بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘روزمره’

حداکثر استفاده از پزشک در یک بار ویزیت

پزشکان معمولا حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه را با هر بیمار سپری می کنند، اما متاسفانه طبق آمار، زمانی که بیماران مطب دکتر را ترک می کنند بطور کامل متوجه دستورات و توصیه های پزشک نشده و یا هنوز سوالاتی در ذهنشان باقی است. از آنجایی که هزینۀ ویزیت پزشکان از یک طرف بالا رفته و از طرف دیگر مشغلۀ روزانه باعث شده تا کمتر سراغ پزشکان را بگیرید، لذا باید بدانید که چطور در یک ویزیت پزشک، نهایت استفاده را ببرید. در اینجا ۲۵ مورد مفید و کاربردی را برای شما آورده ام تا بتوانید در یک بار ویزیت پزشک، حداکثر استفاده را ببرید.

معاینه پزشک

۱ – پزشک مناسب بیماری و یا ناراحتی اکنون خود را بیابید
از دوستان یا اشخاصی که پزشکان را بهتر می شناسند، پرس و جو کنید. اگر وقت کافی دارید ، به بیمارستان بروید و از پرستاران اطلاعات کسب کنید زیرا آنان می دانند که کدام پزشک در تخصص خود بهترین است. حتی می توانید به سایت های مختلف سری بزنید و سوابق و اطلاعاتی درباره پزشکان بدست آورید. سعی کنید نسبت به یک پزشک خاص تعصب نشان ندهید (البته این در مورد بیماریهای مشخص است.)

۲ – بررسی کنید که آیا پزشک بیمۀ شما را قبول می کند یا نه
البته بیشتر پزشکان بیمه های تامین اجتماعی و خدمات درمانی را قبول می کنند اما در عین حال اگر پزشک مورد علاقه تان، نوع بیمه شما را نپذیرفت نگران نباشید. به دنبال پزشک دیگری بگردید و مطمئن شوید که او بیمۀ شما را قبول می کند.

۳ – هدف خود را از ملاقات با پزشکتان مشخص کنید
می خواهید آزمایش دهید؟ به توصیه های پزشکی احتیاج دارید؟ نوع درمانتان را می خواهید تغییر دهید؟ بطور دقیق بدانید که با چه هدفی می خواهید پیش دکتر بروید. زیرا هدف شما بر نحوه ارتباطتان با پزشک تاثیر بسزایی می گذارد و دکتر پس از آگاهی از مشکلاتتان اقدام می کند. در کل سوالات و مشکلات خود را قبلا در نظر بگیرید.

۴ – از منشی درخواست زمان کافی بکنید
در صورت لزوم ، با بیان علت، از منشی بخواهید که زمان بیشتری را برای شما در نظر بگیرد.

۵ – در زمان مناسب به مطب مراجعه کنید
اگر صبح زود یا دقیقا بعد از ناهار به مطب بروید ، کمتر انتظار می کشید.

۶ – لیست فراهم کنید
لیستی با مضمون داروهای مصرفی تان و مقادیر تجویز شده و یا مکمل های غذایی تان تهیه کنید تا پزشکتان از سوابق مصرف داروی شما بداند و اگر نیاز بود چیز دیگری را تجویز کند.

۷ – تهیه سوابق پزشکی
اگر دکتر متخصصی را برای اولین بار ملاقات می کنید، یک کپی از همه سوابق پزشکی تان و متخصصینی که قبلا به آنها مراجعه می کردید را در اختیار وی قرار دهید.

۸ – سوابق پزشکی اقوام درجه یک را نیز بدانید
از سوابق پزشکی اقوام خونی مثل والدین، برادر و خواهرخود آگاه باشید. زیرا این اطلاعات به پزشک کمک می کند تا موقعیت سلامتی تان را بهتر در نظر بگیرد و با شناسایی هر مشکلی، قبل از بوجود آمدن علائم بیماری، خطر ابتلا به آن را از بین می برد.

۹ – تلفن همراهتان را خاموش کنید
به جای اینکه وقتتان را با تلفن هدر دهید، به درمان بیماری و توصیه های پزشک فکر کنید.

