قدر زر زرگر شناسد قدر زحمت را …

در زمینه کاری، هر کسی مهارت هایی دارد که شاید حتی به اندازه یک درصد از دیگری فراتر است. یکی در زمینه فنی، یکی کامپیوتر، دیگری معماری و یکی پزشکی… اما چیزی که مشهود است این است که هر کس تا اندازه ای کار خود را قبول دارد و میداند که در همان زمینه می تواند توانایی خود را به نمایش گذارد.

حتما گهگاه پیش آمده که کاری را برای مشتری انجام داده اید و پس از زحمت فراوان و انتظار برای دستمزد، مشتری با لحنی ناخوشایند گفته “شما که کاری نکردی… این که دیگه اینقد هزینه نداره”. این کلام مشتری یعنی خراب شدن تمام زحمات شما و نادیده گرفتن تخصصتان. برای مثال دو ساعت نشسته اید و کامپیوتر مشتری را بهم ریخته اید و سپس یک فایل مخرب را یافته اید که سه ماه مشتری شما را درگیر کرده بوده است. حال مشتری می آید و می گوید “با یک آنتی ویروس قوی هم میشد اینو از بین برد” (!) سپس می گوید “چقد میشه” شما میگید ۳۰ هزار تومان. مشتری می گوید “اووو. مگه چیکار کردی آقا…”. سپس جمعا به شما ۱۵۰۰۰ تومان با منت می دهد و باناراحتی بیرون می رود.

در اینجا دو حالت وجود دارد : ۱ – شما سادگی کرده و همان اول با مشتری محترمان “طی / تی” نکرده اید. یعنی توافق سر قیمت نکرده اید و موضوع را تا حدی روشن ننموده اید. در اینجا عقل حکم می کند که به مشتری بگویید “هزینه تعمیر این مورد …… می شود. اگر کمتر زمان برد، مبلغ کمتری دریافت می شود اما حداکثر ….. تومان است. سپس مشتری را با خاطری آسوده به خدا بسپارید و بگویید “اگر هم درست نشد، مبلغتان را برمی گردانیم.” این به نظرم درست است. یعنی مشتری می داند که شما تلاش می کنید اما در نهایت اگر هم نشد هزینه را به مشتری برمی گردانید.

۲ – اینکه پس از انجام کار (مانند برخی از کسبه محترم) به مشتری هزار تا مساله و روضه بخوانید که اینجوری و اونجوری، فلانی خراب کرده بوده، اینجا اینطوری بود و … تا آخرش مشتری باور کند که شما زحمت کشیده اید. این کار کمی ناپسند است نزد مشتری. حتما تجربه کرده اید.

به نظرم خودتان دریافته اید که مورد شماره یک یعنی “طی/تی” کردن با مشتری بهترین راه است که نه اجر شما ضایع می شود و نه مشتری کار شما را نادیده میگیرد.

قدر زر زرگر شناسدمثال : می توانید در برخی مواقع پزشکی را مثال بزنید که با یک پاره کردن شکم (اصطلاحا) ۵ میلیون تومان پول میگیرد. کاری هم نمی کند (به قول همان مشتری ها) و فقط یک غدۀ کوچک را از شکم بیرون می کشد! چرا به آن پزشک نگفتند “شما که کاری نکردی…” ؟

مثال ۲ : حتما شده که اتومبیلتان نقص کوچکی پیدا کرده و آنرا به بیش از ۳ یا ۴ مکانیک نشان داده اید، هر کدام کاری کرده اند و هزینه ای روی دستتان گذاشته اند و باز هم درست نشده. در نهایت پیش “فلانی” رفته اید و وی با یک ضربۀ چکش بر روی یکی از قطعات اتومبیل شما را صحیح و سالم کرده و مشکلش را برطرف نموده است. آیا این آخری، مستحق مبلغی بیش از آنچه که قبلا به نفرات دیگر داده اید نیست؟ اما گاهی ما خودمان نیز بی انصافی می کنیم و می گوییم “حاجی کاری نکردی که… یه چکش زدی…! ” نه؟

در نهایت باید سعی کنیم برای کار خود ارزش قائل شویم و قیمتی برای آن در نظر گیریم که با زحمتی که می کشیم جور در آید. زیرا این ما هستیم که قدر کار خودمان را میدانیم.

حداکثر استفاده از پزشک در یک بار ویزیت

پزشکان معمولا حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه را با هر بیمار سپری می کنند، اما متاسفانه طبق آمار، زمانی که بیماران مطب دکتر را ترک می کنند بطور کامل متوجه دستورات و توصیه های پزشک نشده و یا هنوز سوالاتی در ذهنشان باقی است. از آنجایی که هزینۀ ویزیت پزشکان از یک طرف بالا رفته و از طرف دیگر مشغلۀ روزانه باعث شده تا کمتر سراغ پزشکان را بگیرید، لذا باید بدانید که چطور در یک ویزیت پزشک، نهایت استفاده را ببرید. در اینجا ۲۵ مورد مفید و کاربردی را برای شما آورده ام تا بتوانید در یک بار ویزیت پزشک، حداکثر استفاده را ببرید.

معاینه پزشک

۱ – پزشک مناسب بیماری و یا ناراحتی اکنون خود را بیابید
از دوستان یا اشخاصی که پزشکان را بهتر می شناسند، پرس و جو کنید. اگر وقت کافی دارید ، به بیمارستان بروید و از پرستاران اطلاعات کسب کنید زیرا آنان می دانند که کدام پزشک در تخصص خود بهترین است. حتی می توانید به سایت های مختلف سری بزنید و سوابق و اطلاعاتی درباره پزشکان بدست آورید. سعی کنید نسبت به یک پزشک خاص تعصب نشان ندهید (البته این در مورد بیماریهای مشخص است.)

۲ – بررسی کنید که آیا پزشک بیمۀ شما را قبول می کند یا نه
البته بیشتر پزشکان بیمه های تامین اجتماعی و خدمات درمانی را قبول می کنند اما در عین حال اگر پزشک مورد علاقه تان، نوع بیمه شما را نپذیرفت نگران نباشید. به دنبال پزشک دیگری بگردید و مطمئن شوید که او بیمۀ شما را قبول می کند.

۳ – هدف خود را از ملاقات با پزشکتان مشخص کنید
می خواهید آزمایش دهید؟ به توصیه های پزشکی احتیاج دارید؟ نوع درمانتان را می خواهید تغییر دهید؟ بطور دقیق بدانید که با چه هدفی می خواهید پیش دکتر بروید. زیرا هدف شما بر نحوه ارتباطتان با پزشک تاثیر بسزایی می گذارد و دکتر پس از آگاهی از مشکلاتتان اقدام می کند. در کل سوالات و مشکلات خود را قبلا در نظر بگیرید.

۴ – از منشی درخواست زمان کافی بکنید
در صورت لزوم ، با بیان علت، از منشی بخواهید که زمان بیشتری را برای شما در نظر بگیرد.

۵ – در زمان مناسب به مطب مراجعه کنید
اگر صبح زود یا دقیقا بعد از ناهار به مطب بروید ، کمتر انتظار می کشید.

۶ – لیست فراهم کنید
لیستی با مضمون داروهای مصرفی تان و مقادیر تجویز شده و یا مکمل های غذایی تان تهیه کنید تا پزشکتان از سوابق مصرف داروی شما بداند و اگر نیاز بود چیز دیگری را تجویز کند.

۷ – تهیه سوابق پزشکی
اگر دکتر متخصصی را برای اولین بار ملاقات می کنید، یک کپی از همه سوابق پزشکی تان و متخصصینی که قبلا به آنها مراجعه می کردید را در اختیار وی قرار دهید.

