مراقب بومرنگ خود باشید!

در مورد بومرنگ در این پست صحبت کردم. ولی لازم دانستم تا یاداوری کنم که مراقب بومرنگ خود باشید . بومرنگتان را به کجا نشانه گرفته اید ؟ به سمت خوبی ها، لبخندها، دل به دست آوردن ها، کمک کردن هاو … یا به سمت بدی ها، دشمنی ها، کینه ها، انتقام ها، آزار و اذیت ها، بد دهنی ها، بی احترامی ها و… ؟

فقر مالی… چرا؟ ریشه اصلی کجاست؟

همه روزه شاهد صحنه‏هایی هستیم که گاه آنچنان تاثیر ژرفی بر روی ما می‏گذارد که تا مدتی در فکر فرو می‏رویم. مادری با فرزندش بر روی زمین آلوده با کاسه‏ای در مقابل. کودکی ۴ ساله که یک تکه نان خشک می‏خورد و …

poverty

اما باید دید که جدا از مسائل اقتصادی، چرا بعضی از افراد همیشه فقیرند؟ مگر یک کودک که از شکم مادر خود متولد می‏شود فقیر به دنیا می‏آید؟ مگر خدا کسی را فقیر آفریده؟ یا اینکه آیا نداشتن یک دست یا یک پا باید عاملی برای نشستن و منتظر کمک دیگران بودن شود؟ آیا درست است که با یک بار سیل به خانه زدن و زندگی را ویران کردن و یا ورشکست شدن همه جیز را ببازیم؟

humanbody1ابتدا بیایید یک مسئله را مورد توجه قرار دهیم و آن هم اینکه همۀ ما (منهای تعداد انگشت شمار) دارای موارد زیر هستیم :

۱ – سلامت جسم
۲ – صورت و قیافۀ قابل تحمل
۳ – توانایی فکر کردن و سنجیدن امور

پس فردی که فقر مالی دارد از لحاظ فیزیکی با دیگران تفاوتی ندارد.

حال ببینیم که منشاء فقر چیست؟

به نظر من چیزی به نام فقر وجود ندارد و اینکه کسی خود را فقیر (از لحاظ مالی)  می‏نامد ناشی از طرز فکر وی در جایگاهی است که در آن قرار دارد. هیچ کس فقیر نیست و این خود افراد هستند که عوامل فقر خود را فراهم می‏سازند. وقتی شخصی خود را ناتوان در نظر بگیرد و مثلا با در نظر گرفتن وضع صورت خود بگوید چون من زشتم، دیگر کسی به من کار نخواهد داد و یا اینکه چون من تحصیلات ندارم کار پیدا نخواهم کرد و … . اما در واقع این طرز فکر خود اوست که او را متوقف می‏سازد. اگر او با هر اندازه ناتوانی با خود بگوید :

“من در نوع خود از بسیاری از افراد بالاترم و توانایی هایی دارم که دیگران ندارند یا کمتر دارند” (مثلا توانایی جارو کردن، توانایی آجر بالا انداختن، توانایی مودبانه صحبت کردن و …)

آنگاه دیگر هیچ مانعی برای دست به زانو گرفتن و شروع به کار کردن (کاری هرچند سخت و معمولی) باقی نخواهد ماند.

گدایی چیست؟

negative-thoughts1در واقع گدایی از فقر سرچشمه نمی‏گیرد و از منش شخص متکدی سرچشمه می‏گیرد. یک فرد فقیر که از لحاظ مالی در فقر است و به نظر عوام واقعا فقیر است، می‏تواند با هزار تلاش و مشقت هر روز به نوعی خود را مشغول کاری کرده و چندرغازی درآمد کسب می‏نماید که حداقل بتواند تا آخر شب خود را به سر کند (که البته در این میان خیلی‏ها هم حتی نان شب خود را ندارند) اما در مقابل می‏توان افرادی را یافت که به نشستن کنار خانه اکتفا کرده و به هر نوعی که شده دست نیاز به سوی این و آن بلند می‏نمایند. هر دوی اینها از لحاظ مالی تا حدی گیرشان می‏آید اما با تفاوتی بسیار.