۱۰ – زمان تعیین شده برای ملاقات را رعایت کنید
سر وقت به مطب بروید تا زمان کافی برای ویزیت داشه باشید. به یاد داشته باشید که پزشکان زمان کافی برای گپ زدن، نالیدن و داستان های طولانی شما را ندارند. در ضمن، اگر اتفاقی باعث شد که پزشک معالجتان به موقع نیاید، شما نباید بیهوده انتظار بکشید، از منشی بخواهید تا وقت دیگری را برای شما در نظر بگیرد.

۱۱ – با همه اعضای خانواده تان به مطب نروید
دکتر قصد ندارد با همسر و فرزندان شما آشنا شود. حتی اگر آنها هم بیمار باشند، نباید همگی باهم وارد مطب شوید!

۱۲ – از پزشک بخواهید دستانش را بشوید
از پزشک بخواهید قبل از اینکه نقاط داخلی بدن از جمله دهان، بینی، گوش و … شما را بررسی کنند دستانش را بشوید. علی رغم توصیه ها، بسیاری از پزشکان و پرستاران، پس از ملاقات با بیماران مختلف دستانشان را نمی شویند ، در نتیجه میکروب ها را از بیماری به بیمار دیگر منتقل می کنند.

۱۳ – حقایق را دریابید
وقتی دکتر به شما می گوید ۵ تا ۱۰ کیلو وزن کم کنید، در حقیقت منظورش اینست که شما ۲۰ کیلو اضافه وزن دارید و باید به فکر خود باشید.

۱۴ – دقیق باشید
به پزشک نگویید مریضم. آنچه را که دقیقا احساس می کنید بگویید. همه چیز را به طور کامل شرح دهید تا دکتر بتواند به بهترین نحو به مشکل شما پی ببرد و توصیه ها و آزمایشات لازم را تجویز کند.

۱۵ – خجالت نکشید و بیش از حد با ادب نباشید
اگر بیماری شما مربوط به بعضی نقاط بدن است، شرم زده نشوید و همه چیز را بطور کامل برای دکتر بیان کنید.

توجه: با عضویت در فید (خوراک) وبلاگ پورعلی.نت حداکثر استفاده را از وقت خود نیز ببرید. همچنین می توانید با اشتراک ایمیلی، مطالب جدید را در ایمیل خود دریافت کنید.

۱۶ – توضیحات بیشتری درخواست کنید
اگر سخنان علمی پزشکتان را نمی فهمید، به او بگویید و از وی بخواهید تا واضح تر صحبت کند و حتی اگر لازم است صحبت هایش را بنویسد. در کل سعی کنید اطلاعات کافی و مورد نیاز خود را کسب کنید.

۱۷ – در باره متخصصین تحقیق کنید
ممکن است پزشکتان به شما توصیه کند که به یک متخصص مراجعه کنید، پس خودتان پرس و جو را شروع کنید و درباره متخصصین مختلف تحقیق کنید. البته هرگز به ۱۱۸ بسنده نکنید. برخی افراد شمارۀ یک متخصص را از ۱۱۸ می گیرند و یک راست سراغ او می روند و برایشان اهمیتی ندارد که او کیست و کجاست.

۱۸ – انواع آزمایشات را یاد بگیرید
اگر دکتر برای تشخیص بیماریتان آزمایشی تجویز می کند، سعی کنید مراحل آزمایش را بیاموزید تا بدانید که چه اتفاقی قرار است بیفتد. همچنین علت آزمایش را از دکتر بپرسید و درباره هزینه ها و انواع آزمایشات نیز اطلاعات کسب کنید.

۱۹ – به پزشکتان بیشتر از اینترنت و مادربزرگ و شکسته بند محل اعتماد کنید
بطور کلی، یک پزشک بیشتر از یک وب سایت می داند. هیچ گاه به دکتر خود نگویید که فلانی اینطور می گوید (!) و اینکه به نظر شما او بهتر می گوید، زیرا اگرچه دیگران می توانند اطلاعات خوبی را در اختیارتان بگذارند ولی هرگز نمی توانند بیماری شما را تشخیص دهند.