۸ – سوابق پزشکی اقوام درجه یک را نیز بدانید
از سوابق پزشکی اقوام خونی مثل والدین، برادر و خواهرخود آگاه باشید. زیرا این اطلاعات به پزشک کمک می کند تا موقعیت سلامتی تان را بهتر در نظر بگیرد و با شناسایی هر مشکلی، قبل از بوجود آمدن علائم بیماری، خطر ابتلا به آن را از بین می برد.

۹ – تلفن همراهتان را خاموش کنید
به جای اینکه وقتتان را با تلفن هدر دهید، به درمان بیماری و توصیه های پزشک فکر کنید.

۱۰ – زمان تعیین شده برای ملاقات را رعایت کنید
سر وقت به مطب بروید تا زمان کافی برای ویزیت داشه باشید. به یاد داشته باشید که پزشکان زمان کافی برای گپ زدن، نالیدن و داستان های طولانی شما را ندارند. در ضمن، اگر اتفاقی باعث شد که پزشک معالجتان به موقع نیاید، شما نباید بیهوده انتظار بکشید، از منشی بخواهید تا وقت دیگری را برای شما در نظر بگیرد.

۱۱ – با همه اعضای خانواده تان به مطب نروید
دکتر قصد ندارد با همسر و فرزندان شما آشنا شود. حتی اگر آنها هم بیمار باشند، نباید همگی باهم وارد مطب شوید!

۱۲ – از پزشک بخواهید دستانش را بشوید
از پزشک بخواهید قبل از اینکه نقاط داخلی بدن از جمله دهان، بینی، گوش و … شما را بررسی کنند دستانش را بشوید. علی رغم توصیه ها، بسیاری از پزشکان و پرستاران، پس از ملاقات با بیماران مختلف دستانشان را نمی شویند ، در نتیجه میکروب ها را از بیماری به بیمار دیگر منتقل می کنند.

۱۳ – حقایق را دریابید
وقتی دکتر به شما می گوید ۵ تا ۱۰ کیلو وزن کم کنید، در حقیقت منظورش اینست که شما ۲۰ کیلو اضافه وزن دارید و باید به فکر خود باشید.

۱۴ – دقیق باشید
به پزشک نگویید مریضم. آنچه را که دقیقا احساس می کنید بگویید. همه چیز را به طور کامل شرح دهید تا دکتر بتواند به بهترین نحو به مشکل شما پی ببرد و توصیه ها و آزمایشات لازم را تجویز کند.

۱۵ – خجالت نکشید و بیش از حد با ادب نباشید
اگر بیماری شما مربوط به بعضی نقاط بدن است، شرم زده نشوید و همه چیز را بطور کامل برای دکتر بیان کنید.

توجه: با عضویت در فید (خوراک) وبلاگ پورعلی.نت حداکثر استفاده را از وقت خود نیز ببرید. همچنین می توانید با اشتراک ایمیلی، مطالب جدید را در ایمیل خود دریافت کنید.

۱۶ – توضیحات بیشتری درخواست کنید
اگر سخنان علمی پزشکتان را نمی فهمید، به او بگویید و از وی بخواهید تا واضح تر صحبت کند و حتی اگر لازم است صحبت هایش را بنویسد. در کل سعی کنید اطلاعات کافی و مورد نیاز خود را کسب کنید.

۱۷ – در باره متخصصین تحقیق کنید
ممکن است پزشکتان به شما توصیه کند که به یک متخصص مراجعه کنید، پس خودتان پرس و جو را شروع کنید و درباره متخصصین مختلف تحقیق کنید. البته هرگز به ۱۱۸ بسنده نکنید. برخی افراد شمارۀ یک متخصص را از ۱۱۸ می گیرند و یک راست سراغ او می روند و برایشان اهمیتی ندارد که او کیست و کجاست.

۱۸ – انواع آزمایشات را یاد بگیرید
اگر دکتر برای تشخیص بیماریتان آزمایشی تجویز می کند، سعی کنید مراحل آزمایش را بیاموزید تا بدانید که چه اتفاقی قرار است بیفتد. همچنین علت آزمایش را از دکتر بپرسید و درباره هزینه ها و انواع آزمایشات نیز اطلاعات کسب کنید.

۱۹ – به پزشکتان بیشتر از اینترنت و مادربزرگ و شکسته بند محل اعتماد کنید
بطور کلی، یک پزشک بیشتر از یک وب سایت می داند. هیچ گاه به دکتر خود نگویید که فلانی اینطور می گوید (!) و اینکه به نظر شما او بهتر می گوید، زیرا اگرچه دیگران می توانند اطلاعات خوبی را در اختیارتان بگذارند ولی هرگز نمی توانند بیماری شما را تشخیص دهند.

۲۰ – تخفیف بگیرید
اگر واقعا بیمارید و مجبورید هزینه های گزافی را متقبل شوید، از دکتر خود بخواهید که به شما تخفیف دهد. برخی پزشکان و بخصوص دندانپزشکان جا برای تخفیف می گذارند. البته قضیۀ تخفیف را در مورد پزشکان عمومی فراموش کنید.

۲۱ – پیگیر نتایج آزمایشتان باشید
بپرسید که نتایج آزمایش چه موقع حاضر می شود و همان روز تماس بگیرید ، اگر حاضر نبود ، روزهای بعد نیز تماس بگیرید تا از نتایج آزمایش آگاه شوید. زیرا ممکن است در بین آن همه شلوغی بیمارستان، نتایج آزمایش گم شده و یا اشتباهی به شخص دیگری داده شود. (از این موارد زیاد بوده است).

۲۲ – به خاطر داشته باشید که پزشکان نیز اشتباه می کنند
پزشکان نیز انسانند، خسته می شوند و احتیاج به استراحت دارند. آنها بی عیب و نقص نیستند و ممکن است اشتباه کنند.

۲۳ – به پزشک خود انرژی بدهید
یک خوش و بش پانزده ثانیه ای می تواند در برخورد پزشک و صرف وقت او با شما تاثیرگذار باشد. امان از افرادی که مثل سیب زمینی وارد مطب شده و مانند سیب زمینی از مطب خارج می شوند.

۲۴ – استرس نداشته باشید
استرس، اعصاب پزشک را خورد می کند. بدانید که پیش پزشکید و او در هر صورت می تواند به شما کمک کند. پس بسیار ریلکس و راحت باشید.

۲۵ – به وسایل آقا یا خانم دکتر دست نزنید
پزشک دوست ندارد شما به وسایل و ابزار کارش دست بزنید. شاید نوعی بی احترامی باشد. مثلا به بادکنک دستگاه فشار خون یا دست نزنید!

بازیهایی ساده جهت تقویت فکر

افرادی که بیشتر اهل فکر کردن هستند از رقابت و هیجان بازی های فکری لذت می برند. این افراد فقط بخاطر هیجان مسابقات، بکار گرفتن ذهن و دنبال کردن داوری های منصفانه برای پیروزی، از روی میل و علاقه در مسابقات شرکت می کنند و هرکس می تواند از شرکت کردن در رقابتی سالم، احساس خوشی و لذت کند.

در اینجا تعدادی بازی فکری و سالم به شما معرفی می شود که می توانید در منزل دوستان و آشنایان و در میهمانی های شبانه بازی کنید.

۱ – شطرنج
شطرنج پادشاه بازی های فکری است زیرا کشمکشی سالم بین دو ذهن ایجاد می کند. این بازی به ما فنون زیادی می آموزد، از جمله فن اندیشیدن و تدبیر، استراتژی ها و شیوه های مبارزه، تقویت ذهن و تمرکز . این بازی قطعا در هر خانه ای وجود دارد و هر کسی باید آن را فرا بگیرد تا از این رقابت و تقلای ذهنی لذت ببرد.

