خانه > قوانین هستی, موفقیت و کامیابی > (طبق قانون جذب) ما چه کسانی را جذب می‏کنیم؟

(طبق قانون جذب) ما چه کسانی را جذب می‏کنیم؟

بر اساس قانون جذب ما چه کسانی را جذب می‏کنیم و یا چه کسانی جذب ما می‏شوند؟

هر فردی در زندگی یک سری دوستان خاصی دارد که تقریبا همه آن دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگرمعمولا طیف دوستان و همنشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتا شبیه هم دارند.

قانون جذب فقط منحصر به اشیا و خواسته‏های مادی و معنوی نیست بلکه در مورد افراد نیز صادق است. یعنی ما تا اندازه‏ای می‏توانیم تعیین کنیم که چه کسی را جذب خواهیم نمود.

طبق یافته‏های دانشمندان، هر کسی دربردارندۀ هاله‏ای از انرژی در اطراف خود است که این هالۀ انرژی به تفکرات فرد بستگی دارد؛  تفکرات مثبت هاله‏های انرژی مثبت و تفکرات منفی هاله‏های انرژی منفی را تولید می‏کنند. پس با توجه به اینکه هاله‏های انرژی در اطراف هر شخصی وجود دارد، مجاورت با افراد مثبت‏اندیش یا منفی‏نگر باعث تاثیر در رفتار ما می‏شود. برای مثال با خود تصور کنید که چرا یک کودک در بغل مادر خود احساسی بسیار خوب دارد؟ یقینا به این دلیل است که مادر با عشق خالص و ناب خود به کودک، انرژی خود را به او منتقل نموده و با بغل کردن کودک، وی را در فضای انرژی مثبت خود قرار می‏دهد. همینطور در مورد هاله‏های انرژی افراد خوب، مثبت نگر و … . و نیز هاله‏های انرژی افراد منفی نیز همینطور است. حتما تابحال همنشینی با افرادی که تفکرات منفی دارند همنشین شده‏اید. قطعا تا چند دقیقه یا ساعت دچار نوعی کاهش انرژی شده و حالت شادابی خود را از دست داده‏اید.

قانون جذب می‏گوید :
هر انرژی تمایل به جذب انرژی همانند خود را (در شکل کاملتر) دارد.

به همین دلیل است که قانون جذب به ما می‏گوید شما بخواهید (به خواستۀ خود فکر کنید) سپس ما با تصور کردن و تلقین به نفس و در واقع با تابش انرژی به هستی، آن چیزی که به آن فکر می‏کرده‏ایم را به شکل پرتراکم خود (یعنی جسم و تجسم یافته) به دست می‏آوریم. این اساس قانون جذب است. همچنین یک قانون در علوم پایه وجود دارد که می‏گوید :

همیشه شکل کم تراکم هر انرژی تمایل به جذب شکل پرتراکم و انبوه خود دارد.

در مورد جذب انسانها و اینکه ما چه کسانی را جذب می‏کنیم، نمی‏توان افرادی را که حضورشان در زندگی ما به دست خودمان نبوده و ناچارا در زندگی ما وارد شده‏اند را به حساب آورد، مانند پدر، مادر، برادر، معلم، همسایه و … . اما جذب دوستان و همسر مسئله‏ای است که تا اندازه‏ای می‏توان در آن به صورت اختیاری عمل نمود.

ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی ۵ بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی ۵۰ بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما تا اندازۀ ۲۰ نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به اندازۀ ۲۰۰ نمره به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.

پس در واقع افرادی را که ما ناخودآگاه جذب می‏کنیم، دقیقا همان بازگشت رفتار خودمان است که به صورت یک انسان در حضورمان ظاهر شده است. همان طور که بزرگان و مشاهیر جهان از قدیم گفته‏اند، انسانها و دوستان در واقع آینۀ رفتار ما هستند و دوستان می‏آیند تا ما خود را بشناسیم و جملاتی از این قبیل.