۲۰ – تخفیف بگیرید
اگر واقعا بیمارید و مجبورید هزینه های گزافی را متقبل شوید، از دکتر خود بخواهید که به شما تخفیف دهد. برخی پزشکان و بخصوص دندانپزشکان جا برای تخفیف می گذارند. البته قضیۀ تخفیف را در مورد پزشکان عمومی فراموش کنید.

۲۱ – پیگیر نتایج آزمایشتان باشید
بپرسید که نتایج آزمایش چه موقع حاضر می شود و همان روز تماس بگیرید ، اگر حاضر نبود ، روزهای بعد نیز تماس بگیرید تا از نتایج آزمایش آگاه شوید. زیرا ممکن است در بین آن همه شلوغی بیمارستان، نتایج آزمایش گم شده و یا اشتباهی به شخص دیگری داده شود. (از این موارد زیاد بوده است).

۲۲ – به خاطر داشته باشید که پزشکان نیز اشتباه می کنند
پزشکان نیز انسانند، خسته می شوند و احتیاج به استراحت دارند. آنها بی عیب و نقص نیستند و ممکن است اشتباه کنند.

۲۳ – به پزشک خود انرژی بدهید
یک خوش و بش پانزده ثانیه ای می تواند در برخورد پزشک و صرف وقت او با شما تاثیرگذار باشد. امان از افرادی که مثل سیب زمینی وارد مطب شده و مانند سیب زمینی از مطب خارج می شوند.

۲۴ – استرس نداشته باشید
استرس، اعصاب پزشک را خورد می کند. بدانید که پیش پزشکید و او در هر صورت می تواند به شما کمک کند. پس بسیار ریلکس و راحت باشید.

۲۵ – به وسایل آقا یا خانم دکتر دست نزنید
پزشک دوست ندارد شما به وسایل و ابزار کارش دست بزنید. شاید نوعی بی احترامی باشد. مثلا به بادکنک دستگاه فشار خون یا دست نزنید!

بازیهایی ساده جهت تقویت فکر

افرادی که بیشتر اهل فکر کردن هستند از رقابت و هیجان بازی های فکری لذت می برند. این افراد فقط بخاطر هیجان مسابقات، بکار گرفتن ذهن و دنبال کردن داوری های منصفانه برای پیروزی، از روی میل و علاقه در مسابقات شرکت می کنند و هرکس می تواند از شرکت کردن در رقابتی سالم، احساس خوشی و لذت کند.

در اینجا تعدادی بازی فکری و سالم به شما معرفی می شود که می توانید در منزل دوستان و آشنایان و در میهمانی های شبانه بازی کنید.

۱ – شطرنج
شطرنج پادشاه بازی های فکری است زیرا کشمکشی سالم بین دو ذهن ایجاد می کند. این بازی به ما فنون زیادی می آموزد، از جمله فن اندیشیدن و تدبیر، استراتژی ها و شیوه های مبارزه، تقویت ذهن و تمرکز . این بازی قطعا در هر خانه ای وجود دارد و هر کسی باید آن را فرا بگیرد تا از این رقابت و تقلای ذهنی لذت ببرد.

اسکرابل۲ – پازل حروف (Scrabble)
این یک بازی مدرن با کلمات است. شما می توانید آن را با ۳ یا ۴ یا ۵ نفر انجام دهید اما ۲ نفر بهتر است. در این بازی شانس و اقبال نقش کمی دارند زیرا شما باید با حروفی که در دستانتان دارید، لغاتی با همان حروف از روی تخته پیدا کنید. هرچه تعداد لغات پیدا شده بیشتر باشد، امتیاز شما نیز بیشتر می شود . بازیکنان ماهر از هر فرصتی استفاده می کنند و با حروفی که در دست دارند، بیشمار لغت می سازند.

۳ – منوپولی (روپولی قدیم)
هنگامی که فیدل کاسترو، رئیس جمهور کوبا شد این بازی را ممنوع کرد زیرا ترسید که سرمایه داران از این شیوه برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. در این بازی شانس و اقبال نقش مهمی دارند، ولی اگر بازیکن ماهری بدرستی تمرکز کند، به راحتی پیروز می شود و می تواند سهم خود را افزایش دهد. این بازی مهارت های تجارت و کسب و کار را به ما می آموزد.

