<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: رایجترین کابوسهای شبانه و تعابیر آنها</title>
	<atom:link href="http://www.pourali.net/1388/09/203.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 26 Dec 2011 06:28:21 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
	<item>
		<title>با: hasan</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-1740</link>
		<dc:creator>hasan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-1740</guid>
		<description>سلام 
خیلی جالب و فوق العاده بود </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خیلی جالب و فوق العاده بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-1068</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-1068</guid>
		<description>4-5 تاش عین آمار کابوسای بچگیم بود.نمیدونم چه مرگم بود هی موقع پرواز سوقوط میکردم. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۴-۵ تاش عین آمار کابوسای بچگیم بود.نمیدونم چه مرگم بود هی موقع پرواز سوقوط میکردم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: nasim</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-943</link>
		<dc:creator>nasim</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-943</guid>
		<description>اگر در خواب فرد عریانی را ببینیم تعبیر ان چیست </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر در خواب فرد عریانی را ببینیم تعبیر ان چیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-95</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-95</guid>
		<description>سلام 
جالب بود، ولی اکثر تعابیر شبیه هم بودن و همه بیانگر ناتوانی فرد!!!!!!!! </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
جالب بود، ولی اکثر تعابیر شبیه هم بودن و همه بیانگر ناتوانی فرد!!!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امید</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-94</link>
		<dc:creator>امید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-94</guid>
		<description>با سلام. من دو تا خواب دارم اگه لطف کنید و تعبیر کنید0 اولیش 15 خرداد دیدم که جایی بودم که تعضیه بود ولی کسانی که تعزیه انجام میدادند لباسهای کهنه پوشیده بودندو احساس بدی نسبت بهشون داشتم اخه هی تو دستاپای من مدویدند واحساس می کردم هر لحظه بهم بخورند. و این در حالی بود که من یه عبای سبز خیلی پر رنگ و عمامه سیاه تمیز و نوی بر تن داشتم. و یکی از دوستان را دیدم که گفت تو خیلی بیشتر از فلانی سبز شدی؟                        خواب دوم دیدم باز زن و بچه ام از شهر خارج شدم ولی راه را گم کردم شب بود و به باغی رسیدم و یه ماشین از جلوم رد شد که توجهی نکرد احساس می کردم که دیگه توان برگشت را ندارم و به زنم شکوه می کردم که تقصیر اونه بعدش به یک پیر مردی رسیدم راه را پرسیدم گفت اون طرفه ولی با ماشین نمی سرفه ولی من فکر می کردم کرایش برام چیزی نیست در حالی که چراغهای شهر را می دیدم. با سپاس </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام. من دو تا خواب دارم اگه لطف کنید و تعبیر کنید۰ اولیش ۱۵ خرداد دیدم که جایی بودم که تعضیه بود ولی کسانی که تعزیه انجام میدادند لباسهای کهنه پوشیده بودندو احساس بدی نسبت بهشون داشتم اخه هی تو دستاپای من مدویدند واحساس می کردم هر لحظه بهم بخورند. و این در حالی بود که من یه عبای سبز خیلی پر رنگ و عمامه سیاه تمیز و نوی بر تن داشتم. و یکی از دوستان را دیدم که گفت تو خیلی بیشتر از فلانی سبز شدی؟                        خواب دوم دیدم باز زن و بچه ام از شهر خارج شدم ولی راه را گم کردم شب بود و به باغی رسیدم و یه ماشین از جلوم رد شد که توجهی نکرد احساس می کردم که دیگه توان برگشت را ندارم و به زنم شکوه می کردم که تقصیر اونه بعدش به یک پیر مردی رسیدم راه را پرسیدم گفت اون طرفه ولی با ماشین نمی سرفه ولی من فکر می کردم کرایش برام چیزی نیست در حالی که چراغهای شهر را می دیدم. با سپاس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حضرت والا م</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-93</link>
		<dc:creator>حضرت والا م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-93</guid>
		<description>فرصت نکردم که مطالب شما دوست عزیز رو کامل بخونم ولی صد در صد باید 
 
وقت بزارم و پست ها رو ببینم چونکه مشخص هست بابت اون ها وقت صرف 
 
شده در خزانه پادشاهی حضرت والا تنها همین لینک دادن باقی مانده و بس ، 
 
برای پیش کش که آن هم انجام شد :) . </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فرصت نکردم که مطالب شما دوست عزیز رو کامل بخونم ولی صد در صد باید </p>
<p>وقت بزارم و پست ها رو ببینم چونکه مشخص هست بابت اون ها وقت صرف </p>
<p>شده در خزانه پادشاهی حضرت والا تنها همین لینک دادن باقی مانده و بس ، </p>
<p>برای پیش کش که آن هم انجام شد <img src='http://www.pourali.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: payambar=metal</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-92</link>
		<dc:creator>payambar=metal</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-92</guid>
		<description>من اسن خاب نمیبینم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 
جکار کنم. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من اسن خاب نمیبینم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!<br />
جکار کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یه بابایی</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-91</link>
		<dc:creator>یه بابایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-91</guid>
		<description>اگر خواب ببینیم یه الاق هر چی گوسفند بود رو بخوره نشانه چیه؟ </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر خواب ببینیم یه الاق هر چی گوسفند بود رو بخوره نشانه چیه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م. پورعلی</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-90</link>
		<dc:creator>م. پورعلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-90</guid>
		<description>سلام، با تشکر از دیدگاهتون. من که معبر نیستم ولی امیدوارم تعبیر خوبی داشته باشه ... </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، با تشکر از دیدگاهتون. من که معبر نیستم ولی امیدوارم تعبیر خوبی داشته باشه &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الکس</title>
		<link>http://www.pourali.net/1388/09/203.html/comment-page-1#comment-89</link>
		<dc:creator>الکس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pourali.net/?p=203#comment-89</guid>
		<description>من خوا ب دیدم خونم خراب شدخ و از خونم مار بیرون میاد </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من خوا ب دیدم خونم خراب شدخ و از خونم مار بیرون میاد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

