مهارتهایی از زندگی که در بازیهای رایانه‏ای یاد می‏گیریم

بازیهای رایانه‏ای علیرغم تاثیرگذاری منفی بر روح و روان و جسم افراد و بخصوص کودکان و نوجوانان و همچنین بدآموزی‏هایی که دارند، در بعضی اوقات بسیار مفید واقع شده و می‏توانند استادانی با تجربه و کارآزموده برای آموزش مهارتهای زندگی باشند. بخصوص بازیهایی که دسته جمعی بوده و یا اینکه ماجراجویانه و حادثه‏ای-فکری (adventure) باشند. در اینجا به مهارتهایی که می‏توان از بسیاری باز بازیهای رایانه‏ای آموخت اشاره‏ای مختصر می‏شود.

۱ – هماهنگی چشم و دست

هماهنگی بین چشمها و اعضای بدن یکی از مهارتهایی است که همزمان با دیدن صفحۀ نمایش و فرمان مغز به دستها و انگشتان صورت می‏پذیرد و نکتۀ قابل تامل این است که این کار در بازیهای کامپیوتری در حداقل زمان و حداکثر سرعت باید انجام پذیرد.

همچنین این مهارت به این صورت به ما کمک می‏نماید که مثلا همزمان با اینکه شما یک وسیلۀ موسیقی مانند گیتار را می‏نوازید، بتوانید نت مخصوص به آن را نیز بخوانید و با دیدن آن نت، دستان و انگشتان خود را بر روی سیمها به حرکت در آورید و مثال دیگر اینکه همزمان با اینکه شما رانندگی می‏کنید، پیچ رادیو را چرخانده و یا اینکه کار دیگری انجام دهید.
در کل هنر هماهنگی چشمها و دستها یکی از مهارتهایی است که بیشترین اثر آنرا در ورزشهای شرقی مانند جودو و … می‏بینیم.

۲ – مهارتهای اقتصادی

بعضی بازیها به گونه‏ای طراحی شده‏اند که کاربر را مجبور می‏سازند لحظه به لحظه نسبت به جمع آوری پول و یا همان ذخیرۀ مالی جهت صرف در مراحل دیگر تواناتر شده و یاد بگیرد که چطور با یک سکه اضافه‏تر می‏توان یک شهر را خرید و همچنین این نوع بازیها چگونگی صرفه‏جویی و اهمیت آنرا به کاربر آموزش می‏دهند.

این می‏تواند نوعی بازتاب در زندگی واقعی داشته و همانطور که در بازی صرفه‏جویی می‏کرد در زندگی حقیقی نیز حتی یک سکه برایش مفید باشد.

۳ – تواناییهای فیزیکی – مهارتهای فنی مهندسی

بسیاری از بازیها همان قوانین فیزیکی که در زندگی واقعی استوار است را دربر دارند. مثلا : تاثیر شدت وزش باد در تیراندازی و یا زاویه‏ای که برای پرتاب نارنجک به آن طرف دیوار باید اندازه‏گیری شود و یا پرش از یک چاله بزرگ که نیاز به عقب نشینی به اندازۀ کافی دارد.

در این مورد می‏توان به افزایش توانایی حل مسائل پیچیده مانند درست کردن پازل هایی سخت در بازی Syberia و یا پیدا کردن تصویری خاص در میان قابهای روی دیوار و در کل دقیق تر شدن دید و ریز شدن بر روی مسائل زندگی خود یکی از توانایی هاییست که اکثرا در بازیهای adventure بیشتر یافت می‏شود.

۴ –افزایش قدرت و سرعت تایپ و نوشتن

تایپ کردن یکی از مهارتهایی است که امروزه در بسیاری از دانشگاهها به عنوان یک درس پیش نیاز تدریس می‏شود. از مزایای یک تایپیست خوب بودن این است که می‏توانیم یک رزومۀ کاری خوب و استاندارد و قابل قبول نوشته و یا اینکه در کوتاهترین زمان ممکن پایان نامه دانشگاهی خود را، خود بنویسیم و یا اینکه یک ایمیل رسمی را آنطور که باید تنظیم نماییم.

