با عرض سلام خدمت کلیۀ بازدیدکنندگان محترم، اعضای فید، مشترکین محترم ایمیل و کلیۀ افرادی که مطالب این وبلاگ را به هر نحو و طریقی دنبال می کنند. ضمن عرض خسته نباشید، نوروز ۱۳۸۹ را خدمت شما تبریک و شادباش عرض می نمایم.
من از صمیم قلب امیدوارم تصمیماتی که در زندگی اتخاذ می کنید، ترکیبی از عقل و احساس بوده و با منطق طبیعت هماهنگ باشد تا سیل موهبت ها به سمت شما روانه گردد. دست طبیعت آنچنان قدرتمند است که چنانچه به کمک ما آید – و یا بهتر بگویم، ما او را دعوت به کمک کنیم – بهترین نتایج عایدمان می گردد.
همچنین امیدوارم مانند یک آهنربا که فقط فلزات را جذب می کند، فقط تفکرات مثبت، دوستان مثبت، رویدادها و حوادث مثبت و هر آنچه که مثبت بوده و باعث رشد شما می شود را جذب نمایید.
بدینوسیله خواهشمندم تبریک مرا پذیرا بوده و در صورتیکه در مورد بهتر شدن مطالب وبلاگ و یا نقد آنها مطلبی دارید، از طریق صفحۀ تماس با من و یا به صورت کامنت برایم ارسال فرمایید. همچنین می توانید با عضویت در فید (خوراک) این وبلاگ و یا اشتراک از طریق ایمیل، مطالب مرا دنبال نمایید. در زیر نیز پروفایل من در فیسبوک و لینک مربوط به فید پورعلی.نت و نیز ایمیل عنوان شده است.

امروز، نوزدهم دیماه، سالروز تولد م.پورعلی، وبلاگنویس وبلاگ پورعلی.نت است. همیشه روز ۱۹ دیماه برای او روزی به یاد ماندنی بوده که دقیقا هر سال در همین روز خاطره ای شیرین برایش به جای می مانده است.

در این رابطه جالب دانستم که موضوعی جالب را خدمتتان عرض نمایم: من در یکی از بیمارستانهای مشهد به نام “پاستور” به دنیا آمدم. یک شب که از یک میهمانی برمی گشتم، از یکی از میهمانان که از دوستان قدیمی من هم بود دعوت کردم که با من تا سر مسیر همراه شود. سپس در اتومبیل صحبت از همه چیز شد و نمیدانم موضوع به کجا رسید که صحبت سال تولد به میان آمد. سپس متوجه شدیم که ما هم سن هستیم، کمی ریزتر شدیم و متوجه شدیم که دقیقا در یک روز به دنیا آمده ایم و پس از کمی بررسی متوجه یک موضوع فوق العاده عجیب شدیم. من و محسن.ش دقیقا در یک روز، یک ساعت و یک دقیقه در یک بیمارستان بدنیا آمده ایم، و ایشان در اتاق بغل دستی من بدنیا آمده است. جالب اینجاست که شخصیت ما تا اندازه ای شبیه یکدیگر است.
نتیجه گیری غیرمنطقی :
۱ – افرادی که در یک ساعت از روز و در یک موقعیت جغرافیایی بدنیا می آیند، ممکن است روحیاتی شبیه یکدیگر داشته باشند.
۲ – پس از میهمانی ها یک نفر را تا مقصد برسانید، شاید در یک بیمارستان بدنیا آمده باشید!
در مورد تولدی، کادو به صورت کامنت، ایمیل، عضویت در فید، اشتراک ایمیلی، ترانۀ زیبا، پیشنهاد، انتقاد، ایده و … پذیرفته می شود!
درخواست از کسانی که مطالب این وبلاگ را دنبال می نمایند :
در صورتیکه ایدۀ خاصی در مورد مطالب داشته و یا موضوع خاصی را در نظر دارید لطفا عنوان فرمایند.
با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت امام حسین (ع) و یاران و خویشان ایشان نکته ای کوچک را می نویسم.