اسکرابل۲ – پازل حروف (Scrabble)
این یک بازی مدرن با کلمات است. شما می توانید آن را با ۳ یا ۴ یا ۵ نفر انجام دهید اما ۲ نفر بهتر است. در این بازی شانس و اقبال نقش کمی دارند زیرا شما باید با حروفی که در دستانتان دارید، لغاتی با همان حروف از روی تخته پیدا کنید. هرچه تعداد لغات پیدا شده بیشتر باشد، امتیاز شما نیز بیشتر می شود . بازیکنان ماهر از هر فرصتی استفاده می کنند و با حروفی که در دست دارند، بیشمار لغت می سازند.

۳ – منوپولی (روپولی قدیم)
هنگامی که فیدل کاسترو، رئیس جمهور کوبا شد این بازی را ممنوع کرد زیرا ترسید که سرمایه داران از این شیوه برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. در این بازی شانس و اقبال نقش مهمی دارند، ولی اگر بازیکن ماهری بدرستی تمرکز کند، به راحتی پیروز می شود و می تواند سهم خود را افزایش دهد. این بازی مهارت های تجارت و کسب و کار را به ما می آموزد.

۴ –  بازیهای ورق
با کارت ها و ورق ها بازی های بسیاری می توان انجام داد، اما بهترین آنها پاسور است. از آنجایی که این بازی بسیار زیرکانه است، مهارتهای بسیاری را به شخص می آموزد. بازیکنان زبردست، از روی ورق های ظاهر شده، به کارت های باقیمانده پی می برند و با مهارتی که دارند، ادامه بازی را در دست می گیرند.

۵ – کلودو
در این بازی معمای یک قتل طراحی می شود و بازیکنان باید با استفاده از سرنخ ها پی ببرند که چه کسی، کجا و با چه وسیله ای مرتکب قتل شده است.

Cluedo

۶ – تخته نرد
تخته نرد بازی جذابی است که دو نفر با استفاده از شانس، مهارت و کمی سیاست به رقابت می پردازند.

۷ – معمای بیست سوالی
این بازی را هم که در تلویزیون و رادیو زیاد دیده و شنیده اید. سوال کنندگان باید سوالات مختلفی بپرسند تا همه فرضیات را چک کنند و به سرنخ هایی برسند و از روی این سرنخ ها پاسخ را بیابند.

۸ – تست هوش
این بازی، پدر همه ی بازی های آزمایشی است. در این بازی دانش عمومی و توانایی های فکری شما آزمایش می شوند و شما باید از هوش خود، همچون سازندگان پازل، نهایت استفاده را ببرید.

۹ – تصویر سازی
در این بازی شما باید با نقاشی کردن ، کلمات را برای دوستانتان شرح دهید. با این سرگرمی جذاب و خنده دار، می توانید قوه تخیل خود را امتحان کرده و آن را تقویت کنید.

۱۰ – جدول کلمات متقاطع
این بازی مشهور هم که معرف حضورتان هست.

۱۱ – گل یا پوچ

بازی جالبی بود. خیلی باید فکر می کردیم تا بتوانیم درست حدس بزنیم.

چگونه سفر بی زحمتی داشته باشیم؟

حتما کسانی را دیده اید هنگامیکه به سفر می روند، گویی می خواهند اسباب کشی کنند. این مطلب را با توجه به همین نکته نوشته ام که شاید نکاتی مناسب برای راحت سفر کردن را در خود داشته باشد.

۱- اولین گام برای راحت تر بودن در مسافرت، به همراه داشتن چمدان کوچک است، مثلا یک کوله پشتی. اگر هم کوله پشتی جادار و مناسبی پیدا نکردید می توانید از کیفهای مدرسه ای استفاده کنید. زیرا هرچه کیفتان کوچکتر باشد، حمل آن برایتان راحت تر است و بدین ترتیب همیشه مطمئن هستید که لوازم ضروری همراهتان هستند. اگر فضای کافی برای حمل همه ی وسایل خود ندارید، فقط لوازم ضروری و شخصیتان را بردارید.

۲- به این موضوع که سفرتان ممکن است چقدر طول بکشد، اهمیت ندهید. فقط کافی است ۳ عدد پیراهن با رنگ های معمولی بردارید آنوقت همه ی لباسهایتان متناسب باهم خواهند بود. به هیچ وجه فکرتان را به این مسئله مشغول نکنید که چه بپوشید و چه نپوشید. فقط به این توجه داشته باشید که لباسهایتان تمیز باشند. بهتر است آنهایی را بردارید که به شما بیشتر می آیند. همچنین همیشه یک ژاکت به همراه داشته باشید تا اگر هوا سرد شد، بپوشید. و سعی کنید کفش راحتی به پا کنید تا پاهایتان خسته نشوند.اما دقت کنید که بیش از یک ژاکت باعث زحمت خواهد شد.

۳- صابون یا شامپویی را بردارید که چند منظوره باشد تا در همه ی مواقع از استفاده کنید. مایعی که بتوان از آن برای شستن بدن، موها، دندانها! و لباسهایتان استفاده کنید. از این صابون به مقدار کافی بردارید تا در تمام طول مسافرت به همراه داشته باشید. اگر چنین صابونی پیدا نکردید، ۲ راه دارید: اول اینکه از سالم بودن مواد غذایی فروشگاهی که می خواهید از آن خرید کنید، مطمئن شوید و سپس از آنها بپرسید که آیا شبیه چنین صابونی دارند یا نه، مثلا صابون گیاهی. همچنین می توانید از صابونی که در هتلها و مسافرخانه ها موجود است استفاده کنید که صابون تقریبا خوبی بوده و مقرون به صرفه است.

سفر با کمترین وسایل

۴- لباسهایتان را در وان دستشوئی بشویید. یکی از دلایلی که در ابتدا عنوان کردم که فقط ۳ عدد پیراهن بردارید این بود که هر چند روز یکبار می توانید آنها را به راحتی بشویید. از همان صابونی که گفته شد استفاده کرده و آنها را در وان حمام بشویید. سپس آنها را بر روی طناب رخت شوئی بیندازید تا خشک شوند. درضمن یک طناب رخت شوئی مقاوم نیز به همراه داشته باشید. می توانید لباسهایتان را در شب بشویید که تا صبح خشک شده و آماده استفاده شوند.

۵- همیشه این آمادگی را داشته باشید که اگر واقعا به چیزی احتیاج داشتید، آن را بخرید. سعی کنید کمترین لوازم را بردارید و از آوردن وسایل اضافی خودداری کنید. اگر احیانا چیزی را فراموش کردید یا نتوانستید با خود ببرید، آن را بخرید. به یاد داشته باشید که مسافرت فقط برای خوش گذرانی و داشتن اوقات خوش است. اگر چمدان سنگینی با خود بردارید، مجبورید آن را همه جا حمل کنید. کشیدن یک چمدان سنگین بر روی پله ها، پله برقی ها، آسانسورها و یا اطراف شهر، برای هیچ کس خوشایند نیست. پس سعی کنید سبک ترین و ضروری ترین لوازم را بردارید و وقت خود را صرف خوشگذرانی کنید. بنابراین دیگر مجبور نیستید پول اضافه یا انعامی برای حمل و یا نگهداری چمدانتان بپردازید.

۶- همیشه با خود یک ست کامل خیاطی شامل یک عدد سوزن و دو رنگ نخ هر کدام به اندازۀ ۵۰ سانتیمتر داشته باشید تا در صورت وجود کوچکترین مساله، سریعا خودتان آنرا برطرف نمایید. ضمنا به جای حوله می توانید از دستمال کاغذی لوله ای استفاده کنید تا جای کمتری بگیرد. همچنین یک چاقوی سوییسی نیز می تواند جای بسیاری از وسایل اضافی را بگیرد.