از طرفی طبق ضرب المثل “موش داخل کاسۀ آدم وسواسی میرود”، همیشه حساسیت بیش از حد به یک مسئله یا امری مهم و یا حتی غیرمهم باعث کشاندن و جذب کردن آن مسئله به سمت خودمان است (به دلیل ترس از به وجود آمدن مسئله). برای مثال ما از مریضی می‏ترسیم و همیشه اولین کسی که مریضی خاصی را می‏گیرد، خودمان هستیم و در مورد جذب انسانها، مثلا ما از افراد دروغگو خیلی بدمان می‏آید و همیشه به خود می‏گوییم “من از آدمهای دروغگو حالم بهم می‏خورد” و بالاخره دوستی می‏یابیم که الهۀ دروغگویی است و یا همیشه با خود می‏گوییم “من از انسانهای خسیس بدمان می‏آید” و در واقع این بد آمدن ناشی از ترسِ گرفتار شدن در دام آنهاست و نتیجتا یک انسان که اصلا شلوارش جیب ندارد (!) نصیب ما می‏شود. پس در قدم اول ما با تفکر منفی و ترس از گرفتارِ انسانهایی با اخلاق ناپسند شدن، در واقع به آنها فکر کرده و با قراردادن آن تفکرات در هالۀ انرژی خودمان، آنها را جذب می‏نماییم.

همچنین یکی دیگر از عواملی که بعضی افراد بد (یا به اصطلاح مریض روحی) جذب ما می‏شوند، سرزنش‏های قبلی است که به دیگران کرده‏ایم (طبق قانون کارما). برای مثال دوست ما همسری دارد که بسیار بداخلاق و خشن است. او را سرزنش کرده و مثلا به او می‏گوییم “توباید در انتخاب همسر بیشتر دقت می‏کردی، این چه همسری است که انتخاب کرده‏ای” و با این کار بومرنگ خود را به سمتی پرتاب می‏کنیم که باعث ناراحتی و دلخوری فرد می‏شود و باید منتظر بازگشت بومرنگ خود باشیم (زندگی بازی بومرنگهاست). چه بسا افرادی که در امر انتخاب دوست و یا همسر بسیار بیشتر از ما دقت کرده‏اند اما باز هم گرفتار نوع مشکل‏دار آن شده‏اند (در راستای امتحان الهی).

البته هیچ کس گناهکار و مسئله‏دار به دنیا نیامده است و آن دوستان و اطرافیان ناجور بوده‏اند که وی را به راه خطا کشانده‏اند، پس طبق گفتۀ لوییزهی، بهتر است فرد گناهکار را مریض بنامیم و بدانیم که یک مریض نیازمند درمان جسمی و روحی است.

چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟

خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدیهای افراد فکر نکنیم و اصلا از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلا به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است.

منبع : سخنان استاد حورایی، برداشتهای شخصی من

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • RSS
  • StumbleUpon
  • Yahoo! Buzz
  • Twitthis
  • Technorati
با عضویت در پورعلی.نت، اولین نفری باشید که مطالب جدید را دریافت می‏نمایید.
اشتراک توسط ايميل:
 
برگزیدۀ جدیدترین مطالب علمی - اجتماعی را در اینجا بیابید.

عضویت در فـيـد (خوراک)  اگر می‏خواهید بدانید فید (خوراک) چیست اینجا را کلیک کنید.
  1. ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۴ | #1

    سلام . یه سوال داشتم خدمتتون .آخه وقتی من خودم پیج رنکم شد ۵ لینک دادن بقیه به چه دردم می خوره . هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم .

    حالا اینجا را شما بخون http://www.persifun.com/about/ ببین هدف ما چند نفر چیه . خیلی خوشحال میشیم که تو این راه از مطالب و نظرات با تجربه هایی مثل شما کمک بگیریم .

    در ضمن این سه مطلب اخیرمون را هم اگه ببینی بد نیست :

    http://www.persifun.com/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%BE/

    http://www.persifun.com/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AA/

    http://www.persifun.com/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86/

    از وقتی که گذاشتی ممنون هستم .

    [پاسخ]

  2. samane
    ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ | #2

    salam
    aghaye pur ali mamnon az matalebeton jaleb va mele hamishe jazab lotfan javabe mailamo bedin? tanx

    [پاسخ]

  3. zeynab
    ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ | #3

    سلام . اقای پورعلی چطور میشه ایمان به استجابت بعضی خواسته ها رو توی وجود خودمون تقویت کنیم ؟ من با قانون جذب رابطه خوبی دارم اما ناخوداگاه روی مسائلی که بیشترین درجه اهمیت رو برام دارن تمرکزم کمی بهم میریزه و کمی شک میکنم که همین باعث نرسیدن به ارزوم میشه . خوشحال میشم جواب سوالم رو بدید .

