پیامهایی آموزنده که در سریال یوسف می‏توان یافت

بی‏تردید اکثر هموطنان سریال یوسف نبی را از ابتدا دنبال کرده و یا اینکه حداقل چند قسمتی از آن را دیده‏اند. با توجه به این مطلب و همچنین با توجه به اینکه روزهای شنبه به هرکجا که می‏رفتم صحبت از آن بود، تصمیم گرفتم پستی را با این محتوا تقدیم خوانندگان محترم نمایم. از خوانندگان محترم تقاضا دارم در صورتیکه برداشتهایی مخالف و یا موافق دارند در آخر مطرح نمایند.

داستان سریال یوسف نبی با توجه به اینکه با دقت تمام بررسی و نوشته شده و مورد تایید بسیاری از افراد متخصص در زمینه داستان‏های قرآنی قرارگرفته، بهتر است فقط به دید یک سریال معمولی آنرا نبینیم. البته ناگفته نماند که این سریال نقاط ضعفی را نیز با خود به همراه دارد.

در مورد دلیل مصائبی که بر سر یوسف و یعقوب آمده در پستی با نام “ماجرای یوسف و یعقوب از منظر قانون عمل و عکس العمل” توضیح داده ‏ام؛ اما در این پست نکات آموزنده‏ای که می توان از این سریال استخراج نمود را تقدیمتان می‏نمایم.

۱ – هر انسانی ممکن‏الخطاست : یعقوب نبی با ترک اولی (در این پست توضیح داده شده)  فرزندش را سی و اندی سال از خود دور کرده و همچنین یوسف نبی نیز به قعر چاه افتاد.

۲ – خلوت نمودن مرد و زن، با هر درجه از اطمینان و خودنگهداری، اشتباه است : همانطور که دیدید یک زن، نه زنی مانند زنهای دیگر – آبرودار و از خانواده‏ای متمکن – بازهم اسیر میل نفس شد و زندگی و آبروی خود را تباه نمود.

۳ – حسادت، انسان عامی و فرزند نبی نمی‏شناسد : حسادت زندگی هر انسانی را به آتش کشیده و آبرو و اعتبار فرد را از بین می‏برد، همانطور که برادران یوسف با اینکه فرزندان پیامبر خدا بودند، از روی حسادت آبرو و اعتبار خود را از دست دادند.

۴ – امیدواری به رحمت خدا، حتی در قعر چاه و بدون هیچ ابزاری، منجر به موفقیت و خلاصی از مهلکه‏های مسیر زندگی است.

۵ – افراد تاثیرگذار همیشه و همه‏جا باعث رونق می‏شوند : همانطور که یوسف مخوفترین زندان آن زمان مصر را تبدیل به استراحتگاهی سرسبز کرده بود، همیشه افراد تاثیرگذار در صورتی که تاثیرگذاریشان مثبت باشد، مفید واقع می‏شوند. چرا ما تاثیرگذار نباشیم؟

۶ – ادب، پاکیزگی، تلاش و پشتکار، جوانی چوپان را تبدیل به فرد اول مملکت می‏کند : همانطور که یوسف با رعایت این سه مورد به این درجات عالی رسید و عزیز مردم شد. بعضی از افراد می‏گویند ما کجا و آن کجا؟ که این برداشت غلط است.

۷ – فروتنی و تواضع انسان را در میان مردم عزیز می‏کند، همانگونه که تکبر و خودبزرگ‏بینی انسان را خرد و حقیر می‏نماید: نمونۀ آن را نیز به شهود دیدیم و مانند آهنربا، یوسف مردم را به دور خود جمع می‏نمود.

۸ – نظام زورگویی هرگز پایدار نیست : دست اندرکاران معبد را که می‏شناسید؛ با این همه تدابیر و برنامه‏های ویژه باز هم از بین رفتند.

۹ – عشق حقیقی به این صورت بود : در مورد زلیخا و عشق او حتما مواردی دستگیرتان گردید و در بسیاری از موارد در صورتی که عشقی به صورت خالص و ناب مطرح گردد سرانجام به مراتب عالی می‏انجامد.

۱۰ – راهکار را به دشمن نیاموزیم : یعقوب با توجه به این قضیه که کاملا آگاه بود که بیابان های اطراف مملو از گرگ است، باز هم به برادران یوسف گفت می‏ترسم گرفتار گرگ شوید و یوسف را گرگ بدرد، لذا برادران هم از همین موقعیت سوء استفاده نموده و از همین راه نقشۀ خود را عملی ساختند.

۱۱ – احترام به بزرگتر: با اینکه برادران یوسف همیشه به وی بی‏احترامی نموده و او را مورد آزار و اذیت قرار می‏دادند، باز هم او با برادران در اوج احترام رفتار می‏نمود.

۱۲ – وقتی خدا بخواهد یک نفر را عزیز کند، اگر همه کائنات نخواهند، او باز هم عزت خواهد یافت : همانگونه که دیدیم یوسف همین ماجرا را تجربه نمود.

۱۳ – آنکه به ما ظلم نموده را علنا رسوا نکنیم : همانطور که یوسف پس از بیرون آمدن از زندان در جواب سوالاتی که از او درباره علت به زندان افتادنش پرسیدند گفت از زنان مصر بپرسید آنها بهتر می‏دانند، نباید آبروی مردم را برد هر چند با آبروی ما بازی کرده باشد.

۱۴ – اجازه گرفتن از والدین : در جریان بردن بنیامین به مصر، برادران یوسف با آنکه هر کدام دارای خانواده‏ای بوده و ریشی سفید کرده بودند باز هم از پدر جهت بردن بنیامین به مصر اجازه گرفتند.

۱۵ – همنشینی با انسانهای مثبت منجر به موفقیت و عاقبت بخیری می‏شود: اگر دقت کرده باشید همه کسانی که در زندان با یوسف دمخور بودند، عاقبت بخیر شدند حتی آن دو نفری که یکی اعدام شد و دیگری به کارش بازگشت.

۱۶ – انسان هرقدر هم که منفور باشد، با صبر و پشیمانی از اعمال گذشته محبوب می‏شود : در مورد زلیخا این امر مشهود بود.

۱۷ – عامل موفقیت هر جامعه، تعادل طبقاتی است: همانطور که یوسف چندین بار در سخنرانیهایش اعلام کرد که من روزی را می‏بینم که فقرا غنی شده و اغنیا تعدیل شده‏اند.

۱۸ – دلبستگی به غیر معبود، عامل استرس و نگرانی: اگر دقت کرده باشید، این قضیه بسیار مشهود بود. یوسف و یعقوب چندین بار توکل به خدا را فراموش کردند، مثلا یعقوب مجددا دلبستۀ بنیامین شد و توکل به خدا را فراموش نمود که یوسف برای اینکه این رفتار پدر را از بین ببرد بنیامین را نزد خود نگاه داشت.

۱۹ – انسان با امید زنده است: یعقوب اگر امید به یافتن یوسف نداشت، در همان سالهای ابتدای فراغ از بین می‏رفت اما اینطور نبود و همیشه منتظر بود.

۲۰ – انسان توانایی تغییردادن دنیا را دارد، چه رسد به خود و اطرافیان خود : همانطور که یوسف تاثیرگذارترین فرد در مصر بود که بر فرد اول مملکت بزرگ مصر تاثیرگذاشته و کاری کرده بود که همه مطیع وی باشند. تاثیرگذاری کاری آسان است اما راه دارد.

29 دیدگاه در “پیامهایی آموزنده که در سریال یوسف می‏توان یافت”

  1. سلام دوست عزیز کاملا" درست همینطور که میگین…

    من از این یکی حالا سوا از این سریال مد نظرم هستش : افراد تاثیرگذار همیشه و همه‏جا باعث رونق می‏شوند چرا ما نشویم..

    پایدار باشید

    SAfiLO

    [پاسخ]

  2. سلام
    چطور بود در مورد عاقبت یوسف هم پیامش رو مینوشتی
    در مورد اینکه در آخر سریال خداوند پیامبری رو از فرزندان یوسف میگیره بخاطر اشتباهی که یوسف مرتکب میشه!

    [پاسخ]

  3. خوبه حد اقل شما دیگه تو سر این سریال نکوبیدی! اینترنت پر شده از ایرادهای بی‌پایه و اساس که مثلاً به خاطر کج بودن ابروی یاره کل فیلم رو زیر سوال می‌برن!!!

    [پاسخ]

  4. نکات مثبت……اینهمه هزینه برای نکات مثبت هان….؟؟؟ اینمه خرج ؟؟؟
    ۵۰ سال پیش بن هور ساخته شد ..۱۱ تا اسکار …نکات مثبت نداشت ؟؟؟
    ساخت فیلم تاریخی هنر میخواد ……
    پیشنهاد میکنم همه دست اندرکاران برن یه مجموعه ۹۰ شبی آموزشی(نکات مثبت) برای کودکان و طرفداران فعلی سریال بسازند…..به خصوص آقای ….از انتقاد نسبت به نظرم خوشحال می شم.

