Pourali.net   Pourali.net

فاجعه‏بار‏ترین اپیدمی‏های تاریخ (بیماریهای همه‏گیر)

یک بیماری، برای اینکه همه گیر و نام‏آور شود فقط کافیست که یک دور، دور جهان را طی کند. از نفر به نفر، گروه به گروه، شهر به شهر و کشور به کشور و سرانجام جهان. برای مثال بیماری آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخاست، سپس به آمریکا و سپس به نیوزلند و اسپانیا و … نیز راه پیدا کرد و اکنون در چین نیز مواردی مشاهده شده است. که بر پایۀ همین شیوع سریع، سازمان بهداشت جهانی درجۀ شیوع جهانی خود را از ۴ به ۶ افزایش داد، درجۀ ۴ به معنای انسان به انسان است که در نتیجه ممکن است جامعه را شامل شود. بیماری آنفلوانزای خوکی یک نسل پیشرفته از بیماری آنفلوآنزای اسپانیایی است، همان که میلیونها انسان را دهها سال پیش روانۀ خاک کرد.

توضیح : پاندمی، پاندمیک، اپیدمی یا همه گیری همه به این معناست که وقتی مردم یک منطقه در یک زمان و در یک مکان خاص به نوعی بیماری مبتلا شوند.

در اینجا خلاصه‏ای از ۵ بیماری همه‏گیر که بیشترین آمار مرگ و میر در دهه‏ها و صده‏های اخیر را داشته است، خدمتتان عرض می‏نمایم تا میزان فاجعه در سالهای پیشین را در نظر داشته باشیم و همچنین پیشرفت علم و تکنولوژی مهار بیماریها را مد نظر آوریم تا ما نیز احساس مسئولیت کرده و تا حد امکان قدمی هر چند کوچک برداریم :

آبله  (۴۳۰ قبل از میلاد – ۱۹۷۹)

این بیماری در ۱۰۰ سال گذشته حدود ۳۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. آماری وحشتناک که شاید قویترین سربازان و بزرگترین جنگها نیز چنین آمار مرگ و میر را نتوانند رقم زنند. فقط در قرن ۱۸ میلادی، حدود ۶۰ میلیون نفر در اروپا و فقط در سال ۱۹۶۷ حدود دو میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را از دست دادند.

این بیماری که فقط مربوط به انسانها می‏باشد تا کنون تلفات زیادی را گرفته که گفته می‏شود منشا آن ۴۰۰۰ سال پیش در مصر بوده است و همزمانکه مردم تجارت گستردۀ خود را آغاز نمودند، این بیماری را گسترش داده و آنرا به هند و ژاپن و سپس اروپا و آمریکا منتقل کرده اند. این بیماری چنان بود که زخم و دردهایی را در ناحیۀ دهان، گلو و بدن بوجود می‏آورد و شدت آن به نوع پوست بدن افراد و سیستم ایمنی بدن آنها بستگی دارد. این بیماری در ابتدا کوری سپس بدچهره‏ای و نهایتا مرگ را دچار می‏شد.

نهایتا در سال ۱۷۹۶ دکتر ادوارد جنر متوجه شد که از تزریق مایع حاوی آبلۀ گاوی به بدن یک پسربچه، وی نسبت به این بیماری ایمن شده است. به همین دلیل آوای ادوارد جنر به عنوان اولین شخصی که واکسن را اختراع نمود شناخته می‏شود. همچنین نام واکسن از کلمۀ واکا (vacca) به معنی گاو در لاتین گرفته شده است زیرا اولین بار از سرم خون گاو مبتلا به ابلۀ گاوی استخراج شده است.

وبا (۱۸۱۷ – امروز)

هنگامیکه یک نفر از آب یا غذایی که حاوی میکروب ویبریو کلرا (وبا) باشد استفاده کند، در صورتیکه هیچگونه درمان اولیه‏ای صورت نگیرد، ممکن است جان خود را در عرض ۴ ساعت از دست دهد که به مقاومت بدن شخص بستگی دارد. ویکیپدیای فارسی در مورد این بیماری چنین نوشته است : “این بیماری در گذشته در ایران به نام مرگامرگی خوانده می‌شده‌است…  وبا در طول تاریخ هفت بار همه‌گیری جهان‌گستر داشته‌است. در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا همه‌گیر شد اما امروزه وبا بیشتر در کشورهای جهان سوم به علت وضعیت ناسالم و غیر بهداشتی آبهای آشامیدنی دیده می‌شود.”

این میکروب با نفوذ به روده کوچک باعث دفع آب بسیار زیاد از آن می‏شود و کمبود شدید آب (دی هیدراسیون) و در نتیجه کم شدن مواد معدنی بدن و افت شدید فشار و در نتیجه مرگ را باعث می‏شود.

اولین همه‏گیری این بیماری در سال ۱۸۱۷ در کلکته هند، پس از یک فستیوال بزرگ سه ماهه که هزاران هزار نفر از سرتاسر جهان در آن شرکت کرده بوده‏اند، بوده است. در آن زمان افرادی که ناقل این میکروب بودند، در رود گنگ مشغول شنا شده و نتیجتا این بیماری در طول سه ماه به راحتی در سرتاسر هند گسترش یافت و به همین ترتیب یک همه گیری وبا شروع شد. مسافرین و بازرگانان این بیماری را به راحتی از این بندر به آن بندر و از این شهر به آن شهر انتقال دادند و نتیجه این شد که فقط در هند حدود ۴۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند. در سایر کشورها نیز امار وحشتناکی رقم خورده است که در همه‏گیری های بعدی امار نسبی پایینتر از اول بوده است.

آنفلوآنزا (۱۹۱۸ – ۱۹۱۹)

رتبۀ اول همه‏گیری بیماری‏ها از نظر خسارات تعلق دارد به همه‏گیری آنفلوآنزای اسپانیایی در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹٫ دقیقا زمانی که جنگ جهانی اول در حال اتمام بود، بسیاری از مردم در جای جای دنیا به این بیماری دچار شدند که متاسفانه در ابتدا همه خیال کردند که این همان سرماخوردگی معمولی است که همیشه با آن دست و پنجه نرم می‏کنند. در کمتر از دوسال، این بیماری جان ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان را در سرتاسر جهان گرفت و حدود ۲٫۵ تا ۵ درصد از جمعیت جهان را به زیر خاک فرو برد. در ابتدا خیال می‏شد که این همان مادر طبیعت است که به دلیل خرابی های زیادی که در طول جنگ جهانی اول به ان وارد شده، دارد تلافی می‏کند. مشکل اینجا بود که با اتمام جنگ جهانی اول گسترش این بیماری به حداعلای خود رسید به این صورت که سربازان مریض ویروس را به راحتی هرچه تمامتر به خانه و خانواده و محلۀ خود وارد می‏نمودند و عده ای دیگر را مریض می‏کردند.  در سال ۱۹۱۹، قریب به ۲۵% از آمریکایی ها به این ویروس مبتلا شدند.

این بیماری از طریق هوا منتشر می‏شود و علائمی از جمله درد عضلانی شدید، تب و لرز، سردرد و سرفه و … دارد، علائمی که عامل مرگ بسیاری از افراد شد. ذات الریه یا التهاب ششها یکی دیگر از عوارض این بیماری است که خیلی راحت می‏تواند انسان را از پای درآورد.

مرگ سیاه یا طاعون سیاه (۱۳۴۰ تا ۱۹۷۱)

در سالهای مابین ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱میلادی، قریب به ۷۵ میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را بوسیلۀ این بیماری باکتریایی از دست دادند. در مورد خاستگاه این بیماری روایات متعددی نقل شده است اما بیشترین احتمال بر این است که این بیماری بوسیله یک نوع موش کوهی به کک هایی که در پوست انها لانه داشته‏اند منتقل شده و سپس از طریق کک‏ها به بدن سایر جانداران بویژه موشها وارد می‏شده است. آنگاه این موشها و کک‏ها که مابین بارهای تجار و بازرگانان زندگی می‏کرده‏اند، بیماری را به جای جای دنیا منتقل نموده‏اند. همچنین تاتارها که برای تکمیل فتوحات خود به اروپا قدم گذارده بودند کمک شایانی به گسترش این بیماری کرده و آنرا به اروپای شرقی منتقل نمودند.

در ابتدای هجوم تاتارها، آنها متوجه مرگ مرموز عده‏ای از سربازان شدند که تصمیم گرفتند جسد انها را بوسیله منجنیق به مرکز شهر مورد نظر (کریما در اوکراین)در اروپا پرتاب کنند و بدین ترتیب بیماری را ارزانی داشتند و سپس بازرگانانی که در آن شهر مشغول کار بودند شهر را ترک کرده و بیماری را در سرتاسر اروپا و آفریقا پخش کردند. از تعداد ۴۰ میلیون نفری که در ان زمان در اروپا زندگی می‏کردند، ۲۵ میلیون نفر هلاک شدند.

بیماری طاعون به سه شکل خیارکی، ریوی و عفونت خونی وجود دارد. شکل خیارکی به این صورت است که معمولا در اطراف غدد لنفاوی متورم شده و دردناک می‏گردد و نوع ریوی از افراد حامل باکتری خیارکی و از طریق هوا و تنفس به افراد سالم منتقل می‏شود و بسیار کشنده است. نوع عفونت خونی در ادامۀ طاعون خیارکی بوجود می‏آید که در نتیجۀ فعالیت شدید دستگاه ایمنی می‏باشد.

مالاریا (۱۶۰۰ تا امروز)

با اینکه حیات حیوانات برای انسانها بسیار مهم است و امروزه تلاش زیادی برای حفظ آن می‏شود، باز هم بسیاری از مرگ و میر انسانها بدست آنها بخصوص شاخۀ حشرات انجام می‏گیرد. یک گزش بسیار کوچک توسط یک حشرۀ کوچک (آنوفل) می‏تواند باعث انتقال پلاسمودیوم به کبد شده و از آنجا خون فرد را آلوده کند.

اگر بیمار مبتلا به مالاریا تحت درمان قرار نگیرد، به دلیل قطع ارتباط خون با دستگاههای بدن، در عرض ۲ هفته جان خود را از دست خواهد داد. در حالیکه شیوع بیماری مالاریا معمولا در آمریکا و بخشهایی از آسیا واقع می‏شود، ۸۵ تا ۹۰ درصد از خسارات جانی متوجه آفریقاست، جایی که این بیماری سالانه جان یک میلیون نفر را می‏گیرد.

یکی از مهمترین و ساده ترین راههای پیشگیری از این بیماری جلوگیری از تماس پشه با بدن است.

منبع :(چکیده‏ای از) ویکیپدیا – highestfive scribd

پانوشت :

در طول ۳۰ سالی که ویروس ایدز شناسایی شده است حدود ۲۵ میلیون نفر جان خود را از دست داده و هم اکنون نیز بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود ۴۰ میلیون نفر ناقل این بیماری هستند. آیا این همه گیری  و اپیدمی خاموش نیست؟ آیا نباید نسبت به پیشگیری ان اقدام نمود؟

  1. soroush نوشته است:

    salam aghaye pouali age mishe lotfan aksaye chendeshavar nazarid makhsoosan able

    [پاسخ]

  2. گل سرخ نوشته است:

    سلام مهربون

    اگر کنجکاوی بدونی آدمها چند دسته اند یه سر به گل سرخ ما بزن……..

    منتظریم

    [پاسخ]

  3. مریم نوشته است:

    خیلی ناراحت کننده بود

    [پاسخ]