حتما داستان آن مرد را شنیده اید که در یک کشتی نشسته بود و با دیگر مسافران کشتی در دریا مشغول سفر بود، آنگاه مرد شروع به
سوراخ کردن همان جایی که نشسته بود کرد. دیگران هم وقتی دیدند که مرد در حال سوراخ کردن مکان نشستن خودش است به او چیزی نگفتند و پس از چند ساعت بعد کشتی غرق شد!
یکی از دغدغه های روزانه اکثر افرادی که کمی به فکر اجتماع هستند، بی تفاوتی مردم نسبت به دیگران و اجتماع است. حتما همه این حالت را حس کرده ایم. مثلا برای کاری مهم در یک اداره پا می گذاریم و از این اتاق به آن اتاق می رویم. در اتاق آخر که امضای آخر مانده، آقای مسئول به ما می گوید فردا ساعت ۸ صبح باید بیایید تا پروندۀ شما امضا شود. شما هم که کارمند اداره هستید و دیگر نمی توانید مرخصی بگیرید به مسئول می گویید من نمی توانم فردا بیایم اما می دانید ممکن است او در جواب شما چه بگوید؟ “این دیگه مشکل خودتونه؛ به من ارتباطی نداره“.
همچنین در مورد خودمان تصور کنیم : مثلا مشغول رانندگی در یک خیابان یک طرفه هستیم که می بینیم یک نفر خلاف با سرعت و جفت راهنما مشغول بوق زدن و چراغ دادن به سمت ما می آید. ابتدای امر ممکن است به او راه ندهیم. اما او به ما می گوید “آقا مجبورم؛ خیلی عجله دارم اگر دیر برسم…” . حال حقیقتا ما به او چه جوابی می دهیم. آیا همان جواب مسئول اداره را می دهیم یا نه با خودمان تصور می کنیم که شاید یک روز این مشکل برای ما پیش آید؟
***
موضوع دیگر در مورد مسائل اجتماعی این است که حالتی را تصور کنید که همسایۀ بغل دستی ما به شدت مشغول مصرف آب است و تمام محل را آب گرفته. آیا اگر آب قطع شود این مشکل به ما نیز آسیب وارد نمی کند؟ فردی را در نظر بگیرید که مشغول خراب کردن دستگاه خودپرداز است. آیا دفعۀ بعدی که ما خودمان نیاز به پول داریم، ممکن نیست که به همان خودپرداز خراب برخورد کنیم؟ وظیفه چیست؟ آیا با یک کلام گفتن “نکن آقا درست نیست!” ممکن نیست که جلوی یک کار بد گرفته شود؟
جملۀ “مشکل شما مشکل من است” یا Your problem is my problem یکی از الگوهایی است که باید در ذهنمان قرار دهیم تا شاید بتوانیم دست در دست هم جامعه را به سوی جامعه ای پویا و سالم پیش ببریم.
کمی بی تفاوت نبودن خوب است. اگر می بینیم که یک نفر یک خطایی را مرتکب می شود، چرا به او گوشزد نکنیم؟ چرا بگوییم “این که وظیفۀ ما نیست؟” اتفاقا این ما هستیم که می توانیم جامعه را بسازیم. به امید آرمان شهر، شهر سالم.
همه چیز.
فرهنگسازی کار سختی نیست. از همین امروز می توان شروع کرد. در زیر راهنمای قدم به قدم (فقط دو قدم) فرهنگسازی توضیح داده شده است :
قدم اول : خودمان را اصلاح کنیم. هر کسی در اجتماع یک “خود” است. پس اگر هر کسی خودش را اصلاح کند که همه چیز تمام است. اما کمی زحمت دارد. باید هنجارهای درست را جایگزین هنجارهای غلط کرد. اگر می بینیم کاری غلط در جامعه جا افتاده، نیازی نیست دیگران را اصلاح کرد؛ خودمان را اصلاح کنیم. فرزندمان که نسل پس از ماست را اصلاح کنیم و حداکثر در صورت توان به اطرافیانمان پیشنهاد اصلاح “خود” دهیم.
