
۴ – کرم Sobig (آلوده کردن ویندوز با اتصال اینترنت)
۵ – کرم Code Red (آلوده نمودن سیستمهای مجهز به مایکروسافت وب سرور IIS)
6 – ویروس CIH (آلوده کردن BIOS سیستم)
۷ – ویروس Klez (از طریق ایمیل، آلودن سیستم عاملهای مجهز به اینترنت اکسپلورر)
۸ – ویروس Melissa (از طریق ایمیل، آلودن نرم افزار مایکروسافت آفیس)
۹ – کرم Sasser (آلودن ویندوز XP و ۲۰۰۰)
۱۰ – کرم Bagle (از طریق ایمیل، آلودن ویندوز)

منبع : WIKIGIZTodayTelegraph

نتیجه گیری نویسنده :

در پی این بررسی‏ها و همچنین نتایج منتشر شده از شرکتهای معتبری از جمله Panda  و Kaspersky، من این موارد را استنتاج نمودم :

  • بیشتر کرم‏ها و ویروس ها از طریق ایمیل منتقل می‏شوند.
  • سیستم عامل ویندوز XP از لحاظ آسیب پذیری در درجۀ اول قرار دارد.
  • بیشتر ویروس‏ها توسط افراد دانشجو نوشته شده‏اند.
  • استفاده از فایرفاکس بسیار مفیدتر از اینترنت اکسپلورر است.
  • ویروس نویسان ایرانی هنوز جایگاهی در میان ویروس‏نویسان جهانی ندارند.
  • ویروسهای I love you, Sasser, Blaster بسیار خطرناکند.