۴ -  بازیهای ورق
با کارت ها و ورق ها بازی های بسیاری می توان انجام داد، اما بهترین آنها پاسور است. از آنجایی که این بازی بسیار زیرکانه است، مهارتهای بسیاری را به شخص می آموزد. بازیکنان زبردست، از روی ورق های ظاهر شده، به کارت های باقیمانده پی می برند و با مهارتی که دارند، ادامه بازی را در دست می گیرند.

۵ – کلودو
در این بازی معمای یک قتل طراحی می شود و بازیکنان باید با استفاده از سرنخ ها پی ببرند که چه کسی، کجا و با چه وسیله ای مرتکب قتل شده است.

Cluedo

۶ – تخته نرد
تخته نرد بازی جذابی است که دو نفر با استفاده از شانس، مهارت و کمی سیاست به رقابت می پردازند.

۷ – معمای بیست سوالی
این بازی را هم که در تلویزیون و رادیو زیاد دیده و شنیده اید. سوال کنندگان باید سوالات مختلفی بپرسند تا همه فرضیات را چک کنند و به سرنخ هایی برسند و از روی این سرنخ ها پاسخ را بیابند.

۸ – تست هوش
این بازی، پدر همه ی بازی های آزمایشی است. در این بازی دانش عمومی و توانایی های فکری شما آزمایش می شوند و شما باید از هوش خود، همچون سازندگان پازل، نهایت استفاده را ببرید.

۹ – تصویر سازی
در این بازی شما باید با نقاشی کردن ، کلمات را برای دوستانتان شرح دهید. با این سرگرمی جذاب و خنده دار، می توانید قوه تخیل خود را امتحان کرده و آن را تقویت کنید.

۱۰ – جدول کلمات متقاطع
این بازی مشهور هم که معرف حضورتان هست.

۱۱ – گل یا پوچ

بازی جالبی بود. خیلی باید فکر می کردیم تا بتوانیم درست حدس بزنیم.

چگونه سفر بی زحمتی داشته باشیم؟

حتما کسانی را دیده اید هنگامیکه به سفر می روند، گویی می خواهند اسباب کشی کنند. این مطلب را با توجه به همین نکته نوشته ام که شاید نکاتی مناسب برای راحت سفر کردن را در خود داشته باشد.

۱- اولین گام برای راحت تر بودن در مسافرت، به همراه داشتن چمدان کوچک است، مثلا یک کوله پشتی. اگر هم کوله پشتی جادار و مناسبی پیدا نکردید می توانید از کیفهای مدرسه ای استفاده کنید. زیرا هرچه کیفتان کوچکتر باشد، حمل آن برایتان راحت تر است و بدین ترتیب همیشه مطمئن هستید که لوازم ضروری همراهتان هستند. اگر فضای کافی برای حمل همه ی وسایل خود ندارید، فقط لوازم ضروری و شخصیتان را بردارید.

۲- به این موضوع که سفرتان ممکن است چقدر طول بکشد، اهمیت ندهید. فقط کافی است ۳ عدد پیراهن با رنگ های معمولی بردارید آنوقت همه ی لباسهایتان متناسب باهم خواهند بود. به هیچ وجه فکرتان را به این مسئله مشغول نکنید که چه بپوشید و چه نپوشید. فقط به این توجه داشته باشید که لباسهایتان تمیز باشند. بهتر است آنهایی را بردارید که به شما بیشتر می آیند. همچنین همیشه یک ژاکت به همراه داشته باشید تا اگر هوا سرد شد، بپوشید. و سعی کنید کفش راحتی به پا کنید تا پاهایتان خسته نشوند.اما دقت کنید که بیش از یک ژاکت باعث زحمت خواهد شد.

۳- صابون یا شامپویی را بردارید که چند منظوره باشد تا در همه ی مواقع از استفاده کنید. مایعی که بتوان از آن برای شستن بدن، موها، دندانها! و لباسهایتان استفاده کنید. از این صابون به مقدار کافی بردارید تا در تمام طول مسافرت به همراه داشته باشید. اگر چنین صابونی پیدا نکردید، ۲ راه دارید: اول اینکه از سالم بودن مواد غذایی فروشگاهی که می خواهید از آن خرید کنید، مطمئن شوید و سپس از آنها بپرسید که آیا شبیه چنین صابونی دارند یا نه، مثلا صابون گیاهی. همچنین می توانید از صابونی که در هتلها و مسافرخانه ها موجود است استفاده کنید که صابون تقریبا خوبی بوده و مقرون به صرفه است.

سفر با کمترین وسایل

۴- لباسهایتان را در وان دستشوئی بشویید. یکی از دلایلی که در ابتدا عنوان کردم که فقط ۳ عدد پیراهن بردارید این بود که هر چند روز یکبار می توانید آنها را به راحتی بشویید. از همان صابونی که گفته شد استفاده کرده و آنها را در وان حمام بشویید. سپس آنها را بر روی طناب رخت شوئی بیندازید تا خشک شوند. درضمن یک طناب رخت شوئی مقاوم نیز به همراه داشته باشید. می توانید لباسهایتان را در شب بشویید که تا صبح خشک شده و آماده استفاده شوند.

۵- همیشه این آمادگی را داشته باشید که اگر واقعا به چیزی احتیاج داشتید، آن را بخرید. سعی کنید کمترین لوازم را بردارید و از آوردن وسایل اضافی خودداری کنید. اگر احیانا چیزی را فراموش کردید یا نتوانستید با خود ببرید، آن را بخرید. به یاد داشته باشید که مسافرت فقط برای خوش گذرانی و داشتن اوقات خوش است. اگر چمدان سنگینی با خود بردارید، مجبورید آن را همه جا حمل کنید. کشیدن یک چمدان سنگین بر روی پله ها، پله برقی ها، آسانسورها و یا اطراف شهر، برای هیچ کس خوشایند نیست. پس سعی کنید سبک ترین و ضروری ترین لوازم را بردارید و وقت خود را صرف خوشگذرانی کنید. بنابراین دیگر مجبور نیستید پول اضافه یا انعامی برای حمل و یا نگهداری چمدانتان بپردازید.

۶- همیشه با خود یک ست کامل خیاطی شامل یک عدد سوزن و دو رنگ نخ هر کدام به اندازۀ ۵۰ سانتیمتر داشته باشید تا در صورت وجود کوچکترین مساله، سریعا خودتان آنرا برطرف نمایید. ضمنا به جای حوله می توانید از دستمال کاغذی لوله ای استفاده کنید تا جای کمتری بگیرد. همچنین یک چاقوی سوییسی نیز می تواند جای بسیاری از وسایل اضافی را بگیرد.

سفر خوشی داشته باشید.

منبع

دسته بندی شده در: روزمره برچسب‏های این نوشته: , , , ,

باران خطرناکتر است یا ضربه مغزی؟

روزهایی که هوا ابری است، حتی باران هم نیامده اما هوا تیره و پر ابر است، علاوه بر افراد عادی که بی برو برگرد یک عدد چتر با چترخود همراه کرده و از خانه خارج می شوند، کسانی هم که اتومبیل دارند باز هم برای احتیاط این کار را کرده و حداقل چتر را در قسمت عقب اتومبیل خود می گذارند که : مبادا باران مرا خیس کند.

در واقع چتر نقش محافظت از خیس شدن را بازی می کند. اما چرا نباید خیس شویم؟ حتما برای شما روشن است. اگر خیس شویم مریض شده و مجبوریم از چند ساعت تا چند روز در منزل بمانیم. پس ما برای محافظت از جان خود چتر برمیداریم. البته بعضی افراد به جای چتر از پلاستیک، کتاب، مقوا و وسایلی از این قبیل استفاده می کنند.

حال با خود تصور کنید آیا خیس شدن و مریض شدن خطرناکتر از ضربه مغزی شدن است؟

چرا با اینکه روزانه صدها تصادف موتور با سایر وسایل نقلیه رخ داده و خودمان شاید بارها شاهدش بوده ایم و دهها بار شنیده ایم که فلانی ضربه مغزی شد، فلانی مرد، فلانی سرش شکست باز هم شاهد افراد که چه عرض کنم خیل عظیم موتورسوارهای بدون کلاه کاسکت هستیم؟ چرا؟

مشخص است زیرا طعم ضربه مغزی شدن را نچشیده اند. زیرا اگر مانند طعم خیس شدن زیر باران و سرما خوردن، طعم شکسته شدن کلاه ایمنیسرشان را می چشیدند بدون زور و ضرب و جریمه و نفرین پدر و مادر و … به راحتی از کلاه ایمنی استفاده می کردند. واقعا چرا باید بعضی چیزها را بعضی افراد خوشان شخصا تجربه نمایند. بابا همیشه حادثه ها مربوط به اطرافیان و دیگران نیست. گاهی همان حوادث برای ما و شما (شما موتورسوارها) پیش می آید. جالب اینجاست که می گوید : من که آروم میرم. آخه چه ربطی دارد این حرف به جلوگیری از حادثه. عزیز من شما آرام می روی، آن رانندۀ با عجله که آرام نمی رود. شما احتیاط می کنی، دیگران که ضامن سلامت شما نیستند.

چرا باید دیگران به زور جریمه و اعمال قانون ضامن سلامت ما (شما موتورسواران) باشند؟

مزایای کلاه ایمنی (کلاه کاسکت)

  • جلوگیری از مردن
  • جلوگیری از عمری را فلج شدن و گوشۀ خانه افتادن
  • جلوگیری از جریمه شدن
  • جلوگیری از بدبخت کردن یک خانواده (خانوادۀ مقصر)
  • سالم ماندن
  • با خیال آسوده راندن
  • زیباتر شدن
  • گرم شدن
  • خیس نشدن
  • با هندزفری راحت صحبت کردن
  • و …

خواهشا استفاده کنید و اگر هم موتورسوار نیستید به اطرافیانتان که موتورسوارند گوشزد کنید.

فرهنگ موتورسواری

پانوشت : قضیۀ فوق در مورد کمربند ایمنی هم صادق است.

دسته بندی شده در: روزمره, زندگی شهری برچسب‏های این نوشته: , , , ,

چه کنیم تا نگرانی و استرس روزمره رخت بربندد؟

برنامه ریزی یکی از هنرهایی است که چنانچه کسی آنرا در زندگی خود پیاده نماید، شاید تبدیل به موفق‏ترین فرد در زمینه کاری، تحصیلی، زندگی خانوادگی و … شود. حال این هنر بسیار آسیب پذیر بوده و نیاز به مراقبت، ممارست و نگهداری دارد. به این صورت که برنامه‏ریزی باید تبدیل به یک عادت روزانه شده که حتی برای کوچکترین امور هم به کار آید. مثلا خرید روزانه، نظافت منزل، دریافت وام و … .

حال در اثنای این امور نکته‏ای بسیار قابل توجه در مورد کارهای روزمره وجود دارد که شاید در برنامه‏ریزی‏ها مورد کم توجهی قرارگرفته و یا اینکه اصلا به نظر نیاید.

همه کارهای روزانه و امور زندگی به ۴ نوع تقسیم می‏گردندکه از لحاط این نوع تقسیم بندی، از این ۴ حالت خارج نیستند :

۱ – کارهای ضروری و مهم
۲ – کارهای غیر ضروری و مهم
۳ – کارهای ضروری و غیر مهم
۴ – کارهای غیر ضروری و غیر مهم

کارهای ضروری و مهم : کارهایی هستند که به صورت اورژانسی پیش آمده و بدون پیش بینی قبلی خود را نمایان می‏کنند. از جمله : آتش گرفتن منزل، برنده شدن در جایزه بانک، امتحان گرفتن استاد بدون اطلاع قبلی و … .

این دسته از امور آن چنان سریع بوجود می‏آیند که فقط یک انتخاب را برای ما مقدور می‎‏سازند و در واقع ما ناگزیر به انجام همان یک راه هستیم وگرنه تسلیم امور و دغدغه‏های روزانه زندگی شده‏ایم و در صورت تعلل، چیزهای باارزشی را از دست خواهیم داد.

کارهای غیر ضروری و مهم : این دسته از کارها همان اموری هستند که نقش کلیدی در زندگی هر شخص ایفا می‏نمایند. اموری که در نگاه اول فعلا مهم نبوده و نیاز به انجام آنها نیست ولی در عین حال بسیار مهم هستند و در صورت انجام ندادن آنها، تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار تصمیم گیری را از ما سلب می‏نمایند.