قدم آخر : از پیشنهاد و انتقاد به دیگران هراسی نداشته باشیم. بگوییم. زبان خود را در مقابل عمل ناصحیح دیگران به کار بیندازیم. جامعه مال ماست. چرا باید فلانی آنرا خراب کند؟ با علم انتقاد کنیم. یعنی نادانسته چیزی نگوییم. پیشنهاد اصلاح بدهیم. اصلاح الگو نمی خواهد بلکه به اراده نیاز دارد. نترسیم، ما را نمی کشند.

فرهنگ!
نگوییم “به من چه“. این جمله متلاشی کنندۀ فرهنگ است. اتفاقا این ما هستیم که باید شروع کنیم. با این وضع پیش رو، آیندگان ما در خطر خواهند بود.
این تفکر ایده آلگرا نیست بلکه همان چیزیست که مدتها پیش جوامع “با فرهنگ” این کار را کردند و شد.
حتما تابحال به تاثیر تلویزیون بر روح و روان بچه ها و بخصوص کودکان فکر کرده اید. اما تلنگری کوچک می تواند از فاجعه ای بزرگ جلوگیری کند.
همانطور که می دانیم چشم و گوش کودک مانند دوربینهایی بسیار دقیق و ریزبین عمل نموده و از هر صحنه ای و هر صدایی و زمزمه ای فیلمبرداری می کند. از روابط عاطفی در سریالها و فیلمها و تبلیغات گرفته تا ترانه هایی که از رادیو پخش می شود. حتی کوچکترین سکانس ها از لنز تیزبین دوربین کودک مخفی نمی ماند. حال ببینیم که این تلویزیون چه ها که نمی کند …

قسمتی از سریال پریزن بریک
فیلمی را در نظر بگیرید که کمی اکشن بوده و در مابین صحبتهای افراد حاضر در این فیلم تعدادی کلمات رکیک هم رد و بدل می شود. کودک همۀ آنها را با جزئیاتش ضبط کرده و موقعیتی که در آن این نوع صحبتها انجام شده را نیز به خاطر می سپارد. سپس در موقعیتی همانند فیلم آنها را پیاده کرده و بدون کم و کاستی شاید تحویل خودمان بدهد.
همچنین نمایش عروسکی را در نظر بگیرید که عروسکها همدیگر را مسخره می کنند. به راحتی کودک می آموزد که با کوچکترین موضوع موجود در فرد مخاطب می توان لحظه ای شاد را برای دیگران بوجود آورد (بدون توجه به ناراحت شدن فرد مقابل). پس در اولین هم نشینی کودکان به سرعت این عمل انجام خواهد شد. (حتی گاهی کودک ممکن است روابط عاطفی پدر و مادر را ضبط نموده و آنها را جلو جمع نمایش دهد).
به یاد بیاورید تبلیغ کفش گام را که یک نفر از بالای یک ساختمان به بالای ساختمانی دیگر می پرید و هیچ مشکلی برایش پیش نمی آمد. آیا این تبلیغ برای کودک مضر نبود؟ اگر کودک این حالت را طبیعی در نظر می گرفت چه می شد؟ آیا تبلیغات خوراکیهای بسته بندی هیچ تاثیری بر سلامت کودکان نخواهد گذاشت؟

سریال دلنوازان
چه کنیم ؟
فیلتراسیون کار ماست نه کار تلویزیون. با یک فیلتراسیون خیلی مختصر به راحتی می توان تربیت کودک را حداقل در همین زمینه گارانتی نمود. یکی از اساتید من می گوید “من هر گاه برنامه ای خوب با پیامی مثبت از تلویزیون پخش می شود، آنرا بر روی فلش مموری ذخیره نموده و برای فرزندم چندین بار پخش می کنم. به خصوص در هنگام پخش برنامه هایی با تاثیر منفی. و به این ترتیب کتابخانه ای از برنامه های مثبت با پیامهایی آموزنده برای فرزندم تهیه کرده ام… “.
این یک نوع فیلتراسیون است. انواع دیگر را باید بسته به شرایط و نوع اخلاق استفاده از رسانۀ هر خانواده ای تدوین نمود. به هر حال راه دارد. نمی توان گفت ناچاریم و هیچ کاری از دستمان بر نمی آید.
این معضل تلویزیون و رادیو تا سنین فهم و درک بچه ادامه دارد و باید تحت کنترل شدید خانواده باشد. با خود تصور کنید یکی از همین کودکانی که پیامهای منفی را از تلویزیون دریافت کرده در آینده مسئول …. شود. چه خواهد شد؟
مدتی است که هر شب بلا استثنا دوست فرزند یکی از همسایگان که برو و بیایی برای خود دارد دنبال رفیق خود آمده و مدتی را با هم گپ و گفت می کنند اما مدل آن طوری دیگر از حالت معمول است.