بسیاری از افراد بوده‏اند که در خانواده‏هایی فوق العاده فقیر و ضعیف بدنیا آمده و تا سنین نوجوانی را نیز در همان خانواده به سر کرده‏اند اما آنچنان خود را از گرداب فقر بیرون کشیده‏اند که گویا پدران آنها میراثی گرانبها را برای آنان به یادگار گذاشته‏اند. اما چگونه؟

داستان زندگی آنتونی رابینز، جرارد روزنامه نویس (چیزی شبیه به داستان فیلم ندای درون) و همچنین داستان زندگی مهدی مجرد زاده کرمانی (مترجم مجموعه کتابهای بسوی کامیابی نوشتۀ انتونی رابینز) را اگر نخوانده و نمی‏دانید چیزی شبیه به آنرا به اختصار نقل می‏کنم.

فلانی در خانواده‏ای بسیار ضعیف و فقیر به دنیا آمده بود و هیچ روزنۀ امیدی برای زندگی مرفه وجود نداشت. وضع زندگی بدی داشت.او به لحاظ فن ترجمه‏ای که به هزار سختی آموخته بود می‏توانست انگلیسی را به فارسی ترجمه کند. شخصی به تصادف کتابی از مجموعه کتابهای آنتونی رابینز را برایش هدیه آورد و او آنرا ترجمه نمود و پس از اتمام ترجمه به اولین ناشر که رفت وی را با طرز ناامیدانه ای رد کردند. سپس دومی و سومی و … و دلیل هم این بود که نه کسی آنتونی رابینز را می‏شناخت و نه او را. ولی او نا امید نشد. می‏توانست تا ۱۰ جا که رفت دیگر پی آنرا نگیرد و ناامید شود اما اینطور نبود. او به بیش از ۲۰۰ ناشر مراجعه نمود که در آخر یک ناشر پیدا شد که با هزینه‏ای بسیار ناچیز کتاب او را چاپ کند و امروز او این چنین شد.

از این داستانهای زندگی واقعی افراد زیاد سراغ دارم. داستان زندگی جالب پدرم بهترین است که قابل بعرض نیست.

پس نمی‏توان گفت که نشد، دست طبیعت بود، قهر زندگی ما را دچار کرد، ما نتوانستیم، شانس نداشتیم، بخت ما گره خورده و…

ما هر کاری می‏توانیم انجام دهیم. هیچ وقت برای شروع هیچ کاری دیر نیست. چیزی به نام خوشبختی و بدبختی وجود ندارد. همۀ انسانها به یک اندازه از مواهب الهی برخوردارند اما برنده آنهایی هستند که راه استفاده از آنها را یاد داشته باشند و راه آن چیزی نیست جز این جمله که : من هر آنچه را که بخواهم بدست خواهم آورد.

success-key

اگر ما به دنبال کار می‏گردیم و به سه جا سر می‏زنیم آیا باید نا امید شویم؟ آیا باید با خود بگوییم که دیگر برای من کاری وجود ندارد؟ آیا ما به ۱۰۰ جا سر زده‏ایم؟ آیا در یک روز به ۲۰ جا رفته‏ایم؟ به تمام بقالی ها و سوپر مارکت ها برای کار سپرده‏ایم؟ آیا دم نانوایی ها اعلامیه زده‏ایم ؟ (!)

یک مثال : یک مامور جمع آوری زباله اگر واقعا ایمان داشته باشد که روزی مسئول امور شهر خواهد شد، با تلاش و پشتکار کار می‏کند؛ هر شب علاوه بر کوچۀ سهم خود جلوی در منازل را نیز جارو خواهد کرد. مطمئنا این امر پوشیده نخواهد ماند و شهردار وی را تشویق مالی خواهد کرد. از تشویق شهردار او به کلاسهای علمی متفاوت رفته و سطح علمی خود را ارتقا می‏بخشد. پس از چند سال که این امور را پشت سر گذاشت به دلیل مدرک تحصیلی بالاتر مسئول سایر همکاران خود می‏شود و بهمین ترتیب تا اینکه موقعیتش با پشتکار و تلاش از این رو به آن رو می‏گردد. (!)

