بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘اجتماعی و شخصیت’

معضلی به نام اعتیاد به خرید (در خرید افراط کردن)

آیا تا به حال دقت کرده اید که میزان خرید عموم جامعه به وضوح افزایش پیدا کرده است؟ این در حالی است که در بسیاری از موارد این خرید بیش از حدگونه خریدها ضروری نیستند. البته این مسئله در بین جوانان، بیشتر از سایر اقشار جامعه رواج دارد.

علیرغم بحرانهای اقتصادی جهانی و تورم داخلی و مسائل و مشکلاتی که همه به آن واقف هستیم، تغییر چندانی در تعداد مشتری های فروشگاه های پوشاک، هایپرمارکت ها و … دیده نمی شود.

دلیل این عدم کاهش خرید این است که گاهی خرید و بازار رفتن به نیت خرید حالت عادت به خود می گیرد و از یک نیاز طبیعی خارج می شود و فرد را به سختی می اندازد و خود و خانواده اش را با مشکلات مالی دست به گریبان خواهد کرد. در واقع فرد تبدیل به یک shopaholic می شود. shopaholic به افرادی اطلاق می شود که بیش از حد خرید کرده و در واقع نوعی اعتیاد به خرید کردن دارند. این نوع افراد حتی علاقه ای به چانه زدن هم ندارند. امروزه این عادت تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است.

در ادامه این مطلب روشهایی برای مقابله با میل سیری ناپذیر خرید و در واقع اعتیاد به خرید در برخی افراد جامعه وجود دارد معرفی می شود:

۱ – به وضعیت اقتصادیتان توجه کنید

برخی فکر می کنند با خرید کردن به نوعی به رونق اقتصاد کشورشان در بحبوبه بحران اقتصادی کمک می کنند. اما حقیقت این است که خرید کردن ارزش این را ندارد که خود و خانواده تان را این قدر به زحمت بیاندازید. راههای دیگر و کم هزینه تری هم برای رسیدن به این مهم هست.

هرگاه خواستید زیاد خرج کنید وضعیت اقتصادی موجود را به خودتان یادآوری کنید و سعی کنید کمی محافظه کارتر باشید.

۲ – احساسات خود را بشناسید

گاهی عصبانی هستید، گاهی هیجان زده یا شاد، گاهی هم حوصله تان سر می رود؛ اینها احساساتی هستند که افراد را وادار به افراط در خرید می کنند. قبل از خرید سعی کنید احساساتتان را بشناسید و عجولانه تصمیم نگیرید. اغلب اوقات ممکن است با در نظر گرفتن یک سقف هزینه هم بتوان از خرید لذت برد. کیف پولتان را با خود نبرید. در صورتی که چیز خاصی را برای خرید انتخاب کردید که واقعا هم به آن نیازمندید در آن صورت می توانید برگردید و پول مورد نیاز را با خودتان بردارید. خریدهای افراطی نمی توانند خلا عاطفی که در فرد به وجود می آید را جبران کنند، هر چند در همان لحظه اینگونه به نظر نمی آید.

زمانی که چنین احساساتی بر فرد مستولی می شود شخص چیزهایی می خرد که نمی خواهد یا به آن نیاز ندارد یا اصلا آنها را دوست ندارد و به زودی آنها را کنار خواهد گذاشت.

۳ – به نیازهای زیربنایی خود فکر کنیدمعتاد به خرید

برخی از افراد تنها به منظور پر نمودن اوقات فراغت خود به خرید می روند. گاهی نیاز در جمع بودن، افراد را به خرید وا می دارد. این هم نوعی از نیازهای زیر بنایی هر انسانی است که با تشخیص آنها می توان این نیازها را به نحو بهتری مرتفع نمود بدین ترتیب می توانید پولتان را برای مخارج مهمتری پس انداز و آگاهانه خرج کنید. مثلا اگر در کارتان شادی مطلوب را پیدا نکرده اید و در ضمیر ناخودآگاهتان می خواهید از طریق خرید این نیازتان را برطرف کنید، چرا این هزینه را صرف رفتن به کلاسهای ورزشی نکنید در حالی که به مراتب ثمربخش تر خواهد بود!