    [پاسخ]

  4. ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۷ | #4

    ایمان به استجابت خواسته ها یک حس درونی هست که همیشه در ما وجود داره و بصورت باالقوه هست. اما اینکه چطور اونو فعال کنیم نیاز به مهارت داره. مهارت اول اینه که یقین داشته باشیم همۀ این هستی برای کمک به من و استجابت خواستۀ من دست به دست هم داده اند. دوم اینکه از براورده نشدن خواسته ها نترسیم چرا که ترس از براورده نشدن خواسته ها همانطور که قبلا عرض کردم باعث به تعویق افتادن استجابت انها و نیز عدم وصول به انها میشود. و مطلب بعدی اینکه بدانیم که هر وقت خواسته ای برآورده نشده و حاجتی گرفته نشده اشکال از ماست و باید ببینیم که در کجا لنگ میزنیم. کجای کارمان مطابق با جریان سیال هستی نیست. البته در این میان نباید از خیر وصلاحی که خودمان از آن بی خبریم صرفنظر کرد. زیرا برخی خواسته ها به ضرر ما هستند و خالق این هستی براورده شدن انها را برای ما صلاح نمیداند.

    با تشکر از پیغام شما

    [پاسخ]

  5. samane
    ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۳ | #5

    سلام اقای پور علی من واستون میل زدم اما جواب ندادین؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  6. ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ | #6

    چشم. همین امروز پاسخ خواهم داد (دوشنبه ۲۵ خرداد)

    [پاسخ]

  7. samane
    ۸ تیر ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۸ | #7

    سلام اقای پورعلی من این مطلب رو خوندم مرسی میشه یه جواب کاملتر راجع به اینکه چه طور ایمانمون رو نسبت به اون چیزی که می خوایم بیشتر کنیم بگین ؟راستی من یه جمله از انتونی رابینز خوندم که میگه((اگر پیشرو نباشی اوضاع هیچوقت تغییر نمی کنه منتظر نباش تا کشتی به سمتت بیاد به سمتش شنا کن))در کل میگه به سمت ارزوهاتتون حرکت کنید هر کاری که می دونید شما رو به هدفتون می رسونه انجام بدین وایمان داشته باشین که براورده میشه چون قرار ما با خدا این است که به هر چه ایمان کامل بدون هیچ نویزی داشته باشیم برامون واقعی می کنه.مرسی منتظر جوابتونم

    [پاسخ]

  8. samane
    ۸ تیر ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۶ | #8

    سلام اقای پور علی میشه یه جواب کاملتر راجع به اینکه چه طوری ایمانمون را برای رسیدن به هدفمون قوی کنیم بدین مرسی

    [پاسخ]

  9. سارا
    ۱۷ تیر ۱۳۸۸ در ۲۲:۰۱ | #9

    با سلام از مطالبتون لذت بردم البتهقبلا هم یه چیزهایی خونده بودم ولی یه سوال از خدمت تون دارم ایا فکر کردن راجع به کسی که دوسش داری باعث میشه که اون شخص به طرف ما بیاید ؟

    [پاسخ]

  10. سارا
    ۱۷ تیر ۱۳۸۸ در ۲۲:۰۵ | #10

    من به قانون جذب خیلی اعتقاد دارم چون با تمرین زیاد به نتایج مطلوب هم رسیدم میشه بیشتر راجع به قانون جذب توضیح بدید .

    [پاسخ]

    arman_azereng1@yahoo.com پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    قانون جازب طبیعی است

    [پاسخ]

  11. ۱۷ تیر ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۳ | #11

    سلام؛
    به نظر من باعث نمیشه که همون شخص خاصی که مد نظرمون هست همیشه جذب ما بشه اما شاید افرادی با مشخصات اون فرد کمی بیشتر و کمتر رو جذب کنیم.

    [پاسخ]

  12. ۱۷ تیر ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۴ | #12

    سلام
    در اینجا توضیحاتی مختصر داده ام :

    http://www.pourali.net/1387/09/19/

    با تشکر

    [پاسخ]

  13. سارا
    ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۵ | #13

    سلام خسته نباشید ممنونم از راهنمائیتون استفاده بردم.

    [پاسخ]

  14. هانیه
    ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۵ | #14

    سلام
    من دختری هستم ۲۴ ساله و قرار بود با کسی ازدواج کنم و هر دو نفرمون همدیگرو دوست داشتیم ولی خانوادش راضی نشودن و اون پاشو کنار گذاشت ولی من هنوز دوستش دارم. ازتون خواهش می کنم چطور می تونم اونو به سمت خودم جذبش کنم، ازتون خواهش می کنم کمکم کنید، خواهش می کنم

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    سلام؛
    شما همونطور که خودتون می فرمایید، همدیگرو دوست داشته اید. پس نیازی به جذب ایشون ندارید. اما مسئلۀ مهم این است که یک مانع که شاید انتظار آن هم می رفته استف باعث جدایی شما دو نفر از همدیگر شده. این مسئله را دو نوع می توان تعبیر نمود :

    ۱ – گاهی اوقات بعضی مسائل آنچنان باعث ناراحتی فرد می شوند که گویی دنیا را از وی گرفته اند اما پس از گذشت مدتی کوتاه و یا بلند معلوم می شود که همان مسئله ای که باعث ناراحتی شده بود بهتر که پیش آمد و اگر پیش نمی آمد شاید اوضاع بسیار بد و یا بدتر می شد. پس برخی مسائل در جریان هستند تا بهترین ها نصیب ما شود خواه خوشحال کننده و خواه ناراحت کننده.

    ۲ – بعضی مسائل در نهایتی ما تلاش می کنم و تمام هم و غم خود را بکار میگیریم، نتیجۀ دلخواه را به ما نمی دهند. ما شبانه روز بر روی آنها تمرکز کرده و وقت می گذاریم اما نمی شود. ولی وقتی روی مسئله ای زیاد تمرکز نمی کنیم و به حال عادی خود طی می شود، نتیجه ای دلخواه را می گیریم. این مسئله به وابستگی به هدف بر میگردد. وابستگی به اهداف گاهی اوقات نه تنها باعث بدست نیاوردن نتیجۀ دلخواه نمی شود، بلکه شاید باعث نرسیدن به هدف نیز گردد. پس چه بهتر که هدف خود را در سایۀ تلاش برای رسیدن به مقصود به دست هستی و خالق هستی بسپارید و با تفکر مثبت، بهترین ها را انتظار داشته باشید و از اینکه شاید به هدف خود نرسید، نترسید. ترس مانع رسیدن به هدف است.

    [پاسخ]

  15. مریم ستاری
    ۱ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۰ | #15

    سلام هر روز کاری رو با خوندن ایمیل شما شروع می کنم با کلی انرزی که از شما و دوستان دریافت میکنم خوشحالم از ارتباطی که با شما دارو و سپاسگزار هستم از همه آنچه که برایم آموختنی است امروز و این لحظه برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم
    مریم ستاری

    [پاسخ]

  16. نیلوفر
    ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۱ | #16

    سلام من علیرغم تمرکز زیاد به بزرگترین ارزوم نرسیدم و کسی که عاشقش بودم و اون هم عاشق من بود محبور شد باکسی که دوستش نداشت با جشم کریون عروسی کنه. ایا باید امیدوار باشم که برکرده من دارم به مرز جنون کشیده میشم خواهش میکنم راهنمایی کنید

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

    در مورد نرسیدن به اهداف باید در نظر داشته باشید که هدفی که شما داشته اید شاید بنابر دلایلی که خودتان نمی دانید برایتان مناسب نبوده و در شما نمی گنجیده است. ابتدا اینکه اگر به کلام خدا اعتقاد دارید، آیۀ ۲۱۶ سورۀ بقره پاسخ به این سوال شماست. مورد دیگر این است که در مواقعی که هدفی برای انسان میسر نمی شود، باید به اهداف دیگری روی آورد و مسیر موفقیت خود را از راهی دیگر طی کند. این فقط یک راه نیست که انسان را به موفقیت و دلخواه می رساند بلکه راههای زیادی وجود دارد.
    همچنین همانطور که خودتان می دانید، روان انسان به سرعت آنچه را که خود انسان نخواهد فراموش می کند. پس این شما هستید که خودتان را به هدفتان وابسته کردید و در جایی که کار از کار گذشته، باز هم وابسته به آن مانده اید.

    موارد فوق نظرات شخصی من بود. اگر عرایض فوق برایتان قابل قبول نیست، امیدوارم به بهترین راه ممکن برای رسیدن به خواسته یا خواسته هایتان دست یابید.

    [پاسخ]

  17. فهیمه
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۴:۵۱ | #17

    سلام میشه چون میدونه دوسش دارم رفته باشه ولی برگرده؟؟؟دارم دیونه میشم اخه براچی یه دفعه رفت .گفتش از روی عقلم تصمیم گرفتم اون موقع احساس بود به نظرتون برمیگرده؟؟

    [پاسخ]

  18. فهیمه
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۴:۵۲ | #18

    چه جوری میشه جذبش کنم ولی نبینمش؟؟

    [پاسخ]

  19. mosy_naq
    ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۲ | #19

    بابا خیلی مطالبت باحاله.ایول!

    [پاسخ]

  20. شیوا
    ۵ تیر ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۱ | #20

    سلام!۲۴سالمه و۴سال با پسری دوست بودم.ولی چون مامانش مخالف بودودختردیگه ای رو واردزندگی اش کردوباهم دوستن.خودش خیلی دوستم داره ولی سعی کرد نسبت بهش سرد بشم.میگه دست من نبود یهو شد.خلاصه الان یه وضعی بینشون پیش اومده که نمی تونه عقب بکشه!البته اینم بگم درسالهای دوستی اون همش ازاین میترسیدکه اگه مخالفت کنن وکلی فکر منفی..الان ۲ ماهه جدا شدیم.گاهی باهم حرف میزنیم
    کتاب ۴اثرروخوندم میگه به خدا بسپارش صلاح باشه برمیگرده وبیخیال پرسه بزن.قدرت فکر میگه بافکرخودمون زندگیمونو می سازیم.توکتاب رازدختری با تجسم بعداز۲ماه دوباره به عشقش که ازش جدا شده بود رسید.تجسم خلاق میگه هرروزچیزیو که میخوای تجسم کن تا به واقعیت بپونده.کدوم راه درسته؟شایدماقسمت هم بودیم وبا فکرای منفی اینجوری شد.حالا ممکنه با فکرای مثبتم همه چیز دوباره درست شه؟ولی اون خیلی فکرش منفیه واز مثبت اندیشی هم چیزی نمیدونه وهمش میگه من بدبختم وزندگیشو به دست خانوادش سپرده وتموم شده میدونه.
    اگه میشه جوابمو بدید خیلی گیج شدم نمیدونم چی کارکنم

    [پاسخ]

  21. ۹ تیر ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۷ | #21

    سلام،
    به نظر من چنین کسی قبل از برقراری ارتباط و ازدواج باید تفکراتشو عوض کنه که از همه مهمتر هست. چرا که چنین کسی در زندگی باعث شکست خواهد شد. (در صورتیکه طرز تفکر ادامه داشته باشد). این مطلب رو گوش بدید : http://www.pourali.net/1388/02/859.html

    [پاسخ]

  22. یاسمن
    ۱۰ تیر ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۱ | #22

    با سلام
    من نمیتونم قانون جذب رو بطور ۱۰۰% قبول کنم. چون هزاران نقض وجود داره که باعث میشه این قانون زیر سوال بره.
    بعنوان مثال بارها شده که به یک موضوعی که خواستم برام اتفاق بیفته کاملا تمرکز کردم و کاملا مطمئن بودم که میشه و یکهو غافلگیر شدم زمانی که دیدم خلافش اجرا شد.
    و هزاران نقض دیگر.
    لطفا در این زمینه به من کمک کنید تا بتونم تحلیل کنم.
    متشکرم

    [پاسخ]

  23. طرلان
    ۲۰ تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۸ | #23

    باسلام ، مدت ۲ سال با پسری دوستی داشتم خیلی خیلی همدیگر و دوست داشتیم البته نه از روی بچه بازی که خیلی از دختر پسرای امروزی همدیگر و دوست دارند ،‌ولی به دلیل مخالفت بیش از حد…
    (ادامه متن کامنت حذف گردید و پاسخ در پایین آمده است)

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ ۲:۳۶ ب.ظ:

    سلام.

    به نظر من شما باید دنبال ریشۀ اصلی باشید که چرا اون فرد مجددا پیگیر موضوع نشد. همچنین در مورد فردی که مورد علاقۀ شماست، شما می بایست خواستۀ خودتون رو بصورت منطقی و بدون هیچ گونه موضع گیری مطرح می کردید و حتی خودتون با اون خانم صحبت می کردید تا شاید ایشون قانع شن همچنین فرد مورد علاقۀ شما نیز باید به صورت منطقی با مادرش صحبت می کرده که هنوز هم گویا دیر نیست.

    اما مطلب مهمتر اینه که گاهی وقتا با وجود تلاش خیلی زیاد ما و پیمودن هر راه معقولی، باز هم اون چیزی رو که می خوایم رو بدست نمی آریم. در اینجا باید صبر کرد و منتظر ماند و چه بسا کارهایی که برای ما خیلی خوب و زیبا جلوه داشته ولی ما از عاقبت بد آونها مطلع نبودیم و این خداوند متعال بوده که جلوی او کارها رو گرفته از جمله ازدواج با افرادی که در نگاه و نظر اول بسیار خوب ومنطقی و ایده آل به نظر می رسند اما وقتی شرایط ازدواج با آنها مهیا نمی شود، می فهمیم که فرد اینکاره و اونکاره بوده و می گوییم “این قسمت ما بود” که در اینجا بهتر است بگوییم “این خدای ما بود که ما رو دوست داشت”. پس نگران نباشید. به رحمت خدا ایمان داشته باشید و به لطف اون توکل کنید، نه به زبان بلکه با دل و جان و مطمئن باشید که دیر یا زود فرد رویاهاتون رو بدست خواهید آورد. فقط به لطفش ایمان داشته باشید.

    [پاسخ]

  24. کیانوش
    ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۰:۳۰ | #24

    سلام دوست عزیز خواستم بپرسم که اگه دیگران یا مثلا دوست من در مورد اینده ی من فکر کند و بگوید کیانوش در اینده فلان میشود ایا این تفکر او به واقعیت میرسد یا نه؟
    تشکر

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    به نظر شما به واقعیت می رسد؟ من فکر نکنم!

    [پاسخ]

  25. رامیلا
    ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۹ | #25

    سلام دختری هسنم ۲۶ ساله که
    تومحیط کارم از یکی ازهمکارام خوشم اومده نمی دونم اونم به من علاقه داره یا نه ؟ هروقت بهش فکر میکنم محاله نبینمش .حتی بعضی از شبها که تو خوابم می آد محاله فردانبینمش . نمی دونم چرا وقتی همدیگرو می بینیم ناخداگاه هردومون بالبخندبه هم سلام می کنیم تاالان هیچ اتفاقی هم که باعث خندیدن ما بشه نبفتاده ولی این لبخندنمی دونم جریانش .چیه؟ تااونجای که فهمیدم فقط با من اینظوریه واقعا”ادم جدی ومغروریه وپسری که به هیچ دختری محل نمیده .خیلی دوست دارم واقعا” بدونم علاقه ای داره یانه چون بعضی موقعه ها ی دونم خیلی حواسش به منه -چطوری می تونم جذبش کنم.؟

    [پاسخ]

    م.پورعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۳ ق.ظ:

    در ابتدا ممکن است این دلبستگی زودگذری باشد که بر اساس عادت بوجود آمده و ملاقات هر روزه باعث شده که عادت دیدن تبدیل به جزء لاینفک زندگی روزمره شما شده باشد. اگر این را در نظر بگیرید که منطقا هم شاید همینطور باشد، کافی است این موضوع را بسیار ساده بگیرید. اما حالت دوم این است که خودتان عمل کنید و بهتر است از راهی که عقلتان به شما دستور می دهد عمل کنید.

    [پاسخ]

  26. شیدا
    ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۳ | #26

    من ۳سال قبل بمدت ۲ماه نامزد بودم تواین دوماه درمورد اون چیزهای رو فهمیدم که هیچکس حتی خانوادش نفهمیده بودن .مشکلاتی که میتونن چند نفر باهم داشته باشن اون یجا داشت .ادم دروغگو وخیانتکاری بود .فهمیدم مواد مصرف می کنه عصبی بود به دروغ قسم می خوردو …. با اینکه میگفت عاشقمه ولی دوست دخترهای زیادی داشت .ظاهرش کاملا آروم وخوب بودولی باطنش نه همین موضوع باعث شده که به تمام خواستگارام بدبین بشم .اگه دست خودم بود هیچ وقت ازدواج نمی کردم.واقعا” آدمهای پاک ونجیب دیگه وجود ندارن . آدمهای که عشقشون واقعی باشه.نسلشون منقرض شده.

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

Spam Protection by WP-SpamFree