سفر خوشی داشته باشید.

منبع

باران خطرناکتر است یا ضربه مغزی؟

روزهایی که هوا ابری است، حتی باران هم نیامده اما هوا تیره و پر ابر است، علاوه بر افراد عادی که بی برو برگرد یک عدد چتر با چترخود همراه کرده و از خانه خارج می شوند، کسانی هم که اتومبیل دارند باز هم برای احتیاط این کار را کرده و حداقل چتر را در قسمت عقب اتومبیل خود می گذارند که : مبادا باران مرا خیس کند.

در واقع چتر نقش محافظت از خیس شدن را بازی می کند. اما چرا نباید خیس شویم؟ حتما برای شما روشن است. اگر خیس شویم مریض شده و مجبوریم از چند ساعت تا چند روز در منزل بمانیم. پس ما برای محافظت از جان خود چتر برمیداریم. البته بعضی افراد به جای چتر از پلاستیک، کتاب، مقوا و وسایلی از این قبیل استفاده می کنند.

حال با خود تصور کنید آیا خیس شدن و مریض شدن خطرناکتر از ضربه مغزی شدن است؟

چرا با اینکه روزانه صدها تصادف موتور با سایر وسایل نقلیه رخ داده و خودمان شاید بارها شاهدش بوده ایم و دهها بار شنیده ایم که فلانی ضربه مغزی شد، فلانی مرد، فلانی سرش شکست باز هم شاهد افراد که چه عرض کنم خیل عظیم موتورسوارهای بدون کلاه کاسکت هستیم؟ چرا؟

مشخص است زیرا طعم ضربه مغزی شدن را نچشیده اند. زیرا اگر مانند طعم خیس شدن زیر باران و سرما خوردن، طعم شکسته شدن کلاه ایمنیسرشان را می چشیدند بدون زور و ضرب و جریمه و نفرین پدر و مادر و … به راحتی از کلاه ایمنی استفاده می کردند. واقعا چرا باید بعضی چیزها را بعضی افراد خوشان شخصا تجربه نمایند. بابا همیشه حادثه ها مربوط به اطرافیان و دیگران نیست. گاهی همان حوادث برای ما و شما (شما موتورسوارها) پیش می آید. جالب اینجاست که می گوید : من که آروم میرم. آخه چه ربطی دارد این حرف به جلوگیری از حادثه. عزیز من شما آرام می روی، آن رانندۀ با عجله که آرام نمی رود. شما احتیاط می کنی، دیگران که ضامن سلامت شما نیستند.

چرا باید دیگران به زور جریمه و اعمال قانون ضامن سلامت ما (شما موتورسواران) باشند؟

مزایای کلاه ایمنی (کلاه کاسکت)

  • جلوگیری از مردن
  • جلوگیری از عمری را فلج شدن و گوشۀ خانه افتادن
  • جلوگیری از جریمه شدن
  • جلوگیری از بدبخت کردن یک خانواده (خانوادۀ مقصر)
  • سالم ماندن
  • با خیال آسوده راندن
  • زیباتر شدن
  • گرم شدن
  • خیس نشدن
  • با هندزفری راحت صحبت کردن
  • و …

خواهشا استفاده کنید و اگر هم موتورسوار نیستید به اطرافیانتان که موتورسوارند گوشزد کنید.

فرهنگ موتورسواری

پانوشت : قضیۀ فوق در مورد کمربند ایمنی هم صادق است.

چه کنیم تا نگرانی و استرس روزمره رخت بربندد؟

برنامه ریزی یکی از هنرهایی است که چنانچه کسی آنرا در زندگی خود پیاده نماید، شاید تبدیل به موفق‏ترین فرد در زمینه کاری، تحصیلی، زندگی خانوادگی و … شود. حال این هنر بسیار آسیب پذیر بوده و نیاز به مراقبت، ممارست و نگهداری دارد. به این صورت که برنامه‏ریزی باید تبدیل به یک عادت روزانه شده که حتی برای کوچکترین امور هم به کار آید. مثلا خرید روزانه، نظافت منزل، دریافت وام و … .

حال در اثنای این امور نکته‏ای بسیار قابل توجه در مورد کارهای روزمره وجود دارد که شاید در برنامه‏ریزی‏ها مورد کم توجهی قرارگرفته و یا اینکه اصلا به نظر نیاید.

همه کارهای روزانه و امور زندگی به ۴ نوع تقسیم می‏گردندکه از لحاط این نوع تقسیم بندی، از این ۴ حالت خارج نیستند :

۱ – کارهای ضروری و مهم
۲ – کارهای غیر ضروری و مهم
۳ – کارهای ضروری و غیر مهم
۴ – کارهای غیر ضروری و غیر مهم

کارهای ضروری و مهم : کارهایی هستند که به صورت اورژانسی پیش آمده و بدون پیش بینی قبلی خود را نمایان می‏کنند. از جمله : آتش گرفتن منزل، برنده شدن در جایزه بانک، امتحان گرفتن استاد بدون اطلاع قبلی و … .

این دسته از امور آن چنان سریع بوجود می‏آیند که فقط یک انتخاب را برای ما مقدور می‎‏سازند و در واقع ما ناگزیر به انجام همان یک راه هستیم وگرنه تسلیم امور و دغدغه‏های روزانه زندگی شده‏ایم و در صورت تعلل، چیزهای باارزشی را از دست خواهیم داد.

کارهای غیر ضروری و مهم : این دسته از کارها همان اموری هستند که نقش کلیدی در زندگی هر شخص ایفا می‏نمایند. اموری که در نگاه اول فعلا مهم نبوده و نیاز به انجام آنها نیست ولی در عین حال بسیار مهم هستند و در صورت انجام ندادن آنها، تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار تصمیم گیری را از ما سلب می‏نمایند.

از جمله : دریافت المثنی برای شناسنامۀ گم شده، درس خواندن در اوقاتی که اجباری نیست، پس انداز پول در ایام ثروتمندی، پنچرگیری لاستیک زاپاس ماشین در حالیکه فعلا هیچ نیازی به آن نیست، خرید کپسول آتش خاموش کن برای احتیاط و …

این امور در نگاه اول اصلا ضروری نبوده و شاید به همین دلیل به وقتی دیگر موکول شده و کم کم فراموش شوند. در حالیکه همین نوع کارها هستند که تبدیل به کارهای ضروری و مهم شده و دیگر اختیار را از دست ما خارج می‏نمایند. مثلا با خود تصور کنید که شما شناسنامه خود را گم کرده‏اید. خب شاید الآن نیازی به آن نداشته و با کارت ملی امور خود را انجام دهید و حتی شاید با خود بگویید “در فرصتی مناسب المثنی آن را میگیرم”. روزها می‏گذرند و شما به دنبال شناسنامۀ المثنی خود نمی‏روید آنگاه یک روز بانک سما اعلام می‏کند که شما برنده یک دستگاه اتومبیل شده‏اید و فقط با در دست داشتن شناسنامه آنرا به شما تحویل می دهیم. آنگاه شما دستپاچه شده (استرس) و صبح زود شال و کلاه کرده و راه می‏افتید. ابتدا به ادارۀ ثبت احوال می‏روید و می‏بینید که مسئول مشغول خوردن صبحانه است. شما شاکی می‏شوید و می گویید “آقا بیا کارمردم را راه بینداز ما عجله داریم” (استرس) سپس شما به عکاسی رفته و عکسی می‏گیرید ناگهان دوربین عکاس خراب می‏شود (استرس) سپس در راه به ترافیکی سنگین بر‏می‏خورید (استرس) و به همین ترتیب شما شانس دریافت جایزه را از دست می‏دهید.

همچنین در مورد تعویض لاستیک زاپاس : دقیقا همان روزی که چک دارید، ماشین شما پنچر شده و در راه می‏مانید(استرس) آنگاه ناگهان به فکر می‏افتید که لاستیک زاپاس هم پنچر است (استرس) سپس لاستیک به دست در خیابان ها راه افتاده و به تاکسی‏هایی که حتی به شما محل نمی‏گذارند ناسزا می‏گویید (استرس) و…

این دو داستان در صورتی با شیرینی به اتمام می‏رسید که شما قبلا با برنامه‏ریزی امور غیر ضوری و مهم خود را انجام داده و آنها را پشت گوش نینداخته بودید.

کارهای ضروری و غیر مهم : از جمله اجبار به شرکت در جلسۀ اداره که شاید در ان جلسه موضوعات مهمی مورد بحث واقع نشود ولی در عین حال ضروری است و هیچ راه فراری ندارد. ( و این امور در زندگی افرادیکه توانایی تصمیم‏گیری دارند کم پیش می‏آید.)

کارهای غیر ضروری و غیر مهم : این دسته از کارها را می‏توان اولین مانع موفقیت در زندگی دانست. مثلا تماشای تلویزیون، خواب بیش از اندازه، خواندن و فرستادن پیامک‏های بی موضوع، خیابان‏گردی و …

در صورتیکه این دسته از امور به طور کامل از زندگی حذف گردند می‏توان گفت که زندگی خود را تبدیل به یک مدینۀ فاضله کرده‏اید. زیرا با حذف این امور و جایگزینی آنها با امور غیر ضروری و مهم کامی بلند در جهت ایجاد آرامش در زندگی برداشته‏اید. اموری که نتیجۀ قابل توجهی نداشته و همچنین خستگی ناشی از آنها می‏تواند توانایی انجام امور دستۀ ۲ را از ما سلب نماید. مثلا آن نتیجه‏ای که از یک فیلم ۳۴ قسمتی می توان گرفت را در یک کتاب ۴۰ صفحه‏ای می‏توان یافت و یا اینکه خیابان‏گردی ۳ ساعته را می‏توان در یک ساعت با مراجعه به بهترین پارک انجام داد.

پس بیایید تا جاییکه میتوانیم با برنامه ریزی قبلی، به کارهای دستۀ ۲ یعنی امور غیر ضروری و مهم بپردازیم.

سرعت کم در رانندگی با دلایل قانع کننده

این روزها رانندگی تبدیل به یکی از اجزای لاینفک زندگی هر شخص شده است؛ بطوریکه اگر این قسمت را از زندگی هر شخصی جدا سازند، به طور یقین با سختی هایی روبرو می شود. رانندگی کردنف بخصوص در خیابانهای شلوغ و پرترافیک و بویژه با وجود آلودگی زیاد هوا کاری بس دشوار است که نیاز به ترفند ها و ریزه کاریهایی جهت لذت بردن از آن دارد.

بسیاری از رانندگان با اینکه هیچ عجله ای در رسیدن به مقصد ندارند، بازهم با سرعت می رانند. این امر باعث استرس زا شدن رانندگی برای ایشان شده و لذت رانندگی را با این کار از دست می دهند. (البته ناگفته نماند رانندگی با سرعت بالا لذتی غیر قابل توصیف دارد اما در جایی که بتوان سرعت گرفت و نه در میان انسانها و اتومبیلها! ) همچنین علاوه بر اینکه شاید متحمل ضرر و زیان مالی شوند با جان مردم هم بازی می کنند.

باید دقت کنیم که اگر زمان رسیدن به مقصد با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت، ۳۰ دقیقه است، هیچ وقت با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۱۵ دقیقه نیست بلکه بین بین ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است که دلایل مختلفی دارد که جای بحث آن نیست.

در اینجا به ۵ دلیل برای اینکه آرام و با سرعت پایین برانیم اشاره می کنم :

۱ – مصرف سوخت کمتر

هربار ترمز گرفتن و از سرعت کاستن و دوباره سرعت گرفتن باعث مصرف سوخت بیشتری نسبت به زمانی که با سرعت ثابت می‏رانیم می‏شود.

۲ – حفظ جان مردم

رانندگی با سرعت بالا می‏تواند تهدیدی برای جان مردم و همچنین خود راننده باشد. جالب اینجاست که بر اساس تحقیقات، رانندگی با سرعت تقریبی ۵۵ کیلومتر در ساعت دوبرابر شانس مرگ یک شخص را در برابر ۴۵ کیلومتر در ساعت دارد (اختلاف فقط ۱۰ کیلومتر است). با سرعت بالا رانندگی کردن شاید چند دقیقه‏ای ما را سریعتر به مقصد برساند اما می‏تواند به اندازه یک پلک بهم زدن بین مرگ و زندگی فاصله ایجاد کند.

۳ -صرفه جویی در وقت ؟!

اکثر اوقات هنگامیکه خیال می کنیم رانندگی با سرعت بالا می‏تواند باعث صرفه‏جویی در وقت شود، می‏فهمیم که اینطور هم نیست. عدم توانایی در تصمیم‏گیری بموقع به دلیل سرعت بالا و وجود استرس می‏تواند عاملی شود تا دقیقا ورودی یک بزرگراه را رد کرده و پس از طی چند متر که دیگر راه برگشتی نیست بفهمیم! و یا اینکه یک تصادف بسیار کوچک شاید باعث اتلاف وقتی قابل توجه گردد.

۴ – کاهش استرس

همیشه برخورد آنی و غیرمنتظره با رویدادها و مسائل، چه خوب و چه بد باعث ایجاد استرس می‏گردد. این استرس می‏تواند عواقبی وخیم به دنبال داشته باشد که بعدها خود را نشان می‏دهد. چرا بعضی از افراد پس از رانندگی و یا در حین رانندگی بسیار اخمو و ترشرو هستند و یا اینکه حالت تدافعی دارند؟ این به خاطر وجود استرس است.

۵ – لذت بردن از رانندگی

با سرعت پایین رانندگی کردن می‏تواند فرصت دیدن مناظر زیبا را به ما هدیه دهد. همچنین با توجه به اینکه هیچ گونه استرسی ایجاد نمی‏شود، می‏تواند فرصتی برای تفکر و تصمیم‏گیری باشد.

حال فرض کنیم که می خواهیم یک رانندگی لذت‏بخش را شروع کنیم. در اینجا به چند مورد که می‏تواند لذت رانندگی را بیش از پیش افزایش دهد اشاره می نمایم :

  • گوش دادن به موسیقی آرام‏بخش
  • بی‏توجهی به رانندگان دیگر : نه به این معنا که خیابان را از آن خود بدانیم. منظور این است که مثلا اگر کسی ما را اذیت کرده و روی ما گرفت، اصلا اهمیت ندهیم. با خود بگوییم “آیا با من برخورد کرد؟” (نه) پس به راه خود ادامه دهیم. (همچنین در مورد کسانی که خیلی زود تحت تاثیر سایر رانندگان قرار میگیرند).
  • زودتر راه بیفتیم : شاید یکی از دلایلی که بعضی افراد با سرعت بالا رانندگی می‏کنند این که دیر شده می‏باشد. پس اگر فقط چند دقیقه زودتر راه افتیم، دیگر نیازی به سریع راندن نیست.
  • از سمت راست حرکت کنیم : اگر سرعت ما نسبت به دیگر رانندگان پرسرعت پایینتر است، دقت کنیم که از سمت راست حرکت نماییم.
  • فکر کنیم : در حین رانندگی همانطور که اشاره شد، می توان به مسائل روزانه فکر کرده و یا ایده پردازی کنیم.

در پایان قلباً درخواست می نمایم که آرام برانید.

رایجترین کابوسهای شبانه و تعابیر آنها

هر کسی خواب و رویا می بیند و گاهی هم اینها شبیه کابوس هستند چه پس از خواب به یاد بیاوریم و چه به یاد نیاوریم. محققین دریافته اند که اکثر کابوسها و خوابهایی که افراد می بینند شبیه هم بوده و تعابیر مشترک دارند. در اینجا رایجترین خوابها و کابوسهای بین مردم را که از سوی موسسه جهانی تحقیقات خواب منتشر شده، مرور می کنیم.

۱ – خرابی اتومبیل و هر نوع وسیله نقلیه

در این نوع از خواب دیدن، شما در کنار و یا در داخل یک نوع اتومبیل یا هر نوع وسیله نقلیه دیگری که از کنترل خارج شده و یا هر نوع مشکل دیگری برایش پیش آمده (در حین حرکت) هستید. برای مثال شاید ترمزها بریده باشند، کنترل فرمان از دستتان خارج شده باشد و یا اینکه رودرروی یک صخره بوده یا حتی با آن تصادف کرده اید. شما می توانید راننده و یا سرنشین یا در کنار اتومبیل باشید. این نوع خواب فقط برای افرادی که راننده هستند یا رانندگی یاد دارند اتفاق نمی افتد بلکه برای همه ممکن است اتفاق بیفتد.

تعبیر : این نوع خواب معمولا نشان دهنده یک نوع احساس ضعف و ناتوانی در برابر مساله ای در زندگی بوده و یا اینکه شما به زودی تصادف خواهید کرد !

۲ – دستگاه های معیوب

در کابوس دستگاههای معیوب، شما تلاش بر این دارید که با دستگاهی که خراب یا معیوب است کار کرده و کنترل آنرا بدست بگیرید و گاهی شاید این دستگاه یا وسیله کار کند ولی نتیجه مورد انتظار شما را ندهد. بیشتر حالتهای این نوع خواب، کار با تلفن است که شامل شماره گیری اشتباه، قطع شدن ارتباط تلفنی، ناتوانی در شماره گیری و همچنین مشکلات متعدد در زمینه کار با اینترنت و هرچیزی نظیر اینترنت است. همچنین ممکن است شما با یک دستگاه داغون و بهم ریخته روبرو شوید(عکس).

تعبیر : شما احساس دوری از حقیقت و واقعیت را داشته و یا اینکه یک قسمت از بدن یا فکر شما آنطور که باید کار نمی کند همچنین در مواقعی که در مورد ارتباط برقرار کردن با دیگران دچار مشکل شویم، ممکن است دچار اینگونه خواب شویم.

۳ – گم شدن و در بند افتادن (زندانی شدن)

گم شدن در خواب نمایانگر تضاد در تصمیم گیری در مورد پاسخ به یکی از فرایندهای زندگی روزمره است. در این نوع کابوس شما در تلاش برای پیدا کردن راهی در یک منطقه وسیع، باغ و بیابان، خیابانهای شهر، ساختمانهای بزرگ و هر چیز دیگری شبیه به اینهاست حالت دیگر این خواب هم گرفتار و گیر افتادن در زندان، تار عنکبوت، اسیر شدن در قبر و کلا عدم توانایی در حرکت و آزاد شدن است.

تعبیر : این نوع کابوس نشانگر  عدم توانایی در تصمیم گیری و انتخاب راه درست و بین دوراهی ماندن است.

۴ – به دنبال وسیله نقلیه عمومی دویدن

در این نوع رویا شما در تقلا برای رسیدن یا سوار شدن به اتوبوس، قطار، هواپیما و … می باشید اما به آن نرسیده یا در یک لحظه ناپدید میشود. جدای از احساس ترس در این نوع خواب شما احساس نا امیدی و شکست خوردگی می کنید همچنین نوع دیگر این خواب این است که شما برای شرکت در یک برنامه مهم مثلا مسابقه ورزشی دیر رسیده و آنرا از دست داده اید که البته نوع اول رایج تر است.

تعبیر : از دست دادن شانس یا موقعیتی خوب در زندگی، مثلا شغل خوب یا خانه مناسب و همچنین تقلا و تلاش برای گرفتن تصمیم مناسب برای ایجاد موقعیتی مناسب در زندگی از تعبیرهای این نوع خواب است.


پیشنهاد : در صورتیکه از این مطلب و سایر مطالب وبلاگ پورعلی.نت استفاده کرده و لذت برده اید، می توانید با عضویت در فید یا اشتراک رایگان در دریافت ایمیل، مطالب مرا دنبال فرمایید.


۵ – رد شدن در امتحان

این خواب معمولا برای کسانی که مدتی از مدرسه اخراج شده و یا ترک تحصیل نموده اند اتفاق می افتد. در این نوع خواب شما به حالات و شرایط مختلف از شرکت در یک امتحان منع شده و یا شانس قبول شدن در آنمرا از دست می دهید. مثلا دیر به جلسه می رسید، توانایی پاسخ به سوالات را ندارید، مداد و قلم به همراه ندارید و … .

تعبیر : این نوع رویا نشانگر آن است که شما احساس قرار گرفتن در حیطه آزمایش در زندگی واقعی خود را دارید. ولی آمادگی موفقیت در این آزمایش را نداشته و یا در حال انجام عملی اشتباه هستید.

۶ – مرگ و مریضی

در این نوع کابوس شما خودتان یا یکی از افرادی که خیلی دوستش دارید را در حالت مریضی، جراحت و یا مرگ می بینید. این نوع رویا معمولا با خوابی آرام همراه است که بیشتر به خاطر مریضی و عدم سلامتی جسمی بوجود می آید. در حالتی که در زندگی واقعی مریض هستید اگر از لحاظ روحی نیز مریض بوده و یا ترس از مریضی داشته باشید نیر ممکن است از این نوع رویا ببینید. همچنین در این نوع خواب ممکن است کسی را درحال وصیت کردن ببینید.

تعبیر :

الف )مرگ : دراز شدن عمر، قطع رابطه با فرد دیده شده یا از دست دادن وی.

ب ) مریضی : احتمال وجود خطر برای فرد دیده شده، آرزوی قطع رابطه با وی

۷ – تعقیب و گریز

خواب دیدن اینکه عده ای یا شخصی به دنبال شماست می تواند تجربه ای بسیار خوفناک باشد. فرد تعقیب کننده معمولا یا موجودی وحشتناک است و یا انسانی ترسناک و همچنین حیوانات مختلف. جالب اینجاست که این نوع کابوس بیشترین آمار را در بین کابوسهای دیگر دارا می باشد.

تعبیر : معنی این نوع کابوس این است که شما در زندگی واقعی از موضوعی ترسیده و یا احساس وحشت می کنید. همچنین این نوع خواب به واسطه یک موضوع مهیب و تاثیر گذار (منفی) که قبلا در زندگی برایتان پیش آمده دیده می شود.

راه درمان : اینکه از خودتان بپرسید چه کسی یا چه چیزی در زندگی برای من ترسناک بوده و مانند یک غول بی شاخ و دم نمایانگر می شود ؟ مثلا بعضی افراد پاس کردن چکهایشان مانند غولی بی شاخ و دم ایجاد وحشت برایشان می کند! یا بعضی دیگر قطع شدن ارتباط اینترنت به واسطه قطع شدن کابل ته دریا!

۸ – دندان !