۴ – بهره گیری از آلترناتیوها (انتخابها)

زمانی که نیازهای بنیادین خود را شناختید و دلایل خرید های افراطی خود را دریافتید، زمان آن فرا می رسد که نیازهایتان را بدون کارت اعتباری حل کنید! هرگاه عصبانی شدید، سعی کنید بر خشم خود فائق آیید یا مشکل پیش آمده را حل کنید. اگر دچار استرس شده اید کمی در هوای آزاد قدم بزنید یا حتی ترتیب یک سفر کوتاه را بدهید تا آرامش خود را بازیابید. اینها همه انتخابهایی هستند که شما پیش روی خود دارید و می توانید با بکارگیری آنها عادت ولخرجی را ترک کنید. در این صورت با کنار گذاشتن “بی فکر خرید کردن” می توانید به زودی دوباره از خرید کردن واقعی لذت ببرید؛ البته این بار به روشی درست و منطقی.

۵ – با کسانی که میل به خرید زیادی دارند ارتباط برقرار کنید

طبق بررسی های آماری تعداد کسانی که میل به خرید در آنها بالاست رو به افزایش است بنابراین در طی کردن این مسیر تنها نیستید. سایتهایی مانند stoppingovershopping.com به منظور کمک کردن برای مقاومت در برابر ولخرجی و پیشنهاد روشهایی برای مقابله با این انگیزش ایجاد شده اند که می توانند موثر واقع شوند.

تست کنید، آیا شما هم یک shopaholic هستید؟!

یک پیشنهاد:

عدم مراجعه به مارکت ها و سیتی سنترهای بزرگ، خود می تواند راهی برای مبارزه با ولخرجی بیش از حد باشد. زیرا:
چشم (دیدن)=ایجاد نیاز => خرید

دو قدم تا فرهنگسازی… ما مسئول چیستیم؟

همه چیز.

فرهنگسازی کار سختی نیست. از همین امروز می توان شروع کرد. در زیر راهنمای قدم به قدم (فقط دو قدم) فرهنگسازی توضیح داده شده است :

قدم اول : خودمان را اصلاح کنیم. هر کسی در اجتماع یک “خود” است. پس اگر هر کسی خودش را اصلاح کند که همه چیز تمام است. اما کمی زحمت دارد. باید هنجارهای درست را جایگزین هنجارهای غلط کرد. اگر می بینیم کاری غلط در جامعه جا افتاده، نیازی نیست دیگران را اصلاح کرد؛ خودمان را اصلاح کنیم. فرزندمان که نسل پس از ماست را اصلاح کنیم و حداکثر در صورت توان به اطرافیانمان پیشنهاد اصلاح “خود” دهیم.

قدم آخر : از پیشنهاد و انتقاد به دیگران هراسی نداشته باشیم. بگوییم. زبان خود را در مقابل عمل ناصحیح دیگران به کار بیندازیم. جامعه مال ماست. چرا باید فلانی آنرا خراب کند؟ با علم انتقاد کنیم. یعنی نادانسته چیزی نگوییم. پیشنهاد اصلاح بدهیم. اصلاح الگو نمی خواهد بلکه به اراده نیاز دارد. نترسیم، ما را نمی کشند.

فرهنگ!

فرهنگ!

نگوییم “به من چه“. این جمله متلاشی کنندۀ فرهنگ است. اتفاقا این ما هستیم که باید شروع کنیم. با این وضع پیش رو، آیندگان ما در خطر خواهند بود.

این تفکر ایده آلگرا نیست بلکه همان چیزیست که مدتها پیش جوامع “با فرهنگ” این کار را کردند و شد.

مصرف ویتامینهای مکمل، هدر دادن پول یا کمک به سلامتی؟

امروزه در داروخانه های سطح شهر و همچنین برخی فروشگاههای بزرگ فروش مکملهای غذایی و ویتامینها و داروهای تقویتی امری رایج شده است. اما آیا تابحال به این فکر کرده اید که شاید حداقل ۱% جنبۀ تبلیغاتی و درآمدزایی فوق العادۀ این نوع محصولات باعث تنوع روزافزون آنها شده است؟

متخصصان تغذیه معتقدند ویتامین ها و داروهای تقویتی باعث هدر دادن پول و از طرفی آسیب رساندن به سلامتی می شوند.
پروفسور برایان راتکلیف که یک متخصص برجسته در تغذیه است، می گوید: انگلیسی ها با مصرف ویتامین های مکمل فقط پول خود را هدر داده و سلامتی خود را به خطر می اندازند.

