خانه > سلامت و بهداشت, مهارتهای زندگی > راههایی برای مهار استرس، اضطراب و تپش قلب

راههایی برای مهار استرس، اضطراب و تپش قلب

در این پست تصمیم دارم به یکی از مسائل مهمی که روزانه بسیاری از افراد با آن درگیر بوده و دست و پنجه نرم می‏کنند بر اساس تجربیات ‏ گذشته‏ خودم و نظرات شخصی‏ام  بپردازم. گاهی بعضی افراد اسیر استرس و اضطراب می‏شوند و بعضی هم با آن کنار می‏آیند اما به ندرت آن را سرکوب کرده و مهار آن را به دست می‏گیرند. من مدت زیادی با این موارد یعنی استرس و اضطراب زندگی کردم و داروهای زیادی را جهت درمان آن مصرف کردم اما در نتیجه هیچ کدام از آنها به طور دائمی موثر واقع نشد و فقط درمان موقت نتیجۀ مصرف دارو و قرصهای مختلف بود.

استرس اکتسابی استچرا استرس؟ دلایل بوجود آورنده استرس و اضطراب چیست؟

گذشته از دلایل فیزیکی و جسمی به نظر من مواردی بسیار مهم در بروز حالات استرس و اضطراب دست دارند که من با توجه به بررسی‏ها و تجربیات خودم به آنها می‏پردازم.

۱ – عدم اطلاع از موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار خواهیم گرفت
۲ – ترس از عدم بر آورده شدن خواسته
۳ – نگرانی از وقوع مشکل یا حادثه‏ای حاد
۴ – نگرانی از طرد شدگی و عدم کارآمدی
۵ – وسواس
۶ – از دست دادن موقعیت شغلی، خانوادگی، اجتماعی و …
۷ – ترس از بیماری
۸ – ترس از مرگ
و …

اگر کمی دقت کنیم درمی‏یابیم که در تمام موارد بالا “ترس” وجود دارد. منظور اینکه ترس عامل اصلی تمام استرس ها و اضطراب‏هاست. اگر ما بتوانیم ترس را در خود از بین ببریم به راحتی استرس را از بین برده‏ایم. ما در واقع از چیزی می‏ترسیم که یا اصلا وجود نداشته و یا اینکه احتمال به وجود آمدن آن کمتر از ۵۰% است. پس چرا بترسیم. در اینجاست که به جملۀ معروف “تفکر مثبت اساس هر موفقیت است” می‏رسیم. ما با تفکر مثبت خودمان نسبت به هر چیز و هر موقعیتی به راحتی می‏توانیم ترس خود را نسبت به آن موقعیت از بین ببریم.

مثال :اگر ما از وقوع حادثه‏ای می‏ترسیم یا استرس داریم، کافی است که نوع نگاه خود را از آن موقعیتی که شاید حادثه‏زا باشد عوض کنیم. مثلا نگران اتومبیل فرزندمان هستیم که تصادف نکند. حال اگر با کمی تفکر با خود بیندیشیم که هم اتومبیل ترمز دارد و هم کمربند ایمنی و هم اینکه خیابانها شلوغ است و رانندگی هم خوب و در آخر اینکه مرگ و زندگی دست خداست و نیز برگ از شاخه نمی‏افتد مگر به اردۀ او، هرگز استرس و اضطراب ما را دچار نخواهد کرد.

مثال ۲ : اگر ما از بیماری می‏ترسیم کافی است با خود تصور کنیم که هزاران نفر مانند ما یا در معرض بیماری هستند و یا این بیماری حاضر ما را دارند. پس چرا نگرانی؟ تا جایی که دلمان بخواهد قرص و دارو موجود است و در آخر مثلا ۵۰% از افرادیکه به این بیماری دچار بوده‏اند جان سالم بدر برده‏اند؛ چرا ما جزء آن ۵۰% سالم نباشیم؟ و درنهایت مگر نمی‏دانیم که زاد و مرگ دست خداست پس نگران نباشیم و تلاش برای بهبودی خود را کنار نگذاریم.

مثال ۳ : اگر ما از برآورده نشدن خواسته نگرانیم به این دلیل است که خودمان هم هنوز شک داریم که انتخاب این خواسته درست است یا خیر. اگر هم ایمان داریم نباید نگران برآورده نشدن آن باشیم چون خواستۀ ما بسیار خوب و معقول بوده و در راستای پیشرفت و تعالی ماست. اما اگر نشد چه می‏شود؟ (این جمله منفی است) پاسخ این است که اگر نشد، نشد. اصلا مهم نیست. دوباره تلاش می‏کنم.

در کل استرس و اضطراب از ترس ناشی می‏شود که ترس هم از عدم وجود باور قوی به قدرت و توانایی فکر است.

نوع دیگر استرس، ترس مرضی و حملات پنیک

اما نوعی دیگر از استرس وجود دارد که ناگهان فرد دچار استرس و اضراب می‏شود که این می‏تواند دلایل ژنتیکی داشته و یا عوامل جسمی روحی در آن دخیل باشند. تنش‏ها و ناملایمات روزمره تقریبا یکی دیگر از عوامل بوجود آورندۀ این نوع استرس است.

علایم استرس و اضطراب :

۱ – تپش قلب
۲ – احساس درد در قفسۀ سینه (گاهی خیلی شدید)
۳ – احساس خفگی
۴ – احساس خواب آلودگی
۵ – خستگی چشم
۶ – نیاز به دفع مزاج
۷ – اسهال، تهوع و استفراغ
۸ – حوصلۀ هیچ کس را نداشتن
۹ – سردرد و داغی بدن
۱۰ – فشار خون بالا
۱۱ – مشکل در تنفس
۱۲ – خشک شدن دهان
۱۳ – تعریق زیاد
۱۴ – سرگیجه
۱۵ – سوزش معده

راههای سادۀ مهار استرس و اضطراب

اکنون که علائم حالت استرس و اضطراب را کاملا دریافتیم، باید به دنبال راههای مهار آن باشیم. ابتدا بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است. فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد. در اینجا به راههای مهار استرس بر اساس تجربیات شخصی و پیشنهادات پزشکان متخصص می‏پردازم :

۱ – نفس عمیق به مدت چند دقیقه
۲ – پیاده روی و قدم زدن
۳ – سرگرم شدن به کاری خاص مثلا نظافت منزل یا رانندگی (پرت کردن حواس خودمان به جایی دیگر)
۴ – تماس با چند دوست (حضوری یا تلفنی)
۵ – گوش دادن به یک موسیقی بی‏کلام
۶ – ورزش و تحرک (ترجیحا در جمع)
۷ – تفکر و تجسم مثبت از موقعیتی دیگر و مکانی دیگر
۸ – در آغوش کشیدن کسی که دوستش داریم
۹ – عدم توجه به علائم استرس
۱۰ – مدیتیشن و ریلکسیشن
۱۱ – تماشای طبیعت، دریا
۱۲ – توکل به خدا و سپردن همه چیز به دست او

حتی یک تصویرسازی ذهنی...

البته در ابتدا استفاده از یک عدد قرص پروپرانولول ۱۰ می‏تواند مفید باشد. اما باز هم بدانیم که مغز ما مهمترین منبع بوجود آورندۀ استرس و در مقابل بهترین از بین برندۀ آن است. نگران نباشیم. همه چیز در جای خود و به بهترین نحو اجرا می‏شود. این خودمان هستیم که شرایط را سخت می‏پنداریم و در نتیجه آنها را جذب می‏نماییم. تجربیات خود را در این رابطه با سایر خوانندگان این مطلب در میان بگذارید.

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • RSS
  • StumbleUpon
  • Yahoo! Buzz
  • Twitthis
  • Technorati
با عضویت در پورعلی.نت، اولین نفری باشید که مطالب جدید را دریافت می‏نمایید.
اشتراک توسط ايميل:
 
برگزیدۀ جدیدترین مطالب علمی - اجتماعی را در اینجا بیابید.