دندان در خواب دیدن از خوابهای بسیار رایج است که بعضی اوقات می بینید که دهان خود را باز کرده و دندانهایتان یکی یکی شروع به افتادن می کند. (البته این می تواند به دلیل مشکلات دندان بوده و یا هرچیزی که به دهان و دندان مربوط می باشد.) همچنین می بینید که یکی از دندانها دچار مشکل شده و لق است که کلاً این نوع خواب پریشان بوده و نیز خود پریشان کننده است ولی باز هم معنی و تعبیر دارد.

تعبیر : رایجترین تعبیر ممکن این است که از اینکه فردی منزوی و غیر قابل نفوذ در مردم باشید می ترسید. تعبیری دیگر این است که احساس شرم و خجالت و عدم توانایی در ایجاد تعاملات اجتماعی بر شما غلبه کرده است.

۹ – عریان بودن

در این نوع خواب شما می بینید که عریان یا نیمه عریان هستید و یا اینکه لباس نا مناسبی به تن دارید. (مثلا در محل کار پیژامه پوشیده اید)  بیشتر شما باعث جلب نظر فرد یا افراد دیگر می شوید (آنطور که می دانید !!! ) این نوع خواب معمولا نتیجه خجالت و شرم و حیاست ولی معنی آزادی عمل در مورد مسائل مختلف را نیز می دهد.

تعبیر : این رویا نتیجۀ احساس بی پناهی، آسیب پذیری و ترس از اینکه دیگران از آنچه که نباید در مورد شما بدانند ولی مطلع هستند (مانند مسائل بسیار شخصی و اسرار) سرچشمه میگیرد. نکته قابل توجه این است که این خواب بیشتر توسط افرادی که درگیر مسائل عروسی و ازدواج هستند دیده می شود.

۱۰ – سقوط کردن و افتادن

احتمالاً همه ما تجربه سقوط و افتادن در خواب را داشته ایم و در بیشتر مواقع پس از سقوط و افتادن (از بلندی) مرده ایم. همچنین شاید در هوا معلق شده و بسیار وحشت کرده باشیم و یا اینکه در آب غرق شده باشیم.

تعبیر : این رویا معمولا در مواقعی دیده می شود که ما احساس خطر و ناامنی در زندگی کرده و یا ترس از عدم وجود پشتیبانی دیگران وجود ما را فرا گرفته. شاید هم بر روی موضوعی بسیار تمرکز کرده و پس از فکر بسیار خود را در برابر آن موضوع تسلیم کرده و منصرف از انجام آن شده ایم.

راه درمان : اگر این نوع خواب ما را اذیت کرده و بیشتر اوقات با آن شب را به روز می رسانیم بهتر است موقعیت کنونی خود را ارزیابی کرده و مسئله ای را که اینقدر فکر ما را مشغول کرده را باز کرده و زوایای مختلف آنرا یک به یک حل نماییم.

(کپی برداری فقط با ذکر نام منبع و لینک مربوطه مجاز می باشد)
(ضمنا نام قبلی این مطلب در همین وبلاگ “کابوسهای رایج و تعابیر آنها” بوده است)
منبع : listverse.com

مشکل شما مشکل من است (Your problem is my problem)

حتما داستان آن مرد را شنیده اید که در یک کشتی نشسته بود و با دیگر مسافران کشتی در دریا مشغول سفر بود، آنگاه مرد شروع به مردم مانند زنجیر به هم وصلندسوراخ کردن همان جایی که نشسته بود کرد. دیگران هم وقتی دیدند که مرد در حال سوراخ کردن مکان نشستن خودش است به او چیزی نگفتند و پس از چند ساعت بعد کشتی غرق شد!

یکی از دغدغه های روزانه اکثر افرادی که کمی به فکر اجتماع هستند، بی تفاوتی مردم نسبت به دیگران و اجتماع است. حتما همه این حالت را حس کرده ایم. مثلا برای کاری مهم در یک اداره پا می گذاریم و از این اتاق به آن اتاق می رویم. در اتاق آخر که امضای آخر مانده، آقای مسئول به ما می گوید فردا ساعت ۸ صبح باید بیایید تا پروندۀ شما امضا شود. شما هم که کارمند اداره هستید و دیگر نمی توانید مرخصی بگیرید به مسئول می گویید من نمی توانم فردا بیایم اما می دانید ممکن است او در جواب شما چه بگوید؟ “این دیگه مشکل خودتونه؛ به من ارتباطی نداره“.

همچنین در مورد خودمان تصور کنیم : مثلا مشغول رانندگی در یک خیابان یک طرفه هستیم که می بینیم یک نفر خلاف با سرعت و جفت راهنما مشغول بوق زدن و چراغ دادن به سمت ما می آید. ابتدای امر ممکن است به او راه ندهیم. اما او به ما می گوید “آقا مجبورم؛ خیلی عجله دارم اگر دیر برسم…” . حال حقیقتا ما به او چه جوابی می دهیم. آیا همان جواب مسئول اداره را می دهیم یا نه با خودمان تصور می کنیم که شاید یک روز این مشکل برای ما پیش آید؟

***

موضوع دیگر در مورد مسائل اجتماعی این است که حالتی را تصور کنید که همسایۀ بغل دستی ما به شدت مشغول مصرف آب است و تمام محل را آب گرفته. آیا اگر آب قطع شود این مشکل به ما نیز آسیب وارد نمی کند؟ فردی را در نظر بگیرید که مشغول خراب کردن دستگاه خودپرداز است. آیا دفعۀ بعدی که ما خودمان نیاز به پول داریم، ممکن نیست که به همان خودپرداز خراب برخورد کنیم؟ وظیفه چیست؟ آیا با یک کلام گفتن “نکن آقا درست نیست!” ممکن نیست که جلوی یک کار بد گرفته شود؟

جملۀ “مشکل شما مشکل من است” یا Your problem is my problem یکی از الگوهایی است که باید در ذهنمان قرار دهیم تا شاید بتوانیم دست در دست هم جامعه را به سوی جامعه ای پویا و سالم پیش ببریم.

کمی بی تفاوت نبودن خوب است. اگر می بینیم که یک نفر یک خطایی را مرتکب می شود، چرا به او گوشزد نکنیم؟ چرا بگوییم “این که وظیفۀ ما نیست؟” اتفاقا این ما هستیم که می توانیم جامعه را بسازیم. به امید آرمان شهر، شهر سالم.

نگاهی به تاثیرات رادیو و تلویزیون بر اخلاق کودک

حتما تابحال به تاثیر تلویزیون بر روح و روان بچه ها و بخصوص کودکان فکر کرده اید. اما تلنگری کوچک می تواند از فاجعه ای بزرگ جلوگیری کند.

همانطور که می دانیم چشم و گوش کودک مانند دوربینهایی بسیار دقیق و ریزبین عمل نموده و از هر صحنه ای و هر صدایی و زمزمه ای فیلمبرداری می کند. از روابط عاطفی در سریالها و فیلمها و تبلیغات گرفته تا ترانه هایی که از رادیو پخش می شود. حتی کوچکترین سکانس ها از لنز تیزبین دوربین کودک مخفی نمی ماند. حال ببینیم که این تلویزیون چه ها که نمی کند …

قسمتی از سریال پریزن بریک
قسمتی از سریال پریزن بریک

فیلمی را در نظر بگیرید که کمی اکشن بوده و در مابین صحبتهای افراد حاضر در این فیلم تعدادی کلمات رکیک هم رد و بدل می شود. کودک همۀ آنها را با جزئیاتش ضبط کرده و موقعیتی که در آن این نوع صحبتها انجام شده را نیز به خاطر می سپارد. سپس در موقعیتی همانند فیلم آنها را پیاده کرده و بدون کم و کاستی شاید تحویل خودمان بدهد.