ابتدا وقتی طرف با اتومبیل خود به دم درب منزل همسایه ما می رسد با دو عدد بوق دوست خود را باخبر می کند. سپس اگر کمی دیر کرد و به درب منزل مراجعه نکرد با بوقهای مجدد مواجه می شویم. پس از مراجعه همسایه به درب منزل و گپ و گفتی چند دقیقه ای هنگام وداع فرا می رسد. پس از خداحافظی دو دوست با هم، اتومبیل هم که برای خود جان دارد با دو بوق از همسایۀ ما خداحافظی کرده و راه می افتد. با توجه به اینکه کوچه کمی تاریک است جهت رعایت احتیاط تا انتهای کوچه هم حدود چهار یا پنج بوق دیگر هم می زند. البته نا گفته نماند که این قضایا همگی در ساعات ۱۲ الی ۱ نیمه شب هرشب رخ می دهد.

داستان بالا فقط در نزدیکی خانۀ ما رخ نمی دهد زیرا در خیابان هم بسیار دیده ام که رانندۀ ماشین وقتی دوست خود را در داخل ماشین دیگر می بیند، با چندین بوق منظور خود را به وی می رساند. جالب اینجاست که گویا هر کلمه یا هر منظوری برای خود نوعی بوق خاص دارد : ممتد – ضربه ای – دو بوقی و …
اما واقعا این درست است؟
این درست است که ساعت ۱۲ شب، با بوق اتومبیلی که رانندۀ آن حوصلۀ پیاده شدن از ماشین خود را ندارد تا دکمۀ زنگ را بفشارد از خواب بیدار شویم؟ چرا این راننده که به دنبال دوستش آمده یک لحظه از اتومبیل خود پیاده نمی شود تا دکمۀ زنگ را بفشارد یا اصلا راحتتر، چرا با موبایل خود یک تک زنگ به او نمی زند؟
این که خوب است. فاجعه هنگامی است که کوچه تاریک باشد و راننده تصمیم به احتیاط کردن بگیرد! بوقهایی است که از این اتومبیل به عرش می رسد و ناسزایی است که از در و همسایه به سوی او روانه می گردد.
باز هم این خوب است. بوقهای نازکی که صدای آنها برای ساعتها در گوش باقی می ماند از همه فاجعه بار تر است. بخصوص هنگامیکه اعصاب راننده خورد بوده و یا چند ثانیه ای بیشتر پشت چراغ قرمز مانده است.
اما همین افرادی که وقت و بی وقت، به دلایل مختلف از جمله حوصله پیاده شدن از ماشین نداشتن، بوق می زنند، اگر خودشان خواب باشند و یا پیاده بوده و فرد دیگری همین کار را در نزدیکی آنها انجام دهد، فحش و ناسزایی است که نثار او می کنند. خیلی جالب است.
اما واقعا بوق برای همین منظور ساخته شده؟ برای صدا کردن دیگران یا عرض سلام و خداحافظی؟
بیایید ما الگو باشیم. نگرانی یک نفر – من – یعنی یک چراغ روشن به سوی جامعۀ ایده آل.
آیا شما هم مانند بسیاری از دوستداران محیط زیست می خواهید از هر راهی که شده به سبز ماندن محیط زیست کمک کنید؟ آیا قدر و ارزش محیط زیست برایتان کاملا جا افتاده و آیا این برایتان تبدیل به یقین شده است که زندگی آیندۀ کودکان ما به چگونگی رفتار امروز ما با محیط زیست رابطۀ مستقیم دارد؟
در اینجا ۲۵ راهکار دم دستی خدمتتان معرفی میگردد. امیدوارم اگر هم ۱% تاکنون به فکر محیط زیست نبودهاید (که بودهاید)، از همین امروز دست به کار شده و فکری به حال آیندگان خود و همچنین خودمان بکنیم.