عضویت در فـيـد (خوراک)  اگر می‏خواهید بدانید فید (خوراک) چیست اینجا را کلیک کنید.
  1. ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۹ | #1

    در موارد ایجاد استرس در مطالعات جدید این دسته بندیها را بکار می برند:
    شرایط زندگی شخصی: رفتارهای درون خانواده و شرایط مالی نقش مهمی در ایجاد استرس دارد
    تفاوتهای شخصیتی: تفاوت شخصیت یک نفر با نفر دیگر که باعث می شود شخص خود را دچار کمبودهایی ببیند و دچار استرسی شود.
    شرایط محیط کار: بدون شک یکی از مهمترین عوامل ایجاد استرس است.
    شرایط سیاسی جامعه: بخصوص در کشورهایی …. میتواند عامل استرس باشد. بدی این موضوع از این بابت است که جامعه دچار استرس می شود … .
    تغییرات تکنولوژیک: تکنولوژی وارد زندگی شده و خیلی ها بدلیل عدم هماهنگی با تکنولوژی در انجام امور روزانه با مشکل برخورد می کنند که این باعث استرس می شود.

    [پاسخ]

  2. kasra
    ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۸:۰۴ | #2

    من دقیقاً این علائم را دارم ولی با مصرف قرص پراپرونولول۲۰ و شبی یک عدد آسنترا بزور این علائم بصورت موقت رفع می شود آنقدر هم از لحاظ روحی ضعیفم که دیگر هر چه بخواهما ز این فکرا بکنم تاثیری ندارد

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰م, ۱۳۸۹ ۲:۱۷ ق.ظ:

    سلام. از آنجا که من شخصا تجریه کردم، به راحتی می توانید با قدرت فکرتان، این وضعیت را بهبود بخشید. بهتر است از تقلیل دز قرص به ۱۰ شروع کنید. وقتی این حالت به شما دست می دهد، فقط (فقط) پیاده روی کنید. بخصوص در محلهای شلوغ و پر رفت و آمد. به تپش قلبتان اصلا دقت نکنید. یک کاری انجام دهید. آرام ننشینید. بجنبید. تحرک داشته باشید. آنوقت خود بخود حواس شما به جایی دیگر پرت می شود. همچنین قرص آلپرازولام هم چارۀ خوبی (شبها). در هر صورت این فکر ماست که می تواند جهان را جابجا کند.

    [پاسخ]

    fara پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ ۸:۳۸ ب.ظ:

    salam. duste aziz man mitunam ba tebe mokamele faradarmani behetun komak konam. agar khastin ba adrese faradarmangar3@gmail.com تماس بگیرید

    dar zemn darman raygan hast. emtehan kardanesh zarari nadare

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰م, ۱۳۸۹ ۲:۱۷ ق.ظ:

    سلام. از آنجا که من شخصا تجریه کردم، به راحتی می توانید با قدرت فکرتان، این وضعیت را بهبود بخشید. بهتر است از تقلیل دز قرص به ۱۰ شروع کنید. وقتی این حالت به شما دست می دهد، فقط (فقط) پیاده روی کنید. بخصوص در محلهای شلوغ و پر رفت و آمد. به تپش قلبتان اصلا دقت نکنید. یک کاری انجام دهید. آرام ننشینید. بجنبید. تحرک داشته باشید. آنوقت خود بخود حواس شما به جایی دیگر پرت می شود. همچنین قرص آلپرازولام هم چارۀ خوبی (شبها). در هر صورت این فکر ماست که می تواند جهان را جابجا کند.

    [پاسخ]

    fara پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ ۸:۳۸ ب.ظ:

    salam. duste aziz man mitunam ba tebe mokamele faradarmani behetun komak konam. agar khastin ba adrese faradarmangar3@gmail.com تماس بگیرید

    dar zemn darman raygan hast. emtehan kardanesh zarari nadare

    [پاسخ]

  3. ۳۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۲ | #3

    مطمئنا در عمل تفاوت زیادی خواهد داشت

    وقتی شما در یک جمعی هستید و به هر دلیلی دچار استرس شدید ( عرق دست و خشک شدن دهان و احساس خفگی و گرفتن صدا و سرخ شدن و . . . . ) در این حالت دیگر فکر های ارام بخش از ۱۰۰ متری شما هم عبور نمیکند چه برسد به اینکه خیال پیاده روی داشته باشید یا نفس عمیق بکشید

    [پاسخ]

  4. ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۵ | #4

    مطمئنا استفاده از این روش ها بسیار بهتر از استفاده از دارو هستش . اگر قدرت ذهنو باور کنیم اگر بدونیم که چه کار هایی می تونیم بکنیم با قدرت ذهن و تفکراتمون هیچ وقت سراغ دارو نمیریم .

    [پاسخ]

  5. ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۰۵:۰۸ | #5

    مثل همیشه عالی و روحیه دهنده بود. ممنون.

    [پاسخ]

  6. محمد رضا
    ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۳ | #6

    سلام من الان ۲هفته میشه که بدون هیچ دلیلی استرس شدیدی دارم.و مثل یه حمله ی قلبی یکدفعه به سراغم میاد چندبار در یک روز بعدش فقط میشینم و گریه میکنم.هر راهی هم رفتم تا فکرم درمان کنم خودمو ولی اکثر موارد شکست میخورم…چکار کنم خواهشا کمک کنید؟؟؟؟

    [پاسخ]

  7. مریم ستاری
    ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۳۰ | #7

    سلام با نظر دوستم موافقم( شیرفروش)چون وقتی دچار استرس باشی به سختی میشه درهمان لحظه به نفس عمیق و ……فکر کنی و همه اینها به نظر من بستگی به مراقبتهایی داره که هر کسی از قبل باید خودش رو مقاوم کنه و در شرایط بحران با توجه به قابلیتهای درونی اش بتونه از بحرانی که داره عبور کنه و یک نکته مهم اینکه باید اعتراف کنم من همیشه روزهایی که از ابتدای روز استرس داشتم با مراجعه به شما آروم شدم این گروه بهترین دوستان من در حفظ آرامشم هستند شاد باشید

    [پاسخ]

  8. ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۰۳ | #8

    سلام من دختری هستم ۱۸ ساله که چند ماه پیش به خاطر بعضی حملات به دکتر رفتم که گفتند از استرسه بعد از اون چند مدتی درست شدم باز هم اونحملات سراغم امده مثل اینکه از همه چیز میترسم وقتی اطرافمو نگاه میکنم فکر میکنم همه چیز دروغهیه جور حالتی بهم دست میده میترسم ازوقتی داداشم سرباز رفته این حالت تو من بیشتر شده فقط احساس میکنم دارم میمیرم واین ترس خیلی منو ازار میده صدایی میشنوم میترسم خوابی میبینم صبح اینگار دارم خواب میبینم تورو خدا کمکم کنید

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۳:۵۴ ق.ظ:

    سلام
    فکرتو عوض کن.

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۳:۵۴ ق.ظ:

    سلام
    فکرتو عوض کن.

    [پاسخ]

  9. ف-اسکندری
    ۱۳ آبان ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۷ | #9

    با سلام

    خانمی ۳۵ساله هستم تمام علایمی را که فرمودید باضافه ی مشکل بلع را دارم شغلم از جمله شغلهاییست که مدام مورد پایش قرار میگیریم با اینکه همیشه بهتر از دیگرانم ولی هیچ وقت راضی نیستم حمله ی این علا یم باعث میشود با اینکه هیچ کوتاهی در کارنکرده ام و مستنداتم هیچ ایرادی ندارند در ارایه ی مطالب کاملا ناتوان و ناکام بمانم شدت تپش قلبم وخشکی دهانم باعث میشود همیشه مطلبم نا تمام وحقم ضایع شود شما را به خدا به من کمک کنید چون یاس سراسر وجودم را گرفته است