اما در مورد دیگران نقش ما چیست؟

راهنمایی بهترین کاری است که از دست ما بر می‏آید. اینکه راه را به فقیر بیکار نشان دهیم و او را به کار واداریم. کار هر چند سخت خواهد بود اما از دست نیاز به سمت دیگران بلند کردن بهتر است.

کار مهم و در واقع وظیفۀ دیگری که بر گردن ماست این است که فرزندان خود را آنطور تربیت کنیم که این باور برایشان ملکه شود که : من هر آنچه را که بخواهم بدست خواهم آورد و در واقع “من جذب می‏کنم هر انچه را که اراده کنم” (اما با صبر و تلاش).

kids-and-money

این خیلی مهم است که این مساله در ذهن کودک جا باز نماید. کودکان و نوجوانانی که به دلیل توجه و کمک بیش از حد پدر و مادر  از لحاظ عملکرد شدیدا وابستۀ آنها می‏شوند، همانهایی هستند که در آینده به ندرت می‏توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. این مساله ایست که کاملا ثابت شده است.

امیدوارم توانسته باشم منظور خود را به خوبی بیان کنم. شما هم می‏توانید این مبحث را کامل نمایید.

نمونه‏هایی از قراردادهای رایج

در این پست تصمیم گرفتم تا به مساله‏ای بپردازم که شاید روزانه فکر بسیاری از افراد و بخصوص مدیران و صاحبان ملک را به خود مشغول نماید؛ نوشتن قرارداد. کاری سخت که کوچکترین کلمات و جمله‏ها در اجرای آن تاثیرگذار است.

در نوشتن و امضای قرارداد باید به مسائل زیادی توجه داشت از جمله :

۱ – آگاهی سطحی به قوانین مربوط به موضوع قرارداد؛ این مهم نیست که چقدر نسبت به قوانین آگاهی دارید (البته در مورد قراردادهای معمولی) فقط کافیست کمی از قوانین معمولی و ساده را بدانید. مثلا در صورتیکه اجاره یک ماه پرداخت نگردد، صاحب ملک می‏تواند از طریق قانون مورد اجاره را تخلیه نماید.
۴ – مشخصات کامل و دقیق طرفین قرارداد با نشانی اقامتگاه آنان
۳ – در نظر گرفتن منافع هر دو طرف؛ به اینصورت که قرارداد جنبه عادلانه داشته باشد.
۴ – مدت قرارداد؛ هر قراردادی باید یک زمان معین و مشخص شده داشته باشد از یک ساعت گرفته تا چندین سال اما بهتر است که قراردادها یکساله باشد.

۵ – حضور دو نفر شاهد جهت امضای ذیل قرارداد

۶ – تنظیم قرارداد در دونسخه و در صورت نیاز سه نسخه جهت در اختیار فرد سوم قراردادن (که فرد سوم در قرارداد ذکر شده است)

۷ – ذکر مرجع حل اختلاف از جمله شخصی خاص و یا مرجع قانونی مربوطه

و موارد بسیار زیاد دیگری که من در این زمینه تخصص کافی ندارم.

در اینجا چند نمونه از قراردادهای رایج را به صورت یک فایل فشرده در اختیار شما بازدیدکنندۀ محترم قرارداده‏ ام. شما می‎توانید آن را دانلود نمایید.

این فایل فشرده حاوی قراردادهای زیر است :

  • قرارداد اجارۀ یک دستگاه آپارتمان مسکونی (۱)
  • قرارداد اجارۀ یک دستگاه آپارتمان تجاری (۲)
  • قرارداد بیع قطعی ملک (۳)
  • قولنامه انتقال ملک (۴)
  • قرارداد صلح حقوق سرقفلی مغازه (۵)
  • قولنامه مغازه (در پاساژ یا بازار) (۶)
  • قولنامه خودرو (۷)
  • قرارداد رسمی خودرو (فروش خودرو شخص به شخص) (۸)
  • قرارداد مشارکت در ساخت بنا (۹)
  • قرارداد کار موقت (۱۰)
  • قرارداد انجام خدمات (پیمانکار و کارفرما) (۱۱)
  • قرارداد چاپ کتاب (۱۲)
  • قرارداد مزارعه (۱۳)
  • قرارداد ترخیص کالا (۱۴)

با کلیک بر روی تصویر زیر می‏توانید فایل فشرده قراردادها را دانلود نمایید

لطفا سوالات خود را با من در میان نگذارید زیرا تخصصی در امر قراردادنویسی ندارم. شما می توانید با یک وکیل در این زمینه مشاوره کنید.