گفتگو (chat) همزمان بین کاربر و رایانه در بعضی بازیها قسمت کلیدی بازی می‏باشد همچنین کلیدهای میانبر سریع (Hot Keys) که به جای کلیک کردن ۳ بار ماوس در جاهای مختلف، می‏توان بدون اتلاف وقت و فقط با یک کلید مخصوص آن کار مورد نظر را انجام داد. نکته مهم این است که پس از مدتی جای هر کلید در ذهن ثبت شده و همین باعث ارتقای مهارت تایپ و کلیدیابی در صفحه‏کلید میگردد.

۵– کارهای گروهی و مدیریت و رهبری

علیرغم اینکه گفته می‏شود بازیهای رایانه‏ای برخلاف حس اجتماعی شدن و در اجتماع بودن هستند، در بازیهای استراتژیک ما می‏آموزیم که چگونه با همراهان خود همکاری کرده و یا اینکه یک جامعه یا یک شهر و یا یک تمدن را اداره کنیم. در این نوع بازیها می‏آموزیم که وقتی یک نقش به ما داده می‏شود، باید آن نقش را به بهترین نحو انجام داده و هیچ کم و کاستی نگذاریم و تا آن را به پایان نرسانیده، نمی‏توان به مرحله بعد راه یافت.

همچنین می‏آموزیم که چگونه مراقب جان و وسایل همراهان خود باشیم. در صورتیکه آنها زخمی شده و یا مهمات ندارند، از جان و مهمات خود به آنها ببخشیم و … که در زندگی واقعی نیز دقیقا همینطور باید عمل کرد.
همچنین در بازیهایی که رهبری و مدیریت وظیفۀ ماست، یاد می‏گیریم که چگونه به زیردستان خود راههای موفقیت را بیاموزیم و وظایف آنها را تنظیم کنیم. همچنین در صورتیکه اشتباهی از آنها سر‏می‏زند راههای انجام بهتر آنرا به آنها گوشزد کنیم.

۶ – رفتار منطقی با افراد بد و خشن و مشکل‏ساز

در بعضی بازیها مشاهده کرده‏اید که چطور با یک فرمانده خشن باید رفتار کرد که او ناراحت نشده و در عین حال کار خود را انجام دهید و یا مثلا فرار کنید همچنین گاهی اوقات اصلا نباید به اطرافیان اهمیت داد و باید بی‏تفاوت از کنار آنها گذشت و در صورتیکه به جملات آنها پاسخ داده و بخواهیم با آنها صحبت و بحث کنیم، نتیجتا به دعوا و دعوا نتیجتا به کاهش میزان سلامتی در بازی می انجامد.

مثلا در یک بازی پلیسی در صورتیکه ما فرد خطاکار باشیم، باید به گونه‏ای با پلیس رفتار نماییم که گویی اصلا چنین عملی انجام نشده و یا در صورتیکه ما پلیس باشیم و بایک فرد جانی که اسلحه نیز به همراه دارد برخورد کنیم، باید به گونه‏ای با وی برخورد شود که اصلا متوجه پلیس بودن ما نشده و یا اگر هم متوجه شود به گونه‏ای با او برخورد نماییم که دست به اسلحه نشود.
در کل در بازیهای رایانه‏ای می‏آموزیم که در مسائل روزمره زندگی بسیار خونسرد برخورد کرده و راه خود را به راحتی باز کنیم و بدانیم که هیچ گره‏ای نیست که گشوده نشود.

منبع

یادداشت نویسنده :

۷ – لذت بردن از بازی – لذت بردن از زندگی

همانگونه که در بعضی مراحل بازی یک سکانس آنچنان کاربر را جذب خود می‏کند در زندگی هم می‏توان چنین صحنه‏هایی را پیش آورد و همچنین همانگونه که به پایان رسانیدن یک مرحله و یا بازکردن یک قفل به ما انرژی فراوان می‏بخشد و باعث می‏شود که بازی را بهتر از قبل دنبال کنیم، می آموزیم که در زندگی نیز باز کردن یک گره، می‏تواند باعث باز شدن دهها گره دیگر شده و امید به زندگی را افزایش دهد.


تحقیقات : چهره خانمها پنجره ایست به شخصیت درونی آنها

تحقیقاتی در این زمینه که آیا واقعا ظاهر و نشانه های ظاهری هر شخص می تواند بیانگر سر درون او باشد یا نه انجام گرفته که نتایجی بشرح ذیل داشته است.

بر این اساس، مشخص گردیده که هر آنچه خانمها در ظاهرشان و بخصوص در صورتشان عیان است، از درون آنها و روان آنها حکایت دارد. مثلا اگر خانمی در ظاهر متدین است، پس واقعا متدین است و یا اینکه اگر خانمی در ظاهر خوشبخت است و دم از خوش شانسی می زند، واقعا و بی تردید خوش بخت است. اما در مورد مردان؛ آقایان مانند کتابهایی ناگشوده می مانند که باید مدت زمانی طول بکشد تا تمام کتاب خوانده شده و پی به منظور نویسنده برد و نمی توان با یک نظر فهمید که مرد مورد نظر چگونه مردیست.

این در حالیست که بعضی مردم بر این باورند که جامعه، افراد را به سمت گرایشها و رفتارهایشان سوق می دهد. مثلا مدل موی خانمها و یا مدل لباس پوشیدن بعضی افراد. مثلا خانمی با موهایی ژولیده و یا مردی با شلواری پاره راه می رود که اینها شاید مد جامعه باشند.

در راستای این تحقیقات از ۱۰۰۰ خانم درخواست شد تا تصویری از خودشان بهمراه فرمی که باید مشخصاتی از قبیل رفتارهای شخصیتی، باورها و اعتقادات و …  را در آن می نوشتند برای محققان ارسال شود. سپس گروه تحقیق تصاویر افرادی را که مشخصاتشان تقریبا شبیه هم بود جدا کرده و در وب سایتی قرار دادند، آنگاه قریب به ۶۵۰۰ نفر برای اینکه حدس بزنند که هر چهره بیانگر چه مشخصات درونی است به سایت وارد شدند.

جالب اینجا بود که ۷۰% از افراد، خانم های خوشبخت و خوش شانس را از روی تصویر درست حدس زده بودند. همچنین ۷۳% خانم های متدین و معتقد به دین و ۴۵% خانم های قابل اعتماد و امین را درست تشخیص داده بودند. این در حالی است که  آنها نتوانسته بودند خانمهای شوخ طبع و بامزه را از روی تصویر درست حدس بزنند.

با این حال چهره آقایان نمی تواند بیانگر آنچه را که آنها در درون خود می گذرانند باشد. مثلا در تحقیقی دیگر مشخص شد که افراد، بجز چهره مردان خوش شانس و خوشبخت که فقط ۲۲% صحیح حدس زده بودند، نتوانسته بودند چیز دیگری را تشخیص دهند.

ریچارد وایزمن استاد دانشگاه هرتفوردشر به اتفاق راب جنکینز از دانشگاه گلاسکو، افرادی که این تحقیقات را انجام داده اند، می گویند دلایل بسیاری برای مطالب فوق می تواند وجود داشته باشد از جمله :

شاید چهره خانمها واقعا دربر دارنده اطلاعاتی از شخصیت آنان باشد. شاید هم افرادی که وارد سایت شده و گمانه زنی نموده اند نابجا حدس زده و یا اینکه از روی اذیت اشتباها انجام داده اند. همچنین شاید خانمهایی که تصویر و مشخصاتشان را ارسال نموده اند خیلی با تفکر و اندیشه در مورد تصویرشان، اینکار را انجام داده اند.

اما از تحقیقات قبلی سایر محققان اینطور بر می آید که افرادی که دارای چهره هایی جذاب و پر انرژی هستند، غالبا افرادی موفق، خوشبخت، سالم، باهوش و کارآمد می باشند. همچنین افرادی با صورتهای بزرگ تر، معمولا دارای شخصیت مردانه و زمخت تری هستند تا سایر افراد.

تحقیقی دیگر نیز در این زمینه نشان داده است که پسرانی که چهره های کودکانه ای دارند، معمولا پرخاشخو تر بوده و به مراتب بالای تحصیلی نیز نائل خواهند شد.

منابع : بریده‏ای از New Scientistتلگراف