در آن زمان، در روز عاشورا در واقع حادثۀ خیلی بزرگی اتفاق نیفتاد. به این معنا که از دیدگاه سیاسی و جهانی گویا حادثه ای معمولی بود. گروهی بالغ بر ۳۰۰۰ نفر علیه تقریبا ۷۰ نفر (یا چند نفر بیشتر) حمله کرده و آنها را به ظاهر قلع و قمع کرده و همه را کشتند و در آخر هم حکومت را به راحتی در چنگ خود گرفتند.
اما نکته اینجاست که اکنون تقریبا ۱۴۰۰ سال از آن حادثۀ به نظر کوچک در همان زمان می گذرد. هیچ اثری از یزید و یزیدیان نیست. گورهای آنان همانند قبرستانهای امروزی خارج شهر شده است. سلسلۀ آنان از بین رفته است. حدود نیم میلیارد نفر یا شاید بیشتر و کمتر در این روز به عزاداری و یا سوگواری و نیز بزرگداشت مشغولند اما به نظر شما این بزرگداشت به خاطر یزید و یزیدیان است یا حسین ابن علی و یارانش؟
پس از ۱۴۰۰ سال، علاوه بر اینکه این حماسه زنده تر می گردد، تاثیرگذاری آن بیشتر می شود. به نظر من این یکی از معجزات کاری است که حسین ابن علی (ع) انجام داده است. همه ساله در این روز اسلام زنده می شود و دوباره جان و قوتی بیشتر می گیرد. (البته باید در نظر داشت که در کشور ما رنگ و لعاب بیشتر از معنا و مفهوم اهمیت داده شده است که این قضیه شاید در آینده آسیب هایی را به این واقعۀ بزرگ و معناگرا وارد سازد).
شاد باشیم یا خوشحال؟
شک نکنید که باید خوشحال بود. خوشحال از اینکه فرزندزادۀ پیامبر ما، محمد مصطفی (ص) چنین حماسه ای را انجام داده است. اما اگر هم می خواهیم بگرییم، به زخم های تنش نگرییم بلکه به ناجوانمردی حریفان او گریه کنیم. به مظلومیت کلام او که متاسفانه امروز در برخی امور زیر پا گذاشته می شود.
چند جمله نقد…
متاسفانه شاهد هستیم که تعداد انگشت شماری (بلا نسبت شما و ما) که هیچ ارتباطی به این حماسۀ بزرگ نداشته و همچنین هدف از این پیکار حق و باطل را نمی دانند و پشت اتومبیل خود می نویسند “از حسین چه می دانیم و برایش چه کرده ایم”، دقیقا در روز تاسوعا یا عاشورا اگر چند ثانیه پشت چراغ سبز منتظر بمانند یا بوقهایی ممتد و پس از آن با یک دشنام رانندۀ جلویی خود را دعوت به حرکت می نمایند و یا اینکه برای پیدا کردن یک یا دو بشقاب غذای نذری، نماز ظهر خود را قضا می کنند و سپس شب همان روز، در مجلس عزای حسین شرکت می کنند و کعتقدند که اشک برای حسین شفای روح است.
همچنین عدۀ انگشت شماری (بلا نسبت شما و ما) نیز وقتی به آنها می گوییم، حداقل امروز را دست بردار، همین امروز آنهم فقط به احترام شهید این روز، می گویند : هیچ فرقی ندارد، دل آدم باید صاف باشد…
تفکر مثبت
احتمالا در روضه هایی که در این روزها خوانده می شود این جمله را زیاد شنیدید که بانو زینب (س) در مورد حادثۀ کربلا چنین گفتند : و ما رأیتُ الاّ جمیلاً… به این معنا که من به جز زیبایی چیزی ندیدم (بحارالانوار علامه مجلسی)، پرده از دیدگاه این فرد با منزلت بر میدارد و تفکر کاملا مثبت و دید باز و الهی وی را روشن می سازد. به جای شکوه و شکایت با این جمله تمام آنچه را که قضای اوست، زیبا می پندارد و تسلیم واقعی در برابر حق را در سخنان ایشان می توان یافت.
یک نفر من و امثال مرا قانع کند
چرا قمه زنی؟ آیا تابحال صفحۀ اول تصاویر گوگل را با عبارت ashura جستجو کرده اید؟ امتحان کنید. آیا واقعا این کار درست است؟ من واقعا نمی دانم چرا. اما حداقل اقل، همین بس که “خون نجس است”. اما من پذیرای توجیه منطقی هستم.

به عنوان یک هدیه، کتاب مطالعۀ موفق با تمرکز را برای دانلود قرار دادهام. شما می توانید با مطالعۀ این کتاب مطالعهای واقعا موفقتر از قبل داشته باشید. راهکارهایی بسیار ساده و درعین حال کاربردی که مطالعۀ شما را متحول خواهد نمود. این فایل به صورت PDF بوده و حجمی تقریبا نیم مگابایت دارد. تقدیم به علاقمندان به بهرهبرداری از مغز.
بر روی تصویر کلیک نمایید.

سلام؛
خسته نباشم…
سرور پورعلی.نت با موفقیت و با کمی نگرانی ناگزیر، تعویض گردید. در صورتیکه کوچکترین مشکل یا لینک خراب مشاهده شد خواهشمندم به صورت کامنت یا ایمیل اعلام فرمایید.
با تشکر از همکاری و صبر شما
دسته بندی شده در: متفرقه برچسبهای این نوشته: