بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مهارتهای زندگی’

استعدادهایتان را کشف کنید

به هرکدام از ما استعدادها و توانایی های متفاوتی  هدیه داده شده است.همه ما در یک یا چندین رشته جوهره ی خاصی در رسیدن به اهداف و رویاهایمان داریم اما کمبودی که درما وجود دارد این است که نمی توانیم توانایی ها و استعدادهای درونمان را تشخیص دهیم.

اولین قدم، کشف کردن چیزی است که شما واقعاً در آن خوب هستید، سپس باید روی آن کار کنید. قدردانی کردن از استعدادهایتان و فرض اینکه همه مردم به خوبی شما هستند کار خیلی ساده ایست. اما شاید گزینه ی اصلی این نباشد. شما ممکن است استعدادهایی داشته باشید که توانایی برجسته و متمایز  در ساختن شما را داشته باشند. باید اعتماد به نفس کافی برای رسیدن به آنچه واقعاَ هستید را داشته باشید.

خودکاوی و خود ارزیابی برای کشف کردن استعدادهای راستین شما ضروری است.خیلی وقت ها، هنگامی که می بینید دیگران مطابق رویاهایشان زندگی می کنند شما حسودی می کنید اما فراموش کردید که شما هم می توانید و هم ظرفیت کافی برای زندگی مطابق امیالتان را دارید.

ممکن است این حقیقت را ندانید ولی می توانید در خیلی چیزها مثل تعریف کردن لطیفه، ورزش کردن، امور خلاقانه، رقصیدن، صحبت در جمع، مدیریت مهمانی ها و … خوب و شایسته باشید.

استعدادیابی در خودمان

یادداشتی از همه ی کارهایی که خواهان انجام دادن آن هستید، همه کارهایی که می توانید انجام دهید و اموری که بیشترین علاقه به آنها را دارید تهیه کنید. سعی کنید روی آنها کار کنید و آنها را به نقاط قوت خود تبدیل کنید.

هیچ چیز در زندگی ساده به دست نمی آید ولی مطمئناَ همه ی آنچه می خواهید در پایان به شما اعطا خواهد شد. برای انجام دادن بی وقفه و پی در پی این فعالیتها و بازبینی دفعه به دفعه آن وقت بگذارید، از دیدن پیشرفتی که خودتان باعث آن بودید متحیر خواهید ماند. این امر به اندازه کافی تشویق کننده خواهد بود تا رویاهای بیشتری را دنبال کنید. این نه تنها اعتماد به نفستان را بالا می برد بلکه شما را به محبوبیت هم خواهد رساند .

دریافت بازخورد از دیگران ابزار قدرتمندی برای الهام بخشیدن به خود و حرکت به سوی هدفهایتان است. گرفتن بازخوردهای سازنده و مثبت از دوستان، خانواده و همکارانتان می تواند تجربه ی خارق العاده ای باشد. همچنین میتواند دریافتتان را در آنچه خوب هستید و آنچه می توانید برای کشف استعدادهایتان انجام دهید بسازید.

استحکام بخشیدن به یک ارتباط؛ چگونه؟

همیشه برقرار کردن ارتباط و تعامل با دیگران کار آسانی است ولی پایدار نگه داشتن آن به دقت نیاز دارد. این مهم نیست که مخاطب شما زن است یا مرد. در کل استحکام بخشیدن به روابط راههای بسیاری دارد که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره مختصری میکنم :

۱ – مخاطب خود را از ته قلب دوست داشته باشیم : اگر میخواهیم در دیگران نفوذ کنیم باید به مخاطب خود عشق بورزیم. عشق و علاقه ذهنی و درونی همچون امواجی به مخاطب ما تابش میکنند. پیش از آنکه بخواهیم چیزی به زبان آوریم باید اورا شدیدا دوست داشته باشیم.

۲ – تاریخ تولد او را کشف کنیم :باید با تمام زیرکی که داریم تاریخ تولد او را جویا شده و یا حتی روزهای مهم زندگی اورا بدانیم و به او تبریک گوییم.

۳ – از هدیه دادن دریغ نکنیم : هدیه بمب صمیمیت است. هدیه هر چند کوچک باشد می تواند آثاری بزرگ به جای بگذارد. حتما نباید به مناسبتی خاص هدیه دهیم. بی مناسبت مخاطب خود را خوشحال کنیم.بسیاری از شرکتهای تبلیغاتی با همین هدیه دادنها بسیاری از مردم را جلب کرده اند.

۴ – مخاطب را به نام صدا بزنیم : نام اشخاص برایشان خیلی اهمیت دارد. سعی کنیم نام اشخاص را در همان برخورد اول جویا شده و همیشه به نام صدایشان بزنیم.

۵ – همدردی : اظهار همدردی و تسلیت گفتن نیز در نوع خود نوعی هدیه دادن است از نوع غمناک! حتی در مواقعی که برایمان میسر نیست حضوری ابراز همدردی کنیم، از تلفن و نامه و ایمیل و … غافل نشویم.

۶ – عیادت،نیاز صمیمیت : چه صمیمیت هایی که با عیادت میسر میشود. پرسیدن حال چه حضوری و چه غیر حضوری نشان از مهم بودن شخصیت مخاطب برای ما دارد. خصوصا اگر این کار از روی عشق باشد و نه اجبار.

۷ – کشف نیاز او : پیش از آنکه دوستانمان نیاز خود را به ما بگویند سعی کنیم نیاز آنان را یافته و برایشان برطرف سازیم. یک سی دی کارتون برای کودک خردسالش (با تشکر از آقای م.ج.م)، مبلغی پول بصورت قرض، راهنمایی در زمینه ازدواج و … بر طرف کردن هر نوع نیازی می تواند در نوع خود لطفی باشد که در حق مخاطب انجام داده و ایجاد استحکام در رابطه نموده ایم.

۸ – تحسین کردن نقاط مثبت و قوت مخاطب : سعی کنیم اعمال خوب و زیبای مخاطب را بزرگ جلوه داده ولی از یادآوری اعمال بد او غافل نشویم.

۹ – احترام، احترام، احترام : این واژه می تواند بعنوان یک ستون بتنی در روابط اجتماعی عمل کرده و باعث بالا بردن شخصیت اجتماعی افراد گردد.

۱۰ – علاقه مندیهای مخاطب را محترم بشماریم : سعی کنیم به آنچه مخاطبمان علاقه دارد احترام گذاشته و آنها را مهم بدانیم. شاید مخاطب ما عاشق فیلمهای رمانتیک است است ما اصلا به فیلم علاقه ای نداریم . این دلیل نمی شود که با او مخالفت کرده و نظرات اورا پایمال نماییم.

ببخشید سرتان را درد آوردم. امیدوارم این مقاله مفید واقع گردد.

راهکارهایی برای کنترل خونسردی

خونسردی به معنای واقعی یعنی کمال آرامش در مقابل رویداد کنونی و برخورد با رویداد از راه منطقی و عقلانی. همه ما در زندگی روزمره با شرایط و حالاتی روبرو می شویم که شاید تا اندازه ای ما را ناراحت کرده و یا اینکه خشم ما را برانگیزد. البته ناگفته نماند که خونسردی فقط در مقولۀ ناراحتی و خشم نمی گنجد و در همه حالات زندگی و شرایط روزمره حتی هنگام برخورد با مسائل غافلگیرانه و ناگهانی مانند شادی های ناگهانی و … . اینکه این حالات و شرایط چیست اصلا مهم نیست . مهم این است که چطور سعی کنیم تحت تاثیر قرار نگرفته و کنترل خود را از دست ندهیم.

در اینجا راههایی برای حفظ خونسردی خدمتتان عرض می نمایم :

  • همیشه سعی کنیم بر روی مسائل با آرامش تفکر نماییم و از تصمیم فوری بپرهیزیم.
  • تصور کنیم که همه چیز و همه اشخاص فقط برای کمک به من آفریده شده اند.
  • در لحظه ای که هستیم نباشیم. چند دقیقه یا ساعت جلوتر باشیم تا نتیجۀ خونسردی خود را تصور کنیم.
  • در لحظه خشم یا غافلگیری، نفسی عمیق کشیده و لحظه ای حواس خود را پرت کنیم.
  • در لحظه، از موقعیت کنونی خارج شده و به جایی دیگر برویم و خود را سرگرم مطلب دیگری نماییم.
  • عدم توجه به سخنان مخاطب و یا مخاطبین (یک گوش در و دیگری دروازه) یکی از راههای حفظ خونسردی در ناملایمات گفتاریست که بسیار تاثیرگذار است.
  • سریعا آنچه را که در ذهن خود از خونسردی می دانیم بر روی کاغذ پیاده نماییم.
  • ببینیم چه عاملی ما را از کوره به در برده و دکمه هیجان ما را زده است! بر روی آن تمرکز کرده و سپس به صورت عقلانی در چند لحظه برای آن راه حل بیابیم.
  • با خود بگوییم : “این حالت تا چند ثانیه یا دقیقه دیگر فروکش می کند”  ، “پس بهتر است آرام باشم.”

اگر ما همیشه بدانیم که در حالت خونسردی، تصمیمات بسیار عملی تر و عاقلانه تری می توان گرفت هیچ گاه هیچ عاملی ما را از خونسرد بودن غافل نخواهد کرد.

DIY یا آچار فرانسه، خودت انجام بده

DIY، این سه حرف که امروزه خود به عنوان یک کلمه استعمال می‏شود، مخفف Do It Yourself، به معنی “خودت انجام بده” است. استفادۀ این عبارت هنگامی است که خود فرد به تنهایی امور مربوط به مثلا خانه، خانه داری، باغچه، کامپیوتر، امور برقی دم دستی، تعمیرات جزئی اتومبیل، دوخت لباس و هر آنچه که با زحمتی کم می‏توان آنرا تجربه نمود و یاد گرفت و دیگر نیاز به شخص دیگری نباشد که کار را برایمان انجام دهد.

do it yourself - آچارفرانسۀ منزل

در کل DIY ها که به آنها ” DIYer ” گفته می‏شود افرادی هستند که هیچگاه در امور روزانه، تعمیرات، کارهای جزئی و دم دستی نیاز به فرد متخصص ندارند و خودشان از پس همه کار بر می‏آیند. همان آچار فرانسۀ خودمان.

برای اینکه روشن‏تر شود فردی را در نظر بگیرید که در ابتدای تابستان نیاز به سرویس کولر آبی منزل خود دارد. وی اگر DIYer باشد خودش به راحتی و با کمی زحمت این کار را انجام داده و هر دفعه به تجربیات خود اضافه می‏نماید. اما اگر DIYer نباشد، فورا از یک سرویسکار کولر درخواست می‏کند تا به منزلش بیاید و کولرش را سرویس کند.

همچنین می‏توانید فردی را در نظر بگیرید که لولای درب منزلش خراب شده و نیاز به تعویض دارد. خب با کمی زحمت می‏توان آنرا باز کرده و با استفاده از کمی ابزارآلات می‏توان آنرا با یک عدد نو جایگزین کرد.

DIYer ها همچنین افرادی نوآور هستند. همیشه یک جعبه ابزار پر از لوازم یدکی باز شده از قطعات مثلا الکترونیکی یا پلاستیکی دارند که در صورت لزوم به این جعبه مراجعه کرده و نیاز خود را سریعا برطرف می‏کنند. علاوه بر این آنها در خانۀ خود همیشه چیزهای جدید و جالبی دارند که معمولا خودشان آنها را یا ساخته‏اند و یا چند چیز را به طرز جالبی سرهم کرده‏‏‏اند. این تصاویر را ببینید :

لوستر DIY

لوستر DIY

دوچرخه DIY

دوچرخه DIY

ظرف غذای پرنده DIY

ظرف غذای پرنده DIY

DIYer ها همیشه یک جعبه ابزار پر از وسایل ضروری دارند از جمله انبردست، پیچ گوشتی، انواع پیچ، فرانسه، رولپلاک، دریل، کمون اره و … که اینها هرگز از خانۀ آنها خارج نمی‏شود زیرا شاید هفته‏ای یک بار به انها نیاز پیدا کنند و نیز همیشه وسایل خانۀ آنها به خوبی کارکرده و در کل خانه‏ای بی عیب و ایراد دارند. مثلا اینطور نیست که آیفونشان قطعی داشته و یا تلویزیونشان برفک باشد یا اینکه یخچالشان صدا بدهد و … . همچنین اگر یک فرد DIY مثلا در یک جزیرۀ دور افتاده تنها بماند، یقینا از پس امور بر خواهد آمد و جان سالم بدرخواهد برد.

همچنین در همین راستا به افرادیکه تقریبا از لحاظ عملکرد کمی پایینتر از DIYer ها هستند، Handyperson که شامل Handyman و Handywoman است گفته می‏شود. اینها افرادی هستند که فقط امور دم دستی از جمله کارهای برقی پیش پا افتاده، تغییر دکوراسیون، نقاشی دیوار منزل، تعمیرات جزئی وسایل و … را انجام می‏دهند ولی به DIYer ها نمی‏رسند.

چند نکته :

  • DIYerهای حرفه‏ای جوانب احتیاط را همیشه رعایت می‏نمایند.احتیاط
  • بعضی کارها و بعضی امور منزل نمی‏ارزد که به صورت DIY انجام شوند و بهتر است که از بازار خریداری شوند.
  • DIYer ها معمولا از هر رشتۀ فنی، مقداری سردر می‏آورند.
  • داشتن حداقل ابزار در منزل بسیار مفید و در عین حال ضروری است.
  • DIYها هیچ وقت از کاری نمی‏مانند. مثلا روز جمعه که اکثر مغازه‏ها تعطیل است، برای مثلا یک تعمیر کولر ساده گرما نمی‏خورند.
  • اگر DIYer نیستیم، حداقل یک Handyperson باشیم.

حالا شما DIYer هستید یا Handyperson  ویا هیچکدام ؟

برخورد اول (نکاتی کلیدی)

همیشه وقتی که می‏خواهیم با یک فرد جدید یا دوستی که از طریق اینترنت با وی آشنا شده‏ایم برای اولین بار قرار ملاقات حضوری بگذاریم، بیشتر از اوقات دیگر به سر و وضع خود می‏رسیم. این قضیه در مراسم پیش از ازدواج و جلسۀ اول خواستگاری بیشتر مشهود است. همچنین در مورد استادان و معلمانی که برای اولین در کلاسها حاضر می‏شوند و تمام تلاششان در این است که با همان برخورد اول نظر دانشجویان و دانش‏آموزان را به خود جلب نمایند.

برخورد اول در برقراری دوستی‏ها و ارتباطات بسیار موثر بوده و نقش اساسی در پایداری ارتباط دارد. بسیاری از ما این قضیه را زیاد مهم تلقی نکرده و گاهی اوقات در همان برخورد اول تاثیر منفی بر روی مخاطب خود گذاشته و باعث می‏شویم که وی برای آخرین بار با ما ملاقات حضوری داشته باشد.

این تصویر را مشاهده فرمایید :

دیدار اول

احتمالا دراینجا شما تصور میکنید که این نیم تنۀ یک موتور سوار ورزشکار است که با سرعت زیاد در حال حرکت در اتوبان است و لباسهایی جذاب داشته و موتور او بسیار گران است اما شما در برخورد اول وی را چنین دیدید و در واقع در برخورد اول او خود را به شما چنین نشان داد. (ادامۀ تصویر در آخر این متن است)

چه کنیم تا برخورد اول باعث برقراری پیوند مستحکم ارتباط شود؟

راههای زیادی وجود دارد که هر کسی بر اساس تجربیات خودش آنها را در نظر دارد اما چند راه اساسی هست که برای همه موثر واقع شده و تابحال امتحان خود را پس داده است. از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره نمود :

۱ – وقت مخاطب را محترم شمردن و دقیقا سر وقت در محل قرار حاضر شدن
۲ – رعایت نظافت شخصی و مرتب بودن سر و وضع
۳ – داشتن وضع ظاهری آراسته و مرتب و منظم (بسته به سلیقۀ هر فرد : اسپرت یا کلاسیک)
۴ – صحبت کردن اصولی و بدون من من کردن و همچنین رعایت اصل “من شنوندۀ خوبی هستم”
۵ – دست دادن در حد استاندارد، رعایت فاصلۀ مناسب، عدم روبوسی در هر شرایطی (وجود آنفلوآنزا، عدم وجود آنفلوآنزا)
۶ – کنار گذاشتن تعارفات غیرمعقول
۷ – دعوت از مخاطب جهت صرف یک نوشیدنی یا نهار و شام (با هزینۀ خودمان)
۸ – عدم توجه به اشتباهات لپی فرد مقابل
۹ – شوخی نکردن زیاد اما شوخ طبع بودن به اندازه
۱۰ – جدی نبودن زیاد اما کمی محکم بودن

همچنین باید همیشه با خود گمان کنیم که مخاطب ما فردی محترم، با ادب، با شخصیت و دارای سجایای اخلاقی است. یعنی این پیش برداشت را از شخصیت مخاطب خود داشته باشیم زیرا خودبخود باعث سوق دادن رفتار ما به سمت احترام به فرد مقابل می‏شود.

نکتۀ مهم : زبان اعضای بدن

در اینکه بدن ما خودبخود با مخاطب صحبت می‏کند شکی نیست اما چه کنیم تا بدنمان حرفهای خوبی به مخاطب بزند؟ (!)

حرکات زیاد دست، متقاطع کردن پاها، تکان دادن زیاد سر چه به معنی موافقت و چه مخالفت، بازی کردن با انگشتان، بازی کردن با اعضا و جوارح دیگر بدن، بازی با لباسها از جمله دکمه‏ها و یقه، حرکات زیاد صندلی، صندلی را تا نیمه بلند کردن، لم دادن زیاد، صاف نشستن شدید، به یک نقطه خیره شدن، سیگار کشیدن، بینی را با دستمال گرفتن و بسیاری موارد دیگر، همه و همه تاثیرات منفی و در نتیجه برداشت منفی مخاطب را بدنبال خواهد داشت.

همچنین داشتن یک لبخند ملیح بر لبها می‏تواند تا ۷ برابر بیشتر از حالت معمولی باعث جذب مخاطب شود. بلند شدن و ایستادن کامل در مقابل مخاطب نیز یکی دیگر از زبان اعضای بدن است (البته در ایران و برخی کشورهای آسیایی).

ناخن‏ها و دندان‏ها با مخاطب حرف می‏زنند

ناخنهای زیبا، اصلاح شده، تمیز و سوهان شده (برای خانمها) و دورگیری شده (برای آقایان) تاثیر بسیار ژرفی در دیدار اول دارد. شخصی که دارای ناخنهای بلند یا کثیف و چه بسا هر دو باشد، در همان لحظۀ اول باعث چندش مخاطب خود شده و وی را از خود طرد می‏‏نماید. تمیز کردن زیر ناخنها در حین صحبت، بازی با آنها و … نیز باعث برداشت منفی مخاطب می‏شود. ناخنهای پا نیز بسیار تاثیرگذار است. با خود تصور کنید فردی با صندل یا دمپایی و ناخنهایی با کمی سیاهی در زیر آنها و بخصوص کمی بلند. واقعا چندش آور است. ضمنا ناخنهای لاک خورده با رنگهای عجیب و غریب نیز به نظر من عامل جذب مخاطب نخواهد بود. در مورد دندانها، به همان اندازه که ناخنها مهم هستند، دوبرابر آن دندانها تاثیرگذارند. نیاز به توضیح اضافی نیست اما دندانهایی سفید را در مقابل دندانهایی زرد با قطعاتی غذا مقایسه کنید.

دندانها در برخورد اولناخنها در برخورد اول

قرار در اتومبیل است؟ اتومبیل بخشی از لباس ماست!

نظافت ظاهری اتومبیل بسیار مهم است. اگر قرارمان در داخل اتومبیل شخصی است و یا اینکه می‏خواهیم در اتومبیل با هم صحبت کرده و با مخاطب خود در داخل شهر گشتی بزنیم، الزامی است که اتومبیل خود را و بخصوص داشبورد و صندلی‏های انرا کاملا تمیز کرده و از خوشبوکننده استفاده کنیم. در صورتیکه در زیر پاها آشغال یا پوست میوه ریخته است، آنها را جمع کنیم (با توجه به اینکه ما هرگز آشغالها را از اتومبیل خود بیرون نمی‏ریزیم) و نیز در صورتیکه اتومبیل سیستم تهویۀ مطبوع دارد، آنرا در دمای متعادل تنظیم نموده و شیشه‏ها را ترجیحا بالا دهیم تا صحبتهای مخاطب خود را بهتر بشنویم و او نیز همچنین.

خوشبو باشیم، اما زننده نباشیم

برخی از افراد خیال می‏کنند که خوشبو بودن یعنی خالی کردن یک شیشه عطر بر روی لباس که این امر خود باعث نوعی برداشت نامناسب مخاطب از ما می‏شود. استفاده از عطر و ادکلن بسیار خوب است اما به اندازه. برای مثال یک لحظه فشردن دکمۀ فشاری عطر بیک برای ۲ ساعت کافی است. همچنین استفاده از مام (در صورتیکه تعریقمان زیاد است) خوب است. ضمنا دقت شود که خانمها اکثرا به بوهای گرم علاقمند بوده و آقایان به بوهای سرد.

کلمات تکراری = خستگی مخاطب

گفتن کلماتی تکراری (تکه کلام)  به صورت اتوماتیک وار اشتباه است از جمله “به قول معروف – مثلا – فهمیدی؟ – متوجهی؟ – نگا کن – بروبابا – چیه – چی شده؟  و … ” که این کلمات علاوه بر بی‏احترامی گاه به گاه به مخاطب، وی را خسته می‏کند.

هرکه هستیم باشیم، برخورد اول مهم است

این مهم نیست که ما چه کاره هستیم یا وضع مالی ما چطور است و یا اینکه خانۀ ما کجاست و خانوادۀ ما کیستند. مهم فقط برخورد اول است که می‏تواند یک فرد با موقعیت اجتماعی معمولی را بسیار بالاتر از آنچه که هست جلوه دهد.

_____
پانوشت :

یک ضرب المثل به زبان انگلیسی می‏‏گوید : You never get a second chance to make a first impression به این معنا که “شما هرگز شانس دیدار اول را برای دومین بار بدست نخواهید آورد”.

ارائۀ اخبار جدید به مخاطب خوب است اما ارائۀ راه حل برای مشکلات مخاطب تا قبل از پرسیدن نظر ما کار درستی نیست.
از بوسیدن و در برخی موارد لمس کردن کودک دیگران جلوگیری اکید شود.
از نظر دادن در مورد جزئیات ظاهر مخاطب جلوگیری شود.
سلام و احوالپرسی گرم بسیار مفید است.

______
پانوشت ۲ :

مراقب باشیم گول برخورد اولی‏ها را نخوریم.

در اینجا ادامۀ تصویر بالا را مشاهده می‏فرمایید به همین راحتی می‏توانیم تاثیر شگرفی در برخورد اول بگذاریم :

برخورد اول

و این هم تصویر کامل از این شخص :

first-impression