آداب دید و بازدید…

این پست را با کمی تاخیر به دلیل پاره‏ای مشغله نوشته‏‏ام و دلیل اصلی از نوشتن این پست برخورد با مسائلی جالب در حین دید و بازدید عید است.

دید و بازدید از دیرباز سنتی بسیار نیکو و پسندیده در دنیا بخصوص در میان شرقیها و به ویژه در بین مردم ایران زمین بوده است که شاید امروزه کمی به فراموشی سپرده شده و یا مورد بی‏توجهی قرار گرفته باشد. ما ایرانیان اشتیاق زیادی به همنشینی با دوستان و آشنایان داریم (بر عکس بعضی جوامع غربی) و همانطور که دید و بازدید باعث خوشحالی و شادمانی ما می‏شود باعث شارژ روحی ما نیز میگردد. روانشناسان اخیرا به این نتیجه رسیده‏اند که دید و بازدید با افرادی که ژنتیک یکسانی با ما دارند و از لحاظ خونی با ما یکی هستند، باعث شارژ روحی و معنوی و در نتیجه طول عمر می‏شود.

اما مطلبی که درخور توجه است، این است که آداب دید و بازدید و بخصوص عیددیدنی کمی کمرنگ شده و نیاز به توجه بیشتری دارد که من امیدوارم بتوانم در اینجا به چند نکته اشاره نمایم :

مواردی که به نظر من بهتر است میهمان رعایت کند :

  • دیروقت به خانه میزبان نرفته و همچنین زود هنگام میهمانی نرویم
  • موقع میهمانی رفتن لباسهایی تمیز، خوشبو و زیبا به تن کنیم
  • اگر به قصد دید و بازدید می‏رویم، زیاد ننشسته و ترجیحا از یک ساعت بیشتر نشود. (بستگی به نوع آداب و رسوم خانواده مورد نظر دارد)
  • مراقب فرزند(ان) کوچک خود باشیم . همچنین بی رویه مراقب فرزندان نباشیم تا از دید و بازدید خود بمانیم
  • اینکه چند مدل میوه و شیرینی تهیه شده، دقیقا به معنی استفاده از تک تک آنها نیست و به خوردن چندی کفایت کنیم
  • هر خانواده ای به نوبۀ خود تمیز و نظیف است، لذا از شستن مجدد میوه‏ها و یا سوال در مورد نظافت آنها بپرهیزیم
  • اتومبیل خود را جلو درب پارکینگ همسایگان پارک نکنیم
  • در صورتیکه میزبان انسانی کم زبان است، با وی در مورد مسائل روز صحبت کرده و در کل ساکت ننشینیم
  • در صورت امکان آنها را به خانه خود دعوت نماییم
  • در صورتیکه چیزی می‏خوریم، خرده‏ها و نرمه‏های آنرا از روی زمین جمع کنیم
  • زیاد به وسایل منزل میزبان دقت نکرده و یا اینکه یکسره در مورد وسایل منزل او سوال نپرسیم
  • ترجیحا همانجایی را که برایمان در نظر گرفته‏اند بنشینیم و تعارف بیجا و فروتنی بی‏مورد را کنار بگذاریم
  • درخواست میوه و یا چای اضافه ننماییم و در صورتیکه تشنه هستیم، آنگاه درخواست کنیم
  • با کفش، سگ، گربه، چتر خیس، لباسهای گل آلود و … داخل اتاق نشویم
  • قبل از رفتن به میهمانی هماهنگ کنیم، شاید میزبان آمادگی نداشته باشد
  • در صورتیکه برای شام تعارف می‏شویم، با همان تعارف اول قبول ننماییم
  • از تلفن خانه میزبان جهت تماسهای طولانی استفاده نکنیم و در کل از همراه خودمان استفاده کنیم. شاید آخرین قبض پرداختی را دیر پرداخت کرده و تلفنشان قطع باشد و آنگاه شرمنده شوند
  • معایب منزل، مسیر، پله‏ها، همسایگان و … را به میزبان نگوییم (تا جاییکه امکان دارد)
  • در صورتیکه برای شام دعوت شده‏ایم، غذای خود را کاملا تمام کرده و دسر را هم نوش جان کنیم تا صاحبخانه را خوشحال کنیم و در صورتیکه غذا با ذائقۀ ما همساز نیست، کمتر بخوریم – نه اینکه اصلا نخوریم
  • در صورتیکه از سرویس بهداشتی استفاده می‏نماییم، هیچ دلیلی ندارد که تمامی ادوکلن ها و خوشبو کننده ها و … را تست نماییم
  • به تماشای تلویزیون ننشینیم مگر اینکه برنامه مورد علاقه صاحبخانه نیز باشد
  • از وسایل منزل صاحبخانه چیزی قرض نگیریم و یا تقاضای چیزی نامعقول مانند میز نهارخوری و یا ماشین لباسشویی را بصورت امانت نکنیم
  • هنگام ورود کفشهای خود را جفت کنیم تا نظم خود را به صاحبخانه نشان دهیم