این محقق ثابت کرده که داروهای تقویتی معروف و مواد معدنی مکمل برای رژیم غذایی اکثریت مردم بیهوده است.
وی همچنین می افزاید: گاهی اوقات مصرف ویتامین ها خطرناک است بویژه وقتی که قبل از آن رژیم غذایی سالمی را خورده باشیم و همچنین میزان ویتامین A ممکن است از حد معمول زیادتر شود، مثلا با مصرف داروهای تقویتی و مکمل هایی مانند روغن ماهی حال آنکه اضافۀ ویتامین A، در کبد انباشته شده، به سردرد و حالت تهوع منجر شده، پس از مدت طولانی باعث پوکی استخوان شده و به چشمها و کبد آسیب می زند به طوری که بدن دیگر نمی تواند آنها به حالت اولیه خود برگرداند.

یک متخصص مشاور سازمان استاندارد غذایی اینطور بیان می کند: مقدار زیاد ویتامین C، که بسیاری بر این باورند که از ایجاد زکام و نوعی سرماخوردگی جلوگیری می کند، ممکن است مضر باشد و همچنین میتواند اثرات جبران ناپذیری بر روی معده بگذارد.
باید دقت داشت که مصرف زیاد ویتامین ها که ممکن است در کنار تجویز سایر داروها باشند، توان انسان را در دریافت سایر ویتامینها و مواد معدنی کمتر یا بیشتر نمایند.

این محقق در فستیوال علوم در انگلیس اضافه می نماید: ویتامین های مطلوب میزان جذبشان در افراد مختلف، متفاوت است، ولی میلیون ها نفر ویتامین های مکمل را به عنوان عاملی برای ایجاد مقاومت و حفظ سلامتی مصرف می کنند. وی همچنین در دانشگاه رابرت گاردون در شهر آبردین متذکر شد که بسیاری از مردم ویتامین ها را بدون توجه به مقدار نیاز بدنشان مصرف می کنند و حتی نمی دانند که اصلا بدنشان به ویتامین ها احتیاج دارد یا نه.

کسانی که داروهای تقویتی مکمل مصرف می کنند فقط پول خود را هدر داده و سود این شرکت ها را افزایش می دهند. و اگر بیش از حد معمول نیاز ویتامین بدن، مخلوطی از داروهای تقویتی، که امروزه رایج است را مصرف کنیم هرگز ایمنی بدنمان از حد عادی بالاتر نخواهد رفت. و این امکان وجود دارد که منطقه ای از بدنمان به دلیل وجود این عامل آسیب ببیند.

این موارد، اطلاعات جدیدی است زیرا قبلا آماری درباره نفراتی که از این مکمل ها استفاده می کردند، وجود نداشته است.

پروفسور راتکلیف می گوید: به طور حتم مردم باید در این مورد با یک پزشک یا یک متخصص تغذیه مشورت کنند. و به نظر من اگر مردم وقت بیشتری را صرف یافتن یک رژیم غذایی سالم و مناسب کنند، بهتر از اینست که تصور کنند با مصرف یک مکمل ویتامینی می توانند سلامتی خود را تضمین کنند. این در حالیست که ویتامین C بیشترین مصرف را داشته است.

وی همچنین می گوید: اکثر اوقات مردم تصور می کنند که مصرف زیاد ویتامین ها موثرتر بوده و آنها را بیشتر حفظ می کند. نتایج تحقیقات اینطور نشان می دهد که مصرف ویتامین C ممکن است مدت سرماخوردگی را کاهش دهد ولی نمی تواند از آن جلوگیری کند. اگر ۱٫۵ گرم ویتامین C مصرف کنیم، ۵۰ درصد آن مستقیما دفع شده و در هنگام خروج باعث ایجاد احساس ناراحتی می شود. و همینطور اگر مقدار بیشتر مصرف کنیم، در ادرار محو خواهد شد و مقدار زیادی از آن به آبهای روان خواهد پیوست!

ویتامین C به طور طبیعی در مرکبات، میوه های شیرین و سبزیجات پر برگ وجود دارد.

ویتامین A مثالی دیگر از ترکیبات ویتامین هاست که به طور بالقوه مضر است و بدن فقط به مقدار اندکی بیش از حد معمول نیاز دارد. برای مثال: اگر یک داروی تقویتی مکمل را به همراه روغن ماهی مصرف کنید، به حد سلامت ویتامین A دست می یابید.
محصولات لبنی مثل کره نباتی، سرشار از ویتامین A هستند و به برخی از زنان حامله در بعضی موارد خاص، توصیه می شود که مقدار زیاد مصرف نکنند. ویتامین A همچنین در هویج و غذاهای رنگ روشن وجود داشته و به افراد سیگاری نیز توصیه می شود که از این نوع ویتامین خیلی مصرف نکنند زیرا در برخی از مردم باعث بروز سرطان می شود.

از سال ۲۰۰۷ تعداد مصرف کنندگان مکمل ها در انگلیس رو به کاهش گذاشته، تا جایی که امروز به ۴۳ درصد رسیده است.
فروش حراج قرص های ساده وداروهای تقویتی در سال ۲۰۰۷ از ۱۲۱ میلیون پوند به ۱۱۸ میلیون پوند در سال ۲۰۰۸ رسید و مینتل (نهاد تحقیقات فروش و عرضۀ محصولات) پیش بینی کرده است که تا شش سال آینده این قیمت به زیر ۱۰۰ میلیون پوند برسد.

به نظر می رسد که اصلاح سیستم آموزشی در زمینه رژیم غذایی و تغذیه، علت کاهش مصرف داروهای مکمل و روی آوردن به مواد غذایی طبیعی بوده است.

پس چه بهتر است قبل از مصرف هر نوع دارویی، بخصوص مکملهای غذایی که گویا جزیی از غذای روزانه ما شده است، کمی مشورت کنیم و نظر افراد آگاه و متخصص را جویا شویم.

منبع : تلگراف

اثر گالاتی (Galatea)، تاثیر خودباوری در بهبود عملکرد فردی

اثر گالاتی یا همان خودباوری یک عامل وادار کننده در عملکرد اعضای یک مجموعه است. مدیری که باعث می شود اعضا خودشان و عملکرد مثبتشان را باورداشته باشند، به یک ابزار قدرتمند در بهبود عملکرد دست یافته است.

در دو پست قبلتر در مورد اثر پیگمالیون صحبت شد که همانند اثر گالاتی است. با این تفاوت که :

اثر پیگمالیون تاثیر انتظار دیگران از فرد است ولی گالاتی تاثیر انتظار خود شخص از توانایی های خویش است. بدین معنی که عقاید شخصی در مورد توانایی فرد و خودباوری پیرامون عملکرد خود، به طور گسترده ای عملکرد آن شخص را تعیین می کند.

اگر کارمندی تصور کند که می تواند موفق شود، به احتمال خیلی زیاد موفق خواهد شد. بنابراین همۀ فعالیت های کارفرما که باعث افزایش احساس با ارزش بودن و مفید واقع شدن در کارمند می شود به بهبود عملکرد کارمند کمک خواهد کرد. و این عقیده نباید ساده در نظر گرفته شود، زیرا عوامل بسیاری وجود دارند که باعث افزایش عملکرد کارمند می شوند، مانند: فضای محیط کار، تجارب زندگی کارمند، تحصیلات، حمایت های خانوادگی و نوع روابط با همکاران.

اگرچه نظارت و سرپرستی مثبت یکی از عوامل کلیدی است که کارمندان کارآمد را بر سر کار حفظ می کند.

در اینجا راهکارهایی برای تشویق موثر و ایجاد نیروی خود باوری در کارمندان ارائه شده است:

۱ – فرصت هایی را برای کارمند ایجاد کنید که بتواند به طور فراوان ماموریت های رقابتی را تجربه کند و قبل از اینکه به مرحله بعدی راه یابد، به وی اطمینان دهید که موفق خواهد شد.
۲ – کارمند را برای شرکت در پروژه هایی که به طور بالقوه موفق خواهد بود، آماده کنید. زیرا باعث ایجاد یک بهبود مستمر در محیط کار می شود.
۳ – عملیات گام به گام برای وظایف کارمند فراهم کنید. این عملیات بر بهبود آنچه که کارمند به خوبی انجام می دهد، تاکید دارد، نه بر ضعف های کارمند.
۴ – فرصت هایی را که موجب پیشرفت کارمند می شوند، فراهم کنید زیرا آنچه را کارمند علاقه مند به یادگیری است، منعکس می کند.
۵ – یک کارمند ارشد وموفق را به ایفا کردن نقشی به عنوان “مربی پیشرفت” برای یک کارمند معمولی موظف کنید.
۶ – به طور متقابل با کارمند ارتباط لفظی مثبت برقرار کنید و به توانایی کارمند در انجام شغل خود، باور راسخ داشته باشید. نگرش خود را به طور مثبت حفظ کرده و پیشرفت را در هر جایی ممکن بدانید.
۷ – مطمئن باشید که کارمند پیام های ثابتی را از دیگر کارمندان ناظر دریافت می‏کند و اینکه چطور با دیگران درباره کارمندان صحبت می کنید به طور خیلی زیاد نظرات و عقاید آنان را شکل می دهد.
۸ – تعهداتی را در مقابل موفقیت کارمند و پیشرفت روزافزون وی طرح ریزی کنید و به آنها عمل نمایید.
۹ – از قدرت خود باوری کارمند برای مطمئن ساختن وی در توانایی، پیشرفت، بهبود و عملکرد شغلی موفق استفاده کنید.

نظریه جدید: چرا و چه وقت گریه می کنیم؟

وقتی که احساسی همچون غم یا شادی مفرط داریم، اشکهایمان ناخودآگاه جاری می شود، اما این اشکها چرا و به چه هدفی جاری می شوند؟

یکی از دانشمندان و پژوهشگران زیست شناسی تکاملی در دانشگاه تل آویو اسرائیل به نام ارن هاسن، نظریه ی جدیدی در مورد ایجاد اشک و گریه کردن، ارائه کرده است. وی عنوان می کند : “اشکها می توانند به عنوان علائمی جهت نشان دادن اینکه قدرت تحمل فرد پایین آمده، عمل کنند.”

ارن هاسن چنین می گوید “گریه کردن یکی از بزرگترین رفتارهاییست که افکار شما را نمایان می کند. تحلیل ها و بررسی های وی نشان می دهد که اشکها همزمان با تیره کردن بینائی، میزان تحمل و عملکردهای وابسته را کاهش می دهند. برای مثال تسلیم شدن، گریه برای درخواست کمک، و حتی در ابراز وابستگی متقابل.

اشکهایی که از روی احساسات جاری شوند تنها منحصر به انسان هستند. در گذشته، محققان می پنداشتند که گریه کردن مواد شیمیایی استرس زا را از بدن دور کرده یا احساس آرامش به انسان دست می دهد و همچنین باعث می شود نوزادان و کودکان مشکلات سلامتی خود را از این طریق بروز دهند.

گریه

اخیرا پروفسور هاسن متذکر شده است که وقتی اشکها بینائی را تیره می کنند، می توانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز جلوگیری کنند. به عنوان مثال: اشکها آسیب پذیری فرد را نشان می دهند، یک استراتژی که دیگران را از لحاظ احساسی نسبت به شما صمیمی تر می کند.

پروفسور هاسن به اضافه می نماید “بوسیله گریه کردن و بویژه جاری شدن اشک می توان روابط شخصی را ساخت یا قوی تر نمود. برای مثال: شما می توانید نشان دهید که در برابر یک مهاجم تسلیم هستید بنابراین به طور بالقوه رحم و عطوفت را در یک فرد ظالم ایجاد می کنید یا می توانید از دیگران همدردی را جذب کرده یا شاید بتوانید مساعدت و یاری آنها را طلب کنید.

همچنین پروفسور هاسن معتقد است به وسیله بروز اشکهایتان در مقابل دیگران می توانید ابراز متقابلی از مقاومت های کاهش یافته داشته باشید و این بدین معنیست که با داشتن احساسات مشترک، از لحاظ عاطفی به یکدیگر پیوند خورده و صمیمیت خود را نشان دهید که این شیوه فقط مختص انسانهاست”.

البته پروفسور هاسن افزوده است که اثر این رفتار تکاملی همیشه بستگی به فردی دارد که هنگام گریه کردن در کنار شماست و معمولاً در مکان هایی مانند کار که باید به دور از احساسات بود، مؤثر نخواهد بود.

پروفسور هاسن تحقیقات خود را در مجله Evolutionary Psychology به تفصیل شرح داده است.

منبع