    [پاسخ]

    hamid پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    salam omidvaram ke hale hamaton khob shode bashe . man chan mahi bod hamalate panik mishodam ama to modat 1 mahe kamelan khob shodam va mohemtarin chizi ke be man komak kard in bod ke har zaman ke hamle mikhast behem dast bede be khodam migoftam ina hamash ye tabahomeo khiali va aslan vaghei nist va vaghean ham hamintore chon ta behal nashode hata yek nafar az hamalate paniki dar donya fot karde bashe chon in hamalat be noie mishe goft bad az azad shodam mavad shimyayi maghz ensanro dochare tabahom mikone va behtarin rahe darmanesh ine ke be khodemon aramesh bedim va in ro tekrar konim ke in hamalat estersi chize khasi nist va kheyli sarie raf mishe hadal emkan az masaeli ke baese tahrike in bimari ham mishe dori konid va aslan negaran nabashim . man shagerdi dashtam ke on ham mesle man bod ama ba hamin ravash on ham kheyli sarie khob shod baz age dostane khobam khastid ba ham hata mokaleme tel dashte bashim baraye moshavare ba ham mitonid ba in shomare tamas begirid har zaman ke khastid 0935 960 10 17 hamid ya be adres mailam email bezanid man hatman pasokhesh ro baraton ersal mikonam

    [پاسخ]

    hamid پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    salam omidvaram ke hale hamaton khob shode bashe . man chan mahi bod hamalate panik mishodam ama to modat 1 mahe kamelan khob shodam va mohemtarin chizi ke be man komak kard in bod ke har zaman ke hamle mikhast behem dast bede be khodam migoftam ina hamash ye tabahomeo khiali va aslan vaghei nist va vaghean ham hamintore chon ta behal nashode hata yek nafar az hamalate paniki dar donya fot karde bashe chon in hamalat be noie mishe goft bad az azad shodam mavad shimyayi maghz ensanro dochare tabahom mikone va behtarin rahe darmanesh ine ke be khodemon aramesh bedim va in ro tekrar konim ke in hamalat estersi chize khasi nist va kheyli sarie raf mishe hadal emkan az masaeli ke baese tahrike in bimari ham mishe dori konid va aslan negaran nabashim . man shagerdi dashtam ke on ham mesle man bod ama ba hamin ravash on ham kheyli sarie khob shod baz age dostane khobam khastid ba ham hata mokaleme tel dashte bashim baraye moshavare ba ham mitonid ba in shomare tamas begirid har zaman ke khastid 0935 960 10 17 hamid ya be adres mailam email bezanid man hatman pasokhesh ro baraton ersal mikonam

    [پاسخ]

  10. رضا68
    ۷ آذر ۱۳۸۹ در ۲۳:۵۷ | #10

    سلام.استرس چند وقتیه بهم غلبه کرده!!!!!! تپش قلبم بالا و پایین میره! تمرکزم و از دست دادم از کوچیکترین اتفاقات ترس ورم میداره!!!! حتی رانندگی هم برام سخت شده!!!!!!!

    [پاسخ]

  11. 123
    ۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۷:۱۰ | #11

    دیروز دکتر گفت اسم حملم پنیکه۲۰سالمه +استرس زیاد کمکم کنید یعنی کاملا خوب میشم؟درمانش چیه ؟دیگه هیچ وقت نمیخوام ببینمش.میخوام سالم باشم کمک .ایمل بزنید لطفا سریعتر

    [پاسخ]

  12. فرزاد
    ۲۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۳:۴۸ | #12

    سلام. من دو ماهه پیش به خاطر مصرف بیش از حد سیگار و استرس برای آزمون ارشد و تغذیه ی نا مناسب در خوابگاه دچار استرس و تپش قلب شدید شدم. پیش متخصص رفتم گفتن قلبت مشکلی نداره و از اعصاب هستش. دکتر اعصابم سه تا پرانول۱۰ و سه نصفه آپوآلپرازولام و یه سیتالوپرام۲۰ در روز واسم تجویز کرد. بعد از ۲هفته خوب شدم. خریت کردم و قرص هام رو ترک کردم. تو ایام عید به دنبال یه رابطه جنسی دوباره همش برگشت. و ایندفعه فقط تپش قلب باقی مونده و رفع نمیشه. خیلی من رو میترسونه. اگه پرانول نخورم دست بردار نیست. میترسم به قرص عادت کنم. یا قلبم مشکل پیدا کنه. قفسه سینه ام هم دردمیگیره. وقتی اینجا خوندم که خیلی های دیگه اینطورن کمی آرام شدم. ممکنه که این موضوع و قرص خوردن دائمی بشه؟؟؟ دیگه کوچکترین هیجان رو نمیتونم تحمل کنم. قبلا هرگز اینطور نبودم. لطفا نظرتون رو بهم بگید. لطفا لطفا لطفا.

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    سلام

    در صورت تمایل لطفا با ایمیل با من در تماس باشید. (از طریق فرم تماس صفحه تماس با من)

    [پاسخ]

    nima پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۹۰ ۸:۱۳ ب.ظ:

    قرص پروپرانول داروی مهمی نیست میتونی همیشه مصرف کنی

    ولی اگه همیشه تپش قلب داری یه چیز ذهنی هست که بهش فکر میکنی

    مثلا اینکه همش تپش قلب داری خودش ایجاد استرس و تپش قلب میکنه

    یا شایدم از رابطه جنسی که داشتی پشیمونی

    [پاسخ]

    nima پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۹۰ ۸:۱۳ ب.ظ:

    قرص پروپرانول داروی مهمی نیست میتونی همیشه مصرف کنی

    ولی اگه همیشه تپش قلب داری یه چیز ذهنی هست که بهش فکر میکنی

    مثلا اینکه همش تپش قلب داری خودش ایجاد استرس و تپش قلب میکنه

    یا شایدم از رابطه جنسی که داشتی پشیمونی

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    سلام

    در صورت تمایل لطفا با ایمیل با من در تماس باشید. (از طریق فرم تماس صفحه تماس با من)

    [پاسخ]

  13. علی
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۴ | #13

    منابع اطلاعاتتون رو میشه لطف کنین برام ایمیل کنین .ممنون

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    سلام
    همانطور که در ابتدای نوشته عرض نموده ام، اینها تجربیات شخصی هستند.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    سلام
    همانطور که در ابتدای نوشته عرض نموده ام، اینها تجربیات شخصی هستند.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  14. رضا
    ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۷ | #14

    سلام من هر چند یکبار شاید ۴ یا ۵ ماه یکبار این حمله پنیک به من دست می دهد تپش قلب می گیرم احساس خفگی به من دست می دهد و این فکر که تا اخر عمرم باید در حالت خفگی زندگی کنم موجب بتر شدن این حمله پنیکی می شود همیشه هم وقتی که خواب هستم این طور می شوم و از خواب می پرم بعضی وقت ها هم از این خواب که همه افراد علم پیشرفت کردن و ادم های موفقی شدن و من از همه عقب افتادم از خواب می پرم و همون تپش قلب و احساس خفگی به من دست می دهد .البته اوائل این حمله پنیکی خیلی سختتر بود ولی حالا با کنترول کردن خودم و مبارزه ذهنی بعد از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه این مورد را حل می کنم . از دوستان می خواستم بپرسم این حالت به چربی خون یا کلسترول و دیگر بیمار ها هم ارتباطی دارد یا خیر با سپاس

    [پاسخ]

  15. عطا
    ۲۶ تیر ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۷ | #15

    سلام.من حدود یک ماهه که دچار استرس ، اضطراب و تشویش بیخودی می شم.صبح ها دوست ندارم از خواب بلند بشم چون احساس می کنم خیلی سریع این حالات می آد به سراغم.بعضی از شبها مجبورم قرص زاناکس بخورم تا خوابم ببره.وقت خواب اصلا هیچی رو حس نمی کنم اما در ساعات بیداری همش دچار این حالات می شم.کلی آزمایش خون دادم . دکتر داخلی گفته که چربی خونت بالاست و کمی هم غلظت خون داری . دارم مراعات می کنم امااحساس می کنم حتی با این درمان های دارویی هم آروم نمی شم و هنوز اضطراب و استرس در وجودم جریان داره.لطفا کمکم کنید.سپاس

    [پاسخ]

  16. علی
    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ در ۰۴:۰۵ | #16

    سلام من هم چند ماه پیش دو بار دچاره تپش قلب خیلی شدید شدم (panic attack)و دکترم برایم آلپرازولام و پراپرانولول تجویز کرد که موثر بود. اما حدود یک ماه بعدش دندان درد شدید گرفتار شدم. در آن مدت که دندان درد داشتم اصلاً هیچ مشکل استرسی نداشتم چون آنقدر دندان درد می کرد که نمی توانستم به چیزی فکر کنم.
    مطلبی که می خوام بگم اینکه این مشکل ما از افکار منفی ماست و راه حلش کنترل افکار و توکل کردن به خداست.

    [پاسخ]

  17. علی
    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ در ۰۷:۳۵ | #17

    سلام من هم چند ماه پیش دو بار دچاره تپش قلب خیلی شدید شدم (panic attack)و دکترم برایم آلپرازولام و پراپرانولول تجویز کرد که موثر بود. اما حدود یک ماه بعدش دندان درد شدید گرفتار شدم. در آن مدت که دندان درد داشتم اصلاً هیچ مشکل استرسی نداشتم چون آنقدر دندان درد می کرد که نمی توانستم به چیزی فکر کنم.

    مطلبی که می خوام بگم اینکه این مشکل ما از افکار منفی ماست و راه حلش کنترل افکار و توکل کردن به خداست.

    [پاسخ]

  18. fateme
    ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۰۳:۱۳ | #18

    سلام چند هفته پیش دادشمو از دست دادم بعد ۳ روز تپش قلبم رفت بالادرد نداشتم دکنر رفتمنوار قلب هم بد بود طوری که دکتر می خواست بستریم کنه با پروبانولول ۴۰ خوردم بهتر شد الانم گاهی میره بالا با اینکه قرص می خورم دوزش اوردم پایین تا کی باید بخورم ؟وکی باید دوباره برم چکاب ؟ ممنون میشم بهم بگین اکو هم کردم گفتن مشکلی نداری فقط یه مقداری افتادگی دریچه قلب که گفتن مهم نیس با تشکر

    [پاسخ]

  19. parmida
    ۱۲ آذر ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۱ | #19

    سلام.خیلی ممنون ازتوضیحات خوبتون.من در حالی که می خوندم حس می کردم همون دردی که من دارم رو می گین.من ۲۵ سالمه,متاهل, دانشجو و کارمند هستم.اضطراب و استرس من که منشا اصلیش کارم هست یبشتر روی معدم اثر میذاره, هر صبح و بیشتر مواقع حالت تهوع بهم دست میده,صفرای معدم بالا میاد وآروغ می زنم,تپش قلب میگیرم و دست و پای چپم کرخت میشه و درد میگیره. خیلی خستم کرده,چند تا دکتر هم رفتم,قرصهای اعصاب رو نمی تونم مصرف کنم,هم به دلیل خواب آور بودن و اینکه وقتی میخورم شب ها بازوهام و دستام بدجوری درد میکنن نمی تونم تحملشون کنم. حالت تهوع هم که نمی ذاره غذا بخورم,هم وزنم کم میشه,موهام میریزه و سرم درد میگیره و انرژی هیچ کاری رو ندارم.. خواهشن کمکم کنین مشکلم حل بشه,خیلی غصه می خورم و می ترسم بدتر بشم.منتظر جوابتون هستم. مرسی

    [پاسخ]

  20. faradarmangar
    ۲۷ آذر ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۱ | #20

    salam. dustane aziz man mitunam ba tebe mokamele faradarmani behetun komak konam. agar khastin ba adrese faradarmangar3@gmail.com تماس بگیرید

    dar zemn darman raygan hast. emtehan kardanesh zarari nadare

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

Anti-Spam Protection by WP-SpamFree