    [پاسخ]

  5. پورعلی عزیز خودت رو ناراحت نکن….
    وقتی کسانی اخلاق و ادب رو مزخرف میدونند به نظرت راه بازگشتی براشون هست؟
    به قول بچه ها گفتنی:خلایق هر چه لایق

    [پاسخ]

  6. میشد خیلی بهتر باشه! مخصوصا اگه خدا نمیومد بگه وقتی زن داری برو یکی دیگه هم بگیر!!
    این نکته ی بسیار ارزشمند سریال بود که مارو تشویق به گرفتن زن دوم و چندم میکنه!!
    از لحاظ تاریخی و افکت های تصویری هم که صفررر!
    نمیدونم ۶،۷ میلیارد پول رو خرج چی کردن!؟

    [پاسخ]

  7. به نظز من این فیلم باعث شد که کمی آدم بیشتر تامل کند !!!! یعنی این فیلم مثل یک سفره هست حالا میشه از نعمت هاش استفاده کنی یا میتونی با دید ایراد بگیر بهش نگاه کنی اون وقت هم بهره ای از این سفره نبردی هم اعصاب خودت خورد میشه …..دنبال خوباش باشید……
    من فکز میکنم بهترین فیلم در تاریخ سینمای ایران در مورد مسائل مذهبی بوده …

    [پاسخ]

  8. با سلام خدمت همه دوستان. این فیلم هر چی نکته مثبت داره واسه خود داستان هستش نه خود فیلم . به جرات میتونم بگم که این فیلم یکی از ضعیفترین فیلم هایی هستش که اینا ساختن. ریتم خیلی خیلی کند فیلم اینقدر اعصاب خوردکنه که آدمو از هرچی احسن القصص هست زده میکنه !! موسیقی متن فیلم هم که اصلا خوب نیست و کاملا ضعیفه. از همون اول معلوم بود سازندهای سریال واسه اینکه ۴ میلیاردشون بشه ۶٫۵ میلیارد اینقدر فیلمو کشش دادن . فیلمنامه هم که قربونش برم فقط واسه بقال سر کوچه ما دیالوگ توش ننوشتن . … در کل سریال از ۱۰ بیشتر از ۴ نمیگیره اونم تازه با ارفاق.

    [پاسخ]

  9. salam…

    mamnoon az in ke in matalb ra neveshti…

    tanha chizi ke mitoonam begam ine ke bara on donyamoon hich bahaneiee nemitoonim dashte bashim chera ke khoda hame chiz ra ba ma ashkar karde o tozih dade o esbat nemoode…

    in ma hastim ke bayat pand begirim o sar loheye karhamoon konim…

    ama afsoose man bishtar dar morede sakhtare majmooe hastesh…

    entezare man be onvane ye binande va be onvane kasi ke mosalman hastam va barha dastane haye mokhtalefi az aeeme roo baram naghl karadan va shenidam be tasvir keshide shodane in ghese va revayat besyar dame dasti va besyar kam rang o kam ramagh boode va dar besyari az lahzeha raha mishodeh va be samte bihoviyati miraft… manzooram khate dastan hastesh….

    man hanooz dar morede baghiye ajzaye majmoe mesle bazigari o… sohban nakarde o nemikonam ke jaye beshyar naghd vojod darad…

    dar kol kash mishod ke hade aghal 25% az on che ro ke ta be hal ashenideh boodam tasviri behtar azash mididam… motmaeen hastam ke majmooeye emam ali roo ba on hameoboohat ro va hata emam hassan va emam reza ro kasi faramosh nemikone…

    mamnoon

    omid kasi az nazare man delkhor nashe va be hamye avamele in majmooee khaste nabashid migam…

    piremardi 29 sale

    [پاسخ]