از جمله : دریافت المثنی برای شناسنامۀ گم شده، درس خواندن در اوقاتی که اجباری نیست، پس انداز پول در ایام ثروتمندی، پنچرگیری لاستیک زاپاس ماشین در حالیکه فعلا هیچ نیازی به آن نیست، خرید کپسول آتش خاموش کن برای احتیاط و …

این امور در نگاه اول اصلا ضروری نبوده و شاید به همین دلیل به وقتی دیگر موکول شده و کم کم فراموش شوند. در حالیکه همین نوع کارها هستند که تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار را از دست ما خارج می‏نمایند. مثلا با خود تصور کنید که شما شناسنامه خود را گم کرده‏اید. خب شاید الآن نیازی به آن نداشته و با کارت ملی امور خود را انجام دهید و حتی شاید با خود بگویید “در فرصتی مناسب المثنی آن را میگیرم”. روزها می‏گذرند و شما به دنبال شناسنامۀ المثنی خود نمی‏روید آنگاه یک روز بانک سما اعلام می‏کند که شما برنده یک دستگاه اتومبیل شده‏اید و فقط با در دست داشتن شناسنامه آنرا به شما تحویل می دهیم. آنگاه شما دستپاچه شده (استرس) و صبح زود شال و کلاه کرده و راه می‏افتید. ابتدا به ادارۀ ثبت احوال می‏روید و می‏بینید که مسئول مشغول خوردن صبحانه است. شما شاکی می‏شوید و می گویید “آقا بیا کارمردم را راه بینداز ما عجله داریم” (استرس) سپس شما به عکاسی رفته و عکسی می‏گیرید ناگهان دوربین عکاس خراب می‏شود (استرس) سپس در راه به ترافیکی سنگین بر‏می‏خورید (استرس) و به همین ترتیب شما شانس دریافت جایزه را از دست می‏دهید.

همچنین در مورد تعویض لاستیک زاپاس : دقیقا همان روزی که چک دارید، ماشین شما پنچر شده و در راه می‏مانید(استرس) آنگاه ناگهان به فکر می‏افتید که لاستیک زاپاس هم پنچر است (استرس) سپس لاستیک به دست در خیابان ها راه افتاده و به تاکسی‏هایی که حتی به شما محل نمی‏گذارند ناسزا می‏گویید (استرس) و…

این دو داستان در صورتی با شیرینی به اتمام می‏رسید که شما قبلا با برنامه‏ریزی امور غیر ضوری و مهم خود را انجام داده و آنها را پشت گوش نینداخته بودید.

کارهای ضروری و غیر مهم : از جمله اجبار به شرکت در جلسۀ اداره که شاید در ان جلسه موضوعات مهمی مورد بحث واقع نشود ولی در عین حال ضروری است و هیچ راه فراری ندارد. ( و این امور در زندگی افرادیکه توانایی تصمیم‏گیری دارند کم پیش می‏آید.)

کارهای غیر ضروری و غیر مهم : این دسته از کارها را می‏توان اولین مانع موفقیت در زندگی دانست. مثلا تماشای تلویزیون، خواب بیش از اندازه، خواندن و فرستادن پیامک‏های بی موضوع، خیابان‏گردی و …

در صورتیکه این دسته از امور به طور کامل از زندگی حذف گردند می‏توان گفت که زندگی خود را تبدیل به یک مدینۀ فاضله کرده‏اید. زیرا با حذف این امور و جایگزینی آنها با امور غیر ضروری و مهم کامی بلند در جهت ایجاد آرامش در زندگی برداشته‏اید. اموری که نتیجۀ قابل توجهی نداشته و همچنین خستگی ناشی از آنها می‏تواند توانایی انجام امور دستۀ ۲ را از ما سلب نماید. مثلا آن نتیجه‏ای که از یک فیلم ۳۴ قسمتی می توان گرفت را در یک کتاب ۴۰ صفحه‏ای می‏توان یافت و یا اینکه خیابان‏گردی ۳ ساعته را می‏توان در یک ساعت با مراجعه به بهترین پارک انجام داد.

پس بیایید تا جاییکه میتوانیم با برنامه ریزی قبلی، به کارهای دستۀ ۲ یعنی امور غیر ضروری و مهم بپردازیم.