۱- تعویض لامپهای سیمی، با لامپهای فلورسنت. شاید بگویید قیمتشان گران است، برای این دلیل من توصیه می کنم به ازای دریاقت هرماه حقوق فقط یک عدد از لامپها را تعویض نمایید. (با تعویض این لامپها، صرفه جویی در هزینه هم میشود)
۲- پاکتها و نایلکسهایی که پس از خرید از مغازه ها دریافت میکنید را دور نریزید بلکه به بازیافت بسپارید. این در مورد پوشش کیکها و بیسکوییتها نیز صادق است. حتی از پوست شکلات هم دریغ نکنید.
۳- دور پنجرهها و درها را با نوارهای درزگیر بپوشانید. این هم برای زمستان و هم برای تابستان مفید است.
۴- از وسایل نقلیه عومی برای رفتن به محل کار استفاده نمایید. همچنین می توانید با دوستان قرار گذاشته وهمگی با هم، هر روز با یک اتومبیل به محل کار روید.
۵- به جای استفاده از دستمال کاغذی (چنانچه ممکن بود) از دستمال حولهای و یا دستمال پارچه ای استفاده نمایید. این خیلی مهم است. هر ورق دستمال کاغذی، برگی از طبیعت است.
۶- برای کودکان خود از پوشک ساده استفاده نمایید. (به جای استفاده از پوشک کامل)
۷- هنگام برداشت پول از خودپردازها، در پایان درخواست رسید نفرمایید و یا اگر قصد دریافت صورتحساب دارید، آنرا بصورت “نمایش” درخواست کنید و تقاضای رسید کاغذی نکنید.
۸- لباسها، اسباب بازیها، وسایل منزل و غیره را هرگز دور نریزید. آنها به یک دست دوم فروش و یا افراد بی بضاعت ببخشید. همچنین می توانید آنها را به بازیافت بسپارید.
۹- برای لوازم منزل خود از سه راهی استفاده نمایید تا هنگامیکه از منزل بیرون رفته و یا مدتی قصد استفاده از آنها را ندارید، سه راهی را خاموش کرده و یا آنرا از برق بکشید.
۱۰- پس از شارژ موبایل، شارژر را از برق بکشید. (ببینید که حتی چند میلی آمپر نیز به حفظ محیط زیست کمک میکند)
۱۱- هنگامی که از اتاقی خارج می شوید، چراغش را خاموش نمایید.
۱۲- در صورت توان، برای روشنایی محیطهای خارج از خانه از سیستم های خورشیدی استفاده نمایید.
۱۳- هدیهای که میدهید سعی کنید محیط زیستی باشد! (مثلا اگر برای خانه نو کادو میدهید، نهالی زیبا و یا گلدانی سبز)
۱۴- اگر میخواهید به مناسبتی، برای تعدادی از دوستان و اقوام کارت تبریک ارسال کنید، حداقل برای آنانکه به اینترنت دسترسی دارند، به صورت الکترونیکی بفرستید.
۱۵- از افراد و مشاغلی که در رابطه با محیط زیست هستند، پشتیبانی کنید.
۱۶- دمای اتاق را به گونه ای تنظیم کنید که نیازی به بازکردن پنجره ها و یا زیاد کردن بخاری و شوفاژ نباشد.
۱۷- به جای استفاده از دستگاه خشک کن لباس، لباس ها را آویزان کنید تا بطور طبیعی خشک شوند.
۱۸- قبل استفاده از ماشین لباسشویی، از پر بودن تا حد مجاز آن اطمینان حاصل کنید (نگذارید خالی بچرخد)
۱۹- به جای استفاده از آبهای بطری شده، از دستگاه تصفیه آب یا فیلتراسیون استفاده نمایید.
۲۰- هرچیزی که به شکلی کاغذی است، از جمله روزنامه و دستمال کاغذی و … را بازیافت کنید.
۲۱- ظرفیت فلاش تانک سرویس بهداشتی خود را با قرار دادن یک تکه آجر درآن کم کنید.
۲۲- دو یا سه دقیقه قبل از اتمام زمان فر، آنرا خاموش کنید زیرا گرما تا چند دقیقه بعد هم ثابت می ماند.
۲۳- اتومبیل خود را مرتباً تحت معاینه فنی قرار دهید و آلاینده های آن را چک کنید.
۲۴- حداقل هر سال ۵ نهال بکارید.
۲۵- ناودانهای خود را به سمت باغچهها و گلدانها هدایت کنید.
استفاده از این متن شامل قانون کپی رایت نیست.