  10. این سریال از پایه و اساس مشکل داره اولین مشکل نگاه نکردن به تاریخه چون اگر ایشان فقط به سهل الوصول ترین منابع تاریخی یعنی جلد اول مجموعه ۱۴ جلدی تاریخ تمدن ویل دورانت هم مراجعه می کرد به راحتی می توانست دریابد که اشتباهی فاحش در روایت داستان حضرت یوسف در این سریال رخ داده است.
    براساس داستانی که در قسمت ۲۹ مجموعه یوسف پیامبر(ع) به تصویر درآمد این پیامبر الهی بعد از آنکه به مقام عزیزی مصر در دربار فرعون آمنهوتب چهارم منصوب شد با تدبیر توانست دومین فرمانروای امپراتوری بزرگ دنیای قدیم را یکتاپرست کند.
    این در حالی است که براساس روایت های معتبر تاریخی که در رأس آن عهد قدیم قرار دارد، حضرت یوسف(ع) که فرزند یازدهم حضرت یعقوب(ع) است حدود سال های ۱۶۰۰ پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان به دنیا آمد و بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داد به مقام نیابت سلطنت مصر رسید.
    این تاریخ برابر است با دوره تاریخ مصر میانه که با یک رخداد مهم تاریخی همزمان شده است. در حدود ۱۶۷۴ ق.م
    ۱۳ سال بعد از مرگ یکی از مقتدرترین فراعنه مصر یعنی آمنمحت سوم (با آمنهوتب ها که مربوط به دوره جدید هستند اشتباه نشود) برسر جانشینی وی نزاعی درگرفت که سرزمین بزرگ و حاصلخیز نیل را ضعیف کرد. نتیجه این ضعف حمله قبایل بیابانگرد آسیای صغیر به مصر و در دست گرفتن حکومت شد.
    این حاکمان بیگانه که بیش از دو قرن بر سرزمین مصر حکومت داشتند را در تاریخ هیکسوس ها یا حکومت چوپانان می شناسند. در این دوره حکومت سختگیری های دوران فراعنه عهد قدیم را نداشت هرچند حاکم خود را به عنوان پسر خدا معرفی می کرد اما سختگیری مذهبی به شدت گذشته وجود نداشت. به گفته بسیاری از منابع تاریخی حضرت یوسف(ع) در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به دربار بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد هم توانست عزیز مصر شود. حدود
    ۳۰۰ سال بعد از این دوره یعنی حدود ۱۳۸۰ ق.م زمانی که مصریان با شکست دادن پادشاهان چوپان بار دیگر حکومت سرزمین نیل را به دست گرفتند، فرعونی به حکومت مصر رسید که ویل دورانت با استناد به منابع دست اول مصری او را شاه زندیق نامیده است که مورخان او را به نام آمنهوتب چهارم می شناسند. او که جانشین پدرش آمنهوتب سوم شد شاعری بود که از تسلط بیش از حد کاهنان معبد آمون به تنگ آمد و خدای جدیدی را به مصر معرفی کرد به نام «آتون» و با برداشتن پسوند آمون خود را اخناتون یعنی راضی کننده آتون نامید. اخناتون براساس مجسمه ای که از او به دست آمده است مردی لاغر اندام با پلک های بزرگ و کاسه سر دراز بوده است که به گفته برخی از منابع احتمالاً به بیماری صرع دچار بود. او پایتخت جدیدی به نام اخناتون ساخت که در زمان بسیار کوتاهی به شهری آباد تبدیل شد. اما این پایتخت زیبا در حمله هیتی ها و جنگ های مذهبی از بین رفت. خود اخناتون نیز در جنگ داخلی شکست خورد و در اثر شدت یافتن بیماری درگذشت و با توجه به اینکه دارای پسری نبود، دامادش توت عنخ آتون که بعدها پسوند آمون یافت (همان فرعونی که مومیایی اش در موزه بریتانیا نگهداری می شود) به مقام پادشاهی مصر رسید. آنچه در قسمت بیست و نهم سریال پرخرج یوسف پیامبر(ع) صرفنظر از تمام مشکلات ساختاری به چشم می خورد این بود که برای نویسنده و کارگردان ظاهراً اهمیتی نداشته که فاصله میان این دو اتفاق بیش از ۳۰۰ سال بوده است و در ضمن علاوه بر این کتاب در کتاب سینوهه هم نامی از یوسف برده نشده و انتخاب آتون به عنوان خدای جدید به وسیله ی پدر زن آمونهتب بوده که می خواسته قدرت کاهنان رو کمتر کنه و در واقعه این فیلم تلفیقی از قرآن و کتاب سینوهه است که در واقع فیلمی تاریخی نیست بلکه تخیلی است و تمام اسامی از کتاب سینوهه در آمده ولی به محتوای آن توجهی نشده و مشکل دوم پر خرج بودن این فیلمه چون با یک صدم این هزینه میشد فیلم بهتری ساخت.

    [پاسخ]

  11. سلام،من بعد از چندماه دوباره به این سایت سر زدم.اصلا هم از سریال یوسف پیامبرخوشم نیومد،چون شخصیت پوتیفار (نمیدونم درست نوشتم اسمشو یا نه)رو خیلی مهربونتر و با شخصیت تر از یوسف نشون داد!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  12. سلام، من نمیخوام مثله این دوستمون یه مطلبی رو از یه جا کپی کنم و به استناد اون حرف بزنم
    ولی این فیلم با مطالعه هایی که روی که به جا مونده از "سینوهه پزشک فرعون پادشاه مصر"
    با ترجمه "ذبیح الله منصوری" و جمع آوری شده توسط "میکا والتاری" کردم،
    دیدم که این سریال از پایه و اساسش که همون زمان روی دادن این حوادث باشه، غلطه.
    پی نوشت: این کتاب توسط خود سینوهه نوشته شده و "میکا والتاری" نوشته های اون رو جمع آوری و ترجمه کرده…

    [پاسخ]

  13. سلام.برداشتتون از فیلم خیلی جالبه.اما نحوه آرایش و لباس پوشیدن هنرپیشه نقش یوسف طوری بود که ذهن رو کاملا منحرف میکرد و واقعا سخت بود که با وجود این شرایط حاکم بر فیلم بشه به این نتیجه گیری هارسید .مطلب جالبی بود. ممنون.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *