بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مهارتهای زندگی’

هنر عذرخواهی

۱۷ اسفند ۱۳۸۸ م.پورعلی ۱ دیدگاه

معذرت خواهی و ابراز ناراحتی از اینکه شاید دیگران را ناراحت کرده باشیم؛ هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد.

موقعیتی را در نظر بگیرید که به دلیل یک اشتباه که از جانب شما سر زده است، دوستتان یا همسرتان ناراحت شده است. در این حالت چند انتخاب وجود دارد :

۱ – ابتدا اینکه با خود بگویید “چرا غرورم را بشکنم و عذرخواهی کنم؟ انسان جایزالخطاست…، شده که شده…” و  امثال این نوع جملات که در سر می پرورانیم که کاملا غلط و مردود است و کاری دور از انسانیت است.

۲ – انتخاب دوم شما این است که در همان لحظه عذرخواهی نمی کنید این کار را به بعد و موقعیتی دیگر واگذار می کنید. مثلا با خود می گویید “تا شب از او عذرخواهی می کنم” و یا اینکه “در میهمانی بعدی از دلش در خواهم آورد…” که راه درستی نیست.

۳ – انتخاب سوم این است که تصمیم می گیرید که موضوع را با یک هدیه در اسرع وقت جبران کنید که این موضوع شاید موکول به وقتی شود که دیگر کار از کار گذشته و این هم تصمیم مناسبی نیست اما در نوع خود می تواند کارساز باشد.

۴ – انتخاب آخر، همانی است که حدس زده اید: عذرخواهی در همان لحظه. دقیقا چند ثانیه و یا حداکثر چند دقیقه پس از اینکه به اشتباه خود پی بردیم، عذرخواهیم می کنیم و موضوع را تمام می کنیم. این روش بسیار کار ساز است.

چه مسائلی باعث می شود که عذرخواهی نکرده و یا با تامل عذرخواهی کنیم؟

مسئلۀ اول این است که گاهی اوقات غرور بر ما غلبه کرده و جلوی این کار ما را می گیرد. گویی دهنمان قفل شده و نمی توانیم چیزی بگوییم. چاره هم این است که کمی به اشتباه خود فکر کرده و سپس با منطق انسانی آنرا بپذیریم و در نتیجه از فرد مقابل عذرخواهی کنیم.

دوم اینکه گاهی اوقات فرد مقابل از نظر ما ارزش عذرخواهی ندارد که این مسئله هم از خودبزرگ بینی ما سرچشمه می گیرد که اندیشه ای غیرانسانی است و باید آنرا از خود دور نمود. چاره این است که به حداقل احترامی که فرد برای خودش دارد فکر کنیم و ارزش خودمان را بالا ببریم. عذر خواهی تخلیۀ نفس است از غرور و تکبر.

دلیل سوم این است که اشتباه خود را کوچک تلقی کرده و در نتیجه نیازی به عذرخواهی نمی بینیم. اما باید به خاطر داشت که کوچکترین اشتباه در نظر دیگران باید بزرگترین اشتباه در نظر ما باشد. در این صورت است که درصد خطاها و اشتباهات ما در زندگی به حداقل می رسد.

پشیمانی و عذرخواهی

پشیمانی و عذرخواهی

چرا بعضی افراد اشتباه خود را نمی پذیرند؟

زیرا عقل ندارند! سر از منطق در نمی آورند. پس منتظر عذرخواهی آنان نباشیم.

چرا بعضی ها همیشه عذرخواه هستند؟

زیرا شخصیتی خوار و خفیف دارند. همیشه با خود اینطور می اندیشند که شاید کاری اشتباه انجام داده اند. ضعف اعتماد به نفس در آنها فوران می کند و نشانۀ آن عذرخواهی های بیجاست. انسان ارزش بالایی دارد و نباید بی دلیل خود را حقیر کند.

نهایتا وقتی اشتباهی را مرتکب شده و باعث ناراحتی فرد یا افرادی می شویم، چه کنیم؟

سریعا عذرخواهی کرده و بدون دلیل و منطق آوردنهای بی اساس، اشتباه خود را بپذیریم. بدون غرور، بدون تکبر.

چگونه خشم دیگران را خاموش کنیم؟

۲۷ آذر ۱۳۸۸ م.پورعلی ۳ دیدگاه

اینکه دیگران را به آرامش دعوت کرده و عصبانیت آنها را از یادشان ببریم، هنر و قدرتی بزرگ است. در خیابان، فروشگاه،

عصبانیت

عصبانیت

بنگاه معاملات، صف خرید نان (!) و … بسیار دیده ایم که ناگهان دو نفر شدیدا با هم بحثشان شده و اگر تا چند ثانیۀ دیگر به دادشان نرسیم شاید کار به دعوا بکشد. همچنین زیاد پیش آمده که خودمان با شخصی بحثمان شده و چه حق و چه ناحق، باید به گونه ای او را آرام می کرده ایم. اما اینکه چقدر در آرام کردن او توانایی داریم و چگونه در آن لحظه او را آرام کنیم مساله ای مهم است که در زیر به چند مورد دربارۀ آرام کردن افراد اشاره می نمایم:

پایین آوردن تن صدای خودمان

صدا نوعی انرژی است که باعث ایجاد هیجان در فرد می شود. وثتی ما صدایمان را بلند می کنیم در واقع انرژی زیادی را به مخاطب خود القا کرده و باعث برآشفتن او می شویم. اما وقتی صدایمان را پایین می آوریم اولا که فرد برای شنیدن صحبت ما خودبخود مجبور است صدای خود را پایین بیاورد، ثانیا وقتی می بیند که ما آرام صحبت می کنیم، دلیلی برای بلند صحبت کردن و به در و دیوار کوبیدن نمی یابد و نیز شاید کمی به فکر آبروی خود بیفتد.

یک لیوان آب خنک

این چاره بیشتر برای ما ایرانیان کاربرد دارد و عجب راهیست! با تقدیم یک لیوان آب خنک به فرد چندین کار همزمان انجام می شود : الف) فرد تشنگی خود را برطرف می کند ب)کمی از حرارت عصبانیتش کم می شود ج)برای چند ثانیه از اوج عصبانیت فاصله می گیرد د)شاید در این چند ثانیه فرصت فکر کردن به دلیل عصبانیت خود را پیدا کند. ه) تا فرد آب می خورد، می توانیم با یک جملۀ زیبا او را دعوت به آرامش کنیم مثلا : مهمترین دستاورد عصبانیت، سکته است.

گوش کنیم

یکی دیگر از راهها گوش دادن به صحبت و حرف دل افراد عصبانی است. گوش دادن بدون ایجاد پارازیت در میان صحبت، بدون ارائۀ راهکارهای عادی، بدون استفاده از کلماتی مانند “تو نباید”، “ولی”، “اگر تو” و … . مراقب باشیم که با انتقاد از عملکرد فرد عصبانی، در لحظۀ عصبانیت، خشم او را بیشتر نکنیم.

اگر کاری از دستمان بر می آید، انجام دهیم

افراد عصبانی دوست دارند کسی حرفشان را فهمیده و منطق آنها را قبول کند. حتی اگر در زمان عصبانیت بی منطق باشند. فقط کافیست بگوییم : من سعی میکنم این کار را برایتان انجام دهم – تا شما چند دقیقه ای صبر کنید من با ایشان صحبت می کنم. همچنین اگر بسیار بی منطق عصبانی شده است فقط کافیست بگوییم من می فهمم شما چه می گویید و در اینجا یک راهکار مثبت ارائه دهیم.

برنامه ریزی برای حل مشکل فرد

با همدیگر بنشینیم و برای حل مشکل فرد برنامه ریزی کنیم. نقاط قوت و ضعف او را بسنجیم و دلیل عصبانیتش را بررسی کنیم. بگذاریم خودش حرف بزند و مشکلاتش را خودش بازگو کند تا خودش به دلیل عصبانیتش پی ببرد. چه بسا افرادی که چند دقیقه پس از عصبانیت به اشتباه خودشان پی برده و پشیمان شده اند.

فرد را به بیرون راهنمایی کرده و چند کلامی با او صحبت کنیم

دقت داشته باشیم که فضاهای بسته باعث افزایش حالت پرخاشگری و عصبانیت می شوند. نمی دانم چرا ولی این مساله را بسیار تجربه کرده ام و چقدر کارساز بوده است. هوای آزاد شدیدا انسان را آرام می کند و اصلا عصبانیت او را فرومی نشاند.

اگر فرد متدین است، به او یادآوری کنیم که شاید خدا او را امتحان می کند

این راهکار نیز راهکار بسیار خوبی است. ببینیم اگر از نظر اعتقادات فرد قوی ای است، به او بگوییم که هم اکنون خدا تو را آزمایش میکند و تو باید تحمل کنی و نباید از کوره در روی.

هنر “نه” گفتن؛ ببخشید ناراحت شدید؟

۱۶ آذر ۱۳۸۸ م.پورعلی ۴ دیدگاه

- “سلام، حالتون خوبه؟ ببخشید ممکنه ماشینتونو چند ساعتی به من قرض بدید؟”
- “راستش… حقیقت… آخه… … بله. مشکلی نداره. فقط مواظب باشید!”

گاهی اوقات آنچنان در رودربایستی گیر می کنیم که در آن لحظه حاضریم همه دنیا را به طرف مقابل بدهیم که کار پیش رویمان انجام نشود. این در حالیست که طرف مقابل هیچ اصراری ندارد و این خودمان هستیم که برای یک لحظه در دوراهی قبول کردن یا رد کردن درخواست یا پیشنهاد فرد مقابل گیر می کنیم.

گاهی اوقات تصمیم گیری در این لحظات فوق العاده سخت و حساس بوده و گاهی نیز سرنوشت ساز می شود. مثال فوق که شاید مثالی روزمره از مراجعه دوستان و آشنایان به شما باشد، نمونه ای از صداها درخواست و پیشنهاد است که به سوی ما روانه می شود. برای مثال درخواست چیزی که شاید برای ما بسیار با ارزش تر و با اهمیت تر از آن چیزی باشد که فرد مقابل فکرش را می کند و یا پیشنهاد انجام کاری که یا از دست ما بر نمی آید و یا فرصت انجام آنرا نداریم و یا اینکه انجام آن کار از ذائقۀ ما خارج است (مانند…). همۀ این موارد نمونه هایی است از دوراهی تصمیم فوری. این دوراهی ها هنگامی دردسرسازتر می شود که ما روی وسایل خود حساس بوده و یا برای دقیقه دقیقه زندگی خود برنامه داریم (مانند من پرمشغله!).

مشکل اینجاست که بسیاری از ما قدرت ویا شاید جرات گفتن “نه” و رد درخواست و پیشنهاد دیگران را نداریم و شاید هم خجالت بکشیم.

در اینجاست که هنر نه گفتن و در واقع هنر رد درخواست یا پیشنهاد دیگران به خوبی نمایان می شود و همچنین در واقع اعتماد به نفس ما خودش را نمایان می کند. هنر نه گفتن که یکی از مباحث روز روانشناسی است در واقع به این می پردازد که “با یک نه گفتن، عمری را می توان شاد زیست و یا اسیر بود“.

قبل از پاسخ به درخواست یا پیشنهاد دیگران بهتر است موارد زیر را به سرعت مرور کنیم :

۱ – آیا ما به اندازۀ کافی وقت داریم؟ آیا ارزش وقت ما بیشتر از این نیست؟

۲ – اولویت امور خود را بدانیم. آیا این درخواست یا پیشنهاد در برنامه ریزی من می گنجد؟

۳ – انجام کارها با سرعت بالا و در وقت کم باعث ایجاد استرس می شود. آیا من استرس را دوست دارم؟

۴ – امانت دادن وسایل با ارزش خودمان به مردم باعث ایجاد نگرانی در ما می شود. آیا من نگرانی را دوست دارم؟

۵ – آیا نتیجۀ این کار برای ما مثمر ثمر خواهد بود؟ آیا این کار ما در واقع ابزار دیگران شدن است؟

۶ – آیا در ازای انجام این کار، کارهای بهتری را از دست نخواهم داد؟

و …

ما یا دیگران؟

پس از بررسی فوری موارد فوق، بهتر است به این بپردازیم که من یا تو؟ یعنی من برای خودم مهمترم یا تو برای من؟ اینکه من ناراحت شوم، من دچار استرس شوم، من نگران شوم، وقت من گرفته شود، برنامه ریزی روزانه من بهم بخورد، وسایلم خراب شوند و … بهتر است یا اینکه تو؟

مطمئن باشیم که اگر ما این درخواست یا پیشنهاد را قبول نکنیم، این کار لنگ نمی شود و این فرد بدبخت (!) نمی شود. چه بسیار افرادی که این پیشنهاد یا درخواست را به بهترین نحو و در اسرع وقت انجام می دهند. پس بحث اول یعنی اینکه “اگر من نکنم چه می شود” حل شده است.

شاید ناراحت شود …

اینکه ما ناراحت شویم بهتر است یا دیگران؟ بیشتر اوقات رد درخواست دیگران هیچ ناراحتی و دلخوری را بوجود نمی اورد. برای آن موارد استثنا هم نگران نباشیم. چرا که وقتی فرد مقابل ما ببیند که ما با منطق و برنامه ریزی قبلی و با اعتماد بنفس درخواست او را رد می کنیم مطمئنا ناراحت نخواهد شد. اما اگر هم ناراحت شد مهم نیست. زیرا کسی که به راحتی از رد درخواست خود توسط دیگران ناراحت شود، مطمئنا از نتیجه انجام کار خود توسط ما (حتی اگر به بهترین نحو باشد) هم راضی نخواهد بود. پس همان بهتر که درخواست یا پیشنهاد او رد شود.

هنر نه گفتن

در جواب چه بگوییم بهتر است؟ آیا فقط “نه” کافیست؟

در رد درخواست دیگران بهتر است نه به طور مستقیم به کار نرود بلکه با کمی کلمات زیبا آمیخته شود. همچنین یک لبخند کوچک می تواند جملۀ ما را مزین کند. برای مثال جملات زیر می تواند مفید باشد :

- خیلی دوست دارم انجام وظیفه کنم اما حیف که…
- متاسفانه الآن با توجه به ……… برایم مقدور نیست.
- اگر عذر مرا بپذیرید مرا خوشحال کرده اید.
- حقیقتا در برنامه ریزی امروز من نمی گنجد. آیندۀ نزدیک در خدمتتان هستم.
- چه خوب است اگر این وظیفه را به گردن من نیندازید.
- با توجه به اینکه در مدت زمان کوتاه، نتیجه کارها مثمر ثمر نخواهد بود، از انجام این وظیفه معذورم.
- این کار در تخصص من نیست و من به اموری که در آنها سررشته ندارم وارد نمی شوم.

این مطلب را نیز دقت داشته باشیم که رد درخواست را با دروغ پاسخ ندهیم. زیرا باعث خراب تر شدن اوضاع می شود. در آخر هم همانطور که می دانیم، ما هیچوقت نمی توانیم همۀ مردم و اطرافیانمان را به طور ۱۰۰% از خودمان راضی نگه داریم. پس نگران نباشیم و همانطور که دلمان می خواهد عمل کنیم.

استعدادهایتان را کشف کنید

۲۷ مهر ۱۳۸۸ م.پورعلی ۱ دیدگاه

به هرکدام از ما استعدادها و توانایی های متفاوتی  هدیه داده شده است.همه ما در یک یا چندین رشته جوهره ی خاصی در رسیدن به اهداف و رویاهایمان داریم اما کمبودی که درما وجود دارد این است که نمی توانیم توانایی ها و استعدادهای درونمان را تشخیص دهیم.

اولین قدم، کشف کردن چیزی است که شما واقعاً در آن خوب هستید، سپس باید روی آن کار کنید. قدردانی کردن از استعدادهایتان و فرض اینکه همه مردم به خوبی شما هستند کار خیلی ساده ایست. اما شاید گزینه ی اصلی این نباشد. شما ممکن است استعدادهایی داشته باشید که توانایی برجسته و متمایز  در ساختن شما را داشته باشند. باید اعتماد به نفس کافی برای رسیدن به آنچه واقعاَ هستید را داشته باشید.

خودکاوی و خود ارزیابی برای کشف کردن استعدادهای راستین شما ضروری است.خیلی وقت ها، هنگامی که می بینید دیگران مطابق رویاهایشان زندگی می کنند شما حسودی می کنید اما فراموش کردید که شما هم می توانید و هم ظرفیت کافی برای زندگی مطابق امیالتان را دارید.

ممکن است این حقیقت را ندانید ولی می توانید در خیلی چیزها مثل تعریف کردن لطیفه، ورزش کردن، امور خلاقانه، رقصیدن، صحبت در جمع، مدیریت مهمانی ها و … خوب و شایسته باشید.

استعدادیابی در خودمان

یادداشتی از همه ی کارهایی که خواهان انجام دادن آن هستید، همه کارهایی که می توانید انجام دهید و اموری که بیشترین علاقه به آنها را دارید تهیه کنید. سعی کنید روی آنها کار کنید و آنها را به نقاط قوت خود تبدیل کنید.

هیچ چیز در زندگی ساده به دست نمی آید ولی مطمئناَ همه ی آنچه می خواهید در پایان به شما اعطا خواهد شد. برای انجام دادن بی وقفه و پی در پی این فعالیتها و بازبینی دفعه به دفعه آن وقت بگذارید، از دیدن پیشرفتی که خودتان باعث آن بودید متحیر خواهید ماند. این امر به اندازه کافی تشویق کننده خواهد بود تا رویاهای بیشتری را دنبال کنید. این نه تنها اعتماد به نفستان را بالا می برد بلکه شما را به محبوبیت هم خواهد رساند .

دریافت بازخورد از دیگران ابزار قدرتمندی برای الهام بخشیدن به خود و حرکت به سوی هدفهایتان است. گرفتن بازخوردهای سازنده و مثبت از دوستان، خانواده و همکارانتان می تواند تجربه ی خارق العاده ای باشد. همچنین میتواند دریافتتان را در آنچه خوب هستید و آنچه می توانید برای کشف استعدادهایتان انجام دهید بسازید.

استحکام بخشیدن به یک ارتباط؛ چگونه؟

۱۰ مهر ۱۳۸۸ م.پورعلی ۹ دیدگاه

همیشه برقرار کردن ارتباط و تعامل با دیگران کار آسانی است ولی پایدار نگه داشتن آن به دقت نیاز دارد. این مهم نیست که مخاطب شما زن است یا مرد. در کل استحکام بخشیدن به روابط راههای بسیاری دارد که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره مختصری میکنم :

۱ – مخاطب خود را از ته قلب دوست داشته باشیم : اگر میخواهیم در دیگران نفوذ کنیم باید به مخاطب خود عشق بورزیم. عشق و علاقه ذهنی و درونی همچون امواجی به مخاطب ما تابش میکنند. پیش از آنکه بخواهیم چیزی به زبان آوریم باید اورا شدیدا دوست داشته باشیم.

۲ – تاریخ تولد او را کشف کنیم :باید با تمام زیرکی که داریم تاریخ تولد او را جویا شده و یا حتی روزهای مهم زندگی اورا بدانیم و به او تبریک گوییم.

۳ – از هدیه دادن دریغ نکنیم : هدیه بمب صمیمیت است. هدیه هر چند کوچک باشد می تواند آثاری بزرگ به جای بگذارد. حتما نباید به مناسبتی خاص هدیه دهیم. بی مناسبت مخاطب خود را خوشحال کنیم.بسیاری از شرکتهای تبلیغاتی با همین هدیه دادنها بسیاری از مردم را جلب کرده اند.

۴ – مخاطب را به نام صدا بزنیم : نام اشخاص برایشان خیلی اهمیت دارد. سعی کنیم نام اشخاص را در همان برخورد اول جویا شده و همیشه به نام صدایشان بزنیم.

۵ – همدردی : اظهار همدردی و تسلیت گفتن نیز در نوع خود نوعی هدیه دادن است از نوع غمناک! حتی در مواقعی که برایمان میسر نیست حضوری ابراز همدردی کنیم، از تلفن و نامه و ایمیل و … غافل نشویم.

۶ – عیادت،نیاز صمیمیت : چه صمیمیت هایی که با عیادت میسر میشود. پرسیدن حال چه حضوری و چه غیر حضوری نشان از مهم بودن شخصیت مخاطب برای ما دارد. خصوصا اگر این کار از روی عشق باشد و نه اجبار.

۷ – کشف نیاز او : پیش از آنکه دوستانمان نیاز خود را به ما بگویند سعی کنیم نیاز آنان را یافته و برایشان برطرف سازیم. یک سی دی کارتون برای کودک خردسالش (با تشکر از آقای م.ج.م)، مبلغی پول بصورت قرض، راهنمایی در زمینه ازدواج و … بر طرف کردن هر نوع نیازی می تواند در نوع خود لطفی باشد که در حق مخاطب انجام داده و ایجاد استحکام در رابطه نموده ایم.

۸ – تحسین کردن نقاط مثبت و قوت مخاطب : سعی کنیم اعمال خوب و زیبای مخاطب را بزرگ جلوه داده ولی از یادآوری اعمال بد او غافل نشویم.

۹ – احترام، احترام، احترام : این واژه می تواند بعنوان یک ستون بتنی در روابط اجتماعی عمل کرده و باعث بالا بردن شخصیت اجتماعی افراد گردد.

۱۰ – علاقه مندیهای مخاطب را محترم بشماریم : سعی کنیم به آنچه مخاطبمان علاقه دارد احترام گذاشته و آنها را مهم بدانیم. شاید مخاطب ما عاشق فیلمهای رمانتیک است است ما اصلا به فیلم علاقه ای نداریم . این دلیل نمی شود که با او مخالفت کرده و نظرات اورا پایمال نماییم.

ببخشید سرتان را درد آوردم. امیدوارم این مقاله مفید واقع گردد.