همچنین نمایش عروسکی را در نظر بگیرید که عروسکها همدیگر را مسخره می کنند. به راحتی کودک می آموزد که با کوچکترین موضوع موجود در فرد مخاطب می توان لحظه ای شاد را برای دیگران بوجود آورد (بدون توجه به ناراحت شدن فرد مقابل). پس در اولین هم نشینی کودکان به سرعت این عمل انجام خواهد شد. (حتی گاهی کودک ممکن است روابط عاطفی پدر و مادر را ضبط نموده و آنها را جلو جمع نمایش دهد).

به یاد بیاورید تبلیغ کفش گام را که یک نفر از بالای یک ساختمان به بالای ساختمانی دیگر می پرید و هیچ مشکلی برایش پیش نمی آمد. آیا این تبلیغ برای کودک مضر نبود؟ اگر کودک این حالت را طبیعی در نظر می گرفت چه می شد؟ آیا تبلیغات خوراکیهای بسته بندی هیچ تاثیری بر سلامت کودکان نخواهد گذاشت؟

سریال دلنوازان
سریال دلنوازان

چه کنیم ؟

فیلتراسیون کار ماست نه کار تلویزیون. با یک فیلتراسیون خیلی مختصر به راحتی می توان تربیت کودک را حداقل در همین زمینه گارانتی نمود. یکی از اساتید من می گوید “من هر گاه برنامه ای خوب با پیامی مثبت از تلویزیون پخش می شود، آنرا بر روی فلش مموری ذخیره نموده و برای فرزندم چندین بار پخش می کنم. به خصوص در هنگام پخش برنامه هایی با تاثیر منفی. و به این ترتیب کتابخانه ای از برنامه های مثبت با پیامهایی آموزنده برای فرزندم تهیه کرده ام… “.

این یک نوع فیلتراسیون است. انواع دیگر را باید بسته به شرایط و نوع اخلاق استفاده از رسانۀ هر خانواده ای تدوین نمود. به هر حال راه دارد. نمی توان گفت ناچاریم و هیچ کاری از دستمان بر نمی آید.

این معضل تلویزیون و رادیو تا سنین فهم و درک بچه ادامه دارد و باید تحت کنترل شدید خانواده باشد. با خود تصور کنید یکی از همین کودکانی که پیامهای منفی را از تلویزیون دریافت کرده در آینده مسئول …. شود. چه خواهد شد؟

نگاهی به یک فرد خلاق

چه خوب است چیزهای خوب را بگوییم تا همه بدانند :

چند روز پیش در حال خرید در یکی از مراکز خرید بودم که یکی از دوستان قدیمی خود (ب.صدیق زاده) را آنجا دیدم. دیدن وی در آنجا کمی تعجب برانگیز بود (زیرا او قبلا به شغل دکوراسیون منزل مشغول بود). وی در کنار استندی پر از قاب و تابلوهای زیبا (و جدید) ایستاده بود. جالب اینجاست که طرحهایی که ایشان در تابلوهایش استفاده کرده بسیار جالب و به نوعی شکستن هنجارهاست. مثلا طرح یک اثر انگشت یا فقط یک تکه ابر در بالا و چند قطره در تابلوهایی دیگر در کنارش.

ایشان هم اکنون صاحب دفتر کار و کارگاهی کوچک و یک زندگی رضایتبخش است که وی این موفقیت را که در طول ۲ سال با تلاش مداوم کسب کرده ، مدیون پشتکار و تلاش بی وقفه در راستای جذب اهداف خود است.

ضمنا ایشان سرویس فروش اینترنتی محصولات گالری خود را نیز در وبسایتشان منظور نموده اند که از شما دعوت می نمایم از آن بازدید فرمایید :  نگارستان پولک

تابلو کودک

خطر… بمب آلودگی

اکثرا در فرودگاه، جلو درب بیمارستانها و کم و بیش در گوشه و کنار خیابانها که قدم می‏زنیم مردی را می‏بینیم که یک دسته بادکنک بادکرده با یک کیف که به بغل یا به پشتش گرفته، در حال قدم زدن است که اگر نایی برایش مانده باشد با صدایی زیر می‏گوید “بادکنکه… بادکنک…”.

بادکنهایی گول زنندهما نیز خوب می‏دانیم که این کوه بادکنک‏ها مانند آهنربایی بچه‏ها را به سوی خود جلب می‏کند. اما بزرگترها اهمیتی به آن نمی‏دهند و تا جایی که امکان دارد برای کودکشان بادکنک نمی‏خرند (شاید هم بعضی از آنها برای ساکت کردن کودک یک عدد بادکنک برایش بخرند و …).

اما این مرد بادکنک فروش از کجا آمده؟ خانه‏اش کجاست؟ شرایط محیط منزل او چگونه است؟ شام و نهار چه می‏خورد…؟ اصلا بگذارید کمی ریزتر شویم : این مرد دندانهایش را هر چند روز یکبار مسواک می‏زند؟ آیا ما از نظافت او خبر داریم؟ آیا از سلامت سیستم تنفسی او مطمئنیم؟ آیا دستهای او تمیز است؟ از صبح که از منزل خود به امید کسب روزی حرکت می‏کند، تا ظهر چند بار دست و بال خود را می‏شوید؟
آیا قبل از خرید بادکنک برای کودکتان این سوالات را از خود پرسیده‏اید؟

همه می‏دانیم که کودکان آسیب‏پذیرترین قشر جامعه از لحاظ بیماری‏های عفونی هستند. پس اولین خطری که جان کودکمان را تهدید می‏نماید، خطر ابتلا به بیماری هاست. مطلب بعدی جنس این بادکنک‏هاست که کودک آن را به دهان و صورت خود مالیده و ممکن است حساسیتی هر چند ناچیز او را ناراحت کند. ما نمی‏دانیم که مرد بادکنک فروش سرماخورده است یا نه و یا اینکه لبهای او آیا تمیز است یا خیر.

من شخصا از حدود بیش از ۵ بادکنک فروش پرسیدم آیا شما بادکنک‏ها را با پمپ کوچک دستی تزریق هوا باد می‏کنید یا با دهان، همگی با نگاهی مملو از تعجب می‏گفتند : “بله؟ این چیزی که می‏گویید چیست؟! ” همچنین دستهایی که بادکنک را گره می‏زند ممکن است به هزاران سطح آلوده برخورد کرده و منبعی از آلودگی باشد.

حال تا وقتی که بچه با بادکنک بازی می‏کند، هنوز مشکلی پیش نیامده است اما وای به لحظه‏ای که این بادکنک بترکد و گویا بمبی حاوی انواع بیماریها و بوی بد و گاهی بزاق دهان آن مرد در هوا منتشر شده و صحنه‏ای فجیع را که متاسفانه نمی‏توان آنرا دید بوجود آورد. میکروبها و ویروسهایی که با خوشحالی احساس آزادی خود را جشن گرفته و آماده پیکاری سخت با جان ما می‏شوند. با خود تصور کنید (!). متاسفانه مشکل اینجاست که با توجه به اینکه همیشه سربادکنک گره خورده و هیچگونه منفذ خروجی هوا ندارد و نیز با توجه به اینکه هوای خارج شده از دهان مرد بادکنکی مرطوب بوده، بادکنک پر باد، بهترین مکان برای رشد و ترقی میکروب ها محسوب می‏شود.

به فکر سلامت کودکانمان باشیم

با کمی دقت در این مسائل، با دغدغه‏ای کمتر زندگی کنیم. اگر واقعا ناچاریم که برای کودک خود در همان حال بادکنک بخریم، حداقل یک عدد بادکنک نو بادنکرده برایش خریده و خودمان که حداقل از سلامت خود با خبریم آنرا باد کنیم.