مواردی که به نظر من بهتر است میزبان و صاحبخانه رعایت کند :

  • پذیرایی را به بهترین نحو خود انجام دهد و از هیچ چیز کم نگذارد
  • با میهمان به گفتگو نشسته و او را دعوت به صحبت کند
  • کفشهای میهمان را هنگام خروج جفت کند و یا حداقل مرتب کند
  • از دیر آمدن و کم لطفی میهمان سخنی به میان نیاورد
  • یکسره به میهمان نگوید “مراقب فرزند خود باشید”
  • در مورد قیمت وسایلی که در منزل دارد و همچنین چگونگی و کیفیت آنها، قبل از پرسش میهمان سخنی به میان نیاورد
  • یکسره به ساعت ننگرد و میهمان را وادار به خروج از منزل نکند
  • در صورت امکان پذیرایی را چندین بار انجام دهد و در مورد نیاز میهمان به هر چیزی از وی بپرسد
  • قبل از ورود میهمان منزل را تمیز و مرتب کرده و در صورت وجود فرزندان را آماده پذیرایی از میهمان کند
  • از تماشای تلویزیون در صورتیکه میهمان مورد علاقه‏اش نباشد پرهیز کند
  • یکسره از مسائل زندگی ننالد
  • در صورت امکان چیزهایی که به نظرش برای میهمان جالب می‏آید را برایش مهیا نموده و در اختیارش بگذارد مانند آلبوم عکس، جعبۀ خاطرات
  • در حین پذیرایی از میهمان با رایانه کار نکند
  • و …

زمین مریض است…

امروز حال زمین خوب نیست، مریض است، سرسبزی هایش را به ما بخشید و اکنون منتظر ماست تا روزهای خوب را به او بازگردانیم. زمین ما را دوست داشت و دارد و ما نه. مگر چه گناهی دارد؟

آلودگی به دریاها و جنگلها، نوک کوهها و چاههای زیرزمینی نیز راه یافته است…

قطع درختان بیماری زمین را مزمن می‏کند…

دریاها نیز مظهر آلودگی شده‏اند، ساحل نشینان چه گناهی دارند؟

آلودگی به زودی انسانها را از بین خواهد برد (در صورتی که ما دست بکار نشویم)

حداقل جلوی اینها را که می‏توان گرفت…

به نظر شما این نتیجۀ چه میتواند باشد ؟

وظیفۀ کنونی ما چیست؟

یک روز تعطیل را با خانواده چگونه «خوش» بگذرانیم

یکی از دغدغه‏های پدر و مادرها و بخصوص پدرها، روزهای تعطیل و چگونگی سر کردن آن با همسر و بچه(ها) می‏باشد. اینکه چطور سر بچه‏ها را گرم کنند که همزمان هم خوش بگذرانند و هم اینکه استراحت کرده و از وقت فراغت خود استفاده نمایند. با این وضع راههای زیادی به نظرمان می‏آید اما در اینجا قصد دارم ساده‏ترین، کم هزینه‏ترین و در عین حال بهترین راهها را خدمتتان معرفی کنم. اموری که هم مفید و مثبت (شعار من) بوده و هم اینکه برای خانواده جالب باشد و ضمنا باعث آرامش خانواده نیز گردد.

۱ – (در صورتیکه زمستان است) برف بازی، تیوب سواری و هر نوع بازی که بتوان با برف انجام داد.
۲ – تماشای یک فیلم جذاب و خانوادگی و یا ترسناک بعلاوه یک طرف پر از پفک و پاپ کرن.
۳ – (در صورتیکه هوا مناسب است) مهیا شدن برای پیک‏نیک، بیرون شهر و حتی اگر وسیله نقلیه ندارید، در نزدیکترین پارک محل زندگی.
۴ – (در صورتیکه روزی سرد دارید) جمع شدن دور هم و نقشه کشیدن برای تغییر و تحول در چیدمان وسایل.
۵ – صحبت کردن و مشورت با همسر و فرزندان : این مورد می‏تواند بسیار کارساز و مفید بوده و گاهی نیز مشکل گشا باشد.
۶ – انجام بازیهای دسته‏جمعی در منزل : از جمله گل یا پوچ، اسم و فامیل، دبرنا، ماروپله، کارت بازی و …
۷ – تعریف خاطرات بد و خوب و یا آموزنده و خنده‏دار از دوران گذشته، مدرسه و دانشگاه و یا پدر و مادر چگونگی مراحل ازدواجشان را شرح دهند.
۸ – داستان سازی : به این صورت که هر یک از اعضای خانواده جمله‏ای را بیان کند و به این صورت یک داستان بلند ساخته می‏شود که بهتر است یک نفر نیز آنها را بنویسد.
۹ – تماشای آلبوم عکسها (کاغذی یا دیجیتالی) و تعریف کردن داستان نهفته در هر عکس.
۱۰ – پخت کلوچه و هر آنچه با کمی آرد و خمیر و شکر و تخم مرغ و … می‏توان تهیه نمود (نیاز فقط یک کتاب آشپزی است)
۱۱ – پخت پیتزا به صورت دسته جمعی و اینکه هر نفر مخلفات مورد علاقۀ خود را به پیتزایش اضافه کند.
۱۲ – رفتن به سینما و یا باغ وحش و شهربازی.
۱۳ – رفتن به حیاط منزل و بازی با بچه‏ها از جمله گل بازی، توپ بازی، آتش بازی و …
۱۴ – رفتن به منزل پدربزرگ و مادربزرگ و روزی را با آنها سپری کردن (به شرط اینکه غذا خودمان ببریم و یا بپزیم)
۱۵ – نظافت دسته جمعی منزل به این صورت که هر کس مسئول نظافت یک قسمت باشد مثلا مبل‏ها، تلویزیون، پنجره‏ها، سرویس بهداشتی و …
۱۶ – در صورت دسترسی داشتن به اینترنت، رفتن به شبکه‏های اجتماعی و یا رسانه‏های اجتماعی و سرکردن چندین ساعت در اینترنت.
۱۷ – ساخت کاردستی در منزل مثلا با چوب یا کاغذ و هر چیز دیگری که بتوان آنرا شکل داد.
۱۸ – تمرین رانندگی با اعضای خانواده.
۱۹ – هدف گزینی برای بچه‏ها و کمک به آنها در انتخاب هدفهایشان و ساختن تخته اهداف (willing board) برای هر یک از اعضای خانواده.
۲۰ – مرتب کردن البسه و کمد لباسها و خارج کردن لباسهای اضافه و بخشیدن آنها در همان روز به افراد بی‏بضاعت.

من بیشتر از اینها به ذهنم نمی‏رسد اما نکته مهم این است که این برنامه‏ها همگی به صورت دسته جمعی لذت بخش و شادی آور است و در صورتیکه دو خانواده یا بیشتر با هم هماهنگ شوند بسیار بهتر از یک خانواده است. همچنین بیایید عامل مسرت و احساس خوشبختی، یعنی لبخند دائمی در همۀ لحظات زندگی را فراموش نکنیم.

دغدغه های روزانه : چرا به خاطر یک نفر چندین نفر؟

سلام.

امروز که چه عرض کنم هر روز هنگام رانندگی به این مسائل بر می خورم . چرا به خاطر راننده تاکسی ای که حوصله ندارد گوشه خیابان پارک کند و وسط خیابان پارک می نماید، باید ۷ یا ۸ یا بیشتر عدد ماشین دیگر منتظر بمانند تا او با مسافرش تسویه حساب کرده و شاید هم ثانیه هایی را به جنجال بر سر مبلغ بگذراند و اصلا شاید در بستی گیرش آمده و بعد در آینه چهار تا دری بری به پشت سری هایش گفته به این معنا که “بابا چه خبره ، مگه سر میبرید؟؟” ولی هنگامی که شما ماشینت پشت چراغ قرمز خاموش شده و روشن نمی شود، همین، همین راننده تاکسی با بوق های متوالی بر روی سلسله اعصاب مغز شما راه می رود ؟

چرا ؟

گروه های مختلف و سوء استفاده از دانشجویان

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در دیداری ۳ ساعته با جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های امیرکبیر، تربیت معلم، خواجه نصیر، زنجان و بوعلی همدان با اشاره به نقش و جایگاه دانشجویان در پویایی و جهش کشور به سمت توسعه اظهار داشت: مسئولان امر باید با تساهل بیشتر با دانشجویان منتقد برخورد کنند. وی یادآور شد: دانشجویان ضمن حفظ استقلال و پیگیری آرمان‌ها از دادن بهانه به فرصت‌طلبان دوری کنند. مسئولان امر باید با تساهل بیشتر با دانشجویان منتقد برخورد کنند.
کروبی افزود: به نظر بنده بهتر است این مسئله با سایر مسئولان نظام نیز در میان گذاشته شود و با کمک افراد تاثیرگذار از تضییع حقوق فعالین دانشجویی جلوگیری شود. زمانی که بنده رئیس مجلس ششم بودم اقدامات فراوانی جهت دفاع از حقوق دانشجویان انجام دادم و پیگیری‌های متعددی از سوی نمایندگان مجلس جهت رسیدگی به امور دانشجویان انجام شد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی اظهار داشت: باید از دانشجویان دفاع شود و قبول دارم که مظلومترین جریانات دانشجویان هستند و همواره گروه‌های مختلف سعی می‌کنند از دانشجویان استفاده کنند و در نهایت از آنان نیز هیچ حمایتی نمی‌کنند. من عقیده‌ام این است که باید دانشجویان منتقد را تحمل کرد و برخورد نتیجه عکس می‌دهد. حتی بنده معتقدم اگر فردی اقدامی انجام داد که بر اساس قانون جرم تلقی می‌شود و باید مجازات شود یا به زندان برود، پس از اتمام محکومیتش باید به به دانشگاه برگردد و محرومیت از تحصیل اصلاً معنی ندارد.
وی تصریح کرد: در این شرایط باید مراقب بود و به هر حال نابسامانی نه تنها در دانشگاه بلکه در سایر امور ما وجود دارد همان‌طور که در اقتصاد و سیاست خارجی نیز با مشکلات فراوان روبرو هستیم.
کروبی با اشاره به آن‌که همچون گذشته پیگیر مسائل دانشجویان خواهد بود ادامه داد: البته نباید فراموش کرد که تدبیر و صبر و دوری از افراط و تفریط از جمله محورهایی است که باید در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دیده شود.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان سخنان خود از دانشجویان خواست ضمن حفظ استقلال، پیگیری آرمان‌ها و اهداف خود به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که از دادن بهانه به فرصت‌طلبان جلوگیری شود.

تست هوش با سوالاتی عجیب

مسئله ۱ – فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله ۲ – پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله ۳ – چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله ۴ – شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله ۵ – این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله ۶ – من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟

پاسخها :

مسئله ۱ – راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید ” تصور کنید که راننده اتوبوس هستید.”
مسئله ۲ – همه کلاغ ها ، چون آنها فقط ” در شرف پرواز ” هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما ۲=۳-۵ بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله ۳ – هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( “چه تعداد ” جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله ۴ – هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله ۵ – بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
مسئله ۶ – یک ۲۵ تومانی و یک ۵ تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید ۲۵ تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه ۵ تومانی داریم.شما با عبارت ” یکی از آنها نباید … ” فریب خوردید.
منبع: سایت روزنه + باغبانباشی